من فکر میکنم که با بالاتر رفتن سن و سال عمر آدمی نسبت به مسائل تاریخی علاقمندتر میشود ، لااقل درمورد خود من که ماجرا از این قرار است. در دوره کودکی و نوجوانی که در دبستان و دبیرستان درس تاریخ را با کمی اکراه میخواندیم شاید یکی از علتهای آن نحوه نادرست چیدمان درسی و تاریخ نگاری و نیز شیوه تدریس آن بود که باعث این دلزدگی بود ولی بهر حال یک نسبتی بین بالا رفتن سن و مطالعه و علاقه به آموختن از تاریخ و مسائل تاریخی قطعا موجود میباشد. و باز بنظر من هیچ فردی بدون اطلاع از تاریخ علم و بخصوص تجربه هایش کامل نخواهد شد و بنطرم تاریخ اساس علم بویژه سیاست میتواند باشد. همچنین نمیتوان بدون شناخت از گذشته و سرنوشت و هویت تاریخی خود ، نسبت به آینده و برنامه ریزی درباره آینده بدرستی عمل کرد. خلاصه آنکه تاریخدانی و بویژه بررسی مسائل از نظر فلسفه تاریخی امری بسیار مهم میباشد.

من نه تنها به تاریخ ایران در وهله نخست بلکه نسبت به شناخت تاریخی دیگر ملل بلکه تاریخ جهان نیز علاقمند شده و در صدد دسترسی به منابعی هستم که در باره این موضوع نیز مطالعات و تحقیقاتی را داشته باشم. فعلا برنامه اولیه ام شناخت تاریخ ایران از ابتداء میباشد.

در بادی امر برایم بسیار جالب میباشد که بدانم گذشتگانم از آنزمانی که میتوان با دورترین زمانها مقایسه اش کرد و تا جایی که عقل بشری قد می دهد از جهت جغرافیایی در چه مکانی بوده اند و چگونه می زیسته اند و چگونه تفکر میکرده اند و در مقایسه با دیگر ملل و اقوام در چه سطحی بوده اند. مسائل و مشکلاتشان چه بوده است و خلاصه سیر تطور زندگی گذشتگان را از تمامی جهات آن مورد تحقیق قرار دهم.

 از جهت جغرافیایی قطعا نیاکان ما در فلات ایران زندگی میکرده اند و در همین فلات بعنوان بستر زیستی خود رشد کرده اند اما میتوان تصور کرد که مهاجرتهایی هم بوده است و قطعا اقوامی از دیگر مناطق به این فلات آمده اند و آنها نیز سرنوشت شان گرچه از فلات دیگری شاید به اینجا مهاجرت کرده باشند به سرنوشت ایرانی ها تا کنون گره خورده است.
قطعا مردمانی در دوران نوسنگی در فلات ایران زندگی میکرده اند. آیا ما از بازماندگان این مردمان هستیم ! در تاریخ میخوانیم که حتی پیش از مهاجرت آریائیان به فلات ایران این مردمان در آنجا میزیسته اند و آیا ما از نسلهای آریایی های مهاجر هستیم و اصولا شاخصه ها و معیارهای شناخت در اینخصوص چه چیز میتواند باشد آیا میتوان مشخصه های ژنتیکی را در این خصوص پیدا کرد؟ 

بالاخره آنچه که مسلم است این است که اقوامی با تمدنهای متفاوتی در فلات ایران تا قبل از این مهاجرت زندگی میکرده اند. زیرا در بررسی تاریخی به آثاری از دست یافته اند که بیانگر وجود تمدنهایی در مناطق مختلف این فلات پر خاطره می باشد. مثل آنکه گفته اند در منطقه کرمان کنونی تمدنی بنام تمدن جیرفت آثارش کشف شده و نیز در جاهای دیگر مانند منطقه سیستان و بلوچستان ( شهر سوخته ) ، یا تمدن تپه سیلک در کاشان کنونی ، تمدن اوراتو و ماننا در آذربائیجان ؛ تپه گیان نهاوند ، تمدن کاسی ها در لرستان فعلی و ... که گفته شده است که همه این تمدنها در تمدن قوم تازه مهاجر آریایی ها مستحیل شده است !

اینکه از این تمدنها نام برده شده است ما را از شناخت تمدنهای دیگری که عمدتا در آسیای غربی وجود داشتند بی نیاز نمی کند و اتفاقا برای شناخت درست تر تاریخ ایران ضروری است تا از این تمدنها مانند تمدن بابل ، سومر ، کلده ، اکد ، آشور و .... نیز اطلاعاتی در دست داشته باشیم.

یکی از تمدنهایی که در طول مدتهای مدیدی در بخشهای بزرگی از ایران یعنی در مناطق جنوبی و غربی ایران ، حاکم بود یعنی از هزاره سوم پیش از میلاد تا هزاره نخست ؛ تمدن عیلامی یا ایلامی ( هر دو صورت آنرا نوشته اند ) . میتوان از لحاظ جغرافیایی بویژه جغرافیای سیاسی امروزه ، قلمرو تمدن عیلامی ها را در منطقه ایران اینچنین برشمرد؛ در جنوب به خوزستان ، فارس و بوشهر و در بخش غربی آن به کرمان و لرستان و کردستان و ایلام !

