النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْكَ

ولی باید دانا و حکیم باشد

مستمعان مختلف ‏اند و درجات ایشان بر تفاوت،
یكى بطبع شنید بگوش سر خفته بود سماع او را بیدار كرد تا از غم بیاسود،
یكى بحال شنید بگوش دل آرمیده بود سماع او را در حركت آورد تا او را نسیم انس دمید،
یكى بحق شنید با نفسى مرده و دلى تشنه و نفسى سوخته یادگار ازلى رسیده و جان بمهر آسوده و سرّ از محبّت ممتلى گشته.

بو سهل صعلوكى گفت: مستمع در سماع میان استتار و تجلّى است. استتار حقّ مبتدیان است، و نشان نظر رحمت در كار مردان، كه از ضعف و عجز طاقت مكاشفت سلطان حقیقت ندارند...

این است حال مرید او را در پرده خودى در پوشش میدارند تا در سطوات حقیقت یكبارگى سوخته و گداخته نگردد، یك تابش برق حقیقت بیش نبیند كه او را در حركت آرد نعره زند، و جامه درد و گریه كند، باز چون بمحلّ استقامت رسد و در حقیقت افراد متمكّن شود نسیم قرب از افق تجلّى بر وى دمیدن گیرد، آن حركات بسكنات بدل شود، زیرا موارد هیبت ادب حضرت بجاى آرد. اینست كه ربّ العالمین گفت: فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا.

إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً
نفى ظلم از خویشتن كرد، و تقدیر ظلم در وصف وى خود محالست كه خلق خلق اوست، و ملك ملك او، و حقّ حقّ او،
ظالم كسى باشد كه از حدّ فرمان در گذرد، و حكمى كه او را لازم آید اندازه آن در گذارد.
و حقّ جلّ جلاله بجلال قدر خویش حاكم است نه محكوم، آمر است نه مأمور، قهّار است نه مقهور، بنده را بیافرید بقدرت بى وسیلت، او را بپرورد بنعمت بى ‏شفاعت، حكم خود بر وى براند بى ‏مشاورت، اگر بخواند و بنوازد فضل و لطف اوست، و اگر براند و بیندازد قهر و عدل اوست، هر چه كند رواست كه خداوند و آفریدگار بحقیقت اوست جلّ جلاله و تقدست اسماؤه و تعالت صفاته.

وَ إِمَّا نُرِیَنَّكَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ الآیة.
خبر وى درست، و وعد وى راست و وعید وى حقّ و حشر و نشر بودنى، و نامه كردار خواندنى، و حساب اعمال كردنى، و بثواب و عقاب رسیدنى، و هر چه آید آمده گیر و پرده از روى كار برگرفته گیر.

یقول اللَّه عزّ و جلّ فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِی ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ

اى مهتر كونین و سیّد خافقین و رسول ثقلین
گوى نفع و ضرّ بدست ما نیست، راندن و نواختن كار ما نیست، بند و گشاد دار و گیر بداشت ما نیست كه ضارّ و نافع جز نام و صفت یك خداى نیست، ضارّست خداوند گشاد و بند، و پادشاه بر سود و گزند، و كلید دار جدایى و پیوند، نافع است سود نماى خلقان، و سپردن سودها بر وى آسان، و سود همه بدست وى نه بدست كسان.

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ بَیاتاً أَوْ نَهاراً ...
وَ یَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ الآیة.
راه حق بر روندگان روشن، لكن چه سود كه یك مرد راه رو نیست، دریغا كه بستان نعمت پر ثمار لطایف است و یك خورنده نیست، همه عالم پر صدف دعوى و یك ذرّه جوهر معنى نیست، در میدان جلال صد هزار سمند هدایت و یك سوار نیست.

