چشم به راه

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... زیاده نشر نکرده و در همان لفافه بجهت مراعات اخلاق میگوئیم که یک زمانی یکی در ایامی خاص که داشتیم باشکال مختلف عرض خود میبرد و زحمت ما میداشت ... !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (عشق)

عاقبت روزی در تنهایی ای که دست داد سر صحبت با وی باز کردم و کم کمک موضوع را بدینجا کشاندم که چرا ... که چرا چنین ...؟!
بعد از سخنانی چند که گفت دریافتم رنج حسادت علیرغم میل باطنش عذابش میکند و از طرفی هم قدرت کنترل خویش نه داشته و نه قصد جدی در رفع اخلاق رذیله دارد...

عجب کردم که خودش هم خیلی بهتر از من در مذمت رذائل اخلاقی داد سخن داد و بخصوص از این رذیله - حسد - بیشتر از همه گفت و در رفع آن هم راههایی از کیمیای سعادت را بر شمرد و خلاصه خیرخواهی زبانی خویش را بحد وافری برخ کشید !

ساکت بودم و مشغول دو کار بیشتر گوش میدادم و گاه نیز پاس ضمیرش میداشتم ... متوجه شدم که گلایه ای از حضرت باری در باطنش دارد اما نمیگوید اما هر بار که از رذائل میگفت بخصوص از حسادت , بی اختیار و حتی بی تفطّن , پرده ای از باطن خویش بر من میگشاد ! نیک دریافتم که حدسم درست بود !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» الآیة...
قیامت قطعیست

اللَّه تعالى منّت نهاد بر مصطفى (ص) بهفت كرامت كه با وى كرد، از آن كرامتها كه او را بآن بستایند و بر وى ثنا گویند:
اول هدایتست و نصرت: « وَ یَهْدِیَكَ صِراطاً مُسْتَقِیماً، وَ یَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً».
دیگر نبوّتست و رسالت: « وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا».
سوم رأفتست ارحمت: « بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ».
چهارم بصیرت: «عَلى‏ بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی».
پنجم سكینه: « أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ».
ششم محبّت: « ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‏».
هفتم قربت: « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی»

اجل هر امت

در سبع مثانى پنج قول گفته‏ اند و مشهورتر و معروفتر آنست كه سوره فاتحة الكتاب است و علماء تفسیر و ائمّة سلف بیشتر برین ‏اند و دلیل برین خبر مصطفى است (ص)، قال رسول اللَّه (ص): « الحمد للَّه سبع آیات احدیهن»: بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم و هى السّبع المثانى، و هى فاتحة الكتاب، و هى امّ القرآن».
...
این سوره فاتحه را سبع مثانى بدان خواندند كه در هر نمازى و هر ركعتى بخواندن وى باز گردند، ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ...
و زنهار آنچه را خداوند به [سبب] آن بعضى از شما را بر بعضى [دیگر] برترى داده آرزو مكنید...
نبرده رنج گنج میسر نمیشود

گر ز چاه جاه خواهى تا بر آیى مردوار
چنگ در زنجیر گوهر دار عنبر بار زن


بزرگان دین گفتند: كه مرد تا بسر این خطرگاه نرسد، و این مقام فترت باز نگذارد، پیر طریقت نشود، و مرید گرفتن را نشاید. مردى باید كه هزار بار راه گم كرده بود و براه بازآمده، تا كسى را از بیراهى براه بازآرد، كه اوّل راه براه باید، آن گه راه باید.
آن كس كه همه بر راه باشد راه داند، امّا راه براه نداند و سرّ زلّت انبیاء و وقوع فترت ایشان اینست، واللَه اعلم و هو قرع باب عظیم طوبى لمن فتح علیه، و هدى الیه. ...