اختراع خط را به ایران ، ایلامی ها ، نسبت می دهند ، آثار کشف شده در شهر شوش بیانگر آن است که تمدن شهری عظیمی را ایلامی ها برپا داشته بودند و از همین شهر میتوان ارتباط آنرا با تمدن سومر پیدا کرد ، آنچنانکه از راه شهر سوخته در سیستان میتوان به تمدن حاشیه رود سند در هندوستان آنرا پیوند و مربوط دانست !

در واقع مهمترین رویداد سیاسی در ایران در هزاره سوم قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) را همین بقدرت رسیدن سلسله ایلامی ها ، پادشاهی اوان در مناطق خوزستان امروزی باید دانست. تا قبل از ورود مادها و پارسها به ایران بمدت حدود هزار سال تاریخ ایران را باید در انحصار ایلامی ها و حکومت آنها دانست . فروپاشی این حکومت نیز در پی بقدرت رسیدن و نیز تاخت و تاز قومی بنام گوتیان که در مناطق زاگرس می زیسته اند ، بوده است.

همانطور که اشاره شد سرزمین اصلی این قوم یعنی قوم ایلامی در دشت خوزستان ( شمال دشت خوزستان ) بوده و تمدن آنها نیز از قسمت شرقی رودخانه دجله تا شهر سوخته سیستان ( زابل ) و از ارتفاعات زاگرس مرکزی تا بوشهر گسترده بوده است. در تاریخ نوشته اند که ایلامی ها (‌عیلامی ها ) بلحاظ نژادی سامی نبوده ، همچنانکه آریایی نیز نبوده اند بلکه بومی و ساکنان اولیه و نخستین دشت خوزستان بوده اند!



آریایی ها چه کسانی بوده اند و چگونه و از چه زمانی به ایران مهاجرت کرده اند!

آریایی ها بلحاظ نژادی ، هند و اروپایی هستند . و زیستگاه اصلی آنها در قسمت شمالی فلات ایران بوده است. اینکه انگیزه اصلی ورود و مهاجرت به ایران از سوی آنها چه بوده است ، دلیل روشنی در دست نیست ولی میتوان از بررسی های تاریخی مهمترین عامل را عامل اقتصادی و نیز زیست محیطی دانست. زیرا با بد شدن شرائط آب و هوایی و نبود چراگاه بناچار آنها به فلات ایران مهاجرت کردند!

از طرف دیگر وقتی ما از مهاجرت این نژاد به ایران صحبت میکنیم اینطور تصور نشود که همانند امروزه آنها بغتة واحده و در فاصله مثلا یکی دو سال به ایران مهاجرت نموده اند ؛ بلکه آنها بصورت تدریجی از پایان دوران نوسنگی یعنی از حدود هفت هزار (7000 ) سال قبل از میلاد شروع به مهاجرت کرده و این روند تا حدود سه هزار سال یعنی تا چهار هزار (4000) سال پیش از میلاد ادامه داشته است. خلاصه یک مهاجرت سه هزار ساله را در تاریخ این مهاجرت طولانی باید در تاریخ ایران ثبت و درج کرد!

اگر نژاد آریایی ها را به اقوام تقسیم کنیم ، می بینیم که نخستین اقوام از این نژاد ( آریایی ها ) که به ایران مهاجرت کرده بودند اقوامی بودند بنام کاسی ها که به آنها کانتونها – کاشی ها نیز می گفتند. همچنین اقوامی دیگر از این نژاد بنامهای لولوییان و گوتیان !

کاسی ها یا کاشی ها یا کانتونها به منطقه کاشان امروزی وارد شده اند که تمدن تپه سیلک را پایه گذاری کرده اند. اقوام لولوییان و گوتیان نیز در منطقه زاگرس مرکزی ساکن شدند و بعدها با مادها که در ابتدای ورود به همین منطقه آمده بودند درآمیختند .

این مهاجرت یعنی مهاجرت آریایی ها به ایران را در یک بررسی اینطور میتوان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد که سه قوم اصلی از این نژاد به ایران وارد شدند و هر کدام در بخشی از خاک ایران ساکن شدند ؛

مــاد ها – در شمال غربی ایران ؛

پارس ها – در جنوب ایران و

پارت ها – در حدود شرقی ایران یعنی منطقه خراسان امروزی !