بو یزید بسطامى گفته: كه راه حق چون آفتاب تابان است، هر كه بینایى دارد چون در نگرد با یقین و ایمان است، در هر كلوخى و ذرّه‏ اى از ذرائر موجودات بر یگانگى حقّ صد هزار بیانست.
مرد باید كه بوى داند برد
و رنه عالم پر از نسیم صبا است
...
گل

متن و ترجمه آیات کریمه در النوبة الاولى
وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْكَ و از ایشان كسان ‏اند كه مى ‏نیوشند بتو أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ تو هیچ توانى كه كران را شنوایى وَ لَوْ كانُوا لا یَعْقِلُونَ (42) ایشان كه كرانند نتوانند كه دریابند.

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْظُرُ إِلَیْكَ و از ایشان كس است كه مى‏نگرد بتو أَ فَأَنْتَ تَهْدِی الْعُمْیَ تو هیچ توانى كه نابینایان را راه نمایى وَ لَوْ كانُوا لا یُبْصِرُونَ (43) چون توانى و ایشان نمى ‏بینند.

إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً اللَّه بر مردمان ستم نكند هیچ وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (44) لكن مردمان بر خویشتن ستم میكنند.

وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ و آن روز كه ایشان را بهم كنیم و جمع آریم كَأَنْ لَمْ یَلْبَثُوا گویى كه ایشان را درنگ نبود پیش از آن هرگز إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ مگر یك ساعت از روز یَتَعارَفُونَ بَیْنَهُمْ آشنایى با یكدیگر فرا میدهند قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ زیان كار گشتند ایشان كه دروغ شمردند رستاخیز را و شدن بخداى و دیدار او وَ ما كانُوا مُهْتَدِینَ (45) و ایشان بر راه نبودند.

وَ إِمَّا نُرِیَنَّكَ و اگر بتو نمائیم بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ چیزى از آنچه مشركان قریش را مى ‏وعده دهیم أَوْ نَتَوَفَّیَنَّكَ یا ترا پیش بمیرانیم فَإِلَیْنا مَرْجِعُهُمْ باز گشت ایشان آخر با ما است ثُمَّ اللَّهُ شَهِیدٌ عَلى‏ ما یَفْعَلُونَ (46) و آن گه اللَّه گواست بر آنچه ایشان میكنند.

وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ هر امّتى را پیغامبرى است فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ چون رسول آمد بایشان قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ میان ایشان و میان پیغامبر ایشان كار برگزارند بداد و سزا وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (47) و بر هیچ كس از ایشان ستم نجویند.

وَ یَقُولُونَ مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ میگویند كه هنگام این خاست از گور كى است؟ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ (48) اگر مى ‏راست گوئید.

قُلْ بگو لا أَمْلِكُ لِنَفْسِی ضَرًّا من خویشتن را نتوان گزند باز داشتن دارم وَ لا نَفْعاً و نه توان سود یافتن إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ مگر آنچه اللَّه خواهد لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ هلاك گشتن و مردن هر گروهى را هنگامى است إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ چون هنگام ایشان در رسد فَلا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً از آن هنگام نه یك ساعت با پس نشیند وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ (49) و نه یك ساعت پیش شوند.

قُلْ بگو أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ چون بینید اگر بشما آید عذاب او بَیاتاً أَوْ نَهاراً به شبیخون یا بروز ما ذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ (50) چه چیز است از آنكه بد كاران و كافران بآن مى‏شتابند.

أَ ثُمَّ إِذا ما وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ پس آنكه آن بیفتاد بخواهید گروید بآن؟ آلْآنَ كه اكنون است وَ قَدْ كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ (51) و همه عمر خویش بآن مى ‏شتابیدید.

ثُمَّ قِیلَ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا آن گه ستم كاران را گویند ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ چشید عذاب جاویدى هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ (52) شما را پاداش دهند مگر بآنچه میكردید.

وَ یَسْتَنْبِئُونَكَ خبر مى‏پرسند از تو أَ حَقٌّ هُوَ كه خود راست است این خبر رستاخیز قُلْ إِی وَ رَبِّی بگو آرى بخداى من إِنَّهُ لَحَقٌّ كه این خبر راست است وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ (53) و شما پیش نشوید و او را در خود عاجز نیارید.

