النوبة الثالثة
قوله تعالى و تقدّس هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ...
نظام ظالمانه را خدا نابود میکند

بزبان اهل اشارت سیر در برّ راه بردن است در مشارع شرع از روى استدلال بواسطه رسالت، و سیر بحر غلبات حق است كه در وقت وجد عنان مركب بنده بى‏واسطه در منازل حقیقت بمشاهد قدس كشد، تا چنان كه در دریا سیر یك ماه بیك روز كنند، این جوانمرد درین میدان بیك جذبه الهى مسافت همه عمر باز برد.

اینست كه گفتند: جذبة من الحق توازى عمل الثقلین سیر برّ، سیر عابدان است و زاهدان در بادیه مجاهدت، بر مركب ریاضت بدلالت شریعت، مقصد ایشان بهشت رضوان و نعمت جاودان.
سیر بحر، سیر عارفان است و صدّیقان در كشتى رعایت، میرواند آن را باد عنایت در بحر مشاهدت، مقصد ایشان كعبه وصلت و راز ولى نعمت.

و گفته‏ اند برّ و بحر اشارت ‏اند بقبض و بسط عارفان، گهى در قبض میان دهشت و حیرت مى‏زارند، گهى در بسط میان شهود و وجود مى‏نازند.

باز چون باد شادى از افق تجلّى وزد، و ابر لطف باران كرم ریزد، بنده عنایت و رعایت بیند
وَ جَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ نقد وقت وى شود
وَ فَرِحُوا بِها بر بساط شهود در حالت انس فرحى در وى آید، بسطى بیند بنازد از سر آن ناز و دلال گوید:

مائیم عیاران و عیاران مائیم
بر دیده مشترى قدم مى‏ سائیم‏


‏راست كه این بسط بنهایت رسد، از موارد قدرت وارد هیبت و دهشت آید، دریاى عظمت موج هیبت زند، مسكین بنده در وهده حجبت افتد، زبان تضرّع بگشاید، بزارى و خوارى گوید:
قد تحیّرت فیك خذ بیدى
یا دلیلا لمن تحیّر فیكا


اینست كه گفت جلّ جلاله: جاءَتْها رِیحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ
آن شوریده روزگار و سرور طریقت شبلى در روش خویش از هر دو جانب خبر داده، و بر هر دو مقام گذشته، در مقام بسط بوقت شادى و ناز همى گفت: این السماوات و الارضون حتى احملها على شعرة جفن عینى. و در مقام قبض بوقت زارى و خوارى همى گفت: ذلى عطل ذلّ الیهود.

و شاهد شرع مقدّس برین قصه آنست كه مصطفى (ص) گهى میگفت: «انا سیّد ولد آدم و لا فخر» و گهى میگفت‏ «لا تفضّلونى على یونس بن متى».

إِنَّما مَثَلُ الْحَیاةِ الدُّنْیا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ
تشبیه اموال و حظوظ دنیا بباران از آن روى است، كه باران بحیلت و تدبیر آدمى نتوان فرو آوردن و جز بتقدیر الهى و مشیّت خداى نیاید، كار دنیا همین است بجهد و حیلت و تدبیر و تلبیس بنده هیچ راست نشود، و مجتمع نگردد مگر بقسمت ازلى و تقدیر الهى، و هر چند كه باران بتقدیر است، امّا استسقا بنماز و دعا در شریعت رواست و خواستن آن در دین نقصان نیارد، همچنین رزق دنیا اگر چند بتقدیر و قسمت است طلب كردن رواست، و عطا خواستن از اللَّه بنده را سزاست. و مصطفى (ص) گفته: اجملوا فى الطلب.

چون خواهید نیكو خواهید قناعت و قدر كفایت خواهید، تا طاغى و بى‏راه نشوید این دنیا هم چون آب است و ربّ العزّة آن را مثل بآب زد، آب چون باندازه خویش بود سبب صلاح خلق بود، باز چون از حدّ و اندازه خویش در گذرد جهان را خراب كند.
...
وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ
دعوت چهاراند
یكى دعوت توحید و شهادت. و هو قوله: یَدْعُوكُمْ لِیَغْفِرَ لَكُمْ
دیگر دعوت حمد و اجابت. و هو قوله: یَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِیبُونَ بِحَمْدِهِ.
سه دیگر دعوت اتباع و امامت. و هو قوله: نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ.
چهارم دعوت كرامت و ضیافت. و هو قوله: وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ

كسى كه دعوت كند و خواهد تا دوستان و عزیزان را بمهمان برد، شرط مهمانى آنست كه اوّل كسى از نزدیكان و خاصگیان خویش را فرستد، تا ایشان را خبر كند و نوید دهد، پس چون آیند باز عزیزان را به استقبال ایشان فرستد و یكى را تنها نخواند، كه دوستان و خویشان وى را همه برخواند و مركبها و مشعلها براه ایشان فرستد، چون آیند جاى ایشان ساخته و پرداخته دارد، چون بنشینند ایشان را اوّل جلاب دهند پس میوه آرند، پس طعامهاى ساخته بنهند و غلامان و چاكران بر سر ایشان بدارند، چون از آن فارغ شوند سماع كنند، و شرط است كه میزبان دیدار خود از مهمان باز نگیرد، و بعاقبت ایشان را باكرام و خلعت باز گرداند.

