بسم الله الرحمن الرحیم
دشمن متبسم بیشتر مواقع دلبر ؛ معتمدنما ؛ اطمینان برانگیز ؛ بی موضع ؛ و همیشه نزدیک ؛ منافق
بعضی از اثرات وآفات اجتماعی نفاق و منافق
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در نظام خلقت و افرینش ، گویا بدون مبارزه به تکاملی که باید , نخواهی رسید و این مبارزه با نمادی واقعی و موجودی ملعون خداوند بنام شیطان در کلیت این سیستم ، آغاز و استمرار و یحتمل پایان می یابد و تو چه میدانی که در این میدان مغلوبی ذلیل یا غالبی سربلند ؟!!

تضادهای طبیعی هم در صحنه مخلوقات طبیعی تر و غیرآدابته تر گویا برای بقاء یا همان رشد طبیعی در جریان است . در حیوانات هم بنوعی و اما در انسان آنچه که در بادی امر همراه خود انسان است نفس اماره آدمی است که بسوء میکشاند و از آنطرف هم ضرورت تکامل راهی جز خلاف عادت نفس خواستن و مبارزه ای سخت در این مسیر را نمی خواهد .

غالب این دشمنان کما بیش شناخته شده و بتمام قامت در برابر آدمی ایستاده اند و ما هم در برابر صدای هل من مبارز خوانی هایشان هم ناگزیر به انتخابی سخت در تسلیم یا مقاومت مخیًریم .

اما در این میان دشمنانی اگر باشند ناشناخته و پنهان و خفی ؛ بخصوص که نقاب صلح و دوستی هم داشته باشند چه باید کرد با کی و چگونه مبارزه باید کرد ؟!



جریان نفاق نمیتواند بطور عمیقش در یک جامعه غیر دینی شکل بگیرد و این مساله در ارتباطی وثیق با دین و دینداری و جامعه دینی میباشد و همیشه جریانهای مهم نفاق و دورویی در بین جوامع دینی و بلحاظ فردی همیشه در بین افراد دین دار وجود داشته ، شکل گرفته ، تغذیه شده ، سلاح جمع کرده و سربازانی و بجنگی سخت مخوف و ناجوانمردانه وارد شده که بدیهی ترین وضعیت پیش بینی نشده آن فریب و خدعه آنهم از سر ناآمادگی بدلیل عدم انتظار حضور چنین دشمنی نفرت انگیز بوده است .

در رویکردی به قرآن چه می بینیم ؟ قرآن از منافق تعبیر به الدالخصام یعنى سر سخت ترین دشمنان مى كند. زیرا منافقین همان هدفى را دنبال مى كنند كه كفار، منتها با زیركى و بطور پنهانى . كفار از بیرون جامعه اسلامى را تهدید مى كنند و این قابل دفع است ، اما منافقین از درون و شیطان گونه در رگهاى جامعه به حركت در مى آیند و فرهنگ دینى را كه مایه حیات و سبب قوام حكومت دینى است ، با عناوینی مانند برگشت به اصول و اصولگرایی و امثالهم , مضمحل مى كنند ! 

حضرت امیر علیه السلام در نامه اى به محمد بن ابى بكر به این نكته اشاره مى كنند و مى فرمایند:

« رسول خدا - صلى الله علیه وآله - فرمود كه من بر امت خود از مومن و مشرك باك ندارم ، زیرا مومن را خدا به سبب افزایش ایمانش باز مى دارد و مشرك را به سبب شركش سركوب مى سازد. ولى بر شما از منافق دانا مى ترسم كه چیزهایى مى گوید كه مى پسندید و كارهایى مى كند كه شما قبول دارید.» 
  
 مولی الموحًدین میفرماید که شخصیتی از منافق در نظر تو مجسم میشود که در نهایت موجب آن میشود شما او را قبول کنید و آنهم با پسند و خاطر راضی . و این عجیب است که بزرگانی در علم و حتی تقوای چنین فریبهایی را خورده اند و حتی پس از آشکار شدن گویا انگار کل جریان را دارد خواب می بیند و ذره ای امکان نفاق در مثلا فلان شخصی که با تمام وجود باو و تدین او و صداقتش شک نمی داشت ، را نمیداد !

چگونه فریب میخورید ؟ سخنانش در مجموع مورد پسند شما واقع میشود و کارها و اقدامات او را در نهایت با رضایت طبع قبول میکنید و مقبول شما واقع میشود و آنرا منتشر هم میکنید !