وَ لَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ و اگر هر كسى را كه و بر خود ستم كرد ما فِی الْأَرْضِ او را ملك بود هر چه در زمین است لَافْتَدَتْ بِهِ خویشتن را بآن باز خرید جوید و نیابد وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ و پشیمانى خویش در دل نهان دارند لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ آن گه كه عذاب بینند وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ و میان ایشان كار برگزارند بسزا و داد وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (54) و بر هیچ كس از ایشان ستم نكنند.

أَلا آگاه باشید و بدانید إِنَّ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كه خداى را است هر چه در آسمان و زمین است أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ آگاه باشید كه گفت خدا راست است وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ (55) لكن بیشتر ایشان نمیدانند.

هُوَ یُحیِی وَ یُمِیتُ اوست كه مرده زنده میكند و زنده مى ‏میراند وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (56) و شما را همه با او خواهند برد.
گل

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْكَ
این آیت در شأن مستهزیان آمد كه استماع ایشان بتعنّت و استهزا بود، لا جرم مى ‏شنیدند و ایشان را در آن هیچ نفع نبود، و ایشان را بكار نیامد، همچون كسى كه كر باشد و خود به اصل هیچ نشنود.

و گفته‏ اند: سمع در قرآن بر دو وجه است:
یكى سمع ایمان است بدل، چنان كه در سورت هود گفت: ما كانُوا یَسْتَطِیعُونَ السَّمْعَ اى لم یطیقوا سمع الایمان بالقلب. و در سورة الكهف گفت: وَ كانُوا لا یَسْتَطِیعُونَ سَمْعاً یعنى سمع الایمان بالقلوب.أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ هم ازین باب است.

وجه دیگر سمع است بگوش سر، چنان كه در سورة هل اتى گفت: فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً اى سمیع الاذنین. و در آل عمران گفت: إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یعنى محمدا ص ینادى بالایمان. وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْكَ هم ازین باب است كه این استماع بگوش سر است أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ یا محمد تو چون توانى كه كران را بگوش دل شنوا كنى؟ ایشان را دریافت نیست و هدایت نیست كه ایشان را راه ننمودیم.

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْظُرُ إِلَیْكَ این نظر چشم سر است أَ فَأَنْتَ تَهْدِی الْعُمْیَ این نابینایى نابینایى دل است چنان كه جاى دیگر گفت: فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ میگوید: كافران و جهودان در تو مى‏نگرند و معجزات و دلایل روشن مى‏بینند و آن دیدن و نگرستن ایشان را سود نمیدارد و بكار نیاید كه بصیرت دل و بینایى سر ندارند پس همچون نابینایان ‏اند كه خود باصل هیچ مى ‏نبینند.

درین دو آیت بیان است كه سمع را بر بصر فضل است گوش را بر چشم افزونى است در شرف، كه عقل را ور سمع بست و نظر بر چشم بست.

و گفته ‏اند: بصر در قرآن بر سه وجه است:
یكى دیدار دل است و بصیرت سر چنان كه درین آیت گفت: وَ لَوْ كانُوا لا یُبْصِرُونَ یعنى الهدى بالقلوب، و در سورة الملائكة گفت: وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ یعنى بصیر القلب بالایمان و هو المؤمن. و در سورة الاعراف گفت: وَ تَراهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْكَ وَ هُمْ لا یُبْصِرُونَ یعنى بالقلوب.

دیگر دیدار چشم است چنان كه گفت: فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً اى بصیرا بالعینین. و در سورة یوسف گفت: فَارْتَدَّ بَصِیراً یعنى بالعینین. و در سورة ق گفت: فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ یعنى بالعینین.

وجه سیوم بصیرت حجّت است چنان كه در سورة طه گفت: وَ قَدْ كُنْتُ بَصِیراً یعنى بالحجة فى الدّنیا.

قوله: إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً لانّه ...
میگوید: اللَّه بر هیچ كس ظلم نكند و فعل وى بهیچ وجه ظلم نیست كه جز تصرف در ملك خود نیست اگر بنوازد فضل است و او را سزاست، و اگر براند عدل است و او را رواست.
اما بندگان بر خود ظلم كردند كه كفر و شرك آوردند و آن كردند كه ایشان را نرسد و نه سزاست كه كنند...

وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ
روز قیامت مؤمن از پس شادى و امن و راحت كه بیند، بودن خویش در دنیا و در برزخ چنان فراموش كند كه پندارد كه یك ساعت بیش نبودست و كافر از اندوه و بیم و نومیدى كه باو رسد و بیند چنان داند كه در دنیا و برزخ یك ساعت بیش نبودست مؤمن در شادى همه اندوهان فراموش كند و كافر در غم همه شادیها فراموش كند.

یَتَعارَفُونَ بَیْنَهُمْ
روز رستاخیز روزى دراز است و احوال آن در درازى روز میگردد از گوناگون هنگامى باشد كه خلق در آن هنگام چنان باشند كه یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ وَ لا یَسْئَلُ حَمِیمٌ حَمِیماً و هنگامى باشد كه یَتَعارَفُونَ بَیْنَهُمْ اى یعرف بعضهم بعضا معرفتهم فى الدّنیا، ثم تنقطع المعرفة اذا عاینوا اهوال القیامة.
...
ثُمَّ اللَّهُ شَهِیدٌ عَلى‏ ما یَفْعَلُونَ ...
معنى آیت آنست كه اگر بتو نمائیم درین جهان در حال زندگى تو عذاب ایشان و انتقام كنیم از ایشان، و اگر نه بعد از وفات تو در آن جهان عذاب كنیم و جزا دهیم. پس رب العالمین در حیاة پیغامبر بعضى عذاب ایشان بوى نمود روز بدر و عذاب آن جهانى ایشان را خود بر جا است و ایشان را میعاد. و گفته ‏اند این آیت منسوخ است بآیت سیف.

وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ من الامم الماضیة رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ او بلغتهم دعوته فلم یؤمنوا قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ اى اهلكوا و نجا المؤمنون و كان ذلك من اللَّه عدلا.
میگوید: هر امّتى را از امّتهاى گذشته پیغام برى بود آن پیغامبر بایشان آمدید و بر دین حق دعوت كردید، پس اگر ایشان ایمان نیاوردندى و رسالت وى نپذیرفتندى و حجّت بر ایشان محكم گشتید و عذر برنده شدید، رب العالمین عذاب بایشان فرو گشادید گردن كشان و ناگرویدگان را هلاك كردید، و مؤمنانرا نجات بودید، و این از خداوند جلّ جلاله عدل است و داد بسزا،
همان است كه جایى دیگر گفت وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا و قال تعالى: رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ...
روز قیامت ربّ العزّة گوید: ا لم یأتكم رسلى بكتابى رسولان من بشما آمدند و پیغام ما بشما گزاردند و نامه من بر شما خواندند. ایشان گویند: ما اتانا لك رسول و لا كتاب، بما هیچ پیغامبر نیامد و نه هیچ نامه بما رسید پس رسولان آیند و بر امّت خویش گواهى دهند بایمان و كفر ایشان.
همان است كه جایى دیگر گفت: وَ یَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیداً
جایى دیگر گفت: وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً و قال تعالى: فَكَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ الآیة. پس چون ایشان گواهى دادند قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ میان ایشان كار برگزارند و هر كسى را بسزاى خود رسانند وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ لا یعذّبون بغیر ذنب و لا یؤاخذون بغیر حجة و لا ینقصون من حسناتهم و لا یزادون على سیّآتهم.

وَ یَقُولُونَ مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ
چون این آیت فرود آمد كه وَ إِمَّا نُرِیَنَّكَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ كافران گفتند: بر سبیل استهزا این وعده عذاب كه میدهى كى خواهد بود إِنْ كُنْتُمْ یا محمد انت و اتباعك صادِقِینَ بنزول العذاب.
قل یا محمد مجیبا لهم لا أَمْلِكُ لِنَفْسِی ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ ان املكه فكیف املك انزال العذاب.