ربّ العالمین در ضیافت فردوس این همه ساخته و راست كرده و قرآن مجید از آن خبر میدهد و بیان میكند، اوّل خواننده و نوید دهنده ایشان مصطفى (ص) است میگوید: حقّ جلّ جلاله وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ
پس فریشتگان و رضوان باستقبال ایشان فرستد وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ مركبهاشان فرستد نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً اى ركبانا على نجایب من نور.
مشعلهاى نور بر راه ایشان فرستد یَسْعى‏ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ
تنها شان نخواند كه خویشان و نزدیكان همه را خواند وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ
آن گه بهشت و جنة النعیم جاى ایشان ساخته جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ
جلاب ایشان یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ خِتامُهُ مِسْكٌ
میوه ایشان وَ فاكِهَةٍ كَثِیرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ
طعام ایشان وَ لَحْمِ طَیْرٍ مِمَّا یَشْتَهُونَ
چاكران و خادمان بر سر ایشان وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ
سماع ایشان فَهُمْ فِی رَوْضَةٍ یُحْبَرُونَ
و از همه عزیزتر آنست كه ایشان را بدیدار خود شاد گرداند، تا وى را جلّ جلاله مى‏بینند و مینازند، چنان كه گفت: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى‏ رَبِّها ناظِرَةٌ رویها تازان و نازان بجلال و جمال حق نگران، رویهاى روشن‏تر از آفتاب روز، بتجلى ذو الجلال گشته پیروز.

پیر طریقت گفت دیدار دوست بهره مشتاقانست روشنایى دیده و دولت جان و آئین جهان است، راحت جان و عیش جان و درد جانست.
هم درد دل منى و هم راحت جان.
اى جوان مرد، باش تا شادى بینى، و یك بار با دوست بر بساط وصل ایمن نشینى، و از دوست آن بینى كه لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر
اینست كه ربّ العالمین گفت: لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى‏ وَ زِیادَةٌ وَ لا یَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ
اصحاب جنة دیگراند و ارباب صحبة دیگر،
اصحاب جنة را میگوید: وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ
ارباب صحبت را میگوید: وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ
حسنى و طوبى و زلفى اهل جنت راست، زیادت و قربت و صحبت اهل معرفت راست.
انّى لاحسد داركم لجواركم
طوبى لمن اضحى لدارك جارا
...
گل

متن و ترجمه آیات کریمه در النوبة الاولى
هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ در خشك و در دریا مى‏رواند شما را او آنست، حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِی الْفُلْكِ تا آن گه كه شما در كشتى باشید هنگامى، وَ جَرَیْنَ بِهِمْ و كشتى میرود و ایشان در آن، بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ ببادى خوش، وَ فَرِحُوا بِها و ایشان بآن باد شادان، جاءَتْها رِیحٌ عاصِفٌ بان كشتى آید ناگاه بادى كشتى ‏شكن، وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ و موج آید ایشان را از هر سوى، وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ و چنان دانند كه هلاك ایشان بود، دَعَوُا اللَّهَ خداى را خوانند، مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ دعا و عذر و بیم و امید او را خالص كرده، لَئِنْ أَنْجَیْتَنا مِنْ هذِهِ و گویند اگر باز رهانى ما را ازین بیم، لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِینَ. (22) حقّا كه ما ترا از سپاس دارانیم و از نعمت شناسان.

فَلَمَّا أَنْجاهُمْ چون باز رهاند ایشان را، إِذا هُمْ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ چون در نگرى باز افزونى جستن و ستمكارى درگیرند در زمین، بِغَیْرِ الْحَقِّ بناسزا و ناحق، یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان، إِنَّما بَغْیُكُمْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ این افزونى جستن شما بر یكدیگر و این ستمكارى بر خویشتن، مَتاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا روزى چند است زندگانى این جهان ناپاینده، ثُمَّ إِلَیْنا مَرْجِعُكُمْ آن گه با ماست بازگشت شما فَنُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. (23) پس شما را خبر كنیم بآنچه میكردید در زندگانى این جهانى.

