ساری

گاهنوشتهای محمود زارع

   One day the Holy Prophet was passing by a group of the qurash when those people encircled him and everyone of them began repeating, by the way of ridicule, his words about the idols and the Day of Judgement, and said, Do you say this ? " The Prophet replied to them, " Yes, I am the person who says this."
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

   As the qurash saw that there was none to defend the Holy Prophet, they decided to kill him. A man, therefore, came forward and held the end of his clothes. Abu … happened to be there by the side of the Prophet (S.) and said, " Is it proper that you should kill a man who believes in monotheism ? " (1) Later ( for some reason ) those people desisted from maltreating the Holy Prophet and he went his own way, whereas Abu … proceeded to his own house with an injured head.


..... Continue

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...همه میدانیم که بجز یک مورد در تمامی سور مقدسه قرآن کریم ذکر شریف " بسم الله الرحمن الرحیم " آمده است . چنانچه مسلمان عاملی هستی , کرارا در واجبات یومیه این ذکر را بر لب داری و ایضا در احوالات مستحب دیگر !
اما آیا هیچ تحقیق کرده اید که در باره ی معنی و مفهوم این ذکر عظیم چه گفته اند ؟! ...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

هر چند که غیر خدا و رسولش و خاصان درگاهش - راسخون در علم - کسی به کنه معنی این ذکر و اذکار مشابه نخواهد رسید ؛ با این وصف هیچ می دانی که دیگران چه گفته اند و چه دیده اند ؟!

و آیا تو هیچ دغدغه ای فراتر از معنی لغوی آنرا در دل داشته ای ؟! ...

بیان تکرار در این ذکر شریفه عظیمه از جانب حضرت باری تعالی را حکمتی است خاص که ما البته باید بهمان نسبت - لااقل نسبت حجمی هم که باشد - بدان حساس باشیم .

جستجویی در متون موجود بخصوص متون قدیمی تر ما - که امروزه بسیار آسان نیز شده است و دستآوردهای تکنولوژیکی اقلا حجت را بر اغلب ما تمام نموده است - میتواند ذهن و ضمیر ما را بسمت و سوی ضمیر ذکر شریف مذکور هدایت نماید.

... پیشترها مطالبی را در این باره مطالعه میکردم و حسب عادت بعضی از آنها را یادداشت میکردم ... چند نکته را جالب دیدم که تمایل دارم آنها را بسمع شما نیز برسانم :


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

فقط برای نیمه دیگر خود !... به هیچ کس توصیه نمیشود !
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...در قبل سی و چهار حرف را گفتم یعنی نوشتم باقی تا یکجایی ادامه میدهم ...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

در زندگی اینجا , مسافر داننده , فقط یک تصمیم خارج از اختیار را دارد و آن نیز حدود مقام مسافر است که تنها در مسیر سفر حاصل میشود ... همچنین مسافر یک آزادی دارد یا بی عیب و نقص طی کند یا آنکه احمق باشد - و یا لااقل احمق بنماید - راه دیگری در مسیر - فعلا - برای تازه مسافر نیست ... راه سوّم که بعضی مطرح کرده اند را توی تازه مسافر نگاه نکن ... نمیتوانی !

بهمان منظور که نگاه میکنی ذهن و فکرت عمل میکند ... انمالاعمال بالنیات ... مستمر بساعت جهت ثبت زمان نگاه میکردم اما برای درک زمان با نیت رفتن به ... دوباره بساعت نگاه میکنم ؛ چون علیرغم نگاه مستمر و ثبت زمان ... زیرا برای منظور دیگری بزمان نگاه میکردم . برای منظور دوم نتوانستم در یک لحظه استفاده کنم . نتیجه اینکه قصد و نیت پایه و رکن اصلی است . ...

بعد از گذر از سر دو راهی انتخاب ( معمولی بودن یا مسافر بودن آگاهانه ) اگر اهل سفر شدی , (وی) فنونی می آموزد که بکمک آنها به کنترل رویا اقدام کنی و درک تازه ای را شاید پیدا کنی :


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

خلاصه جلسه نهم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...انواع تاویل حاصل شده از روایات ائمه علیهم السلام

در یک نظری که میشود از متن روایاتی چند بدست آورد تاویل ها را بر سه (3) قسم میتوان تقسیم کرد :

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

1 ) تاویلی است که به کلمه یا آیه ای خاصّ مربوط میشود که آن کلمه یا آیه در تنها یک جای ذکر گردید ولذا ما نمیتوانیم چنین تاویلی را به دیگر کلمات یا آیات قرآن کریم حمل کنیم زیرا خاص همان که آمد میباشد.

2 ) تاویلی که بر عکس حالت نخست بوده یعنی درباره یک کلمه یا آیه میباشد اما در اینجا از آن حالت اختصاصی می افتد و لذا میتوان آنرا بر دیگر موارد یعنی بر دیگر کلمات یا آیات نیز حمل کرد یعنی نوعی شمولیت و عام بودن در ااین نوع تاویل صدق میکند .

