ســـــــــــاری

گاهنوشته های محمود زارع

بخشش خدا

دوستان من ! آنانی که همچو محمود بند بند گی پاره کرده
و رشته دوستی با رفیق گسسته
و روزی خدا خوردیم و فر مان ابلیس بردیم ؛ مایوس نباشید
که اگر ما از بند گی افتادیم , او از خدایی نیافتاده .....
و و هو الرحم الراحمین
شنیدم که میگفت : صدای استغفار گناهکاران دلشکسته را دوستتر دارد !!!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام به كمیل بن زیاد نخعى فرمود:
گوشه‏ گیرى اختیار كن
خویش را مشهور مگردان و
شخصیت خود را از مردم پنهان بدار
نام خود را بر سر زبانها مینداز

مرگ

بیاموز و عمل كن،
خاموش باش كه سلامت بمانى  ،
خوبان را شاد و شادمان كن گرچه فاجران خشمگین شوند و
باكى بر تو نیست هر گاه احكام دین خویش را آموختى مردم ترا نشناسند یا تو آنان را نشناسى.
و هر كس همیشه دلش در فكر و اندیشه و زبانش بذكر خدا مشغول باشد خدا دلش را از ایمان و رحمت و حكمت و نور پر كند و
همانا اندیشه كردن و عبرت گرفتن از دیگران از دل مؤمن سخنان حكمت آمیز بیرون آورد كه دانشمندان میشنوند خوشنود میشوند و خردمندان فروتن میگردند و حكیمان در شگفت آیند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...روى انّ اللَه عزّ و جلّ قال یا آدم لو غفرت لك فى الجنّة لغفرت لرجل واحد فكیف یتبیّن كرمى و رحمتى، اخرج الى الدنیا و ائت بالعصاة من ذریتك حتى اغفر لك معهم لیتبیّن كرمى و جودى و رحمتى.
دولت قرآن

أَبى وَ اسْتَكْبَرَ میگوید نافرمانى كرد ابلیس و بر آدم برترى جست كه او را سجود نكرد و گفت انا خیر منه ابو العالیة گفت لمّا ركب نوح السفینة اذا هو بابلیس على كوثلها و هى مؤخّر السفینة. فقال له ویحك قد غرق الناس من اجلك قال فما تأمرنى قال تب قال سل ربّك هل لى من توبة قال فقیل له انّ توبته ان یسجد لقبر آدم، فقال تركته حیّا و اسجد له میّتا؟ و قال النبی صلّى اللَه علیه و آله و سلّم اذا قرأ ابن آدم السّجدة فسجد اعتزل الشیطان یبكى یقول یا ویله أمر ابن آدم بالسجود فسجد فله الجنّة، و امرت بالسجود فعصیت فلى النّار وَ كانَ مِنَ الْكافِرِینَ


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

النوبة الثالثة
گناه بر بساط قرب و بعد

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ إِذْ قالَ رَبُكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً عالمى بود آرمیده درهیچ دل آتش عشقى نه، در هیچ سینه تهمت سودایى نه، دریاى رحمت بجوش آمده خزائن طاعات پر بر آمده، غبار هیچ فترت بر ناصیه طاعت مطیعان نانشسته، و علم لاف دعوى وَ نَحْنُ نُسَبِحُ بِحَمْدِكَ بعیوق رسانیده، هر چه در عالم جوهرى بود كى آن لطافتى داشت بخود در طمعى افتاده، عرش مجید بعظمت خود مینگرست و میگفت مگر رقم این حدیث بما فرو كشند، كرسى در سعت خود مینگریست كه مگر این خطبه بنام ما كنند، هشت بهشت بجمال خود نظر میكرد كه مگر این ولایت بما دهند، طمع همگنان از خاك بریده، و هر یك در تهمتى افتاده، و هر كس در سودایى مانده.

ناگاه از حضرت عزت و جلال این خبر در عالم فریشتگان دادند كه إِنِی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً این نه مشاورت بود با فریشتگان كه این تمهید قواعد عزت و عظمت آدم بود، و نه استعانت بود كه نشر بساط توقیر آدم بود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...امیر المومنین (علیه السلام) در ذیل بیان طولانی خود در نکوهش دنیا فرموده:
همانا دنیا سه روز بیش نیست:
ریاکاری

روزی که گذشته و دیگر باز نمی‏گردد، و
روزی که تو در آنی و بر تو لازم است که آن را غنیمت شماری و مطابق با دستورات لازمه آن کار کنی، و
روزی که نمی‏دانی مال توست و ممکن است آن را درک نمایی یا ادراک نکرده، بار سفر آخرت را ببندی.
باز توضیح بیشتری فرموده که:
روز گذشته تو حکیم تادیب کننده ‏ای که دنیا دار اقامت نیست و چون آب نهر زود گذر است.

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس ‏


و امروز تو، دوست مهربانی است که به زودی از تو خداحافظی می‏کند.بنابراین تا وداع نکرده، آنچه می ‏توانی از وی بهره‏ برداری کن، و اما فردا که نیامده، جز آرزویی بیش از آن در دست اختیار تو باقی نخواهد ماند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

النوبه الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ إِذْ قالَ رَبُكَ لِلْمَلائِكَةِ نیوش تا گوئیم اى محمد آن گه كه گفت خداوند تو فریشتگان را، إِنِی جاعِلٌ من كردگار و آفریدگارم فِی الْأَرْضِ اندر زمین خَلِیفَةً از پس شما در رسیده قالُوا گفتند أَ تَجْعَلُ فِیها مى خواهى آفرید در زمین مَنْ یُفْسِدُ فِیها كسى را كه در آن تباهكارى كند، وَ یَسْفِكُ الدِماءَ و خونها ریزد، وَ نَحْنُ نُسَبِحُ بِحَمْدِكَ و ما بستایش تو ترا مى ستائیم وَ نُقَدِسُ لَكَ و بآفرینهاى نیكو ترا یاد میكنیم.
شرم حصار دین

قالَ خداوند گفت فریشتگان را إِنِی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ من آن دانم كه شما ندانید.