إِنَّما مَثَلُ الْحَیاةِ الدُّنْیا مثل زندگانى این جهانى كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ راست همچون آبى است كه فرو فرستادیم از آسمان، فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ تا بآن آب رستنیها رست در زمین آمیغ، مِمَّا یَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ از آنچه مردم خورد و چهارپایان، حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها تا زمین آرایش خویش گرفت، وَ ازَّیَّنَتْ و آراسته گشت، وَ ظَنَّ أَهْلُها و چنان دانند خداوندان آن أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها كه و پادشاه گشتند بران، أَتاها أَمْرُنا بآن رسد فرمان ما، لَیْلًا أَوْ نَهاراً شب یا روز، فَجَعَلْناها حَصِیداً آن را ریزیده و پژمرده چون كاه دروده كردیم، كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ گویى دى خود هیچ نبود، كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ هم چنین سخنان خویش گشاده و روشن میفرستیم، لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ. (24) ایشان را كه در آن بیندیشند.

وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ اللَّه با سراى سلامت میخواند، وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ و راه مینماید و او را كه خواهد، إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ. (25) براه پاینده راست.

لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا ایشان را است كه نیكویى كردند، الْحُسْنى‏ نیكوتر از آنچه ایشان كردند، وَ زِیادَةٌ و نیز افزونى از ناخواسته و نابیوسیده، وَ لا یَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ و بران رویهاى ایشان نه نشیند، قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ گردى و نه خوارى، أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ. (26) ایشانند بهشتیان، جاویدان در آن.

وَ الَّذِینَ كَسَبُوا السَّیِّئاتِ و ایشان كه بدیها كردند، جَزاءُ سَیِّئَةٍ بِمِثْلِها ایشان را است پاداش هر بدى هم چنان، وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ و خوارى فراسرهاى ایشان نشیند، ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ ایشان را كس نه كه ایشان را از خداى نگه دارد، كَأَنَّما أُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ چنان كه پندارى كه در رویهاى ایشان كشیدند، قِطَعاً مِنَ اللَّیْلِ مُظْلِماً پاره‏ هایى از شب تاریك، أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ. (27) ایشانند دوزخیان در آتش جاویدان.
گل

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قوله تعالى هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ
...هم چنان كه جایى دیگر گفت وَ بَثَّ فِیها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ باین قرائت معنى آنست كه: شما را مى‏پراكند و میخیزاند و میرواند در دشت و در دریا. .. آن گه شرح فرا دریا داد: حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِی الْفُلْكِ

بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ  وَ فَرِحُوا بِها
فرح در قرآن بر سه وجه است
یكى بمعنى بطر و خیلاء و تكبّر چنان كه گفت: ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ همانست كه در سوره هود گفت: إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ اى بطر مرح. و در سورة القصص (34) گفت: لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ اى البطرین.

وجه دوم: فرح است بمعنى رضا. كقوله: وَ فَرِحُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا اى رضوا بها. و قوله: كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ اى راضون و فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ اى رضوا.

وجه سیوم: فرح شادى است و خرّمى. كقوله بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها... دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ اى اخلصوا له الدّعاء لم یشركوا به من آلهتهم شیئا.
میگوید مشركان در آن حال كه بهلاك و غرق نزدیك شوند و جز از خداى آسمان از هر كس نومید شوند و از بتان و غیر ایشان فریادرس نبینند، دست در خداى آسمان زنند و باخلاص بى‏ شرك دعا كنند و بربوبیّت وى اقرار دهند. ...

قوله: لَئِنْ أَنْجَیْتَنا ...
فَلَمَّا أَنْجاهُمْ اى اجاب اللَّه دعائهم. اللَّه دعاى ایشان اجابت كرد و ایشان را از هلاك و غرق رهانید...
این آیات دلیل ‏اند كه رب العزّة دعاى كافران و بیگانگان در مرادهاى دنیوى اجابت كند و آنچه گفت: وَ ما دُعاءُ الْكافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلالٍ‏ آن در كار و مراد آخرت است كه كافران را در نعیم آخرت و ثواب آن جهانى نصیب نیست.

و گفته‏ اند. وَ ما دُعاءُ الْكافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلالٍ آنست كه گویند: رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذِی كُنَّا نَعْمَلُ و ایشان را جواب دهند: أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما یَتَذَكَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَكَّرَ امّا دعاى ایشان در كار دنیا و در طلب نعمت دنیا مستجاب بود كه این نعمت از آشنا و بیگانه دریغ نیست، و برّ و فاجر از آن میخورد عرض حاضر یأكل منها البرّ و الفاجر.
یقول تعالى: مَنْ كانَ یُرِیدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِیدُ كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ و هم ازین باب است دعاء ابلیس مهجور كه گفت: أَنْظِرْنِی إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ. قالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ و دلیل بر آنكه رب العزة دعاى كافران اندر كار دنیا اجابت كند، آنست كه شكایت میكند از آن قوم كه در حال بیچارگى و وقت درماندگى او را نخواندند، گفت: وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ

امیر المؤمنین على (ع) گفت اگر ایشان تواضع كردندید و اندر دعا خضوع آوردندید از اللَّه اجابت یافتندید. فَلَمَّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ عادوا الى الكفر و الفساد بِغَیْرِ الْحَقِّ جهلا و باطلا اى مبطلین معلنین الفساد و المعاصى و الجرأة على اللَّه.

یا أَیُّهَا النَّاسُ یا اهل مكه إِنَّما بَغْیُكُمْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ ...

و گفته ‏اند سه چیز آنست كه هر كه كند آن بوى بازگردد وبال آن بوى رسد:
یكى مكر است لقوله تعالى: وَ لا یَحِیقُ الْمَكْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ.
دیگر نكث است لقوله تعالى: فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما یَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ
سوم بغى است لقوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُكُمْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ.

اینجا سخن تمام شد، آن گه ابتدا كرد گفت: مَتاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا ...
و روا باشد كه سخن متصل یكدیگر بود. بغیكم ابتدا بود و متاع خبر ابتداء و عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ صله بغى باشد و معنى آنست كه این ستمكارى شما بر خویشتن و افزونى جستن بر یكدیگر بر خوردارى است در دنیا روزى چند ناپاینده، زاد آن جهانى را نشاید، و در آن جهان بكار نیاید كه باین بغى مستوجب غضب خداى و عقوبت وى گشته ‏اید.
...
قوله وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ ...
و گفته ‏اند دعوت بردو ضرب است:
یكى دعوت عامّ بواسطه رسول میخواند ایشان را از روى تكلیف بر دین اسلام و طاعت دارى، و ذلك فى قوله: وَ إِنَّكَ لَتَهْدِی إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ
دیگر دعوت خاصّ است بیواسطه رسول خود میخواند جلّ جلاله ایشان را از روى تشریف بدار السلام تا ایشان را گرامى كند و بنوازد بضیافت بهشت و بلقاء و رضاء و سلام، و ذلك قوله: وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ و یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ

هدایت اینجا بمعنى ارشاد است و صراط مستقیم طریق بهشت است كه آنجا میگوید یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمانِهِمْ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ

و گفته ‏اند: استعمال سنن است در اداء فرایض در دنیا و جوار حضرت عزّت در عقبى فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ
و گفته ‏اند: صراط مستقیم استعمال مكارم الاخلاق است چون تقوى و زهد و توكّل و اخلاص و احسان. مصطفى گفت: «انّ اللَّه یحب مكارم الاخلاق و یبغض سفسافها»
رب العزّة این مكارم الاخلاق دوست دارد بنده را بر استعمال آن دارد و راه آن بوى نماید تا بنده در روش خویش باین مقامات گذاره كند امروز بمحبّت و معرفت رسد و فردا بمشاهدت و رؤیت.

لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا اى آمنوا باللّه و رسوله...
میگوید ایشان كه ایمان آوردند بخدا و رسول و در دنیا كار نیكو كردند، پاداش ایشان بهشت است و اگر حسنى تأنیث احسن گویى معنى آنست كه ایشان راست كه نیكویى كردند نیكوتر از آنچه ایشان كردند و نیز زیادت، چنان كه جایى دیگر گفت وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ
امیر المؤمنین على (ع) گفت لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا احسان اینجا قول لا اله الّا اللَّه است، و حسنى بهشت و زِیادَةٌ غرفه از یاقوت سرخ ساخته كه آن را چهار هزار در است.

روى ابوذر قال قلت: یا رسول اللَّه علّمنى عملا یقرّبنى من الجنّة و یباعدنى من النّار.
قال: اذا عملت سیئة فاتبعها حسنة. قال قلت من الحسنات لا اله الّا اللَّه؟ قال: نعم، من احسن الحسنات.
میگوید: ایشان كه لا اله الا اللَّه گفتند پاداش ایشان بهشت است. همانست كه مصطفى گفت: «من قال لا اله الا اللَّه دخل الجنّة» ...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 03 (324)


           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره توبه 13 (321)
تفسیر سوره توبه 12 (320)
تفسیر سوره توبه 11 (319)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 09 (317)
تفسیر سوره توبه 08 (316)
تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
شناخت علی بن موسی الرضا (ع)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.