3 ) یکنوع تاویل دیگر هم میتوان دید که البته مربوط به آیه خاصی نیست ولی ما میتوانیم آنها را بر آیات قرآن کریم تطبیق داده و از آن استفاده کنیم .

درباره تاویل کلمات من اثر مشکات الانوار را بسیار مفید میدانم که میتوانید بدان مراجعه نمایید ... درخصوص نوع سوم تاویلاتی که عرض کردیم روایتی از امام باقر علیه السلام را میتوان نمونه مناسبی از این گونه تاویلات دانست آنجا که میفرماید : « ما یدالله - دست خدا - هستیم » ...


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:جایی خوانده بودم که حاتم که بمرد , برادرش خواست که مثل او شود و جایش بگیرد .
مادر وی را فرمود : خویشتن را بیشتر رنج مده , به جایگاه او نخواهی رسید !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

گفت مادر جان چه چیز مانعم شود بویژه آنکه وی برادر من بود و همخونیم !
مادر فرمود : هر بار که من او را شیر می خواستم داد , شیر نمی خورد تا آنکه شیرخواره ای دیگر آورم تا با وی در شیرخوردن شریک شود و از پستان دیگرم شیر خورد !
اما زمانی که ترا شیر می دادم اگر شیرخواره ای می آمد آنقدر می گریستی تا برود و تنهایی شیر بخوری !
مرحوم پدرم احمد آقای زارع در هر حرفش معمولا یک ضرب المثل چاشنی میکرد حالا برایم این ضرب المثلش تداعی شد که میفرمود :
« آن کلاغی که انجیر میخوره نوکش کجه » یا « آسمان میبارد و زمین هم اگر میتواند ببارد » !

 یا کریم اهل بیت علیه السلام


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

   During the period of the Holy Prophet,s (s.) illness, he used to come into the mosque every now and then, and to offerprayers along with the people, and also talking about some matters.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

   One one of those, he arrived at the mosque while he had tied a piect of cloth on his head.

   Ali and Fadl Ibn Abbas had placed their hands under his arm-pits, and he was walking with dragging feet.

   He mounted the pulpit and began to speak, saying, " O people the time has arrived when I should leave you.

   If I have made a promise with anyone, I am prepared to fulfil it, and if I owe something to somebody, he should speak out, so that I may pay him.

   At this moment, a man stood up and said, " You promised me sometime back, that if I married, you would help me with money.


..... Continue

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

فصل (59): (شرافت علم الهى بر سایر علوم )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون این مراتب دانسته شد، پس بدان كه علم الهى كه علم توحید است احاطه به جمیع علوم دارد، چنان كه متعلق او را كه ذات حق تعالى است احاطه است به جمیع اشیاء كه : ان الله بكل شى ء محیط،( فصلت ، 54: انه بكل شى ء محیط.) اولم یكف بربك انه على كل شى ء شهید. (فصلت ، 53.) همچنان كه سایر علوم را موضوع و مبادى و مسائل مى باشد این علم را نیز مى باشد. و موضوع این علم ، وجود حق تعالى است سبحانه . و مبادى او ماهیات حقایقى كه لازم وجود حق تعالى است ، و آن حقایق عبارت از (اسماء ذات و) اسماء صفات و اسماء افعالند. و مسایل او عبارت است از آن چه بدو مبین مى شود حقایق متعلقات این اسماء ثلاثه . و مرجع این همه به دو چیز است ، و هما معرفة ارتباط العالم بالحق ، و الحق بالعالم ، و ما یمكن معرفته من المجموع و ما یتعذر.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

...و آن دو شناخت ارتباط عالم به حق و ارتباط حق با عالم است ، و آن چه از مجموع كه شناخت آن ممكن یا ناممكن مى باشد.

و لابد است هر كسانى را كه طالب معرفت این مسائل و مبادى باشند مسلم داشتن از طایفه اهل الله كه عارفان علم الهى اند، تا وقتى كه وجه حقیقت این علم بر ایشان مبین گردد، یا به دلیل عقلى اگر چنانچه حال و وقت و مقام آن عارف و مخبر اقتضاى آن كند و اثبات آن به دلیل عقلى از وى مستفاد گردد؛ و یا سمعى (الف ،ب : سامع .) كه طالب به صحت (الف ،ب : صحبت) آن محقق گردد و (از) وجه حقیت (الف ،ب ، ج : حقیقت) آن تاثیرى در نفس خود یابد لایح گردد بى آن كه افتقارى باشد به سبب خارجى من المقدمات و الاقیسة ، همچنان كه شیخ كامل نجم الدین الكبرى در جواب امام فخر رازى كه پرسید: بم عرفت ربك ؟ گفت : بواردات ترد على القلوب ، فتعجز النفوس عن تكذیبها.( پروردگارت را به چه شناختى ؟....به وارداتى كه بر قلب وارد مى شود و نفوس از تكذیب آن در مى ماند)

