النوبة الثالثة
قوله تعالى و تقدس: یا أَیُّهَا النَّاسُ
بهتر از هر چیز فضل الهی است

خداوند بزرگوار، جبّار كردگار، میگوید: جلّ جلاله اى مردمان نداى عامّ است واهمگان میگوید، تا خود كه نیوشد، خطاب جامع است تا كه پذیرد، همه را میخواند تا كرا خواهد، نداى عامّ است و بار دادن خاصّ دعوت عامّ است و هدایت خاص فرمان عامّ است و توفیق خاصّ اعلام عامّ است و قبول خاصّ، نه هر كرا خواند او را خواهد نبینى كه آنجا گفت: وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ
ناخواسته را خواند حجّت را، و خواسته را خواند قربت را، ظاهر ندا یكى و باطن ندا مختلف.

یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ آنك
آمد بشما موعظتى از خداوند شما یعنى قرآن كه یادگار مؤمنان است، جایى دیگر گفت: وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنِینَ یادگار مؤمنان است و مونس عارفان، و سلوة محبان و آسایش مشتاقان وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ شفاى بیمار دلان، و آسایش اندوهگنان،

جایى دیگر گفت: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ قرآن شفاء دردها است، و داروى علّتها و شستن غمها و چراغ دلها، چراغ توحید است كه از دلهاى كافران تاریكى كفر ببرد، چراغ اخلاص است كه از دلهاى منافقان تاریكى شك ببرد، چراغ ارشاد است كه از دلهاى مبتدعان تاریكى حیرت ببرد، چراغ هدى است كه از دلهاى متحیّران تاریكى جهل ببرد، چراغ رضا است كه از دلهاى بخیلان تاریكى شح ببرد، چراغ عنایت است كه از دلهاى متعلّقان تاریكى اسباب ببرد.

وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ
شفا در قرآن بر سه وجه است:
شفاى عامّ است، و شفاى خاص، و شفاى خاص الخاص،
شفاى عامّ آنست كه گفت: فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ و
شفاى خاص آنست كه گفت: ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ و
شفاى خاصّ الخاص وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ

شفاى عامّ نعمت اوست،
شفاى خاصّ كلام اوست،
شفاى خاصّ الخاصّ خود اوست،

و گفته‏ اند: درین آیت قرآن را چهار صفت گفت:
موعظت و شفاء و هدى و رحمت،
موعظت عوام راست، شفا خواص راست، هدى خاصّ الخاص راست، رحمت همگنان راست، فبرحمته و صلوا الى ذلك.

و بدان كه شفاى هر كس بر اندازه درد اوست،
شفاى گنهكاران در رحمت اوست،
شفاى مطیعان بیافت نعمت اوست،
شفاى عارفان بزیادت قربت اوست،
شفاى واجدان در شهود حقیقت اوست،
شفاى محبّان در قرب و مناجات اوست.

قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ
یا محمد مؤمنان را بشارت ده ایشان را بگو بفضل و رحمت من شاد باشید،
بایمان و قرآن و اسلام و محمد شما را گرامى كردم
بنازید، بیاد من انس گیرید، بر وعد من چشم دارید، بر درگاه من خوى كنید، با ذكر من آرام گیرید، عهد من بجان پذیرید، بمهر من بنازید،
عبدى شاد آنست كه شاد است بمن، شادى نیست مگر شادى بمن، شاد مبادا كه نه شاد است بمن،
بنده را دو شادى از من، امروز شاد بمن، و فردا شاد با من.

روى ما شاد است تا تو حاضرى با روى تو
جان ما خوش باد چون غائب شوى با یاد تو


از روى اشارت میگوید:
بنده من بر فضل و رحمت من اعتماد كن نه بر طاعت و خدمت خویش،
كه اعتماد نه جز بر فضل من، و آسایش نه جز با رحمت من،
هر كس را مایه‏ اى و مایه مؤمنان فضل من،
هر كس را خزینه ‏اى و خزینه درویشان رحمت من،
هر كس را تكیه ‏گاهى و تكیه‏ گاه عارفان سبق من،
هر كس را گنجى و گنج متوكّلان ضمان من،
هر كس را عیشى و عیش ذاكران بیاد من،
هر كس را امّیدى و امّید دوستان بدیدار من.