واقعا چنین اشخاصی را شما در دور و برتان ندارید و آیا کمترین احتمال را نمی دهید که همین فرد مورد اعتماد تو - همینی که داری با او خوش و بش میکنی و تایید میکنی بخاطر هم خطی سیاسی و فکری و ... - حتی در تدین و ایمان , نفاقی عمیق در رگه های تو در توی درون و ضمیرش داشته باشد ؛ البته اگر کمی از خر شیطان سادگی و غرور خرپسندی خود فرود آیید میتوانید با مشاهده مسائلی بسیار کوچک بخصوص در زمینه های مراسم و آداب ظاهری که در اجتماع مانند مثلا نمازجماعت و .... هست ابتدا به رگه هایی از نفاق آن فرد بسیار امین خود پی ببرید .

یک فرد منافق خیلی دلش میخواهد دیگران بخصوص دیگرانی که موثرترند او را هم در این اجتماعات ببیند و هم در نهایت بپذیرد و اعتماد کند . و غالبا از افراد مشهور و بالادست هم خرج میکند تا خویش را در نزد تو مقبول و باااهمیت جلوه دهد ... همین !

نشانه دیگرش که معمولا جدای از آموزه های دینی در نشانه یابی در علوم روز مانند روانشناسی هم مورد مداقه قرا گرفته و تایید شده این میباشد که تا نزدیکی های صد درصد موارد ؛  منافقین به چیزهایی را که کمتر اعتقاد دارند و یا اصلا اعتقاد ندارند ، بیشتر از دیگران و روال و نرم معمول اجتماع ، تظاهر کرده و به عمل به آن اقدام میکند . یعنی عمل بیشتر به چیزهایی که کمتر اعتقاد دارند ... مثلا حتی روایاتی داریم که فرد منافق یک نشانه اش این است که نماز زیاد میخواند ! خلاصه آنکه معمولا به چیزهایی را که فاقد آنند بیشتر تظاهر میکنند !

در جماعات نشاط بیشتری دارند ولی در خلوتها بسیار کسل هستند و دهن دره های پی در پی مثلا در نماز خواندن !

معمولا در کارهایی که بعهده دارند احاطه محتوایی و علمی کمتری دارند و چون نیازی در عمق وجودشان به اصل و انگیزه کار در گوشت و پوست خویش ندارند لذا ناتوانتر از لحاظ سطح و عمق آگاهی ها هستند .

و دیگر نشانه ها که در جاجای این مقال بدان خواهیم پرداخت بخصوص در تطبیق با زمینه های ظهور در وضعیت جامعه امروزی باید با نگاهی تطبیقی بیشتر پرداخته شود.

خلاصه گاهی تا نزدیکی های پایان عمر همچنان در همان سوراخهای تو در توی خود خوابیده و تو نمیتوانی بوجود پر از نفاقش پی ببری . و بدتر آنکه بعضی هاشان اصلا خود نمیدانند که منافقند و این بدترین نوعش بنظرم هست که کمتر شناخته شده است ! 

قرآن كریم در شرح خطر منافقین براى جامعه مى فرماید:

« و اذا تولى سعى فى الارض لیفسد فیها و یهلك الحرث و النسل و الله لا یحب الفساد » 

«  وقتى به ولایت و ریاست مى رسند، با تمام نیرو در گسترش فساد در زمین مى كوشند و به اموال و جانها دست مى اندازند، با اینكه خدا فساد را دوست نمى دارد.» 

فساد هم معنی عمیقتری دارد فقط به جنبه های ظاهری آن که اتفاقا ناچیزتر هم هستند توجه نکن بلکه رواج فقر و بدبختی و اعتیاد و ناداری و فلاکت و دین گریزی و ... از مصادیق اصلی تر و مهمتر فساد در زمین هستند !

در قرآن کریم هم همانطور که ملاحظه میشود به کلیدواژه هایی ما را راهنمایی میکند . ریاست ؛ از مهمترین خواسته ها و اهداف یک منافق هست و حتی این انگیزه میتواند دهه های متمادی یک منافقی را در جلدش ببرد تا در فرصتی مناسب به ریاست برسد و آنوقت است که محصول کار آنها به جهات متفاوتی از جمله انگیزه فساد داشتن و از جمله ناشایستگی و بی لیاقتی هم موجب گسترش فساد میشود و اتفاقا این عامل بیشتر در ریاستمندان منافق در راه گسترش فساد کمک میکند یعنی عامل میشود .