هر كه پنداشت كه رنج نابرده بمقصود میرسد متمنّى است، و العاجز من اتّبع هواها و تمنّى على اللَه، و او كه پنداشت كه برنج و طلب بمطلوب میرسد متعنّى است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ»
فاطمه پاره تن منست
انس بن مالك گفت: آن روز كه جبرئیل امین این آیت آورد: « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» دریاى حیرت و حرقت مصطفى (ص) بموج آمد و آن گوهر درد و سوز خویش برانداخت، گریستنى عظیم در گرفت، چندان بگریست كه جانهاى صدّیقان صحابه از آن گریه در سوزش افتاد و دلها در گدازش آمد، بحدّى رسید كه «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ»، و هیچكس از آن صدّیقان صحابه زهره نداشت كه از اسرار درگاه نبوّت بر رسد یا بپرسد كه آن چه حالست و چه بوده كه سید كونین و مهتر خافقین چنان غمگین و حزین نشسته غریوان و حیران،
آخر عبد الرحمن عوف بر فاطمه زهرا شد، دانست كه رسول خداى را بدیدار فاطمه آسایش و انس بود و اگر چه غمگین بود چون وى را بیند غم از وى بكاهد، گفت یا فاطمه رسول خدا را دیدیم بس حیران و گریان با دردى عظیم و سوزى تمام، ندانیم چه آیت بوى فرود آمده و چه چیز وى را بر آن داشته؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عدم تصریح نام
گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...اینقدر نگویید که الله تعالی چرا در کتاب " نام " نبرد و تصریح نکرد و ...
اولا تو از کتاب چقدر میدانی ؟!
ثانیا تو چه میزان به مهبط وحی و محل نزول آیات الهی نزدیکی و با آن طایفه و قبیله مفتخر قرابت داری ؟!

علی ولی وصی وارث

ثالثا چرا از بردن و یا نبردن یک " نام  خاص " ؛ در هراسی و دل درد داری ؟!
مگر ذکر نام در مصحف شریف یا تصریح بنام , دال بر شرافت فی نفسه صاحب آن نام است ؟! که میدانی و وجدان میکنی که نامهای بسیاری نه ذکر بل بتصریح در کتاب آمد که بر تعنت و شقاوتشان گواهی دهد !!

خود نام مبارک حضرت ختمی مرتبت در تکرار و تعداد ذکر در مصحف مکرم در مقایسه با اشقیاءیی که نام از آنان در آن است را چه نسبتی است ؟!
باز هم وجدان خواهی کرد که نام پاکان گاه بسی کمتر ذکر شده بلکه بیشتر بصفت و فضیلت امتیاز داده شده اند و اگر دیده پاک داشته باشی و جانی در عطش حقیقت باید دریابی که خداوند تبارک تعالی غیور است و در این صفت فرادست همه غیوران هستی است و غیرت حضرتش گاه اقتضاء آن میکند که بدوستان تصریح نفرماید بل باشاره مختصر کند که در غیرت دوستی چنین نام نبردنی بتصریح , از بلاغت و فصاحت باشد که ارباب ادب در لسان عرب گفته اند که گاه صریح نگویند تا در مدح بلیغتر باشد و به دوستی نزدیکتر !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» ... «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ» ...

خدای غفور رحیم

دوزخ هفت درك است زبر یكدیگر، هر دركى را درى است كه اهل آن درك بآن در درشوند:

درك اوّل جهنّم است
سمّیت جهنّم لانّها تتجهّم فى وجوه الخلق، این جهنّم جاى عاصیان امّت احمد (ص) است، ایشان كه اهل توحیدند امّا گنه كارانند بقدر گناه ایشان را درین جهنّم عذاب كنند و بعاقبت بیرون آیند و ببهشت شوند و عذاب ایشان از تبش آتش بود نه از عین آتش كه درین درك عین آتش نباشد، فاذا خرج منها اهل التّوحید جعلت طبقا على سائر الدّركات.

درك دوم لظى است
و هى التی تتلظّى اى تتلهّب...این درك دوّم جاى جهودان است، یقول اللَّه تعالى: «كَلَّا إِنَّها لَظى‏ نَزَّاعَةً لِلشَّوى‏».