وَ عَلَمَ آدَمَ آن گه در آدم آموخت الْأَسْماءَ كُلَها نامهاى همه چیز، ثُمَ عَرَضَهُمْ آن گه نمود آن چیزها همه عَلَى الْمَلائِكَةِ فرا فریشتگان. فَقالَ گفت ایشان را أَنْبِئُونِی خبر كنید مرا بِأَسْماءِ هؤُلاءِ بنامهاى آن چیزها كه چیست إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر مى راست گوئید كه بخلافت شما سزاوارتراید از وى، قالُوا فرشتگان گفتند سُبْحانَكَ پاكى و بی عیبى ترا لا عِلْمَ لَنا ما را دانش نیست إِلَا ما عَلَمْتَنا مگر آنچه تو آموختى ما را إِنَكَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ تویى دانا راست دانش راست كار.

قالَ یا آدَمُ اللَه گفت أَنْبِئْهُمْ خبر گوى فرشتگان را بِأَسْمائِهِمْ از نامهاى ایشان فَلَمَا أَنْبَأَهُمْ چون آدم فریشتگان را خبر كرد بِأَسْمائِهِمْ آن نامهاى ایشان قالَ گفت اللَه فریشتگان را، أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ نگفتم شما را إِنِی أَعْلَمُ كه من دانم غَیْبَ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ نهانها و پوشیده ها در آسمان و زمین، وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ و میدانم آنچه مى نمائید و پیدا میكنید وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ و آنچه نهان میداشتید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

Flight 655


..... Continue


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

اباصالح المهدی

جویند همه هلال و من  ،  ابرویت

گیرند  همه روزه  و من  ، گیسویت

از  جمله ی   این   دوازده    ماه   تمام

یک ماه مبارک است، آن هم رویت



بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... پس اینكلمه نه نام نه صفت اشارتست فرا هست." الّذى"  كنایتست از هست تا شنونده آشنا گردد و جوینده بینا و خواهنده دانا، و گفته اند هُوَ اشارتست به ذات، الَذِی اشارت به صفت، خَلَقَ اشارت به فعل. خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً میگوید بیافرید هر چه در زمینست از كوه و دریا و هر چه در آنست از جواهر و معادن و چشمها و جویها و نبات و حیوان صامت و ناطق و پرنده و زنده و چرنده و گرما و سرما و نور و ظلمت و سكون و حركت. این همه نعمت براى شما آفریدم و شما خود شمردن آن طاقت ندارید چنانك فرمود وَ إِنْ تَعُدُوا نِعْمَةَ اللَهِ لا تُحْصُوها، و این جمله نعمت و شما را از بهر دو چیز آفریدم یكى آنكه تا به نعمت من دنیا بسر میبرید و روزگار میرانید و منفعت میگیرید. دیگر آنكه منعم را بآن میشناسید و از مصنوعات به وحدانیت صانع دلیل میگیرید.
شرم

و گفته اند این آیت ردّ است بر قدریان كه على الاطلاق بى تقیید گفت خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً و كفر و فساد و معاصى در تحت آن شود لا محالة، و نه چنانست كه قدرى گفت آن در اجسام مخصوص است و افعال و اعراض از آن بیرونست كه در آیت تغییر و تخصیص نیست، و مقتضى لفظ اطلاق جز عموم و استغراق نیست بعضى متكلمان گفتند خَلَقَ لَكُمْ دلیلست كه حظر نیست و هر چه در دنیاست هر كسرا مباح است! جواب آنست كه این لام نه لام تملیك است و نه اضافت تخصیص بكله اضافت بیان و تعریفست، فكانّه یعرفنا انه خلقها لاجل منافعنا و موقع حاجاتنا، بعضها لانتفاع و بعضها لاعتبار. فكیف كه حظر و منع درین آیت نیست در نصوص اخبار و سنن هست، كه بعد ازین آیة نصوص اخبار و آثار بیان كرد و تفصیل داد بعضى حرام كرد و بعضى حلال و گشاده.

و سنت را رسد كه بر كتاب حكم كند كقوله تعالى وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِكْرَ لِتُبَیِنَ لِلنَاسِ ما نُزِلَ إِلَیْهِمْ و لیس هذا موضع شرحه. قومى گفتند این خطاب با مؤمنانست و بحكم این آیت هر چه كافرانند در زمین و مال ایشان فى مسلمانانست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

النوبة الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى إِنَ اللَهَ لا یَسْتَحْیِی اللَه تعالى شرم نكند أَنْ یَضْرِبَ كه زند مَثَلًا ما مثلى هر چه بود بَعُوضَةً به پشه فَما فَوْقَها یا چیزى كه فزون از آن بود فَأَمَا الَذِینَ آمَنُوا اما ایشان كه گرویدگانند فَیَعْلَمُونَ میدانند أَنَهُ الْحَقُ كه آن مثل راست است و نیكو و بر عیار حكمت مِنْ رَبِهِمْ از خداوند ایشان. وَ أَمَا الَذِینَ كَفَرُوا و اما ایشان كه كافرانند فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَهُ چه خواست اللَه؟ بِهذا مَثَلًا باین مثل كه زد یُضِلُ بِهِ كَثِیراً بآن مثل كه میزند فراوانى را بى راه میكند از رسیدن بمعنى حكمت آن وَ یَهْدِی بِهِ كَثِیراً و فراوانى را بآن راه مینماید.
ان الله بصیر بالعباد