در بنى اسرائیل زاهدى بود هفتاد سال در صومعه نشسته، و خداى را عبادت كرده، بعد از هفتاد سال به پیغامبر آن روزگار وحى آمد كه زاهد را گوى نیكو روزگار بسر آوردى و عمر گذاشتى در عبادت من، وعده دادم ترا كه بفضل و رحمت خویش بیامرزم ترا.
زاهد گفت:
مرا بفضل خویش ببهشت میرساند، پس آن هفتاد ساله عبادت من كجا وادید آید، و از آن چه آید؟

ربّ العزّة همان ساعت بر یك دندان وى دردى عظیم نهاد كه از آن بفریاد آمد بر پیغامبر شد و زارى كرد و شفا خواست،
وحى آمد به پیغامبر كه زاهد را گوى عبادت هفتاد ساله خواهم، تا ترا شفا دهم،
زاهد گفت: رضا دادم و نقدى شفا خواهم فردا تو دانى خواه بدوزخ فرست خواه ببهشت،
فرمان آمد از جبار كاینات كه آن عبادت تو جمله در مقابل آن یك درد دندان افتاد چه ماند اینجا مگر فضل و رحمت من،
فَبِذلِكَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ تؤملون من الثواب على الافعال.

أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ
اولیاى خدا ایشانند كه در بحار علوم حقیقت غوّاصان گوهر حكمت‏ اند، و در آسمان فطرت خورشید ارادت و مستقر عهد دولت‏ اند، مقبول حضرت الهیّت و صدف اسرار ربوبیّت ‏اند، عنوان شریعت و برهان حقیقت ‏اند،
نسب مصطفى در عالم حقایق بایشان زنده، و منهج صدق بثبات قدم ایشان معمور،
ظاهرشان باحكام شرع آراسته، باطنشان بگوهر فقر افروخته،
آثار نظر این عزیزان بهر خارستان خذلان كه رسد عبهر دین برآید،
بركات انفاس ایشان بهر شورستان ادبار كه تابد عنبر عشق بوى دهد،
اگر بعاصى نظر كنند مطیع گردد اگر بزنّار دارى دیده باز كنند مقبول و محفوظ درگاه عزّت شود،

چنان كه از آن عزیز روزگار و سیّد عصر خویش شبلى باز گویند كه وقتى بیمار گشت و خلیفه روزگار او را دوست داشتى، بوى رسید كه شبلى بیمار است طبیبى ترسا بود سخت حاذق او را بشبلى فرستاد تا مداواة كند
طبیب آمد و شبلى را گفت: اى شیخ اگر ترا از پوست و گوشت خود دارو باید كرد دریغ ندارم و علاج كنم
شبلى گفت: داروى من كم از این است،
گفت: داروى تو چیست؟
گفت: اقطع زنّارك و قد عوفیت.
طبیب گفت: شرط جوانمردى نباشد كه دعوى كردم و بسر نبرم اگر شفاى تو در قطع زنّار ما است آسان كاریست.
طبیب زنّار مى ‏برید و شبلى از بیمارى بر مى‏خاست،
خبر بخلیفه رسید كه حال چنین رفت خلیفه را خوش آمد گفت: من پنداشتم كه طبیبى بر بیمار مى‏فرستم ندانستم كه خود بیمارى را بر طبیب مى‏فرستم

أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ
گفته‏ اند: علامت ولىّ آنست كه
سر تا پاى وى عین حرمت شود،
چشمش بحرمت بیارایند تا بهیچ ناشایست ننگرد،
زبانش بادب بند كنند تا بیهوده نگوید،
قدم وى را بند حقیقت بر نهند تا بهر كوى فرو نشود،
خلق وى را بند شریعت بر نهند تا جز حلال بخود راه ندهد،
جوارح وى را در بند بندگى كشند تا جز كمر بندگى حقّ بر میان نبندد،
در دنیا چنین دارند و در عقبى لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ
در دنیا بخدمت‏ و حرمت آراسته، و در عقبى بنعمت و رؤیت رسیده،
در دنیا شناخت و محبت، و در عقبى نواخت و مشاهدت،
در دنیا صفا و وفا دیده، و، در عقبى بلقا و رضا رسیده،