و گفته ‏اند: مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ این وعد بعث است در همه قرآن و معنى آنست كه چون ایشان از رستاخیز پرسند یا محمد تو جواب ده كه لا أَمْلِكُ لِنَفْسِی ضَرًّا وَ لا نَفْعاً
بیان تاویل این آیت آنجاست كه گفت: قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِی ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ ترا مى‏پرسند كه رستاخیز كى خواهد بود گوى من اگر غیب دانستمى خویشتن را از گزند نگاه داشتمى و به هر چه خیر بودى رسیدمى، و چون غیب ندانم اینجا كه بودنى امروز چیست، چون دانم غیب رستاخیز كه رستاخیز كى است؟

لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ اى لهلاك كلّ امّة اجل إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ وقت فناء اعمارهم فَلا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ اى لا یتأخرون و لا یتقدّمون.

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ
این عذاب درین آیت نام رستاخیز است و در قرآن آن را نظائر است إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ ما لَهُ مِنْ دافِعٍ آن روز را عذاب نام كرد كه آن روز عذاب كافران است.
و در قرآن عذاب است مراد بآن مرگ، و عذاب است مراد بآن رستاخیز، و عذاب بحقیقت عذاب.
بَیاتاً اى وقت بیات و هو اللّیل أَوْ نَهاراً چون ایشان استعجال عذاب كردند و از رستاخیز بسیار مى‏پرسیدند، فرمان آمد كه یا محمد ایشان را بگوى أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ چه بینید اگر این عذاب ناگاه بشما آید و رستاخیز ناگاه بپاى شود بشب یا بروز، شما بچه چیز مى ‏شتابید از آن، چه چیز است از آن عذاب و از آن روز كه كافران بآن مى‏شتابند و این استفهام بمعنى تهویل و تعظیم است اى ما اعظم ما یلتمسون و یستعجلون.

أَ ثُمَّ إِذا ما وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ ...
این جواب ایشانست كه گفتند: چون عذاب معاینه بینیم ایمان آریم، ایشان را گویند در آن حال آلْآنَ وَ قَدْ كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ تكذیبا و استهزاء این هم چنان است كه فرا فرعون گفتند آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ
جایى دیگر گفت: یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها الآیة.

ثُمَّ قِیلَ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا اشركوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ اى على الدّوام هَلْ تُجْزَوْنَ الیوم إِلَّا بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ فى الدّنیا فما جزاء الشّرك الّا النّار.
...
وَ لَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ اى كفرت ما فِی الْأَرْضِ لَافْتَدَتْ بِهِ ثمّ لم یقبل منه فداه، همانست كه جایى دیگر گفت: وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا یُؤْخَذْ مِنْها میگوید: اگر هر چه در زمین ملك كافر بود خواهد كه خویشتن را بآن باز خرد روز قیامت، و فداى عذاب خویش كند، لكن ندا از وى نپذیرند و عذاب از وى باز نگیرند.

وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ اى اظهروها لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ پشیمانى ظاهر كنند آن روز لكن پشیمانى سود ندارد و بكار نیاید. و قیل: أَسَرُّوا النَّدامَةَ اى كتموا النّدامة ...
 میگوید: مهتران و سروران كفره كه سفله خود را بى راه كرده بودند و ایشان را بر كفر داشته، آن روز پشیمان شوند از كرد و گفت خویش، امّا آن پشیمانى از سفله خود پنهان میدارند و ظاهر نكنند تا ربّ العزة میان ایشان حكم كند و كار بر گزارد بعدل و راستى، و هر كس را آنچه سزاى وى است از پاداش بوى دهد وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ این آیت را حكم تكرار نیست كه آنچه اوّل گفت در شأن قومى است و این در حق قومى دیگر.
و گفته ‏اند: این قضاء آنست كه دوزخیان را از بهشتیان جدا كنند، بهشتیان را ببهشت فرستند و دوزخیان را بدوزخ، و بر كس از ایشان ستم نكنند...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 04 (325)
تفسیر سوره یونس 05 (326)


           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.