وَ ما یُضِلُ بِهِ
و بى راه نكند بآن إِلَا الْفاسِقِینَ مگر ایشان را كه از فرمانبردارى بیرون شده اند.
الَذِینَ یَنْقُضُونَ ایشان كه مى شكنند عَهْدَ اللَهِ پیمان خدا كه و ریشان گرفت، مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ از پس محكم بستن پیمان او وَ یَقْطَعُونَ و مى برند ما أَمَرَ اللَهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ آنچه اللَه فرمود كه آن را به پیوندند وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ و در زمین تباهى میكنند أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ایشانند كه زیان كارانند.

كَیْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَهِ چونست كه كافر میمانید بخداى. وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً و شما نطفه هاى مرده بودید فَأَحْیاكُمْ پس شما را مردمان زنده كرد، ثُمَ یُمِیتُكُمْ آن گه بمیراند شما را ثُمَ یُحْیِیكُمْ پس زنده میگرداند شما را ثُمَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ آن گه شما را فا او خواهند گردانید.

هُوَ الَذِی او آن خداوندست خَلَقَ لَكُمْ كه بیافرید شما را ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً هر چه در زمین چیز است همه، ثُمَ اسْتَوى إِلَى السَماءِ آن گه آهنگ بالا كرد فَسَوَاهُنَ راست كرد و راغ آن آسمانها را سَبْعَ سَماواتٍ هر هفت آسمان وَ هُوَ بِكُلِ شَی ءٍ عَلِیمٌ، و او خداوند بهر چیز داناست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:..قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَهِ. یكى بمعنى قول چنانك بهشتیان را میگوید وَ آخِرُ دَعْواهُم یكى بمعنى سؤال چنان كه گفت ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ. یكى بمعنى ندا چنان كه گفت یَوْمَ یَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِیبُونَ بِحَمْدِهِ یكى بمعنى استعانت كقوله وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ و نظیر الآیة قوله تعالى قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُ. الایة.
الهی

سؤال كنند كه قرآن را مثل نیست چه معنى را گفت فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ؟
جواب آنست كه سورتى مثل قرآن بیارید بزعم شما كه مى گویید این قرآن را مثل است كه دروغ است و اساطیر الاولین.
جوابى دیگر گفته اند یعنى كه سورتى مثل قرآن بیارید در بیان و اعجاز، نه در حرف و كلمات كه از آنجا كه حروفست كلام عرب بیكدیگر ماند و او را مثل است.

و از هامسانى در حروف عربیّت هامسانى در بیان و نظم و اعجاز نیاید، و هذا قرع باب عظیم فى اثبات الصّفات للَه عزّ و جلّ و لیس هذا موضع شرحه.

و گفته اند مِنْ مِثْلِهِ اشارت ها با عبد است یعنى با محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم میگوید سورتى از مردى كه مثل محمد باشد بیارید اگر چنانست كه شما مى گویید كه محمد این سخن از بر خویش نهاده و ساخته است پس وى بشرى همچون شماست یكى را مثل او بیارید كه در صدق و امانت چون او بود، وانگه نویسنده و دبیر نباشد تا سورتى چنان بیارد. گفته اند كه در این سخن تنبیه است كه مثل محمد بیاوردن خود در طوق بشر نیست، قالوا و هذا امر تعجیز لانه علم عجز العباد عنه و لكنّه اراهم ذلك فى انفسهم. و برین قول من تبعیض راست و بر قول اول ابتدا را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

النوبة الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: یا أَیُهَا النَاسُ اى مردمان، اعْبُدُوا رَبَكُمُ خداوند خویش را پرستید و او را بندگى كنید، الَذِی خَلَقَكُمْ آن خداوند كه شما را او آفرید وَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ و ایشان را كه پیش از شما بودند لَعَلَكُمْ تَتَقُونَ تا مگر از خشم و عذاب او پرهیزیده اید.
قرآن

الَذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ. آن خداوند كه شما را این زمین كرد فِراشاً بساطى باز گسترده، وَالسَماءَ بِناءً، و آسمان كارى برداشته، وَ أَنْزَلَ مِنَ السَماءِ ماءً، و فرو فرستاد از آسمان آبى، فَأَخْرَجَ بِهِ تا بیرون آورد به آن آب مِنَ الثَمَراتِ از میوه هاى گوناگون رِزْقاً لَكُمْ شما را روزى ساخته انداخته بهنگام، فَلا تَجْعَلُوا لِلَهِ أَنْداداً خداى را پس همتایان مگویید وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ كه میدانید كه آسمان و زمین او آفرید و او ساخت روزى وَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ و اگر شما در شور دل و گمان میباشید، مِمَا نَزَلْنا از آنچه فرو فرستادیم، عَلى عَبْدِنا بر رهى و بنده خویش از پیغام، فَأْتُوا بیارید بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ یك سورة هم چون قرآن، وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ وانگه پس این معبودان كه دارید ایشان را خدا میخوانید مِنْ دُونِ اللَهِ فرود از خدا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر این كه از شما خواستند توانید و در توان نمودن راست گوئید.

