ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... وَ قالُوا لَنْ تَمَسَنَا النَارُ إِلَا أَیَاماً مَعْدُودَةً. چونك جهودان را بیم دادند از آتش دوزخ، ایشان گفتند آتش بما نرسد مگر چند روز شمرده.
یعنى آن چهل روز كه گوساله پرستیدند كه خداى عز و جل سوگند یاد كرده است كه ایشان را عذاب كند، چون آن چهل روز عذاب كرد سوگند وى راست شد، از آن پس از دوزخ بیرون آئیم و قومى دیگر بجاى ما، و اشارت بمصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم و یاران كردند یعنى شما بجاى ما نشینید مصطفى گفت: " بل انتم خالدون فیها مخلّدون لا نخلفكم فیها ان شاء اللَه ابدا "

یدالله فوق ایدیهم

پس رب العالمین ایشان را دروغزن كرد، گفت: قُلْ أَتَخَذْتُمْ عِنْدَ اللَهِ عَهْداً یا محمد گوى ایشان را كه بآنچه مى گویید پیمانى دارید از حق جل جلاله؟

اگر دارید اللَه پیمان خود نشكند، پس ایشان را دیگر باره دروغ زن كرد گفت: أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَهِ ما لا تَعْلَمُونَ این ام در موضع بل است، یعنى شما بر خداى عز و جل چیزى مى گویید كه ندانید.

ابن عباس گفت روز قیامت كه ایشان را در دوزخ چهل سال عذاب كرده باشند هر روزى را از آن چهل روز سالى، خازنان دوزخ گویند " یا معشر الیهود أما انقضت الایام التی قلتم فى دارالدنیا؟ قالوا ما ندرى. قالت الخزّان فقد عذّبناكم مقدار اربعین سنة، یا معشر الاشقیاء، فبم تخرجون منها، قالوا كیف نخرج و انت خازن جهنم، فیقول لهم أ كنتم اتخذتم عند اللَه عهدا بل كذبتم و انتم فیها خالدون " آن گه ایشان را جواب داد " بَلى مَنْ كَسَبَ سَیِئَةً" این بلى بمعنى آرى است میگوید آرى آنچه ایشان میگویند كه نیست هست " مَنْ كَسَبَ سَیِئَةً ... "

هر كه یدى كند یعنى شرك آرد " وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ "  اى أحاط عمله به فمات على كفره و در آن شرك و كفر خویش بمیرد.

نافع تنها خطیئاته خواند بر لفظ جمع. فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ ایشان در دوزخ شوند و جاوید در آن بمانند. این همانست كه جایى دیگر گفت " وَ مَنْ جاءَ بِالسَیِئَةِ فَكُبَتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَارِ "  و مصطفى (ع) آتش دوزخ را صفت كرده و گفته " لنار بنى آدم الّتى توقدون جزء عن سبعین جزء من نار جهنم، فقال رجل یا رسول اللَه ان كانت لكافیة قال فانّها فضّلت علیها بتسعة و ستّین جزء حرا فحرّا اوقدت الف عام فابیضّت، ثم اوقدت الف عام فاحمرّت، ثم اوقدت الف عام فاسودّت فهى سوداء كاللیل المظلم "

.....
قومى معتزله بظاهر این آیت تمسك كردند و بر عموم براندند و گفتند اهل كبائر و فسق جاوید در دوزخ بمانند بحكم این آیت.
و جواب اهل حق آنست كه ظاهر آیت عام است اما بمعنى خاص است. كه جاى دیگر میگوید: وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ یَشاءُ اینان كه در تحت مشیّت اند اصحاب كبائر و فسق و معاصى اند لا محاله، اگر ایشان گویند اینان كه در تحت مشیّت اند تائبان اند، این تأویل درست نیست كه تائبان را چنین وعید نیاید، از بهر آنك ایشان بى گمان رستگارانند.

و اگر گویند كه اصحاب صغائرند، هم درست نیست، از بهر آنك صغیره بمذهب ایشان بشرط اجتناب كبائر مغفور است، پس حمل آیت بر آن بعید است.

و اگر گویند كه منافقان اند، منافق خود در درك اسفل است، چنانك قرآن از آن خبر میدهد و صحابه رسول بكفر ایشان گواهى میدهند.
و اگر گویند كه كافران و مشركان اند این كافران على القطع جاوید و در آتش اند و آن كس كه جاوید در آتش است نگویند او را كه در تحت مشیّت اند، بماند اینجا در تحت آیت اصحاب كبائر و اهل فسق و معاصى كه هم ایمان دارند و هم فسق، ایشانند كه در تحت عدل و فضل حق اند اگر بایشان بفضل نگرد ایشان را بفسق و معصیت خویش بآتش فرستد، اما جاوید در آتش بنمانند، كه بشفاعت رسول ایشان را آخر بیرون آرد.

و دلیل بر آنك بنده بفسق و معاصى از ایمان بیرون نشود آنست كه رب العالمین گفت: فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ كفاره قتل را واجب كرد كه گردنى مؤمنه آزاد كند پس اگر آن گردن فاسقه باشد هم رواست. و كفارت را بجاست و اگر بفسق ایمان نماندى روا نبودى.

و گفته اند كه اگر با فسق و معصیت ایمان بنماندى با خدمت و طاعت كفرهم نماندى، پس اتفاق است كه بخدمت و طاعت از بنده حكم كفر بر نخیزد، همچنین بفسق و معصیت باید كه از بنده حكم ایمان بر نخیزد. پس معلوم شد كه آیت مخصوص است و سیّئة و خطیئة درین آیت بمعنى كفر و شرك است چنانك جایى دیگر گفت وَ لَیْسَتِ التَوْبَةُ لِلَذِینَ یَعْمَلُونَ السَیِئاتِ یعنى انواع الكفر فكذلك هاهنا.

وَ الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ پس از ذكر كافران و رسیدن ایشان در سرانجام به عقوبت جاویدان، ذكر مؤمنان در گرفت و ناز و نعیم ایشان در آن بهشت جاودان، تابنده مؤمن را میان هر دو آیت در خوف و رجا بگرداند. چون صفت بیگانگان شنود و خشم و عذاب خدا در حق ایشان، در خوف افتد، گهى زارد گهى نالد، گهى از آتش فریاد میكند
چنانك مصطفى از پس هر نماز بگفتى " اللهمّ انى اعوذ بك من نار جهنّم "

پس چون صفت مؤمنان شنود، و مآل و مرجع ایشان و فضل و كرم خداوند در حق ایشان، حال در وى بگردد صفت خوف بصفت رجا بدل شود آرام در دلش آید، دست كرم و فضل او را از وهده خوف بیرون آرد، و حال بنده همیشه همچنین باید كه بود، گهى با ترس و گداز، گهى با انس و ناز، گهى از بیم دوزخ فریادكنان، گهى بامید بهشت شادان و نازان.

در اخبار بیارند كه صهیب درم خریده زنى بود، و همه شب بیخواب و بى آرام بودى و از بسیارى سهر نزار و ضعیف شده بود، آن سیده وى او را گفت " افسدت على نفسك " اى صهیب تو تن خویش بزیان بردى و از خدمت من باز ماندى، این چیست كه تو بدست دارى؟ صهیب جواب داد كه " انّ اللَه تعالى جعل اللیل سكنا لصهیب، انّ صهیبا اذا ذكر الجنّة طال شوقه و اذا ذكر النار طار نومه."

وَ الَذِینَ آمَنُوا یعنى صدّقوا بتوحید اللَه و رسوله. وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ یعنى الطاعات فیما بینهم و بین ربّهم. أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ مقیمون فى الجنّة لا یموتون و لا یخرجون منها ابدا.

وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ یعنى فى التوریة، اى امرناهم بذلك فقبلوه. این همانست كه در سورة المائده گفت: وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً میگوید اللَه میثاق بست و پیمان ستد از فرزندان یعقوب و دوازده نقیب فرستادیم، از هر سبطى نقیبى، اسباط بسیار بودند فراوان هزاران، پس از هر سبطى نقیب برگزید موسى با وى بیعت كردى و با وى آن عهد بستى. تا آن نقیب از دیگران بیعت ستدى و با ایشان عهد بستى.

اینست كه اللَه میگوید وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ ... پیمان ستدیم از بنى اسرائیل در توریة، و با ما عهد كردند لا تَعْبُدُونَ إِلَا اللَهَ
مكى و حمزه و كسایى بیاء خوانند یعنى تا نه پرستند جز اللَه باقى بتا خوانند، و معنى آنست كه ایشانرا گفتیم در پیمان كه لا تعبدون الا اللَه تا نه پرستید مگر اللَه.

معاذ جبل مصطفى را گفت: یا رسول اللَه اوصنى. فقال اعبد اللَه و لا تشرك به شیئا. قال یا رسول اللَه زدنى، قال اذا اسأت فاحسن، قال یا رسول اللَه زدنى قال استقم و لیحسن خلقك

و قال صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " یقول اللَه تعالى یا ابن آدم، انا بدّك اللازم فاعمل لبدّك، كل الناس كلّ منهم بدّ و لیس لك منى بدّ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً و در پیمان وصیت كردیم ایشان را بنواختن پدر و مادر، نواخت مادر و پدر در توحید پیوست ایدر و جایهاى دیگر در قرآن.

قال اللَه تعالى وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً. وَ قَضى رَبُكَ أَلَا تَعْبُدُوا إِلَا إِیَاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً و رضاء خود در رضاء ایشان بست در سنت. چنانك در خبر است: رضاء اللَه فى رضا الوالدین و عقوق ایشان از كبائر كرد، چنانك مصطفى را از كبائر پرسیدند فقال الشرك باللَه و قتل النفس و عقوق الوالدین و قول الزور

و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم گفت: نیكى كردن با مادر و پدر فاضلتر است از نماز و روزه و حج و عمره و غزاء،

و گفت چه زیان دارد اگر كسى صدقه دهد و بمزد مادر و پدر دهد تا ایشان را ثواب باشد و از ثواب وى چیزى نكاهند.

و مردى در پیش مصطفى (ع) شد گفت: یا رسول اللَه من گناهى عظیم كرده ام مرا توبه هست یا نه؟ مصطفى گفت: مادر دارى؟
گفت نه.
گفت خواهر مادر دارى؟
گفت دارم
گفت شو با وى نیكى كن.


وَ ذِی الْقُرْبى و ایشان را وصیت كردیم بنواختن خویشان و نیكویى كردن با نزدیكان. در خبرست كه هر كه عمر دراز خواهد و روزى فراخ با خویشاوندان نیكویى كند
..........

وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینِ و ایشان را وصیّت كردیم در آن پیمان بنواختن یتیمان و درویشان، یتیم پدر مرده است از آدمیان یا نابالغ است. مصطفى (ع) گفت: لا یتم بعد حلم.

و از جانوران یتیم آنست كه مادر ندارد، و ذلك لان كفالة الولد فى النّاس على غالب الامر و فى الحكم الى الأب، و فى البهائم الى الام.
و معنى یتیم انفراد است، و منه الدرّة الیتیمة یعنى المنفردة التی لا شبیه لها، و یتامى جمع جمع است یقال یتیم و ایتام و یتامى كأسیر و اسرى و اسارى. وَ الْمَساكِینِ و مسكین اوست كه چیزى دارد كم از كفایت قوام عیش، او را چیزى مى درباید.

روى ابو ذر (رض) قال اوصانى رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم بحبّ المساكین والدنّو منهم، و اوصانى ان انظر الى من هو دونى، و لا انظر الى من هو فوقى، و اوصانى ان اقول الحق و ان كان مرّا، و اوصانى ان اصل رحمى و ان ادبرت، و اوصانى ان استكثر من قول لا اله الا اللَه، و لا حول و لا قوة الا باللّه فانّه من كنوز الجنة.

و سلیمان پیغامبر با آن پادشاهى و مملكت چون در مسجد درویشى را دیدى پیش وى بنشستى، گفتى مسكین جالس مسكینا.

وَ قُولُوا لِلنَاسِ حُسْناً و ایشان را وصیت كردیم كه مردمان را سخن نیكو گوئید.

حسنا و حسنا بفتحتین و بتخفیف هر دو خوانده اند: بفتحتین قراءة حمزه و كسایى و یعقوب و خلف است، و بضم و تخفیف قراءة باقى.
و تقدیره: قولوا للنّاس قولا حسنا و قولا ذا حسن ابن عباس گفت و مقاتل معناه قولوا للناس حقا و صدقا فى شأن محمد فمن سالكم عنه فبیّنوا له صفته و لا تكتموا امره و لا تغیّروا نعته  در كار محمد با مردمان  راستى گوئید و درستى، و صفت وى بمگردانید و كار وى از پرسنده پنهان مكنید.

سفیان ثورى گفت معناه مروهم بالمعروف و انهوهم عن المنكر قال النبی صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " مروا بالمعروف و ان لم تعملوا كله، و انهوا عن المنكر و ان لم تنتهوا عنه كله "

بعضى مفسران گفتند وَ قُولُوا لِلنَاسِ حُسْناً سیاق این هم بر آن وجه است كه وَ جادِلْهُمْ بِالَتِی هِیَ أَحْسَنُ. فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا الى غیر ذلك من امثاله.
پس این همه بآیت سیف منسوخ گشت.

وَ أَقِیمُوا الصَلاةَ وَ آتُوا الزَكاةَ و نماز بهنگام بپاى دارید، و شرائط و حقوق آن بجاى آرید و زكاة از مال بیرون كنید.

زكاة را دو معنى گفته اند یكى پاكى و پاكیزگى، كه بنده مؤمن مال خود را بزكاة دادن پاكیزه گرداند و تن خود را از وبال مال پاك گرداند،
و دیگر معنى زكاة زیاد نیست یعنى كه مال چون زكاة وى بدهى زیادت گردد. هر چند ظاهر وى نقصان نماید، اما در باطن زیاد نیست. پس بمعنى پاكیزگى هم چنان است كه چاهى را نجاست اندر افتد چند دلو از آن بر كشى چاه و آب آن پاك شود، همچنین مال را شبهت اندر آید چون زكاة بدهى باقى مال پاك شود، و پاك بماند، چنانك آنجا آب چاه روان شود حكم پاكى گیرد، و این مرد كه زكاة بدهد دست وى چشمه جود شود مال وى حكم پاكى گیرد، بجمع كردن مرد باشد بدادن زكاة جوانمرد گردد.

و بمعنى دیگر زیادتى و بركت اندر مال پیدا آید، مانند آن كه درختى را به پیرایند از وى شاخه هاى نیم خشك ببرند، بظاهر نقصان نماید لكن درخت بآن سبب تازه گردد و زیادتى پیدا آید، هم اندرین جهان ببركت و هم در آن جهان برحمت.
.........

ثُمَ تَوَلَیْتُمْ إِلَا قَلِیلًا مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ این پیمان از بنى اسرائیل گرفتند، و در پیمان این وصیتها برفت و ایشان در پذیرفتند كه وصیت بجاى آرند و پیمان نشكنند. رب العالمین گفت: بوفاء آن عهد باز نیامدند یعنى پدران بوفا باز نیامدند كه پیمان بشكستند و برگشتند و از وفا روى بگردانیدند. پس گفت: وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ و امروز شما بر پى پدران رفتید و فرمان توریة بگذاشتید، چنانك ایشان گذاشتند، مگر اندكى از شما كه فرمان بجاى آوردید و به نبوت مصطفى اقرار دادید، و هم من كان ثابتا على دینه ثم آمن بمحمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم

>>>>> ادامه دارد >>>>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )


گل


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)







مطالب اخیر وبلاگ :
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.