درك سیم حطمه است
ترسایان درین درك باشند، قال اللَّه تعالى: «لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ» الآیة...،

فرشتگان امر حق آورند

خزائن اللَّه فى الارض قلوب العارفین، خداى را جلّ جلاله در زمین خزینها است و آن خزینها دلهاى عارفانست و سرّهاى مریدان، و آنكه در آن خزینها درهاست شب افروز و ودیعتهاى گران مایه و بدان آراسته و نگاشته،
بعضى بلطایف علم آراسته: دلهاى عالمانست،
بعضى بحقایق عقل نگاشته: دلهاى عابدانست،
بعضى ببدایع سرّ پرداخته: دلهاى عارفانست.
آن گه مهر ربوبیّت بر آن نهاده و در صدف قدم بسته كه: قلوب العباد بین اصبعین من اصابع الرّحمن.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ الآیة... (*) در همه قرآن هیچ آیت نیست در بیان فضیلت مصطفى (ص) تمامتر ازین آیت كه وى را خاص است، كس را در آن شركت نه.
محمد (ص)

ربّ العالمین دو عهد گرفت از خلق خویش، و دو پیمان ستد از ایشان:
یكى آنكه پیمان ستد از همه خلق بر خدایى و كردگارى خویش. چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُكَ مِنْ بَنِی آدَمَ الآیة.
دیگر آنكه: پیمان ستد از فریشتگان و پیغامبران بر نبوّت محمد (ص) و نصرت دادن وى، چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ ... و این غایت تشریف است و كمال تفضیل كه نامش با نام خویش بزرگ كرد، و قدرش با قدر خود برداشت.

پیش از وجود محمد (ص) بچندین هزار سال فرمان آمد كه: یا جبرئیل! من دوستى خواهم آفرید، نام وى محمد (ص) , ستوده و نواخته من، نام او قرین نام من، قدر او برداشته لطف من، طاعت داشت او طاعت من، قول او وحى من، اتّباع او دوستى من.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَذِینَ كَفَرُوا...
هم نواخت است و هم سیاست! هم كرامت و هم اهانت. مؤمنان را كرامت است و كافران را اهانت. دوستان را نواختست و دشمنان را سیاست.

محمد (ص)

میگوید: اى شما كه مؤمنان اید فرمان ما را گردن نهادگان، و دوستى ما را بجان و دل خواهان، چون كافران مباشید، و خوى ایشان مگیرید، و راه ایشان مروید!
ایشان بیگانگان اند و شما آشنایان، ایشان راندگان اند و شما خواندگان.
ایشان حزب شیطان اند و شیطان را مهمان: أُولئِكَ حِزْبُ الشَیْطانِ أَلا إِنَ حِزْبَ الشَیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ. شیطان ایشان را مى خواند تا بدوزخ كشد و بكام خود كند، إِنَما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَعِیرِ.
و شما كه مؤمنان اید حزب خدااید، و خدا را مهمان!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بدترین آفت هر اجتماعی آنست که اِشغال جایگاهها متناسب با توانایی اشخاص نباشد!
بعض لباسها باندام و قواره کسان دیگری جور در نمی آید؛ یا اندام از لباس کوتاهتر است یا قواره از لباس کوچکتر !
در مصحف شریف این جایگاه با واژه امانات ذکر و تصریح شده است و حضرت حق امر (توجه نمایید امر؛ نه توصیه) فرمود که امانات را به اهلش بسپارید (
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها)

شما در هر کشوری هر نوع اختلال و ناکارآمدی را فقط و فقط زمانی می بینید که مسئولین آن کشور اهلیت لازم را برای تصدی جایگاههایی که دارند؛ ندارند!
در اینصورت است که هیچ امیدی به آینده تا زمانی که اهلیت همانند مصحف شریف ؛ مقدس شمرده نشود؛ نباید داشت! و ... خلاصه هر که این بادیه را طی نکند حاتم نیست !