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا ار پس نكنید كه نتوانید، وَ لَنْ تَفْعَلُوا و خود نتوانید، فَاتَقُوا النَارَ، پس از آتش بپرهیزید، الَتِی وَقُودُهَا النَاسُ وَ الْحِجارَةُ آن آتش كه هیزم آن مردم است و سنگ، أُعِدَتْ لِلْكافِرِینَ بساختند آن آتش ناگرویدگان را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

قطب ثالث
این قطب در فواید و نتایج عزلت و انزوای از خلق است.
قناعت

اول: عزلت یکی از راههای حقایق ایمان است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود بنده در صورتی می‏تواند حقیقت ایمان را درک نماید که گمنامی را از شهرت در میان مردم دوست‏تر بدارد، و دارایی اندک در نظر او از کثرت آن، محبوب‏تر باشد.

دوم: عزلت ایجاب می‏کند که انسان هرچه بیشتر و بهتر بتواند کارهایش را برای خدا انجام دهد، از ریا پاک نمایند.

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود:
زیان ندیده آدمی که برفراز قله کوه، روزگاری به سر برد تا مرگ گریبانش را بگیرد.آیا مردم خیال می‏کنند هرگاه کسی برای دیگران کاری انجام دهد ثوابش بر عهده مردم است و اگر کسی برای خدا عملی انجام دهد مزدش با خداست؟ از ریا کاری احتراز کنید که موجبات شرک به خدا را فراهم می‏سازد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... و در خبرست كه جهودان از رسول (ص) پرسیدند كه این رعد چیست؟ فقال مُلْكِ من الملائكة موكّل بالسّحاب معه مخاریق یسوق بها السحاب حیث یشاء اللَه گفت فریشته ایست بر میغ موكّل، آن را میراند بمخراق نور و هو شبه السّوط. تا آنجا راند كه فرمانست، و مخراق آن برق است كه مى درخشد.
سبح لله ما فی السموات و الارض

گفتند یا محمد (ص) آن آواز چیست كه میشنویم؟ گفت كه بانگ آن فریشته است كه بر میغ مى زند. چنانك شبان بانگ بر گوسپند زند.

آورده اند از رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلّم كه گفت در مدینه آواز رعد آمد آوازى بلند و دراز بر كشید، گفتا جبریل را پرسیدم كه چه میگویند؟ جبریل گفت من از میغ پرسیدم كه كجات فرموده اند كه باران ریزى؟ میغ گفت زمینى در حضرموت آن را بیمیم خوانند فرموده اند مرا كه آنجا باران ریزم. شهر حوشب ...... رسول گفت هر كه كه بانك رعد شنود خداى را یاد كنند كه ذاكران را از آن گزند نرسد. و گفتى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم هر گه كه آواز رعد شنیدى: " اللّهم لا تقتلنا بغضبك، و لا تهلكنا بعذابك، و عافنا قبل ذلك."


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

قطب الثانی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:..در این قطب بیان می‏کنیم که انسان می‏تواند از خلق برکنار می‏شود و گوشه عزلت برای خود انتخاب کند؛ و از پیشوایان برای انجام این موضوع ماذون است.
اخبار درباره عزلت و اذن در آن فراوان است و ما عجالتا به برخی از آنها که در خاطر داریم اکتفا می‏کنیم.
کس و ناکس
اول: ابوعبدالله بن ابی عمیر از ابراهیم بن عبدالحمید از ولید بن صبیح روایت کرده، گفت از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم می‏فرمود:

اگر محلی را که هم اکنون از طرف خدای متعال نایل شده و به انجام وظایف آن مامورم نمی‏بود، دوست می‏داشتم برفراز کوهی جای بگیرم که تا آخرین لحظه زندگی، نه من (آنها) را بشناسم و نه آنها از احوال من اطلاع حاصل کنند.

دوم: ابن بکیر از فضیل بن یسار از عبدالواحدبن مختار انصاری روایت کرده، حضرت باقر (علیه السلام) به او فرمود :
 
ای عبدالواحد! هرگاه مردی به طریقه حق و حقیقت قدم بگذارند، گفتار ناروای مردم که از وی تنقید می‏کنند و او را دیوانه می‏خوانند به حال وی زیانی ندارد، و اگر بر قله کوهی جای بگیرد و در آنجا برای همیشه به عبادت خدا بپردازد، باز هم سخنان بی‏ اصل افراد به حال وی ضرری نخواهند داشت.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا پیش از آنك معنى آیت گوئیم بدانك این آیت اشارت بدو گروه است از آن قوم كه رسول را دیدند: یك گروه از ایشان اهل صدق و وفاق اند، و دیگر گروه اهل شك و نفاق، و ما وصف و سیرت هر دو گروه بگوئیم آن گه بمعنى آیت باز آئیم ان شاء اللَه.
خدا

اما گروه اول كه اهل صدق و وفاق اند صحابه رسول اند، خیار خلق و مصابیح هدى، اعلام دین و صیارفه حق، سادات دنیا و شفعاء آخرت رسول خداى را بپذیرفتند و باخلاص دل وى را گواهى دادند و بر تصدیق یقین وى را پیشوا گزیدند و بتعظیم و مهر بوى پى بردند و بر سنّت وى خداى را پرستیدند. ایشانند كه اللَه گفت ایشان را كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَةٍ جَعَلْناكُمْ أُمَةً وَسَطاً شما اید امّت گزیده پسندیده.
.....