از جمله دست درازی به اموال و جانها ( هلاک حرث و نسل ) بعد از بسط الید شدن آن میباشد .

در یک تفسیری از امام صادق (ع) در خصوص همین ایه بخصوص در ذیل جمله و یهلك الحرث و النسل فرمودند:

در اینجا مراد از حرث دین و مراد از نسل انسان است

این ملاکها در قرآن با توجه به سبک و سیاق آیات در مقیاسی بزرگ و کلان ترش ظاهرا مطرح شده است و البته در حجم های خردتر آن نیز آیات متعددی داریم که در واقع زمینه اصلی در ساختارهای روانی فردی در بادی امر شکل میگیرد و رسوخ پیدا میکند .

خود منافقین چه میگویند ؟

این موضوع در قرآن کریم با یک آیه کوتاهی بیان شده است :

« و اذا قیل لهم لاتفسدوا فى الارض قالوا انما نحن مصلحون » 

«  و چون (به منافقان ) گفته شود، فساد نكنید، خواهند گفت ، ما مى خواهیم اصلاح كنیم . »

این آیه را میتوان بلحاظ معنایی دنباله همان آیه قبلی در بحث قبلی دانست که فرموده بود منافقان وقتی بریاست برسند در زمین فساد میکنند و ... حال در این آیه نقطه نظر منافقان را در مقام توجیه رفتار فساد انگیز خود مطرح میکند که آنها در مقام پاسخگویی به نواهی از منکر بزرگ فساد ، خود را نه تنها مفسد نمیدانند بلکه خویشتن و حکومت خویش را از جمله سیستمهایی که در راه اصلاح و آبادانی میکوشد معرفی میکنند و خود را مصلح معرفی میکنند !

گویا اصلاحگری از جمله اهداف مهمی بوده که قرآن آنرا با تاکید از جانب منافقان مطرح میکند چون در جاهای مختلفی از قول پیامبرانی آیه داریم که آنها خود را اصلاحگر معرفی میکنند و این موضوع حتی در جریان نهضت امام حسین (ع) هم بعنوان هدف مطرح شده است که خروجش برای اصلاح دین جدش میباشد . و از اینروست که منافقین خود را با تشبه به صالحان ؛ از مصلحین مینامند و در واقع ادعای آنرا دارند !

یک مشکل معمولا روانی در قبول کسانی به نفاق
واقعا سخته که آدمی دهه هایی از کسی ، همکاری ، همسایه ای ، اقوامی ؛ حاکمی و شخصیتی .. اطلاع داشته باشد و کمترین شکی را نسبت به منافق بودن وی در خود راه ندهد و اما یکدفعه بپذیرد که مثلا همین معتمد چند ده ساله منافق بوده است !

اما اگر اهل تاریخ و بخصوص اهل حساب و کتاب کردن در رویدادها باشد میتواند کمکهای شایانی را بگیرد . کافیست که من مثلا با سند و مدرک از المیزان مرحوم علامه بشما بگویم که در صدر اسلام یک سوم حتی لشکریان پیامبر از منافقین بودند !

مثلا تاریخ میگوید که تنها منافقان مدنى -  منافقینى كه پس از هجرت پیامبر - صلى الله علیه وآله - در مدینه شكل گرفتند - یك سوم لشكر پیامبر را تشكیل مى دانند !   

یا در جنگ احد هم اگر اطلاعی از تاریخ داشته باشید بالغ بر یک سوم از لشکریان پیامبر ص کناره گیری کردند .

نقش منافقین در قیام و رسالت انبیاء
در تاریخ بعثت انبیاء و قیام توحیدی آن بزرگواران بسهولت میتوانیم ببینیم که نقش منافقین بسی بدتر و خطرناکتر و ویران کننده تر از نقش کفار و دشمنان آشکار بوده است !

بنقلهایی توجه فرمایید :
حضرت موسى علیه السلام پس از آن همه معجزات آشكار همچون عصا، ید بیضاء، شكافته شدن رود نیل و غرق شدن آل فرعون ، انزال من و السلوى تابوت شهادت و پس از سعى بسیار در هدایت قوم بنى اسرائیل در راه رسالت الهى خویش با مشكل سامرى منافق برخورد كرد.