در یک اثر قدیمی ماجرایی را خواندم که مختصرش چنین بود:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة الحجر- مكیة
نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
سورة الحجر مكّى است، نود و نه آیتست و ششصد و پنجاه و چهار كلمت و دو هزار و هفتصد و شصت حرف و در این سوره نه ناسخ است نه منسوخ مگر دو نیمه آیت: «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ»، و دیگر «وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ». این هر دو بآیه قتال منسوخست.

سرگرمی آرزو

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الر تِلْكَ آیاتُ الْكِتابِ»
مى‏گوید این حروف آیات كتاب خداوند تبارك و تعالى است، كتاب قرآن كه پیدا كننده احكامست: «یبین الرشد من‏ الغى و الهدى من الضلال» باین قول كتاب قرآنست و قرآن كتاب ... باین قول معنى آنست كه این آیات آیات كتاب خداوند تعالى است، آن كتابها كه پیش از قرآن فرو آمده بپیغمبران، آن گه گفت: «وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ» اى و آیات قرآن مبین. مى‏گوید آیات كتب پیشینه است و آیات قرآن مبین در معنى همه یكسان و همه كلام خداوند جهان.

«رُبَما یَوَدُّ»
... مفسران سه قول گفته ‏اند:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً »
وعده خدا تخلف نمیکند
ابراهیم (ع) درین آیت از حق دو چیز خواست:
یكى امن مكّه از استیلاء دشمن،
دیگر امن دل از غلبه سلطان هوا،

گفت بار خدایا این شهر مكه را حرمى گردان ایمن كه هیچ جبّارى را بر آن دست نبود و هیچ كس را درو ترس نبود، رب العالمین دعاء وى اجابت كرد و آن را حرمى ساخت مبارك و جاى امن، چنانك گفت: « مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً » هرگز هیچ جبّارى را در آن دست نه و هر كس كه شود در آن حرم از آدمى و غیر آدمى، از صید وحشى و مرغ هوایى او را بیم نه.

و امن دل كه خواست از روى اشارت آنست كه گفت: « وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ »، هر چه ترا از حق باز دارد آن صنم تو است و هر چه دلت بدان گراید و نگرد جز از حق آن هواء تو است، و ربّ العزّه میگوید: «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ».

یكى را مالى و تجارتى در پیش، یكى را زن و فرزند در پیش،
یكى را جاه و حشمت در پیش،
یكى در بند حرمت پارسایى و خویشتن دارى بمانده و از آنجا قدم بر نگرفته،
یكى طاعت و عبادت قبله خود ساخته و نگرستن بدان و تكیه بر آن حجاب راه وى گشته،
و ربّ العالمین مى‏گوید: « وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
اى شما كه مؤمنانید، اگر مى‏خواهید كه دلهاتان حرم نظر خود گردانم و از حجاب قطعیت ایمن دارم، یكبارگى روى بما نهید و از همه بر گردید،
یك بار با راه خود مى‏خواند بزبان صنایع تحقیق آشنایى را،
یك بار با خود مى‏خواند بزبان كشف تأكید دوستى را،
مى‏گوید: یكبارگى با وى پردازید از خود شناخت حقّ وى را، چشم فرا كنید از طاعت خود دیدار منّت وى را، باز رهید از هستى خود چشیدن دوستى وى را، این بود كه ابراهیم مى‏خواست بآنچ گفت: « اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ ».