امّا گروه دوم اهل شك و نفاق بر سه فرقه اند:
از بهر آنكه نفاق بر سه رتبت است نفاق مهین و كهین و میانه.
مهین آنست كه در دل شك و نفاق بود و ریب چنانك گفت فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ و بغض مصطفى در دل گیرد و دشمنان وى را دوست دارد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ الَذِینَ آمَنُوا و مؤمنانرا مى فرهیبند یعنى میگویند با مؤمنان كه انّا معكم و على دینكم.
اللَه گفت وَ ما یَخْدَعُونَ إِلَا أَنْفُسَهُمْ و فرهیب نمى سازند مگر با خویشتن یعنى اذا كانوا غدا على الصّراط حیث یصیرون فى ظلمة، و یطلبون من المؤمنین النّور، فیقولون انظرونا نقتبس من نوركم فقد كنّا معكم، فتردّ علیهم الملائكة المؤمنون ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورا بما خدعتم فى دار الدّنیا المؤمنین.
الهی

و ما یخدعون و ما یخادعون هر دو خوانده اند بالف قرائت حجازى و بو عمرو ست، و بى الف قراءة باقى. و آن كس كه بالف خواند گوید اصل این یخدعون است لكن در معرض یخادعون افتاد كه در پیش است.

وَ ما یَشْعُرُونَ و نمیدانند كه آن فرهیب است كه در آنند و جز با خویشتن نمیكنند و گفته اند منافقان از بهر آن نفاق میكردند با مسلمانان و خود را بریشان مى آراستند تا اسرار مسلمانان بدانند و با كافران یكى شوند در بد خواست مسلمانان، اللَه تعالى وبال آن بایشان در رسانید و مؤمنانرا خبر داد در ضمیر ایشان تا نعمت دنیا و صحبت مؤمنان بریشان منغّص شد، و در عقبى با عذاب جاوید بماندند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

بسم الله الرحمن الرحیم
ستایش خدایی را که به برکات انوار الهی بر بندگانش تجلی فرموده، و آنان را از راههای شهوات داشته بازداشته.فیض حقانی خود را برای آنان ظاهر ساخته، آنها را به راه راست هدایت کرده،
باطن بین

و از طریق غفلت‏ها نجات بخشیده.صراحی می دوستی خود را به آنان عنایت کرده، و آنها را در بیابان شوق وصل خود سرگردان نموده.به او اطمینان کردند، بی‏نیازشان فرمود و او را پشتیبان خود قرار دادند، امورشان را کفایت کرد و ناراحتیها را از ایشان زدود.ظاهرشان را از آلودگی‏های دنیوی پاک کرد، و باطنشان را از انوار اسرار مکاشفات خود تابناک نمود؛
و درود بر برترین آفریدگان که متفرقات کمالات در وجود او جامع است، اعنی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و بر خاندان او که پیشوایان هدایت و بازماندگانش که سادات ولایتند.

و بعد، کتاب حاضر در موضوع عزلت و انزوا تألیف شده، و مطالب آن از مضامین گفتار آل رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) التقاط و اقتباس گردیده، و هم چنان که رویه نویسندگان هر فن است، این مجموعه را به نام التحصین فی صفات العارفین نامیدم، و مدار آن را بر سه قطب قرار دادم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

امیرالمومنین (ع) فرمود :
نهمین از فرزندانت - ای حسین (ع) - همان قائم بالحق است که پیروزی دهنده دین و گستراننده عدل است . . . اما بعد از غیبت و سرگردانی ،  که در این غیبت ، هیچ کس ثابت بر دین نمی ماند ، مگر مخلصانی که با روح یقین مباشرت دارند.(1)

علم و دانش
مولا علی (ع) فرمود :  
خداى سبحان فرموده است هر گاه كسى كه معرفت به من دارد  و نافرمانى مرا بكند من هم بر او چیره گردانم كسى را كه مرا نشناسد.(2)

 
حضرت امیر المؤمنین فرموده است:
همانا خدا را بندگانى است كه دلهایشان از خوف خدا شكسته بطورى كه هیچ سخن نمیگویند با اینكه آنان سخنسرایان فصیح میباشند، نجیب مردانند كه بسوى اعمال شایسته پیشى می ‏گیرند با اینكه مردان شایسته ‏اند خود نمائى بشایستگى نمیكنند كردار نیك زیاد دارند ولى اندك می ‏شمارند و خویشتن را ازبََدان می ‏شمارند با اینكه از خوبانند.(3)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مصطفى (ع) گفت دلها چهار است یكى برهنه یعنى از علایق در ان دل مانند چراغى افروخته، این دل مؤمن است از كفر و معاصى پاك و نور حق اندر وى تابان.
دیگر دلى است پوشیده گرد وى غلافى در آورده تا ایمان و توحید در آن نشود، این دل كافر است.

از رحمت خدا نومید مشو

سدیگر دلى سرنگون اول در آن بود معرفت عاریتى پس از معرفت خالى شد و نكرت بجاى معرفت نشست، این دل منافق است.
چهارم كه درو هم ایمانست و هم نفاق، مثل ایمان در وى مثل سبزى است كه آب خوش آن را مدد میدهد تا مى بالد و افزونى میگیرد و مثل نفاق در وى مثل جراحت است كه خونابه آن را مدد میدهد و زان مى افزاید هر كدام كه مدد وى غالب تر جانب وى قوى تر و بوى پاینده تر.

معروف كرخى این دعا بسیار كردى " اللّهمّ قلوبنا بیدك لم تملّكنا منها شیئا، فاذ قد فعلت بها ذلك فكن انت ولیّها و اهدها الى سواء السّبیل."