اینست كه رب العالمین گفت‏ هُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ
 ایشان را دو بشارت است
یكى امروز یكى فردا،
امروز وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ فردا یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ

اینت نواخت بى‏كران، و نعیم جاودان، و شاد دوستان،
ملك خشنود و بنده ‏نازان،
بندگان من هر چه جویید مه از خشنودى من نجوئید،
بهرچه رسید به از فضل من نرسید،
هر كرا گزینید بدوستى چون من نگزینید،
و هر كرا بینید هرگز چون من نبینید،
الدّار داركم و انا جاركم.

بزرگوار آن روزگار كه سرانجامش اینست،
عزیز آن بنده ‏اى كه سزاش اینست،
نیكو آن تخمى كه برش اینست،
مبارك آن شبى كه بامدادش اینست،
سراى از نور، جاوید سرور، و مولى غفور.
گل

متن و ترجمه آیات کریم در النوبة الاولى
یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ آمد بشما پندى از خداوند شما وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ و شفا و آسانى آن را كه در دلها بود وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ (57) و راه نمونى و مهربانى گرویدگان را.

قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ گوى بفضل خداى و رحمت او فَبِذلِكَ فَلْیَفْرَحُوا بآن شاد باشید و خرّم هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ (58) فضل خداى به است از آنچه شما گرد میكنید در دنیا.

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ گوى چه بینید ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ آنچه اللَّه شما را فرستاد از آسمان از روزى فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا شما فرا ایستادید و از آن بخویشتن حرام ساختید و حلال ساختید قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ گوى اللَّه شما را دستورى داد أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ (59) یا بر اللَّه دروغ مى‏سازید.

وَ ما ظَنُّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ چه مى ‏پندارند ایشان كه بر خداى مى‏ دروغ سازند یَوْمَ الْقِیامَةِ روز رستاخیز إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ اللَّه با فضل است بر مردمان وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا یَشْكُرُونَ (60) لكن بیشتر ایشان از اللَّه بآزادى نه اند نه با او آشنااند.

وَ ما تَكُونُ فِی شَأْنٍ در هیچ كار نباشى تو وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ و ازین قرآن هیچ چیز نخوانى وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ و هیچ كار نكنید إِلَّا كُنَّا عَلَیْكُمْ شُهُوداً مگر ما بر شما گواه باشیم إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ آن گه كه مى‏باشید در كار و میروید در آن وَ ما یَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ و دور نیست و غائب از خداوند تو مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ هام سنگ یك ذره فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ نه در زمین و نه در آسمان وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرَ و نه كم از ذره‏اى و نه مه از آن إِلَّا فِی كِتابٍ مُبِینٍ (61) مگر كه در نوشته‏ایست پیداى، روشن درست.

أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ آگاه بید كه اولیاى خدا آنند كه باو گروند لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (62) ور ایشان فردا نه بیم است و نه اندوهگن باشند.

الَّذِینَ آمَنُوا ایشان كه باو بگرویدند وَ كانُوا یَتَّقُونَ (63) و آزرم (شرم) میداشتند و پرهیزگار بودند.

لهمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ ایشان را بشارت است درین جهان و در آن جهان تَبْدِیلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ‏ بدل كردن نیست سخنان خداى را و وعدهاى او ذالِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ‏ (64) آنست پیروزى بزرگوار.

وَ لا یَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ اندوهگن مكناد ترا سخن ایشان إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً خدایى اللَّه راست بهمگى و توانایى در همه كار و توانستن با همه كس هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (65) او شنواست دانا.

أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ آگاه بید كه اللَّه راست هر چه در آسمان و زمین چیز و كس است وَ ما یَتَّبِعُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكاءَ بچه چیزى مى ‏پى ‏برند ایشان كه جز از اللَّه انبازان مى‏خوانند إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ بر چه اعتماد میكنند جز از پندار كه پى مى‏برند وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ (66) و جز از دروغ روشن كه میگویند.

هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ اللَّیْلَ اوست كه شما را شب آفرید لِتَسْكُنُوا فِیهِ تا درو بیارامید وَ النَّهارَ مُبْصِراً و روز روشن آفرید تا درو بینند إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ در آن نشانهاى روشن است توانایى و دانایى اللَّه را لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ (67) ایشان را كه بشنوند.

قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً گفتند: كه اللَّه فرزند گرفت سُبْحانَهُ پاكى و بى عیبى و بى ‏فرزندى اللَّه راست هُوَ الْغَنِیُّ او بى‏ نیاز است و پاك است لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ او راست هر چه در «هفت» آسمان و «هفت» زمین است إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا نیست بنزدیك شما این سخن را هیچ عذر و هیچ حجت أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (68) بر خداى چیزى مى‏گویید كه آن را ندانید.

قُلْ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ بگوى ایشان كه بر خداى دروغ مى‏سازند لا یُفْلِحُونَ (69) نیك نیابند.

مَتاعٌ فِی الدُّنْیا
یك چند ایشان را درین جهان فرا دارند ثُمَّ إِلَیْنا مَرْجِعُهُمْ و آن گه بازگشت ایشان با ما ثُمَّ نُذِیقُهُمُ الْعَذابَ الشَّدِیدَ و آن گه بچشانیم ایشان را عذاب سخت بِما كانُوا یَكْفُرُونَ (70) بآنچه حق فرا مى‏پوشیدند و كافر مى‏شدند.
گل

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
یا أَیُّهَا النَّاسُ
و این ناس مشركان قریش ‏اند و موعظة و شفاء و هدى و رحمة همه صفات قرآن‏ اند
موعظة خواند زیرا كه در آن هم وعظ است و هم زجر، مطیع بوى پند پذیرد و در طاعت بیفزاید عاصى پند گیرد و از معصیت باز ایستد،
شفا خواند زیرا كه درد جهل را دارو است، و بیمارى شك را درمان.

هُدىً وَ رَحْمَةٌ خواند بیگانه را بر راه میخواند و آشنا را بر صواب میراند، هدایت را سبب است و نجات را وسیلت، رحمت مؤمنان است و تذكره خایفان، و تبصره دوستان

... فَبِذلِكَ فَلْیَفْرَحُوا
میگوید: بفضل خدا و رحمت او شاد باشید این «باء» بفضل اللَّه، خود تمام است بمعنى. و این «باء» بذلك بدل است از آن در آورد كه سخن متطاول گشت هُوَ خَیْرٌ یعنى فضل اللَّه خیر، فضل و رحمت یاد كرد ...
ذو النون: گفت رحمت عام است كه گفت: رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْ‏ءٍ
و فضل خاصّ است كه گفت: وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِیراً و امّت محمد را در این آیت شرفى است تمام كه ایشان را در مرتبت فضل برابر پیغامبر نهاد...

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ
این خطاب با قریش است كه ایشان چیزهایى حرام كردند بخویشتن چون: بحیره و سائبه و وصیله و حامى و چیزهایى حجر كردند از انعام و حرث بخویشتن و ماههایى حرام كردند بخویشتن به نسیئى و همچنین چیزهایى حلال كردند بخویشتن از حرام چون خون و مردار، و ذلك قوله: وَ إِنْ یَكُنْ مَیْتَةً فَهُمْ فِیهِ شُرَكاءُ و حلال گرفتن شعائر و هدى و آنچه در آن آیت است كه لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ و مردان از زنان میراث بردن، و ذلك قوله: لا یَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً اینست تحریم و تحلیل قریش كه ربّ العالمین میگوید: أَ رَأَیْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ یعنى من تحلیل رِزْقٍ لكم فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ فى هذا التّحریم و التّحلیل أَمْ عَلَى اللَّهِ یعنى بل على اللَّه تَفْتَرُونَ و هو قولهم: وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها معنى آنست كه اللَّه شما را دستورى داد در تحریم و تحلیل، نداد دستورى بلكه بر اللَّه شما دروغ سازید ...

تلاوت قرآن و عمل بندگان از هم جدا كرد این دلیل است كه قرائت قرآن بلفظ خواننده نه مخلوق است و نه در شمار اعمال وى است بخلاف قول لفظیان و جهمیان ...