جعفر صادق (ع) در تفسیر این آیت گفت:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِیراً»
دیگرپرستان همان بت پرستانند

گفته ‏اند كه اضلال اصنام آنست كه شیطان در دهنهاى ایشان شود و آواز دهد و كافران بآن گمراه شوند،
...
«رَبَّنا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی»
تاریخیان گفتند: میان طوفان نوح و مولد ابراهیم (ع) هزار و دویست و شصت و سه سال بود و ابراهیم را در عهد نمرود بن كنعان زادند و پس از آنك ربّ العزّه او را از آتش نمرود خلاص داد از ناگرویدگان و دشمنان دین اعراض كرد و لوط با وى بود و ساره زن وى و جمعى مؤمنان باعلاء كلمه حق كوشیدند و از كفر و كافران بیزارى گرفتند، چنانك ربّ العزّه از ایشان حكایت كرد كه ایشان گفتند:
«إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا»
رهبرانی که قوم خود بهلاکت برند

معنى آنست كه مؤمنان و دوستان را فردا به بهشت فرود آرند در آن سراى پیروزى و نعیم باقى و ملك جاودانى، امّا ظاهر لفظ ادخل آنست كه این حكم راندند روز اوّل در عهد ازل و مؤمنان را آن روز ببهشت فرو آوردند كه این حكم راندند، نه خواستى تو است كه مى‏دروا كند،
كرده ازلیست كه مى آشكار كند، نه امروزشان مى‏نوازد كه در ازلشان نواخته است و این كار پرداخته،
عابد همه نظاره ابد كند، بیم وى از آن بود كه تا فردا با من چه كنند،
عارف همه نظاره ازل كند، سوزش همه آن بود كه در ازل با من چه كرده‏ اند،
او كه در ابد نگرد همه ركوع و سجود بیند،
او كه در ازل نگرد همه وجد و وجود بیند، از دیدار خود غایب بود، نه خود را بیند نه از خود، بلكه همه حق را بیند و حق را داند،
او كه به ابد نگرد هر چه بدو دهند قبول كند و بآن قانع شود، و او كه بازل نگرد نه هیچیز قبول كند نه بهیچ خلعت قانع شود، اگر هر چه در كونین خلعتست او را بآن بیارایند هر لحظتى كه بر آید برهنه ‏تر بود، و اگر كلّ كون مائده ‏اى سازند و پیش دل وى نهند وى را از آن نزل چاشنى نیاید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»
کلمه خبیثه
آیت پیش وصف الحال كافران و بیگانگانست و مآل و مستقرّ ایشان و این آیت حكایت حال مؤمنانست و سرانجام كار ایشان مى‏گوید پس از آنك كار شمار برگزاردند و مرگ را گشتند هر كس را سزاى خویش دهند و بمستقرّ خود فرود آرند، دشمنان را بدوزخ و دوستان را ببهشت، آن گه بهشت را صفت كرد گفت: «تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ».
...
«خالِدِینَ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ»
اذن اینجا امرست و اطلاق و این رده معتزلیان و قدریان است كه ایشان معنى اذن علم مى‏گویند از بیم آن كه در آن آیت كه: «وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» خلاف معتقد ایشان بر ایشان لازم آید اگر بر اطلاق حمل كنند، و اگر چنانست كه ایشان مى‏گویند كه اذن بمعنى علم است درین آیت كه: «خالِدِینَ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» پس كسى دیگر ایشان را در بهشت مى‏آرد نه اللَّه و نه بفرمان اللَّه و این كفر صریحست


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بدون شرح

حاتم طائی حسینی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...در مجالس صدوق (ره ) از حضرت عیسى بن مریم علیهماالسلام روایت است كه :
آن حضرت در میان بنى اسرائیل بپا خواست و فرمود:

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اى بنى اسرائیل براى جاهلان حدیث حكمت نخوانید كه به حكمت ستم كرده اید، و حكمت را از اهلش باز ندارید كه به آنان ستم نموده اید، و ظالم را در ظلمش یارى ندهید كه فضل شما تباه خواهد شد

و غزالى نیز در احیا مى گوید كه :
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله : با حذیفه اسرار الهى و از توحید تلقین مى كرد،
چون عمر آمد آن حضرت ساكت شد،
عمر گفت : یارسول الله آن چه مى فرمودى بفرما،
آن حضرت فرمودند: ان العسل یضر الرضیع . ... « عسل برای شیرخواره مضر است !!! »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تیغ تیزی گربه دستت داد روزی  ، روزگار
هرچه می خواهی ببر اما نبر نان کسی ...