پس از این مقدمات معلوم شد كه علم الهى اعرف و اشرف جمیع علوم است لشرف موضوعه و عزة مبادیه و مسایله . و علم حكمت و كلام اگر چه موضوع ایشان موضوع این علم است لكن در این دو علم از كیفیت وصول العبد الى ربه و القرب منه الذى هو المقصد الاعلى و المطلب الاسنى من تحصیل العلوم و الاعمال و الطاعات و العبادات (..وصول بنده به پروردگارش و نزدیكى به او كه مقصد اعلى و مطلب اسنى از تحصیل علوم و اعمال و طاعات و عبادات است .....) بحث نمى كنند. پس این علم ارفع و انفع بلكه صفاوه و نقاوه جمیع علوم است ، فلا مطمع للنجاة الا بحصوله و اقتنائه ، و لا فوز فى الدرجات الا بوصوله . (بنابر این جاى طمعى براى نجات جز با حصول و به دست آوردن آن نیست و دستیابى به درجات جز با وصول بدان صورت نبندد)


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

خلاصه جلسه هشتم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...در تفسیر سیوطی بنام درّالمنثور در توضیحی که برای آیه مشهور یعنی
« یا ایهاالرسول بلغ ما انزل علیک من ربک ... »

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

میدهد روایتی را از ابن مسعود نقل میکند که ایشان گفتند ما این آیه را در زمانی که حضرت رسول (ص) در جامه این دنیایی ظاهر بودند ( بتعبیر من ) اینگونه میخواندیم که « یا ایهاالرسول بلغ ما انزل علیک من ربک ... ان علیا ... »
... همانجا در یکی دو حدیث بالاترش بنقل صحیح میگوید که این آیه در شان و درباره حضرت مولا امیرالمومنین علی (ع) نازل شده است.

... شما کمی تامل بفرمایید که معمولا انسانها مهمترین حرف ها و وصیت هایش را موقعی که میخواهد از این نشئه و از این دنیا برود و رخت خاکی از تن بیفکند , میگوید ! ... و مهمترین امر خداوند و مهمترین وصیت پیامبر در سال آخر عمرشان , همین ولایت و سرپرستی و جانشینی حضرت علی علیه السلام بود . اصلا نبوت و رسالت پیامبر آنهم پیامبر آخر تنها با این وصیت کامل میشود !... مع الوصف فقط برای دلهایی که منحرف و شیطانی اند باز چون و چرا باقی می ماند ...

... نقش ارث بردن را از گذشتگان دست کم نگیرید. خدا نکند از منافقان و دشمنان خط رسول ارث برده باشید! بخصوص منافقان که میتوانند تا آخر هم در چهره یک دوست و یک صحابی بسیار نزدیک و در نقش یک همراه و حتی غمخوار تا آخر بمانند و تنها در زمانی که تو نیستی و نومید از حضورت بشوند آن رگ ارث برده از نفاق می جهد و نقشی برای تو میزند و تو را نسبت به پذیرش راه راست اهل چون و چرای شیطانی میکند و پذیرش ولایت مولا را برایت سنگین و دشوار می نمایاند !

... این فرصت های باقیمانده از عمر برای بازگشت و بخصوص جبران بسیار اهمیت دارد ... نمیتوانید بگویید که خوب حالا دم مرگ توبه میکنم ؛ خیر اگر فعلا با این اعتقاد هستی و به آن امید , بهتره بروید فکری بحال خود بکنید... چون خدا را که نمیتوان فریب داد ! ...


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

شبانه گویی های شبانه
خدایا ! بر ما مپسند تا، عزّت بندگی تو را، به ذلّت رایگان، به هر ناروا عزیز شدگان زمانه، نفروشیم !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ای نامدارترین! ماندنی ترین حادثه روزگارم، اولین نمازی بود كه باشوق و همراهی مادر، به تمام قامت در آستان کبریائیت به خاك افتاده بودم، آنروز پدر گفت : دیگر بزرگ شده ای، باید نماز بخوانی، تازه فهمیده بودیم كه از دامن مادر جدا شده ایم و باید پناه ببریم به رب النّاس؛ ملك النّاس، اله النّاس، من شرّ الوسواس الخنّاس..... و الان عمری است كه در آرزوی یادت گم ام، آنسان كه طفلی رها شده از دامن مادر!  پس خدایا !  با نمازحفظ مان فرما، و نمازمان را حفظ فرما !