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ و برستاخیز و احوال غیبى چنان بى گمان باشند كه حارثه آن گه كه مصطفى پرسید از وى كه:كیف اصبحت یا برگحارثه؟ قال اصبحت مؤمنا باللّه حقّا و كانّى باهل الجنّة یتزاورون و كانّى باهل النار یتعاوون كأنّى انظر الى عرش ربّى بارزا مصطفى (ص) او را گفت عرفت فالزم. هذا عامر بن عبد القیس یقول لو كشف الغطاء ما ازددت یقینا.

أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِهِمْ. اینت پیروزى بزرگوار و مدح بسزا، اینت دولت بى نهایت و كرامت بى غایت، در فراست بریشان گشاده و نظر عنایت بدل ایشان روان داشته، و چراغ هدى در دل ایشان افروخته تا آنچه دیگران را غیب است ایشان را آشكارا، و آنچه دیگران را خبر است ایشان را عیان، ....

پیرى را پرسیدند كه این فراسة چیست؟ جواب داد كه ارواح تتقلّب بالملكوت فتشرف على معانى الغیوب، فتنطق عن اسرار الحق نطق مشاهدة لا نطق ظن و حسبان. و فی معناه انشدوا.
...
و انفسهم تحت الوجود قتیل حمهما اللَه، روزى فرا جنید گفت كه مردمان را سخن گوى و ایشان را پند ده كه ترا وقت است كه سخن گویى جنید گفت خود را باین مثابت نمیدانستم و استحقاق آن در خود نمیدیدم آخر شبى مصطفى را بخواب دیدم و كان لیلة جمعة فقال لى تكلّم على النّاس مصطفى وى را گفت كه سخن گوى مردمان را جنید گفت من همان شب برخاستم پیش از صبح و بدر سراى سرى رفتم فدققت علیه الباب فقال السرى لم تصدّقنا حتّى قیل لك. روز دیگر بجامع بنشست و خبر در شهر افتاد كه جنید سخن میگوید. غلامى نصرانى بیامد متنكّروا گفت یا شیخ ما معنى قول رسول اللَه اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ینظر بنور اللَه؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

النوبة الثالثةسوره بقره
" الم " التّخاطب بالحروف المفردة سنّة الاحباب فى سنن المحارب فهو سرّ الحبیب مع الحبیب، بحیث لا یطّلع علیه الرّقیب.
بین المحبّین سر لیس یفشیه
قول و لا قلم للخلق یحكیه
زان گونه پیامها كه او پنهان داد
یك ذرّه بصد هزار جان نتوان داد


در صحیفه دوستى نقش خطّى است كه جز عاشقان ترجمه آن نخوانند، در خلوت خانه دوستى میان دوستان رازى است كه جز عارفان دندنه آن ندانند، در نگارخانه دوستى رنگى است از بى رنگى كه جز والهان از بى چشمى نه بینند:

جمال چهره جانان اگر خواهى كه بینى تو
دو چشم سرت نابینا و چشم عقل بینا كن

تا با موسى هزاران كلمه بهزاران لغت برفت با محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم در خلوت او ادنى بر بساط انبساط این راز برفت. كه الف قلت لها قفى فقالت قاف آن هزاران كلمه با موسى برفت و حجاب در میان، و این راز با محمّد مى برفت در وقت عیان. موسى سخن شنید گوینده ندید، محمّد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم راز شنید و در راز دار مینگرید. موسى بطلب نازید كه در طلب بود، محمد بدوست نازید كه در حضرت بود.

موسى لذّت مشاهدت نیافته بود ذوق آن ندانسته بود، از سمع و ذكر فراتر نشده بود، همه روح وى در شنیدن بود از آن با وى فراوان گفت، باز محمّد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم از حدّ سمع بنقطه جمع رفته بود، غیرت مذكور او را با ذكر نگذاشته بود، موج نور او را از مهر بر گذاشته بود، تا ذكر در سر مذكور شد و مهر در سر نور، جان در سر عیان شد، و عیان از بیان دور، پس دل كه در قبضه نازد غرقه عیان خبر را چكند؟ جان كه در كنف آساید با ذكر فراوان چه پردازد؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

مولا علی (ع) : دو رویی و نفاق آدمی ناشی از حقارت و ذلتی است که در درون خود احساس می کند.(1)           

نفاق

مولا علی (ع) : بزرگی پروردگار نزد تو ، پدیده ها را در چشمت کوچک می نماید.(2)
( کسی که خدا را شناخت ، دیگر بزرگی در نظرش وجود ندارد )


مولا علی (ع) : کسی که مرگ را با چشم یقین نگاه می کند آنرا نزدیک می بیند و کسی که با چشم آرزو می نگرد آنرا دور می بیند.(3)


مولا علی (ع) :
همانا مردم طلب علم و دانش را ترک کردند ، به واسطه آنچه که از عالم بی عمل دیدند.(4)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

2) سورة البقره
النوبة الاولى
قوله تعالى بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ  بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
الم (1) سرّ خداوندست در قرآن
ذلِكَ الْكِتابُ این آن نامه است. لا رَیْبَ فِیهِ كه در آن شك نیست. هُدىً لِلْمُتَقِینَ ( 2) راهنمونى پرهیزگاران را.

دوست

الَذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ ایشان كه بنا دیده و پوشیده میگروند. وَ یُقِیمُونَ الصَلاةَ و نماز بپاى میدارند بهنگام خویش. وَ مِمَا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ (3) و زانچه ایشان را روزى دادیم هزینه میكنند.