نان برّ ها
این بیت به ظاهر ساده و بدون ارایه ی آن چنانی برای هر شنونده ی صاحب دلی ، عبرت آموز است و دل نشین . نمی دانم اولین بار که این بیت را شنیده ام چه زمانی بوده است . به یقین در دوران قبل از نوجوانی ام باید باشد که پیوسته درمد نظرم بوده است . گرچه  خوشبختانه در موقعیتی نبوده ام که  روزگار «تیغ تیز» و یا حتی «کندی » در دستم بگذارد . وهمیشه از این جهت شکر گزار بوده ام واین بیت زیبای حافظ را با خود زمزمه کرده ام که می فرماید:
 از آن دارم به بازویم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللَّهِ شَكٌّ» كیف یشكّ فى توحیده من لا یتصرّف الّا بتصریفه و تدبیره، بل كیف یبسر جلال قدره الّا من كحله بنور برّه و لطفه.
خلق تازه

تا سرمه عنایت بمیل هدایت در دیده تو نكشد، آیات و روایات قدرت او نبینى و عجایب و بدایع فطرت او نشناسى، تعجّب همى‏ كردند رسولان كه خود در آفرینش كسى باشد كه در وحدانیّت و فردانیّت خداوند ذو الجلال بگمان بود، پس از آن آنك كلیّات و جزئیات در كون و كائنات همه دلیلست و گواه بر یكتایى و بى همتایى او:

مرد باید كه بوى تاند برد
و رنه عالم پر از نسیم صباست‏


لكن زهر افعى چون مستولى گردد بر جان بیچاره ‏اى هزار خروار تریاق سود نكند، من اسقطته السّوابق لم تنعشه اللّواحق،
اوّل نمودن است پس دیدن، اوّل نمایش است پس روش،
تا ننماید نه بینى، تا نخواند نروى،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللَّهِ شَكٌّ»
اعمال کافران همچو خاکستر است

این آیت جواب كافرانست كه مى‏ گفتند: «إِنَّا لَفِی شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَیْهِ مُرِیبٍ» و استفهام بمعنى انكارست ...
ابتدا مى‏گوید در هستى و یكتایى و بى همتایى اللَّه در گمان مباشید و یقین دانید كه اوست یگانه خداوند بى نظیر و بى مانند، آفریدگار آسمان و زمین، چون مى دانید بى گمان كه آفریدگار كائنات اوست، پس بى گمان بدانید كه معبود و خداوند اوست، ...
...
«وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِیَكُمْ بِسُلْطانٍ» این جواب ایشانست كه گفتند: «فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِینٍ».
...
«وَ اسْتَفْتَحُوا»
قومى گفتند این ضمیر كافران است و استفتاح ایشان عذاب خواستن است كه مى‏گفتند: «فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ عَجِّلْ لَنا قِطَّنا ائْتِنا بِما تَعِدُنا ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 سورة ابراهیممكیةشکر نعمت
النوبة الثالثة
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» ...

اللَّه است قادر و قدیم مستوجب قدم، رحمن است قاهر و عظیم مستحق عظم، رحیم است غافر و حلیم سزاء فضل و كرم، اى مهیمن اكرم و اى مفضل ارحم، اى محتجب بجلال متجلّى بكرم، به باقرب تو اندوه است نه با یاد تو غم.

چشمى كه ترا دید شد از درد معافا
جانى كه ترا یافت شد از مرگ مسلم


كار آنست كه تو در گرفتى، راه آنست كه تو نمودى، قسمت آنست كه تو كردى پیش از لوح و پیش از قلم، قضا قضاء تو و خواست خواست تو و حكم حكم تو، حكم دیگران همه میل است و ستم ...