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

بسمه تعالیساری,گاهنوشته های محمود زارع
گفتم که: الف،
گفت: دگر؟
گفتم: هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر می گویم:
« کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند. »
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...خدا رحمتت کنه ... اگر زنده بودی مطمئنا اینهمه از سوی ... تبلیغ نمیشدی ! و ای بسا که بسیاری بسیار خرده هم میگرفتند که ... ! امان از ما و امان از ملتی که منتظرند تا کسان کسش بمیرند تا عزیز شوند ! ...


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

از صفحه دوستان: حرف و حرف و حرف که تمام دردسرها از دهن هایی است که بیموقع باز میشوند !ساری,گاهنوشته های محمود زارع
معمولا کسانیکه نمیتوانند کاری بکنند , بیشتر حرف میزنند آنهم حرفهای دشمن کوب آتشین !
رگ گردن سرخ و متورم میکنند تا آنکه ناتوانی خویش در صحنه عمل را با حرفهای زیاد پوشش دهند ! ( نمونه ای از کسانیکه فقط بلدند حرف بزنند و شعار بدهند اما اهل عمل نیستند را در روایت زیر بخوانید ) :
میگویند روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

پیامبر (ص) :
اى پسر مسعود زمانى بر مردم بیاید که صبرکننده ى بر دینش مانند کسى است که آتش در دست خود بگیرد .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلّم أَنَّهُ قَالَ یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَى دِینِهِ کَالْقَابِضِ عَلَى الْجَمْرَةِ
بحار الأنوار ، مجلسی ، ج 22 ، ص 454 ( ساری , گاهنوشته های محمود زارع )


ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...ناموزونی ها ، خنده آورند ... بهترین و موفق ترین فیلم های كمدی ، شاید آنانی باشند كه در دكور ، ساری,گاهنوشته های محمود زارعصحنه سازی، حركات هنرپیشه و متن فیلم و دیالوگها، ناهماهنگی ،عدم هارمونی بوضوح و در عین حال بطور غیر مستقیم و معنی داری ، مشخص باشد.
با این حساب شاید شما با دیدن این نوشته ها كلی بخندید... مثلا جایی خوانده بودم
اعرابی به حج رفت . در طواف , دستارش بربودند!
گفت: خدایا ! یك بار بخانه تو آمدم , فرمودی كه دستارم بربودند !
اگر بار دیگر مرا اینجا ببینی بفرمای تا دندانهایم بشكنند! یعنی دیگر نمی آیم.

یا اینکه میدانید که برای سالم ماندن از خطر در یك میدان تیراندازی - بعضیها - درست برو جلو و وسط سیبل هدف بنشین! چون هیچوقت تیری بهدف نخواهد خورد! ... سلامتت تضمین است زیرا علیرغم نشانه گیری هدف اغلب تیرها به اطراف میخورد نه به هدف !


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... یک جا و چندین جا گفته ام که بجای خواندن گاهی باید چشید.بسیار برای شما اتفاق افتاده که در مطالعه مطلبی اگر بطور تجزیه وار؛ واژه به واژه بخواهید معنی کنید, ترکیب قابل فهمی از جمله را در نمییابید.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ولی اگر بقصد چشیدن بخوانید؛ بدون اینکه حتی معنی بعضی از کلمات را ندانید بطورعمیق خودتان را در متن معرفت جمله غوطه ور ببینید. در قرائت اشعار لطیف مثل غزلیات حافظ از چنین شگردی(؟!) استفاده کرده و بکنید...
شنبه هجدهم فروردین 1386
محمود زارع . ساری


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... به موارد زیر در قرآن کریم وعده آتش داده شد :

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

 قتل و اعدام عمدی
:
« ومن یقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدا فیها وغضب الله علیه ولعنه وأعد له عذابا عظیما »
( نساء / 93 )
یعنی : و هر كس عمدا مؤمنى را بكشد كیفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مى‏ گیرد و لعنتش مى ‏كند و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است .


ربا :
« الذین یأكلون الربا لایقومون إلا كما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس »
( بقرة / 275 )
یعنی : كسانى كه ربا مى‏ خورند، ( از گور ) برنمى ‏خیزند مگر مانند برخاستن كسى كه شیطان بر اثر تماس‏، آشفته‏ سرش كرده است‏. این بدان سبب است كه آنان گفتند : ( داد و ستد صرفاً مانند رباست‏ ) و حال آنكه خدا داد و ستد را حلال‏، و ربا را حرام گردانیده است‏. پس‏ ، هر كس ‏، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسید، و ( از رباخوارى ‏) باز ایستاد، آنچه گذشته‏، از آنِ اوست‏، و كارش به خدا واگذار مى ‏شود، و كسانى كه ( به رباخوارى ‏) باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... داشتم درباره این موارد تامل میکردم ؛ افکارم را با شما باشتراک میگذارم :
به جای آنکه بگوئی، مثلا ، مشروب انسان را ضعیف میکند ، میشه معتقد باشیم که : انسان ضعیف مشروب میخورد !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

*یکی گفت : گفتگوی درونی ات را متوقف کن ، چیزهائی خواهی دید!