تاریخ زندگانى حضرت عیسى علیه السلام نشان مى دهد كه این پیامبر اولوالعزم الهى نیز پس از تلاش بسیار در راه ابلاغ رسالت خویش با فردى منافق به نام یهوداى اسخریوطى روبرو شد كه خود را یكى از حواریون و فداییان حضرت عیسى علیه السلام معرفى كرده بود ولى در مقابل دریافت مقدارى پول محل اختفاى ایشان را به بزرگان یهود اطلاع داد و با همراهى دشمنان حضرت عیسى علیه السلام نقشه قتل ایشان را تهیه كرد كه البته خداوند، آن حضرت را به آسمان عروج داد. 

حیات اجتماعى پیامبر اسلام - صلى الله علیه وآله - نیز مملو است از فتنه انگیزیها و بحران سازیهاى منافقین . كار این گروه در افساد و وارونه كردن امور به جایى رسید كه خداى متعال به مثل آیه زیر تهدیدشان نمود:

« لئن لم ینته المنافقون و الذین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینه لنغرینك بهم ثم لا یجاورونك الا قلیلا ملعونین این ماثقفوا اخذوا و قتلوا تقلیلا » 

«  اگر منافقان و بیماردلان كه شایعات دروغ را اشاعه مى دهند، ( اعمال خود را ) ترك نكنند، تو را علیه آنان مامور مى كنیم ، تا دیگر جز در مدتى كوتاه در مجاورتت نمانند. در حالیكه ملعون و رانده شده باشند، بطورى كه هر جا دیده شوند، كشته شوند. »

زمینه های نفوذ منافقین و عوامل رشد آن
معمولا با توجه باهداف جاه طلبانه ای را که منافیقین دارند قطعا بر خلاف نیروهای دیگر همواره مترصد دست یابی به مشاغل و پستهای کلیدی در سطوح مختلف هستند . این نیروها معمولا همواره در دور بر مقامات می پلکند و گرایش زیادی را به برقراری ارتباط با مسئولان و رؤسای ارشد دستگاهها و حاکمان دارند و شعارهای چاپلوسانه و جانثارانه را اینان با صدای بلند میگویند و منتشر میکنند و هکذا ... دارند .

اگر کمی خودخواهی و خوش آمدن نفس از چاپلوسان در کار گرم کردن نفس رؤساء نباشد بسهولت اینان را میتوانند همه روزه در گوشه و کنار دفتر کارشان و نیز در اجتماعات بصورت پرانگیزه و فعال ببینند و یقین بدانید که بالغ بر 95 درصد از منافقین را میتوان از بین همین نیروهای پست و بی شرف جدا کرد .

لااقل بعنوان یک پروژه بهتر است بعضی از مدیران ارشد دستگاههای اجرایی و حاکمان ارشد مملکت اگر خودشان واقعا دچار این معضل نیستند ، برای یکی دو ماهی این موضوع را در دستور کار خود قرار داده و با تمهیداتی میتوانند دامهایی را پهن کرده تا براحتی بسیاری شان در دام بیفتند .
 
این نکته نیز ناگفته نماند که حتی اگر هنوز بعضی از این افراد ذکر شده با خصوصیات فوق در جریان کامل نفاق مستحیل نشده اند قطع و یقین بدانید که مستعد ترین نیروها در راه نفاق همین ها بوده و باید بطور منطقی از بین همین ها نیز منافق زاده شوند .

تازه قبلا در جایی از این نوشته گفتیم که نفاق هم مراتبی دارد و لزوما همه منافقین در سطح بالا و عمیق لایه های نفاق نیستند بلکه بطور مستمر در راه این رذیلت گام میزنند . لذا منافقک ها   هم واژه ای است که انشاء الله این جانب آنرا اختراع کرده :) و واقعا داریم منافقین کوچک و نصفه و نیمه . این واژه سازی در تحلیل درست و منطقی جریان میتواند موثر شود . ضمنا من تاکنون در جایی این واژه را ندیده ام و شاید باشد ولی هم ندیده و هم نشنیده و هم نخوانده و هم حس ششمم باصطلاح میگوید که این واژه هنوز باحتمال قوی در ادبیات دینی یا حتی ادبیات علمی – روانشناسی هم بکار نرفته است :) ! ... ادامه دارد ... 




محمود زارع
محمود زارع
www.mzare.ir

....... ادامه دارد ......



... قسمتهای مختلف این مطلب :
...  منافق , دشمن متبسم ( قسمت اول )
...  منافق , دشمن متبسم ( قسمت دوم )
...  منافق , دشمن متبسم ( قسمت سوم )
...  منافق , دشمن متبسم ( قسمت چهارم )



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.