وَ الَذِینَ یُؤْمِنُونَ و ایشان كه میگروند بِما أُنْزِلَ إِلَیْكَ بآنچه فرو فرستاده آمد بر تو از قرآن، و جز زان هر چه بود از پیغام و فرمان وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ و هر چه فرو فرستاده آمد پیش از تو از سخن و كتب و صحف. وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ( 4) و بسراى آن جهانى بى گمان میگروند.

أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِهِمْ ایشان كه بدین صفت اند بر راه نمونى و نشان راست انداز خداوند ایشان.
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 5) و ایشانند كه بر پیروزى و نیكى بمانند جاودان.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... رحمن است كه قاصدان را توفیق مجاهدت داد، رحیم است كه واجدانرا تحقیق مشاهدت داد. آن حال مرید است و این صفت مراد. الهیمرید بچراغ توفیق رفت به مشاهده رسید، مراد بشمع تحقیق رفت بمعاینه رسید. مشاهده برخاستن عوائق است میان بنده و میان حق، و معاینه هام دیدارى است. چنانك بنده یك چشم زخم غائب نشود بچشم اجابت فرا محبت مى نگرد، بچشم حضور فرا حاضر مى نگرد، و بچشم انفراد فرا فرد مى نگرد، بدورى از خود نزدیكى وى را نزدیك شود و بگم شدن از خود آشكارایى وى را آشنا گردد، بغیبت از خود حضور وى را بكرم حاضر بود، كه او نه از قاصدان دور است نه از طالبان گم، نه از مریدان غایب.

رحمتی کن بر دل خلق  و برون آى از حجاب
تا شود كوته بینان ز هفتاد و دو ملت داورى


مالک یوم الدینِ: اشارت است بدوام ملك احدیت و بقاء جبروت الهیت.
یعنى كه هر ملكى را روزى مملكت بآخر رسد و زوال پذیرد و ملكش بسر آید و حالش بگردد، و ملك اللَه بر دوام است امروز و فردا، كه هرگز بسر نیاید و زوال نپذیرد. در هر دو عالم هیچ چیز و هیچكس از ملك و سلطان وى بیرون نیست و كس را چون ملك وى ملك نیست. امروز ربّ العالمین و فردا مالك یوم الدّین، و كس را نبود از خلقان چنین.

عجبا كار رهى چون میداند؟ كه در كونین ملك و ملك اللَه راست بى شریك و بى انباز و بى حاجت و بى نیاز، پس اختیار رهى از كجاست؟
آن را كه ملك نیست حكم نیست، و آن را كه حكم نیست اختیار نیست، و ربّك یخلق ما یشاء و یختار ما كان لهم الخیرة.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ الباء بهاء اللَه، و السین سناء اللَه، و المیم ملك اللَه، از روى اشارت بر مذاق خداوندان معرفت باء بسم اللَه اشارت دارد ببهاء احدیت، سین بسناء صمدیت، میم بملك آلهیّت. بهاء او قیمومى، و سناء او دیمومى، و ملك او سرمدى. بهاء او قدیم و سناء او كریم و ملك او عظیم. بهاء او باجلال، و سناء او با جمال، و ملك او بى زوال. بهاء او دل ربا، و سناء او مهر فزا، و ملك او بى فنا.
الهی

اى پیش رو از هر چه بخوبیست جلالت
زهره بنشاط آید چون یافت سماعت
اى دور شده آفت نقصان ز كمالت
خورشید بر شك آید چون دید جمالت


الباء برّه باولیائه، و السّین سرّه مع اصفیائه و المیم منّه على اهل ولائه. باء برّ او بر بندگان او، سین سرّ او با دوستان او، میم منّت او بر مشتاقان او. اگر نه برّ او بودى رهى را چه جاى تعبیه سرّ او بودى، و رنه منّت او بودى رهى را چه جاى وصل او بودى، رهى را بر درگاه جلال چه محل بودى. و رنه مهر ازل بودى رهى آشنا لم یزل چون بودى؟

آب و گل را زهره مهر تو كى بودى اگر
مهر ذات تست الهى دوستان را اعتقاد
هم بلطف خود نكردى در ازل شان اختیار
یاد وصف تست یا رب غمگنان را غمگسار


ما طابت الدنیا الّا باسمه و ما طابت العقبى الّا بعفوه و ما طابت الجنة الا برؤیته. در دنیا اگر نه پیغام و نام اللَه بودى رهى را چه جاى منزل بودى، در عقبى اگر نه عفو و كرمش بودى كار رهى مشكل بودى، در بهشت اگر نه دیدار دل افروز بودى شادى درویش بچه بودى؟ یكى از پیران طریقت گفت الهى بنشان تو بینندگانیم، بشناخت تو زندگانیم، بنام تو آبادانیم، بیاد تو شادانیم، بیافت تو نازانیم، مست مهر از جام تو مائیم،صید عشق در دام تو مائیم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

مردم بدانید كه كمال دین در طلب علم است و بكار بستن آن، و راستى كه دانش جستن بر شما از طلب مال لازم‏تر است زیرا مال دنیا میان شما تقسیم است و براى شما ضمانت شده، دادگرى او را میان شما قسمت كرده و بزودى وفا كند براى شما بدان. و دانش براى شما نزد أهلش ذخیره است و مأمورید بطلب علم از آنها، بدنبالش بروید
علم و مولا علی
و بدانید كه مال بسیار دین را فاسد كند، دلها را سخت گرداند و علم بسیار توأم با عمل ؛ دین را اصلاح كند، و وسیله رفتن ببهشت باشد،
و خرج كردن , مال را بكاهد، و علم با خرج كردنش بیفزاید و خرج كردن علم اینست كه آن را در میان حافظان و راویانش منتشر كنى،
و بدانید كه همراهى با دانش و پیروى از آن ؛ دینى است كه براى خدا با آن دیندارى شود، و طاعت آن موجب كسب كردارهاى نیك گردد، و بدكرداریها را از میان ببرد و ذخیره مؤمنانست، و مایه سربلندى آنان در زندگى، و یاد(کرد) بخیر پس از مردن آنها،