* سلیمان باش و از دیوان کار بکش، نه آنکه دیوی باشی که از آدمی کار بکشی!

*ای بسا ابلیس آدم روی هست! ...

* نشانه کاملی تو آنست که ، اکثر نفوس مطیع و منقاد تو میشوند. حتی نفوس مجرد!

*احتمالا آنهائیکه جنبه تقلیدی قوئی ای دارند، میتوانند نزدیکتر به اجنه باشند در تمثیل و ارتباط و...

*روئیت صور مثالیه در خواب برای ضعیف ترها و دیدن آن صور در بیداری برای قوی ترهاست!


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

فصل (58): (فضیلت علم معرفت و درجات آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:فقد تحقق مما اسلفنا ان علم المعرفة هو العلم بالله عز و جل و هو نورر من انوار ذى الجلال ، و خصلة من اشراف الخصال ، اكرم الله به قلوب طابیه ، و خص به اهل ولایته و اهل محبته ، و فضله على سایر العلوم ، و اكثر الناس عن شرفه غافلون و بلطایفه جاهلون و عن عظیم خطره ساهون ، و عن غوامض معانیه لاهون ، و لایدرك هذه المعانى الا اصحاب القلوب . و هذا العلم اساس العلوم ، كما قال سید العارفین علیه السلام : العلم نقطة كثرها الجاهلون .( عوالى اللئالى ج 4، ص 129.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
از آن چه در گذشته گفتیم محقق شد كه علم معرفت علم به خداى بزرگ (خداشناسى ) است ، و آن نورى از انوار ذى الجلال و خصلتى از شریفترین خصلتهاست ، كه خداوند دلهاى طالبان خود را بدان گرامى داشته ، اهل ولایت و دوستان خویش را بدان مخصوص گردانیده ، و این علم را بر سایر علوم برترى بخشیده است ، و بیشتر مردم ازشرافت آن غافل ، به لطایف آن جاهل ، از ارزش بزرگ آن بى خبر، و از معانى غامض و پیچیده آن بى اطلاعند، و این معانى را جز صاحبدلان درنیابند. و این علم اساس سایر علوم است ، چنان كه سرور عارفان علیه السلام فرموده : علم یك نقطه است ، جاهلان انبوهش كرده اند.


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...گویا دائر بر مدار دنیا ، ناهنجاری است! ... ساری,گاهنوشته های محمود زارع
مثلا خودکار نداری از رهگذری تقاضا میکنی خودکارش را بدهد و داری مطلبی را در شرائط خاصی مینویسی ؛ یهویی خودکار می افتد ! ...

در اوج تشنگی در صف آب سردکن می ایستی که آب بنوشی یکدفعه تکه آشغالی روی لیوان آب می افتد ، میخواهی بریزی ، به سمت ته لیوان میرود! میخواهی آب را بیاشامی، به لبه لیوان آب می آید! ...

یا مثلا در جائی که سکوت لازم است و حتی سکوت حیاتی است، مثل زمان مخفی شدن در حضور مثلا جلاد، سرفه ات میگیرد! تنت بیموقع میخارد و...

حالا بگذریم ... تصور نمیکنید که چیزی که قانون و دائر بر مدار دنیاست, ناهنجاری است ؟!... مثلا قدرت باید در دست صالحان باشد اما در دست نااهلان میباشد... علف های هرز مقاومترند ... بیشترند ...اکثریت لایعقلون و لایعلمون و لا ... هستند ... ! آیا راست راستی اینگونه هم هست؟!! ...


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...جائی خواندم كه :ساری,گاهنوشته های محمود زارع
شما بمن بگویید كه ارتفاع كوه چقدر است ؟ من به شما میگویم كه دما چند درجه سانتیگراد میباشد. با توجه به آگاهی های زیر میتوان این اطلاع را حاصل كرد:

۱- دمای هوا را با هر ۱۰۰۰ متر ارتفاع حدود ۶ درجه سانتی گراد كاهش یافته میدانند.

۲- حالا اگر در شهری باشیم كه ۱۵۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و دمای آن ۳۰ درجه باشد و سپس از كوهی در نزدیكی شهر بالا رفته كه ۳۰۰۰ متر اختلاف ارتفاع با این شهر دارد . در بالای كوه دمای هوا حدود ۱۸ درجه كمتر میباشد. یعنی ۱۲ درجه سانتی گراد است.

۳- در مجموع كوه ۴۵۰۰ متر اختلاف ارتفاع از سطح دریا دارد.

۴- درجه كاهش دما(۶) را بر ۱۰۰۰ متر تقسیم كرده كه مساوی با یك عدد مجهولی تقسیم بر ۳۰۰۰ قرار داده و طرفین وسطین كرده و لذا در مجموع حاصل میشود ۱۸ درجه .