اللَّه است آفریدگار جهانیان، رحمن است روزى گمار همگان، رحیم است آمرزگار مؤمنان،
اللَّه است آفریننده بى نظیر، رحمن است پروراننده و دست گیر، رحیم است آمرزنده و عذر پذیر،
هر چند كه خردبین است عظیم و بزرگوار است، هر چند كه سخت گیر است فرا گذار و آسان گذارست،
در صفت عزّت وى هم نور و هم نار است، بنار عزّت قومى را مى‏گدازد، بنور عزّت قومى را مى‏ نوزاد،
آن سوخته را بعدل خود در ظلمات كفر مى‏دارد، و آن نواخته را بفضل خود بدعوت مصطفى (ص) و بنور قرآن راه مى‏نماید و از تاریكى بیگانگى به روشنایى آشنایى مى‏آرد، اینست كه ربّ العالمین گفت:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثةعالم الغیب والشهاده
«یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ»
بدانك شاه راه دین حق سه چیزست: اسلام و سنّت و اخلاص.
در اسلام خائف باش و در سنت راجى و در اخلاص محبّ،
اسلام از خوف چاره نیست و سنّت بى رجا نیست و اخلاص جز مایه محبّ نیست،
خائف را گویند مى‏ترس، راجى را گویند همى ‏جوى، محبّ را گویند همى‏ سوز،
تا هنگامى آید كه خائف را خطاب این بود كه لا تخف مترس كه روز ترس بسر آمد، و راجى را گویند لا تحزن اندوه مدار كه امیدت بر آمد و درخت شادى ببرآمد، و محبّ را گویند ابشر شاد باش كه شب هجر بپایان رسید و صبح وصل برآمد،

این هر یكى را در عالم روش خویش محو و اثباتست، از دل خائف ریا مى ‏سترد و یقین مى‏نهد، بخل مى‏سترد جود مى‏نهد، شره مى‏سترد قناعت مى‏نهد، حسد مى سترد شفقت مى‏نهد، بدعت مى‏سترد سنّت مى‏نهد، بم مى‏سترد امن مى‏نهد.

از دل راجى اختیار مى‏سترد تسلیم مى‏نهد، تفرقت مى‏سترد جمع مى‏نهد، سرگردانى بنده مى‏سترد نور سبق مى‏نهد.

از دل محبّ رسوم انسانیّت مى‏سترد شواهد حقیقت مى‏نهد، یمحو النّعوت الانسانیّة و یثبت النّعوت الرّبّانیة، یمحو شواهد كم و یثبت شاهده، از شاهد بنده مى‏كاهد و از شاهد خود مى‏فزاید تا چنانك باوّل خود بود بآخر هم خود باشد.

پیر طریقت ازینجا گفت:
الهى جلال عزّت تو جاى اشارت نگذاشت، محو و اثبات تو راه اضافت برداشت، تا گم گشت، هر چه رهى در دست داشت،
الهى زان تو مى‏فزود و زان رهى مى‏كاست تا آخر همان ماند كه اوّل بود راست.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ» ... مى‏گوید لوح محفوظ كه اصل كتابها است و مایه نسختها بنزدیك اوست، محو و اثبات مى‏كند چنانك خود خواهد.
شاید رستاخیز نزدیک باشد

عكرمه گفت: محو آنست كه چون بنده عاصى توبه كند ربّ العزّه آن معاصى از دیوان وى بر گیرد و اثبات آنست كه بجاى آن معاصى حسنات نهد چنانك گفت: «فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»
و گفته‏اند یمحو اللَّه ما یشاء من الباطل و یثبت ما یشاء من الحقّ همانست كه جاى دیگر گفت: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ».

امیر المؤمنین على (ع) گفت‏ یمحو اللَّه ما یشاء من القرون‏ كقوله: «وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ» و یثبت ما یشاء من القرون كقوله: «ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها