النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
خدا آغازگر و برگرداننده است

اللَّه
منوّر القلوب، الرحمن كاشف الكروب، الرحیم غافر الذّنوب.
اللَّه است افروزنده دل دوستان. رحمن است باز برنده اندوه بیچارگان. رحیم است آمرزنده گناه عاصیان.

اللَّه یعطى الرّؤیة بغیر حجاب، الرّحمن یرزق الرزق بغیر حساب، الرّحیم یغفر الذّنب بغیر عتاب،
اللَّه است كه دیدار خود رهى را كرامت كند بى‏ حجاب.
رحمن است كه از خزینه خود روزى دهد بى ‏حساب.
رحیم است كه بفضل خود بیامرزد بى ‏عتاب.

اللَّه لارواح السابقین، الرحمن لقلوب المقتصدین، الرحیم لذنوب الظالمین.
خداى است كه ارواح سابقان بفضل وى نازد، رحمن است كه دلهاى مقتصدان بمهر وى گراید، رحیم است كه گناه ظالمان بعفو خود شوید.

من سمع اللَّه اورثه شغبا و من سمع الرحمن اورثه طلبا و من سمع الرّحیم اورثه طربا، فالنفس مع الشغب و القلب مع الطلب و الرّوح مع الطّرب.
یكى خطاب خداى شنید در شغب آمد، یكى سماع نام رحمن كرد در طلب آمد، یكى در استماع نام رحیم بماند در طرب آمد.

تن محلّ امانت است چون خطاب خداى شنید بى‏قرار گشت.
دل بارگاه محبت است به سماع، نام رحمن در دایره طلب و شوق افتاد.
جان نقطه‏ گاه عشق است چون بشارت نعت رحیم یافت بر شادروان رجا در طرب بماند هر چه نعمت بود نثار تن گشت هر چه منت بود بدل دادند آنچه رؤیت و مشاهدت بود نصیب جان آمد.

پیر طریقت گفت: الهى !
یاد تو میان دل و زبان است و مهر تو در میان سر و جان، یافت تو زندگانى جان است و رستخیز نهان.
اى ناجسته یافته و دریافته نادر یافته.
یافت تو روز است كه خود برآید ناگاهان. او كه ترا یافت نه بشادى پردازد نه باندهان.

قوله: الر
الالف الف الوحدانیّة، و اللام لطفه باهل المعرفة، و الرّاء رحمته بكافّة البریّة،
جلال احدیّت بنعت عزّت و كمال حكمت سوگند یاد میكند، میگوید بوحدانیت و فردانیت، بلطف من با دوستان من، برحمت من بر بندگان من، كه این كتاب نامه من است و این حروف كلام من، از حدوث پاك و از نقص دور و از عیب منزّه.
سخنى راست، حدیثى پاك، كلامى درست، كلامى كه صحبت حق را بیعت است و ذخیره آن در سرّ عارفان ودیعت است. پیغامى كه از قطیعت امان است، و بى‏قرار را درمان است،
روشنایى دیده و دولت دل و زندگانى جان است.

أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَیْنا إِلى‏ رَجُلٍ مِنْهُمْ.
كافران را سه چیز شگفت آمد و از آن تعجّب همى ‏كردند:
یكى انگیختن خلق برستاخیز و باز آفریدن پس از مرگ.
دیگر فرستادن خداى رسولان را بخلق و دعوت كردن ایشان بحقّ.
سیوم تخصیص محمد (ص) به پیغامبرى و برگزیدن وى از میان خلق برسولى.

اگر آن مدبران از كمال قدرت خداى خبر داشتندید بعث و نشور را منكر نبودندید و اگر عزّت خداى و كمال پادشاهى وى بدانستندید فرستادن رسولان بخلق ایشان را شگفت نیامدید و اگر دریافتندید كه اللَّه خداوند است و كردگار آن كند كه خود خواهد و بارادت خود حكم كند و كار اندر تخصیص و تكریم مصطفى روا داشتندید و جحود نكردندید لكن چه سود كه دیده حق بین نداشتند تا حق بدیدندید و نه بصیرت دل تا حق دریافتندید،
امّا حكمت فرستادن پیغامبران بخلق الزام حجت است تا كافر را بى عذر و بى حجت عذاب نكند.
همانست كه گفت جلّ جلاله: وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
امّا مؤمن اگر خواهد او را بیامرزد بى ‏توبت و بى‏ خدمت زیرا كه عذاب كردن بى ‏حجت ظلم است و ربّ العزّة پاكست و منزه از جور و ظلم. یقول تعالى: وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ
و آمرزیدن مؤمن بى ‏خدمت فضل است، و ربّ العزّة با فضل عظیم است و كرم بى ‏نهایت.
یقول تعالى: وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ.

و گفته ‏اند رسولان را بخلق فرستاد تا مؤمنان را بشارت دهند بفضل كبیر و كافران را بیم نمایند بعذاب الیم. اینست كه رب العالمین گفت: أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ
جایى دیگر گفت: رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ
اى محمد كافران را بیم ده كه دوزخ براى ایشان تافته و ساخته
مؤمنان را بشارت ده كه بهشت از بهر ایشان آراسته و پرداخته.

وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ...
و گفته ‏اند قدم صدق سبق عنایت است و فضل هدایت.
روز ازل در میثاق اول ارواح مؤمنان را مجلس انس از جام محبت بكأس مودّت، شربت مهر داده و ایشان را سرمست و سرگشته آن شربت كرده، و ایشان را وعده داده وعده ‏اى راست درست كه باز آرم شما را باین منزل كرامت و باز بنوازم شما را زیادت ازین فضیلت، وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ فذلك قوله إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا
رجوع بازگشت است و بازگشت را هر آینه بدایتى بود لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ.
جنید گفت: در رموز این آیت كه، إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً ... ابتداى كارها از خداست و بازگشت همه بخدا، یعنى درآمد هر چیز از قدرت او و بازگشت همه بحكم او، اوّل اوست و آخر او ازل بتقدیر او و ابد بقضاى او. حدوث كاینات بامر او فناى حادثات بقهر او میان این و آن مراتع فضل او و شواهد نعمت او هر كه را در ازل رقم سعادت كشیدند در مراتع فضل شاكر نعمت آمد و راضى بقسمت.
بزبان ذاكر و بدل شاكر و بجان صافى و معتقد.
و هر كه در ابتدا حكم شقاوت رفت بر وى، خراب عمر گشت و مفلس روزگار و بد سرانجام آلوده دنیا و گرفته حرام و بسته لعب و لهو.

چنین خواست بوى لم یزل تا باز برد او را با حكم ازل و نبشته روز اول اینست كه رب العالمین گفت:
إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا ...

بو بكر واسطى گفته:
مطیعان حمالان ‏اند و حمالان جز بارى ندارند و این درگاه بى ‏نیازان است و
عاصیان مفلسان‏ اند جز افلاسى ندارند و این بساط مفلسان است
اى خداوندان طاعت نگویم طاعت مكنید تا قرآن را گمانى غلط نیوفتد، چندان كه توانید و طاقت دارید طاعت بیارید، پس از روى نیستى همه بگذارید كه مطیع و طاعت دو بود و این بساط یگانگى است و اى خداوندان زلت دل تنگ مدارید كه این بار معصیت هم بار اوست چنان كه طاعت بار اوست اما طاعت بگذارند و معصیت بردارند و گذاشتن فعل تو است برداشتن فعل او.

هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً...
ز روى اشارت شمس آفتاب توفیق است كه از برج عنایت بتابد بر جوارح بنده تا آراسته خدمت و طاعت گردد، و قمر اشاره بنور توحید است و روشنایى معرفت در دل عارف كه باین نور راه برد بمعروف.

پیر طریقت گفت: الهى
عارف ترا بنور تو میداند از شعاع نور عبارت نمى‏تواند در آتش مهر میسوزد و از ناز بار نمى‏پردازد.

إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا...
كافران بدیدار حق جلّ جلاله امر ندارند كه آن را منكراند لا جرم هرگز بآن نرسند و
مؤمنان برؤیت حق ایمان دارند و امیدوارند كه بینند لا جرم بآن رسند.

همانست كه مصطفى (ص) گفت: هر كه بوى رسد كرامتى از حق یعنى در خبر بشنود كه خداى با بنده كرامت كند و بدیدار خود او را بنوازد، اگر آن بنده نپذیرد این خبر و برؤیت ایمان ندهد، هرگز نرسد بآن كرامت.

گفته ‏اند كه امّید دیدار حقّ از آن ندارند كه هرگز مشتاق نبوده‏ اند و از آن مشتاق نه ‏اند كه دوست نداشته ‏اند و از آن دوست نداشته كه نشناخته‏ اند و از آن نشناخته‏ اند كه طلب نكرده ‏اند و از آن طلب نكردند كه خداى ایشان را فرا طلب نگذاشت و راه طلب بایشان فرو بست پس همه از خدا است و بارادت و مشیّت خدا است.
...
گل
متن و ترجمه آیات کریمه در النوبة الاولى
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
الر منم آن خداوند كه مى ‏بینم جز من دارنده و پروراننده نه، تِلْكَ آیاتُ الْكِتابِ این آیتها آن نامه است، الْحَكِیمِ. (1) آن نامه نیكو حكمت راست حكم.

أَكانَ لِلنَّاسِ عَجَباً مردمان را شگفت آمد و بنزدیك ایشان شگفت بود، أَنْ أَوْحَیْنا إِلى‏ رَجُلٍ مِنْهُمْ كه پیغام دادیم بمردى هم از ایشان، أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ كه مردمان را بیم نماى و آگاه كن، وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا و بشارت ده گرویدگان را، أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ كه ایشان را است وعده راست و كارى پیش شده، عِنْدَ رَبِّهِمْ بنزدیك خداوند ایشان، قالَ الْكافِرُونَ ناگرویدگان گفتند: إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبِینٌ. (2) این جادویى است آشكارا.

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ خداوند شما اللَّه است، الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ او كه هفت آسمان و هفت زمین آفرید از آغاز، فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ در شش روز، ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ آن گه مستولى شد بر عرش، یُدَبِّرُ الْأَمْرَ میسازد كار و پیش مى‏برد و مى ‏اندازد، ما مِنْ شَفِیعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ نیست هیچ شفیع كس را مگر پس دستورى او، ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ اوست خداوند شما، فَاعْبُدُوهُ او را پرستید، أَفَلا تَذَكَّرُونَ؟ (3) پند نپذیرید و حق درنیابید؟

إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً با اوست بازگشت شما همه، وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا هنگام نهادن خداى است این براستى، إِنَّهُ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ اوست كه آفریده مى ‏آرد از آغاز و فردا آن را زنده كند باز، لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا تا پاداش دهند ایشان را كه بگرویدند، وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ بِالْقِسْطِ و كارهاى نیك كردند بسزا، وَالَّذِینَ كَفَرُوا و ایشان كه كافر شدند ، لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِیمٍ ایشان را شرابى از آب جوشیده، وَ عَذابٌ أَلِیمٌ و عذابى دردنماى، بِما كانُوا یَكْفُرُونَ. (4) بآنچه كافر شدند.

هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً اوست كه خورشید را روشن گردانید، وَ الْقَمَرَ نُوراً و ماه را روشنایى داد، وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ و آن را باز انداخت و چنان ساخت كه میرود در منزلها بریدن فلك را، لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ و رفتن او شمار سال و ماه و روزگار میدانید، ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ نیافرید خداى آن را مگر بدانش خویش و توان خویش بیكتایى خویش، یُفَصِّلُ الْآیاتِ نشانهاى گشاده روشن مى‏نماید و پیغامهاى روشن گشاده مى‏فرستد، لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ. (5)ایشان را كه بدانند.

إِنَّ فِی اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ در شد آمد شب و روز، وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و در آنچه خداى آفرید در آسمان و زمین از آفریده ‏هاى خویش، لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَّقُونَ. (6) نشانهاى روشن است بیكتایى ایشان را كه از خشم خداى و از جحود حق او مى ‏پرهیزند.

إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا ایشان كه دیدار ما نمى‏ بیوسند و بانگیزانیدن ما بنمى ‏گروند، وَ رَضُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا و باین جهان مى‏بسندند و خرسندى كنند وَ اطْمَأَنُّوا بِها و بآن آرام مى ‏كنند، وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ. (7) و ایشان كه از وعد و وعید ما ناآگاه و ناگرویدند

أُولئِكَ مَأْواهُمُ النَّارُ بِما كانُوا یَكْسِبُونَ. (8) ایشان آنند كه جایگاه ایشان آتش است بآنچه میكردند.
گل

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
این سوره یونس صد و نه آیت و هزار و هشتصد و سى و دو كلمت است و هفت هزار و پانصد و شصت و هفت حرف همه به مكه فرو آمد مگر یك آیت: وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لا یُؤْمِنُ بِهِ
كه این یك آیت بمدینه فرو آمد در شأن جهودان
 
و گفته ‏اند سه آیت ازین سوره بمدینه فرو آمد: فَإِنْ كُنْتَ فِی شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الى آخر الآیات الثلث،
...
قوله : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
در آیت تسمیت هم كمال عبادت است هم حصول بركت هم غفران معصیت و برداشت درجت.
اما كمال عبادت آنست كه مصطفى (ص) گفت: لا وضوء لمن لم یذكر اسم اللَّه علیه‏
این لا بمعنى نفى كمال و فضیلت است چنان كه گفت :
لا صلاة لجار المسجد الا فى المسجد و لا فتى الا على‏ ( لا سیف الا ذوالفقار )

اما حصول بركت آنست كه رب العالمین نام خود را مبارك گفت: تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِی الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
با بركت است نام خداوند بزرگوار و بزرگوارى كردن، هر كارى كه در مبدأ و مقطع وى نام خداى رود با بركت و پر خیر بود.
...
قوله: الر
قرائت مكى، حفص و یعقوب فتح راست و باقى بكسر خوانند و معنى آنست كه: انا اللَّه ارى انا الرب لا رب غیرى.
و گفته ‏اند. نام سورت است
و گفته ‏اند قسم است كه رب العالمین بنامهاى خود سوگند یاد میكند.
الف اللَّه است، و لا لطیف، و را رحیم.
باین نامها سوگند یاد میكند كه این حروف آیات كتاب حكیم است و نامه خداوند است جل جلاله و تقدست اسماؤه
و تفسیر و معانى این حروف در سورة البقرة بشرح رفت.
و گفته‏ اند حكیم بمعنى حاكم است اى هو القرآن الحاكم بین الناس.
چنان كه جایى دیگر گفت: وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ،
و روا باشد كه حكیم بمعنى محكوم باشد، ...
و حكیم كسى را گویند كه سخن حكمت گوید.
و نیز گویند این سخنى حكیم است یعنى از حكمت یا با حكمت.

قوله: أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً
الف استفهام است بمعنى توبیخ و این ناس مشركان قریش ‏اند و سبب نزول این آیت آن بود كه كفره قریش بر سبیل انكار میگفتند عجب كاریست كه خداى در همه عالم رسولى نیافت كه بخلق فرستد مگر یتیم بو طالب، و روا باشد كه انكار ایشان باصل رسالت بود كه میگفتند: خداى بزرگتر از آنست كه بشرى را چون محمد بخلق فرستد.

رب العالمین گفت: أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً ... گفت این عجب نیست كه پیش از ایشان رسولان از خدا بخلق آمدند و تعجب در چیزى كنند كه معهود نباشد، میان خلق و نه آن را سببى بود.
...
ما مِنْ شَفِیعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
این جواب ایشان است كه خداى را انبازان میگفتند و ایشان را مى‏پرستیدند و مى‏گفتند: هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ.
و گفته ‏اند كه این باوّل آیت تعلق دارد. میگوید: خداى بیافرید، آسمانها و زمینها بى‏ شفاعت شفیعى و بى ‏تدبیر مدبرى بعلم و ارادت خویش آفرید، بقدرت و حكمت خویش یقول تعالى: ادبر عبادى بعلمى انى بعبادى خبیر بصیر.

ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ
خداوند شما و دارنده و پروراننده شما اوست كه آسمان و زمین آفرید و خود میدانید و اقرار میدهید كه آفریدگار خلق اوست نه بتان. پس او را پرستید و در خداوندى و خداكارى، او را یگانه شناسید و با وى در پرستش هیچ انباز مگیرید. أَ فَلا تَذَكَّرُونَ

إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً
میگوید: خداى شما را وعده داده وعده راست درست كه در آن خلف نه كه بازگشت شما پس از مرگ با وى است و بعث و نشور و حساب و كتاب و جزاى اعمال در پیش.
آن گه گفت بر استیناف: إِنَّهُ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ... لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ بِالْقِسْطِ اى بالعدل.
عدل اینجا احسان است كه جاى دیگر میگوید: هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ اى الجنّة و نعیمها.
...
قوله: هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً ...
وَ قَدَّرَهُ
این ها با قمر شود، اى قدر القمر یسیر منازل فیكون ظرفا للسیر و قیل قدر له مَنازِلَ.
میگوید تقدیر كرد و باز انداخت سیر قمر به بیست و هشت منزل در بریدن دوازده برج در هر برجى دو روز و سیكى تا هر ماه فلك بتمامى باز برد، وظیفه ‏ایست آن را ساخته و انداخته.
لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ تا شمار ماه و سال و روزگار میدانید بسیر قمر درین منازل.
...
إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا
این آیت در شأن منكران بعث و نشور آمد. رجا اینجا بمعنى تصدیق است هم چنان كه در سورة الفرقان گفت. وَ قالَ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا و لقاء بعث است پس مرگ، یعنى ان الذین لا یصدقون بالبعث بعد الموت...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)




           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره توبه 13 (321)
تفسیر سوره توبه 12 (320)
تفسیر سوره توبه 11 (319)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 09 (317)
تفسیر سوره توبه 08 (316)
تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
شناخت علی بن موسی الرضا (ع)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.