تا نگرید ابر کی خندد چمن  ...  تا نگرید طفل کی نوشد لبن

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (دعا و حاجت)

زانکه بی‌حاجت خداوند عزیز

می نبخشد هیچ کس را هیچ چیز

ور نبودی حاجت افلاک هم
هفت گردون ناوریدی از عدم

آفتاب و ماه و این ا ستارگان
جز به حاجت کی پدید آید عیان

پس چو حاجت شد کمند هست‌ها
قدر حاجت می‌رسد از حق عطا

پس بیفزا حاجت ای محتاج زود
تا بجوشد در کرم دریای جود

چشم ننهادست حق در موش کور
زانکه حاجت نیست اورا دید نور


ساری , گاهنوشته های محمود زارع


کافرک را هیکلی بد یادگار
یاوه دید آن را و گشت او بی‌قرار

گفت آن حجره که شب جا داشتم
هیکل آنجا بی‌خبر بگذاشتم

گر چه شرمین بود شرمش حرص برد
حرص اژدرهاست نه چیزیست خرد

از پی هیکل شتاب اندر دوید
در وثاق مصطفی و آن را بدید

کان یدالله آن حدث را هم به خود
خوش همی‌شوید که دورش چشم بد

هیکلش از یاد رفت و شد پدید
اندرو شوری گریبان را درید

می‌زد او دو دست را بر رو و سر
کله را می‌کوفت بر دیوار و در

آنچنان که خون ز بینی و سرش
شد روان و رحم کرد آن مهترش

نعره‌ها زد خلق جمع آمد برو
گبر گویان ایهاالناس احذروا

می‌زد او بر سر کای بی‌عقل سر
می‌زد او بر سینه کای بی‌نور بر

سجده می‌کرد او کای کل زمین
شرمسارست از تو این جزو مهین

تو که کلی خاضع امر ویی
من که جزوم ظالم و زشت و غوی

تو که کلی خوار و لرزانی ز حق
من که جزوم در خلاف و در سبق

هر زمان می‌کرد رو بر آسمان
که ندارم روی ای قبلهٔ جهان

چون ز حد بیرون بلرزید و طپید
مصطفی‌اش در کنار خود کشید

ساکنش کرد و بسی بنواختش
دیده‌اش بگشاد و داد اشناختش

تا نگرید ابر کی خندد چمن
تا نگرید طفل کی جوشد لبن

طفل یک روزه همی‌داند طریق
که بگریم تا رسد دایهٔ شفیق

تو نمی‌دانی که دایهٔ دایگان
کم دهد بی‌گریه شیر او رایگان

گفت فلیبکوا کثیرا گوش دار
تا بریزد شیر فضل کردگار

گریهٔ ابرست و سوز آفتاب
استن دنیا همین دو رشته تاب

گر نبودی سوز مهر و اشک ابر
کی شدی جسم و عرض زفت و سطبر

کی بدی معمور این هر چار فصل
گر نبودی این تف و این گریه اصل

سوز مهر و گریهٔ ابر جهان
چون همی دارد جهان را خوش‌دهان

آفتاب عقل را در سوز دار
چشم را چون ابر اشک‌افروز دار

چشم گریان بایدت چون طفل خرد
کم خور آن نان را که نان آب تو برد

تن چو با برگست روز و شب از آن
شاخ جان در برگ‌ریزست و خزان

برگ تن بی‌برگی جانست زود
این بباید کاستن آن را فزود

اقرضوا الله قرض ده زین برگ تن
تا بروید در عوض در دل چمن

قرض ده کم کن ازین لقمهٔ تنت
تا نماید وجه لا عین رات

تن ز سرگین خویش چون خالی کند
پر ز مشک و در اجلالی کند

زین پلیدی بدهد و پاکی برد
از یطهرکم تن او بر خورد

دیو می‌ترساندت که هین و هین
زین پشیمان گردی و گردی حزین

گر گدازی زین هوسها تو بدن
بس پشیمان و غمین خواهی شدن

این بخور گرمست و داروی مزاج
وآن بیاشام از پی نفع و علاج

هم بدین نیت که این تن مرکبست
آنچ خو کردست آنش اصوبست

هین مگردان خو که پیش آید خلل
در دماغ و دل بزاید صد علل

این چنین تهدیدها آن دیو دون
آرد و بر خلق خواند صد فسون

خویش جالینوس سازد در دوا
تا فریبد نفس بیمار ترا

کین ترا سودست از درد و غمی
گفت آدم را همین در گندمی

پیش آرد هیهی و هیهات را
وز لویشه پیچد او لبهات را

هم‌چو لبهای فرس و در وقت نعل
تا نماید سنگ کمتر را چو لعل

گوشهاات گیرد او چون گوش اسب
می‌کشاند سوی حرص و سوی کسب

بر زند بر پات نعلی ز اشتباه
که بمانی تو ز درد آن ز راه

نعل او هست آن تردد در دو کار
این کنم یا آن کنم هین هوش دار

آن بکن که هست مختار نبی
آن مکن که کرد مجنون و صبی

حفت الجنه بچه محفوف گشت
بالمکاره که ازو افزود کشت

صد فسون دارد ز حیلت وز دغا
که کند در سله گر هست اژدها

گر بود آب روان بر بنددش
ور بود حبر زمان برخنددش

عقل را با عقل یاری یار کن
امرهم شوری بخوان و کار کن

(مولوی » مثنوی معنوی » دفتر پنجم)

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



مطلب مرتبط :
... ره آورد شبهای رمضان ( دعا و نیایش )


ساری گاهنوشتهای محمود زارع


مطالب اخیر وبلاگ :
شیره خرما
عبادت دلی و دل عبادت
تثلیث در مسیحیت
علت سقوط حکومت بنی امیه (دوستان و دشمنان)
ولادت حضرت فاطمه (س) و روز زن مبارک
قرآن کریم و والدین
نیکی به والدین
پنج تن آل عبا و حدیث کساء
فضیلت نام شریف رب
ذکر و مراتب اذکار
خاموشی و سکوت
دوری از سگ نفس
الله و تفسیر اجزای لفظ شریف
اعداد ابجد (اسلام با محمد و ایمان با علی)
خواب و رویا (1)
با تو حیات و زندگی ...
کز دل هوا دارم تو را
آن نفس خواهد ز باران پاکتر
كه یك نگاهم بس !
تعریض عالی بر شیخ اجل سعدی
چگونگی ولادت حضرت محمد (ص)
سوره حمد سوره رحمت
دانلود بهترین آهنگ های ونجلیز Vangelis
حافظ و رندی خواجه و ... (02)
زندگی و آدمیزاده اورجینال (04)
قراء سبعه و حافظ و... (01)
تفسیر کفــر و ایمـان
زبر و بیّنه و بسط اسم در علم اعداد
زندگی و آدمیزاده اورجینال (03)
مکافات عمل (نتیجه تمسخر)
زندگی و آدمیزاده اورجینال (02)
نظر پاک تواند رخ جانان دیدن
حروف هجا و تهجّی
همه هستند ولی زهرا نیست
شهادت یاس محمدی تسلیت
زندگی و آدمیزاده اورجینال (01)
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
اقسام ابجد و ...
حساب جمل
معانی حروف ابجد
تفسیر کلمات ابجد
تحقیقی پیرامون علوم غریبه
معجزه بهار !
نفسم گرفت از این شهر ...
تن مــپوشــانیــد از باد بهــار
صباحت روی یا حسن خوی
فضیلت سخن حق نزد جائر
امام رضا (ع) و عجز مشرک
گوهر اخلاص و خاطره دوران کودکی
مولا علی (ع) و فروتنی



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.