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مفسّران از اینجا تفسیر صراط مستقیم كردند: یكى گفت قرآن است یكى گفت اسلام است یكى فرومایگانگفت سنّة و جماعة است. وجه دیگر آنست كه راههاى بخدا بسیارند بعضى راست تر و نزدیكتر و بعضى دورتر، از اینجاست كه قومى مؤمنان پیشتر به بهشت شوند، و قومى بسالها ازیشان دیرتر شوند، چنانك در خبر است. و همچنین راه سابقان خلافى نیست كه بحق نزدیكتر است از راه مقتصدان و راه مقتصدان نزدیكتر از راه ظالمان هر چند كه هر سه قوم رستگارند بحكم خبر اما راه ایشان بر تفاوت است، مؤمنان از خدا آن را میخواهند كه راست تر است و بخداى نزدیكتر و آن راه انبیا و صدیقان و شهیدان است چنان كه بعضى مفسران تفسیر كرده اند.

و در" علیهم"  سه قراءة مشهورست بصرى و نافع و عاصم بكسرها و ضمّ میم. در درج موصول بواو و در وقف بسكون میم. و " على " در لغت عرب چند معنى دارد: در وى معنى الزام است چنانك گویند لى علیك كذا اى وجب علیك و لزمك و معنى تمكن چنان كه گویند: فلان على رأس امره، و معنى فى كقوله تعالى عَلى مُلْكِ سُلَیْمانَ و بمعنى عند كقوله " وَ لَهُمْ عَلَیَ ذَنْبٌ " و بمعین من كقوله " إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَاسِ ".

غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ غیر تفسیر الّذین است یعنى آن نواختگان كه جز از مغضوب علیهم اند، و جز از ضالین. سهل تسترى گفت " و غیر المغضوب علیهم بالبدعة، و لا الضّالین غیر السنّة " نه راه مبتدعان كه خشم است از تو بر ایشان بآوردن بدعت و گم شدن از راه سنّت. تفسیر مصطفى بروایت عدى حاتم آنست كه المغضوب علیهم جهودان اند، و لا الضّالین ترسایان. و هر چند كه اللَه بر فراوان كس بخشم است اما بر جهودان دو خشم است و بر دیگران یكى كه گفت " فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ " یكى خشم وریشان از بهر تكذیب ایشان عیسى را و دیگر خشم بتكذیب ایشان محمّد را از بهر این بود كه المغضوب علیهم جهودان نهاد خاصّة.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

ای کمیل : برکت در مال کسی است که زکات بپردازد و به مومنان یاری و مواسات کند و به خویشان و بستگان صله و احسان نماید.

امام علی

ای کمیل : هیچ درخواست کننده ای را بی بهره برمگردان هرچند به نصف حبه انگور یا نصف دانه خرمایی باشد که صدقه نزد خدای متعال می بالد و رشد می کند.

ای کمیل : نیکوترین زیور مومن فروتنی است و زیبائی او در پاکدامنی و عفت ورزیدن و شرف او فهم و دانائی و سربلندی او ترک حرفهای بیهوده و یاوه است.

ای کمیل : تنگدستی خود را به مردم ابراز مکن و با عزت و آبرومندی جهت نیل به ثواب الهی بر فقر و درویشی خود صبر کن.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

شرحی بر یک رباعی عرفانی‏
بسم الله الرحمن الرحیم، و به نستعین و علیه التوکل
حمد و سپاس و ثنای بی قیاس حضرت واجب الوجودی را که اعیان ممکنات را از عالم غیب و علم به نور تجلی شهودی، در عالم عین و شهادت منور گردانید؛ و صلوات بی ‏غایت بر روان پاک راه بین راهنما باد، که سالکان مسالک طریقت و حقیقت را به ارشاد و رشد و هدایت، به اعلی مراتب وصول رسانید، علیه من الصلوه ازکیها، و من التحیات اصفیها.
بنده پادشاه

اما بعد، سائل صاحب بصیرت مسعود سیرت از معنای این رباعی سوال فرموده بود که :

از پنجه پنج و شش در شش به در آی
وز کشمکش سپهر سرکش به در آی‏‏
خواهی که چشی ذوق خوشیهای عدم
از ناخوشی وجود خوش خوش به درآی‏‏


بدان ای عزیز که بر رای روشن اصحاب دانش هویدا و مبرهن است که تعلق روح انسانی بدین بدن خاکی به جهت کسب معرفت حقیقی است که :
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (سوره ذاریات (51) آیه‏56.) ای: لیعرفون؛ و معرفت حقیقی کشفی به حصول موصول نمی‏گردد الا بعد از عروج از محابس تقیدات جسمانی و روحانی به اعلی مقامات اطلاقی، و این معنا به اتفاق کاملان میسر نمی‏گردد الا به ارشاد کامل عارف محقق، که طالب نیازمند را به طریق سلوک و مجاهده، به مقامات کشف و مشاهده تواند رسانید، که: هم قوم لایشقی جلیسهم (ر.ک: عوالی اللثانی، ج‏4، ص‏67-68.).


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و لینک بلامانع میباشد
ارسال به این مطلب را ارسال کنید به 100 درجه کلوب دات کام Share

همه پیوندها