خود قوم ایرانی را میتوان به شاخه ها و زیر شاخه های متعددی تقسیم کرد که ما در اینجا به آن اشاره می کنیم :

شاخه های اقوام ایرانی و منطقه مسکونی آنها :

01) باختریان در باختریه ( تاجیکستان و شمال شرق افغانستان کنونی )

02) سکاهای هوم کار در سگائیه ( شرق ازبکستان )

03) سغدیان در سغدیه ( جنوب ازبکستان )

04) خوارزمیان در خوارزمیه ( شمال ازبکستان و شمال شرق ترکمنستان )

05) مرغزیان در مرغوه یا مرو ( جنوب غرب ازبکستان و شرق ترکمنستان )

06) داهه در مرکز ترکمنستان

07) هریویان در هریوه یا هرات ( غرب افغانستان )

08) درنگیان در درنگیانه یا سیستان ( غرب افغانستان کنونی و شرق ایران کنونی )

09) مکائیان در مکائیه یا مک کران ( بلوچستان ایران کنونی و پاکستان کنونی )

10) هیرکانیان در هیرکانیا یا گرگان ( جنوب غرب ترکمنستان و شمال ایران کنونی )

11) پرتوه ئیان در پارتیه ( شمال شرق ایران کنونی )

12) تپوریان در تپوریه یا تپورستان [ زارع ها ] ( گیلان و مازندران کنونی )

13) آریازنتا در اسپدانه در مرکز ایران کنونی

14) سکاهای تیزخود در الانیه یا اران ( آذربایجان باصطلاح مستقل کنونی )

15) آترپاتیگان در آذربایجان ایران کنونی

16) مادایه در ماد ( غرب ایران کنونی )

17) کردوخ در کردستان ( مناطق کردنشین کنونی )

18) پارسی در پارس و کرمان کنونی

19) آنشان در لرستان و شمال خوزستان کنونی

بعضی از اقوام ایرانی مانند لولیان ها ، مانناها ؛ گوتیان ها و کاسی ها که در مناطق غربی ایران ساکن بوده اند خودشان بدوا حکومتهایی یا امیرنشینهایی داشته اند که بعد از ورود مادها در پادشاهی ماد ادغام شده اند!
پایان قسمت اول ... ادامه دارد .....

پی نوشت ها :

﷼ منابع مورد تحقیق عبارتند از :

تاریخ ایران باستان / دیاکونوف ، میخائیل میخائیلوویچ ، ترجمه روحی

تاریخ ایران از زمان ایران باستان تا امروز / ا.آ.گرانتوسکی – م.آ.داندامایو ، ترجمه کیخسرو کشاورزی

تاریخ ایران / دکتر خنجی

تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن 18 / پیگولووسکایا ، ترجمه کریم کشاورز

تاریخ اجتماعی ایران / مرتضی راوندی

و دیگر منابع متعدد دیگر مثل برداشتهای آزاد از تاریخ هرودوت . با کمک فرزندان عزیزم : سروش و فاطمه و فروغ

 منابع در باره اشکانیان :

ولسکی/یوزف؛ شاهنشاهی اشکانی؛چاپ اول ترجمه مرتضی ثاقب فر/ققنوس 1383

تاریخ اشکانیان / میخائیل میخائیلوویچ دیاکونوف ؛‌ترجمه کریم کشاورز

تاریخ ایران / دکتر خنجی

تاریخ اجتماعی ایران / مرتضی راوندی ج 1 سال 1354

پیگلووسکایا / تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن 18 /کریم کشاورز تهران 53

و دیگر منابع و مطالعات پراکنده و یادداشت برداریهای گوناگون در مسیر تحقیق بررسی چندساله




I AM LIKE A TRAVELLER IN THIS WORLD
THE PLOT TO MURDER THE HOLY PROPHET
THE GOOD MANNERS OF THE PROPHET
مکافات عمل (پاداش ایمان کربلایی کریمی)
SPEECHES IN THE FAMOUS BAZAARS
مکافات عمل (حكومت پاداش انفاق)
دجّـــــال ( 2 )
مکافات عمل ( پاداش ترحم به سگ )
دجّـــــال ( 1 )
سفیـانـی (11)
سفیـانـی (10)
ارزش قانون
سفیـانـی (9)
THE KIND PROPHET
سفیـانـی (8)
نامت بلند باد ؛ ای محمد (ص)
نگذارید کار کسان بدینجاها کشد که ؛ دست از جان بشویند و ...
سفیـانـی (7)
رها کن رها والا نخواهی رسید (3)
كسی را به افراط مَسِتای
زنان بیگانه
خوب رویان جـفــــا پیشه وفــــا نیز کنند
سفیـانـی (6)
پیش پای پند پدر پارسا ( پست پیشین - قسمت اول)
سفیـانـی (5)
از جهان دو بانگ می‌آید به ضد
سفیـانـی (4)
سفیـانـی (3)
حجاب را دوست دارم و ...
سفیـانـی (2)
سفیـانـی (1)
BREAKING THE FAST WITH ONE FOOD
نفس زکیــه (2)
نفس زکیــه (1)
خروج سید خراسانی (6)
خروج سید خراسانی (5)
خروج سید خراسانی (4)
یــــــارم .... !
خروج سید خراسانی (3)
هدایای سوخته ... !
خروج سید خراسانی (2)
خروج سید هاشمی
صهیونیستها در آستانه ظهور (6)
خروج سید خراسانی (1)
خروج یمانی با خالص ترین پرچم هدایت
شورش عوف سلمی
شورشهای مصری و مغربی (2)
شکّاک بدگمان ؛ بی دین است !
شورشهای مصری و مغربی (1)
صهیونیستها در آستانه ظهور (5)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.