* - حال ۳۰ درجه را از ۱۸ درجه كم كرده و لذا دمای بالای كوه میشود ۱۲ درجه . بهمین سادگی!


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

   Ammar Yasir has said, " The Prophet (S.A.W.W.) and I were engaged as shephered before the actualization of the prophetic mission.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

   One day, I suggested to him, " Let,s go to the Fakh Pasturage." He agreed.
   The next day , I went there and saw that he had gone earlier than I , but he had prevented his sheep from grazing there.

   I asked him the reason why he had prevented his sheep from grazing In answer , he said, " I didn,t like my sheep to graze here before your sheep do , because we have made this decision together."


..... Continue

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... فرزند عالم امیرالمومنین یعنی امام صادق علیه ‏السلام فرموده بود که « خوشى و آسایش، در رضایت و یقین است و غم و اندوه در شكّ و نارضایتى
اَلرَّوحُ وَ الرّاحَةُ فِى الرِّضا وَ الیَقینِ وَ الهَمُّ وَ الحَزَنُ فِى الشَكِّ وَ السَّخَطِ (مشكاة‏الأنوار، ص 34)

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... دانستن تنها نمیتواند مشکل را حل کند هر چند که ضروری بدیهی است ؛ کار دیگری در کار باید کرد ؛ هدیه دیگری را باید قبلا گرفته باشی ...

اولیاء الهی فرموده اند یقین کمترین چیزی بوده که داده اند یعنی نعمت یقین خیلی اندک بین بشر تقسیم شده است ... آنزمان که یقین تقسیم میکردند نمیدانم محمود سر در کار چه چیزی بوده است ؟! ...

نعمتی که بسیار کم افتخار دریافتش را دریافتند ! ...

آنهایی که یقین دارند یا به مراتب بالاتری از یقین رسیده اند خیلی کم و انگشت شمارند ...


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:زندگی در روستا , حیاط های وسیع و گسترده , دیوارهای کاه گلی , درختهای کهن انگور و انجیر ,ساری,گاهنوشته های محمود زارع زردی های زرین پرتغال های آویخته لابلای برگهای سبز , پشتی ها و متکاهای رنگین خوش ترکیب و موزون با محیط , اخلاق و خلق و خو های آلایش نیافته و لباسهای گل دار و پاک و بع بع های گاو و گوسفند و بره و چهچه های پرنده گان و ... سپیدی افق و سردی آب کنار حوض و بخارهای متصاعد شده از وضوی سحرگاهان و صلوه و سلام ...

خدایا چه لذتی دارد ... زندگی جاری در روستاهاست...


ای روستا چه کسی گفته « ده مرو ده مرد را احمق کند » ؟! ... این حماقت برای کسانیست که میخواهند در روستا؛ شهری زندگی کنند ... در روستا با زندگی باید عشق کرد ...

شش و نیم بامداد 8 دی 79 پنج شنبه
محمود زارع . ساری
www.mzare.ir





ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

web counterتعداد بازدید تاکنون
web counter تکلیف و دوست داشتن!
در ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آمده است ؛  نمیدانم با تکلیفم در این مورد که : ... بمان برای آنهائیکه دوستم دارند!... چگونه کنار بیایم؟! تکلیف؟! - حالا بماند تئوریش - ...
آیا واقعا ارزش آنرا دارد که برای زندانی شدن خود ، تکلیف معین کنم ، یا تعیین کنند؟!!

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... مگر نه اینکه آزادی یعنی رهائی از قید و حصارهائیکه بخصوص روحمان را به بند میکشند، حتی با دوست داشتنشان! حالا بماند از عمق این ... داشتن ها!!

... ولی اعتراف میکنم ، این احساس که مورد محبت واقع شوی ، شیرین ترین احساسات زندگی از نوع اول است! منتها آزار دهنده هم هست!! ... اما دوست داشتن هنرمندانه ترست ...

از روی خودخواهی و نفس پرستی (شاید ) میگویم که کاش خدایا ! یک دل میدادی و یک دلکی! یا دلکهائی که بتوان تقسیم کرد و کسی را مغبون نکرد...  دارم از اینکه انتظاراتی چند را تحمل میکنم رنج میکشم ... از خودم بدم می آید گاهی ... کاش رماننده ترم میکردند !! ...ولی قبل از خود خواهی یکنوع جهالت مرکب است این خواسته پا پیشنهاد یا در واقع یک درخواست از روی تهور کودکانه ! ...
بی ارتباط(؟!) این دل که حضرت دوست بمن هدیه یا به عاریت داده دوست
روزی رخش ببینم و تسلیمش کنم... ( محمود زارع )

ارسال در تاریخ شنبه هجدهم فروردین 1386 توسط محمود زارع .


ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

web counterتعداد بازدید تاکنون
web counter
بی پروائی
    در ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:که ؛ بایستی تا حدود زیادی جسارتهای خویش را و بی پروائیهای خود را كم كرد تا انشاء الله با لطف غفار رئوف . بطور كامل محو شوند.
     بی پروائی در غیبتها . ولو اینكه راست باشد و حق هم باشد ولی غیبت است . كنترل زبان آرزوی این ماه مبارك در این سال میباشدم!

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

     بقصد آگاهی - بقصد اطلاع رسانی - بقصد روشن كردن دیگران و برای موضعگیری درست بعدی  . به نیت واقعا تربیتی و آموزشی در اغلب اوقات غیبتهائی میشود. ولی خوب كه نگاه كنیم اولا همانموقع ناراحتیم + اینكه بعدها متوجه میشویم كه نقشه شیطان است. این توجیهات گرچه درست ولی نقطه ضعف ما را میرساند . با این استدلالات برای ما . منطقی فریبمان میدهد! من قصد كینه توزی نداشته ام اصلا یادم نمی آید نسبت به كسی كینه ای در دل داشته باشم . حب و بغضهائی شاید! خواستم بگویم بعضی از غیبتهائی كه كرده ام پیش خودم بدلیل مبارزه ای بوده است . بیگناهی را یادم نمی آید غیبت كرده باشم . مدعیان حق خور و ظالم را چرا . چاره ای نداشتم و عاجز بودم از مبارزه رویارو حالا بهر دلیلی . لذا نوعی مبارزه بوده است ولی خدا را میترسم و امید بخشش + اصلاح دارم!... ( محمود زارع ) ارسال در تاریخ شنبه هجدهم فروردین 1386


ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

web counterتعداد بازدید تاکنون
web counter
  نگاهی به کلام وحی
در ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آمده است ؛ کرارا بدوستان خویش گفته ام که قرآن را دوست دارم. بدان صادقانه عشق میورزم و اینرا ساری,گاهنوشته های محمود زارعهم از لطف صاحب قرآن میدانم و حتی اگر مسلمان نیز نمیبودم . بطور قطع و یقین چنین حالتی را می داشتم( اینرا صادقانه و از سر شوق و ذوق عرض کردم و گرنه نیازی به اخذ تایید از حکومت ندارم ...! )

     توصیه میکنم که آیات آخر سوره مبارکه حشر را لااقل هر از چندگاهی ملاحظه کنید:

     ...ای مومنین. تقوا پیشه کنید...
     عجب ! مومن که ایمان دارد . آیا او هم... ؟!
     بلی. مومن ...باید متقی شود...
     مقام تقوا بسی بالاتر از مقام ایمان است.

     بنظرم میآید که قرآن را باید قطره قطره چشید. نوشید. مانند نامزدی محبوب . دائم با او بودو حشر و نشر داشتش. لذت محشور بودن با قرآن . یدرک و لا یوصف میباشد.
     خدا میداند که شرمم می آید که بجای نقطه چین کلمه ( ما) را بگذارم.

                              پرسید یکی که عاشقی چیست ؟
                              گقت : چو ... شوی . بدانی !

     من گدا کجا و دامن کبریائی عشق به کلام محبوب . یگانه محبوب همه جا . کجا؟!
                      بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ!

( نوشته بودم در تاریخ ۱۶/ ۳/ ۷۹ محمود زارع)
ارسال در تاریخ شنبه هجدهم فروردین 1386 توسط محمود زارع .


ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

   The Holy Prophet was kissing one of his children, who was seated on his knes.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

A man of the Arab aristocrats cam to him and said , " I have ten sons, but I have never kissed any of them even once. "
 
The Holy Prophet got uneasy. Then blushed with anger, and said, " One who has no mercy on others, shall not deserve God,s mercy (1) "

Then he added, " what can be done (for you) while God has taken mercy off your herat. "


..... Continue

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

فقط برای نیمه دیگر خود !... به هیچ کس توصیه نمیشود !
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... تمرکز , سکوت بمعنی بیرونی و درونی پایه « آن کار » است ...

توان خموشی و یا خاموش کردن افکار و واردات ذهنی و بالاتر واردات ضمیری و ... برای چی ؟! ... برای « دیدن » شرط است ... که یک معنای تمرکز همین است !...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

همواره بشر را در درونش گفتگویی است پنهان و آشکار برای خودش چنانچه بدین قدرت دست یابی که بتوانی چنین گفتگویی را خاموش کنی ابزار درستی بدست آوردی ...

اگر خود نمیتوانی به چنین خموشی یا خاموش کردنی دست بیابی باید از « کسی » بخواهی که با نگاه بتو چنین امکانی را بتو بدهد ! ... در عرفان بعضی ها (!) جایی دیدم که به چشم راست سالک چنین نگاهی تجویز میشده برای چنان هدفی !... نتیجه اولیه چنین وضعیتی غالبا حیرت توام با جذبه میشود ...

