حکمت حرمت و ضرورت اجتهاد در استخدام واژه های مصطلح در رساله های مجتهدین
ساری,گاهنوشته های محمود زارع: ... بسیاری از چون و چراها در مسائل شرعی ( احکام ) از روی بی اطلاعی بسیاری از ماست ؛ اگر از فلسفه حرمت منکرات در شرع مقدس اسلام اطلاعی نداریم بصرف وجود مانع شرعی نباید بهانه بتراشیم و بی دلیل انکارش کنیم . چه بسا باشد که ما از فلسفه احکام و دلیل اصلی وجوب یا حرمت امری یا نهی ای بیخبر باشیم و ندانیم.

در این مواقع یا باید دارای علم خاص و درواقع علم لدنی بود یا باید سالیانی بگذرد تا علت نهی شارع بواسطه داشتن ضرر و زیان برهمگان مکشوف شود . باید به خداوند و یا همان شارع مقدس که دارای علم مطلق میباشد ایمان داشت و اینجاست که تمکین در برابر عالم از سوی جاهل مصداق پیدا میکند و سر تقلید هم همین است وگرنه تقلید , ادای میمون وار درآوردن نیست .

بسیاری از مردم در بسیاری از علوم تخصصی ندارند و برای رفع حاجات خویش به متخصص آن علم مراجعه می نماید و این موضوع مبتنی بر حکم عقل بوده و ...  تقلید از مجتهد اعلم نیز از همین باب است. شما براحتی در برابر یک متخصص طب یا یک متخصص علوم حقوقی و قضایی تمکین میکنید چرا که باور دارید که در آن فن آنها از تو بیشتر میدانند و ضرورت عقلی اقتضاء میکند که به آنها مراجعه کنید.

اما با دقت در بین اقشار وسیعی از اجتماعات و متناسب با مقتضیات فرهنگی زمان متوجه شدم بسیاری از کاربرد بعضی از واژه ها که در ادبیات عامه بار معنایی مناسبی نداشته و بعضا منفی هم هست تبری جسته و حتی موجب شده که کثیری در بین همین اقشار از خیر کل ماجرا بگذرند تا مشهور به هم سلکی در آن نشوند .

 اینجا ما البته بحث لفظ نداریم بلکه بحث این است که آیا یک مجتهد نباید در استخدام واژه های فقهی و حقوقی هم اجتهاد کند و یا خوش سلیقگی بخرج داده و معذوریتهای اجتماعی و اخلاقی و فرهنگ عامه را منظور بدارد؟!

بعنوان نمونه مهم مثلا شاید استفاده از کلمه ای بنام تقلید و باز شدن باب مقلد و مقلد بواسطه آنکه تا حدودی بار معنایی منفی ای  که دارد برای بسیاری کراهت پیش می آورد . من اگر مجتهد در فقه بودم در احکام مربوط به تقلید از واژه های معادل آن استفاده میکردم در واقع در خود بکار گیری این واژه ها هم باید امروزه اجتهاد کرد و مجتهد اعلم باید چنین اجتهاداتی را متناسب با زمانه خویش داشته باشد...

محمود زارع
( پاییز 76 )

توضیح : بخشی از مطلب پدر بود که در سالهای قبل وقتی کتاب " اسلام و مقتضیات زمان " شهید مطهری را بررسی میکرد نوشت . بهمراه همان مقاله مشهورشان با عنوان " چرا برای اسلام و مقتضیات زمان دیگر مطهری نداریم ؟! " ... ( فاطمه )

مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.