اما « راز » در چشم چپ ... نهفته است ...

دنیایی که اکنون در آنی در نفس الامر خود میتواند یک توصیف باشد نه صرفا واقعیت محضی که همیشه تو می پنداری ... این نخستین چیزی است که باید بدان برسی ... برای پذیرش این امر یا لااقل سهولت در باور ؛ شرط نخست شرط است یعنی توقف یا قدرت برتوقف غوغاهای ضمیر ...

شرط نخست خودش بتعبیری یعنی توقف دنیا ... حیله رسیدن به شرط نخست ( لااقل) یک راهش , همان راه رفتن درست میباشد ... تا چگونه مشی میکنی ؟! ... سرّ اینکه باید درست راه بروی اینست که بهانه ای باشد برای جلب توجه ... بجای دیگر تا این غوغا با بی توجهی خموشی یابد ...

تمرین راه رفتن را توام کن با عمل بی انتظار هیچ پاداشی ... برای نفس همین عمل ( فعلا ) تمرین کن تا قدرت لازم را حاصل کنی تا بعد که ... میتوانی بظاهر کارهای بی اهمیتی را انجام دهی مثل جابجایی بعض وسائل , روفتن و ...


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:از یک اتفاقی که در جریان یک بازی بوسیله یک هنرپیشه بزرگ و سرشناس اتفاق افتاد خیلیساری,گاهنوشته های محمود زارع خوشحال شدم و به او احسنت و آفرین گفتم و هم به آدمیزاده امیدوار شدم!

موضوع از اینقرار است که در پایان فیلم عمر مختار که حدود یکسال و نیم طول کشید ، هنرپیشه اصلی آن ( آنتونی کوئین ) که در نقش عمر مختار بازی میکرد ، حاضر نشد که ریش هایش را بتراشد.

مصطفی عقاد ، تهیه کننده و کارگردان فیلم نقل میکرد که آنتونی کوئین پس از یک و نیم سال که در نفش عمر مختار بازی میکرد حاضر نشد ریش هایش را بتراشد و میگفت که :
عمر مختار کسی نیست که بتوان از او جدا شد. این هنرپیشه  فوق العاده جذاب بازی میکرد .

در فیلم محمد رسول الله (ص) هم در نقش حضرت حمزه سید الشهداء (ع)  ، فوق العاده هنر بخرج داد، آنچنان محو شخصیت ها شده بود که نمیتوانست از لاک آن شخصیت بیرون آید. چقدر هنر به زیبائی نزدیک است و در واقع عین زیبائیست.
گاهنوشته های محمود زارع 18 / 01  /  1386 www.mzare.ir


ادامه مطلب

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

گفته اند (  قیدو العلم بالکتابه  ) یعنی چیزی را که میدانی با نوشتن مقید کن !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...گویند روزی بهلول برهارون الرشید وارد شد , هارون الرشید در تالار آبگینه خویش مشغول صرفساری,گاهنوشته های محمود زارع شراب بود , در آنموقع هارون خواست خود را از خوردن شراب تبرئه کند , لذا از بهلول پرسید اگر کسی انگور بخورد حرام است ؟
بهلول گفت نه !
هارون گفت اگر بعد از خوردن انگور آب بخورد حرامست ؟
بهلول گفت نه !
هارون گفت اگر بعد از خوردن انگور و آب مدتی در آفتاب بنشیند حرامست ؟
بهلول گفت نه !
هارون گفت پس چرا همین انگور و آب را در یک آبگینه , مدتی در آفتاب بگذارند حرامست ؟!
بهلول گفت : اگر خاک بر سر تو بریزند بتو صدمه ای میرسد؟
هارون گفت نه ! بهلول گفت اگر بعد از خاک آب بر سرت بریزند صدمه می بینی ؟
هارون گفت نه ! بهلول گفت اگر همین خاک و آب را بهم مخلوط کنند و از آن خشتی بسازند و در برابر آفتاب قرار دهند تا خشک شود و بسر تو بزنند آیا صدمه ای می بینی یا نه ؟
هارون گفت البته خشت سر انسان را میشکند !


ادامه مطلب .....

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

     When the Holy Prophet ( S.A.W.W. ) was 35 years old, the Quraish decided to rebuild the House of God, the Kaaba. Since all tribes of the Quraish wished to have the honor of this great task, each took on the task of repairing one part of the Hose of God.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

     First Walid Ibn Moghairah started to demolish the House and then the others helped him until the pillars, which Prophet Abraham, ( Peace be upon him ) had laid down, appeared.

     Now it was the time for reconstruction of the Holy House and each tribe undertook the building of one part of it. When the process of construction reached the point where the Black Stone was to be installed, severe to obtain te honor of the completion of the task.


..... Continue

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام Share

همه پیوندها