إِذْ تُفِیضُونَ
این خطاب با مصطفى است و امّت وى، و افاضت هموار رفتن بود در كار. میگوید: شما هیچ كار نكنید و در هیچ كار نروید كه نه ما بشما داناایم و آگاه و مى ‏بینیم شما را در آن كار آن گه كه در آن میروید و میكنید ...

در قرآن ارض بهفت وجه آید
یكى آنست كه زمین بهشت خواهد و ذلك فى قوله وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ همانست كه در سورة الانبیاء گفت: أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ یعنى ارض الجنّة.

وجه دوّم ارض شام است، زمین مقدّسه و هو قوله: یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ همانست كه جایى دیگر گفت وَ نَجَّیْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِی بارَكْنا فِیها یعنى الارض المقدّسة.

وجه سیوم ارض مدینه است و ذلك فى العنكبوت یا عِبادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِی واسِعَة یعنى ارض المدینة یأمرهم بالهجرة الیها، همانست كه در سورة النساء گفت: أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً و در بنى اسرائیل گفت: وَ إِنْ كادُوا لَیَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ و قال فى النساء یَجِدْ فِی الْأَرْضِ یعنى ارض المدینة مُراغَماً كَثِیراً وَ سَعَةً

چهارم زمین مكه است و ذلك فى قوله أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها و در سورة الانبیاء گفت: نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ و در سورة النساء گفت: كُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ یعنى ارض مكة.

پنجم زمین مصر است چنان كه گفت: اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ اى على خراج ارض مصر. و قال مَكَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ و قال تعالى: فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ و قال: إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ یا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْیَوْمَ ظاهِرِینَ فِی الْأَرْضِ وَ یَسْتَخْلِفَكُمْ فِی الْأَرْضِ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسادَ مراد باین همه زمین مصر است.

ششم زمین اسلام است چنان كه گفت: أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ یعنى ارض العرب ارض الاسلام همانست كه گفت: إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ یعنى ارض العرب و هى ارض الاسلام

وجه هفتم ارض الاسلام یعنى جمیع الارضین همه زمینها در تحت آن شود كقوله تعالى: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها یعنى جمیع الارضین و كذلك قوله: وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ و كذلك قوله: فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ و نظائر این فراوان است
...
أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ
اولیاء جمع ولىّ است و ولىّ بر وزن فعیل است مبالغة من الفاعل و روا باشد كه فعیل بمعنى مفعول بود ...

قوله: الَّذِینَ آمَنُوا وَ كانُوا یَتَّقُونَ
خواهى در آیت اوّل پیوند، و معنى آنست كه اولیاء خدا ایشان ‏اند كه ایمان آوردند و پرهیزكاران ‏اند و باین معنى یتّقون وقف است و سخن تمام شد، و اگر خواهى بر یحزنون سخن بریده كن وانگه الَّذِینَ آمَنُوا ابتدا كن‏هُمُ الْبُشْرى‏ خبر ابتدا بود.

لهمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ
 میگوید: مؤمنانرا بشارت است در این جهان و در آن جهان، درین جهان خواب نیكو است كه خود را بینند یا ایشان را بینند، و در آن جهان بهشت. ...

و قال: اصدقكم رؤیا اصدقكم حدیثا و رؤیا المؤمن جزء من ستّة و اربعین جزء من النّبوّة
این خبر را دو معنى گفته ‏اند
یكى آنست كه مصطفى را چهل و شش معجزه بود و خوابهاى او یكى از آن جمله بود كه وى هر چه در خواب دید در بیدارى دید و لذلك قال تعالى : لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیا بِالْحَقِّ

معنى دیگر گفته‏ اند كه مصطفى (ص) چهل ساله بود كه وحى آمد بوى و پیش از آمدن جبرئیل شش ماه در خواب وحى بوى مى ‏آمد و مدّت نبوت و وحى بیست و سه سال بود و بیست و سه سال بتفصیل چهل و شش بار شش ماه بود، پس درست شد كه این شش ماه كه وحى بوى اندر خواب بود جز وى است از چهل و شش جزو از مدّت نبوّت و وحى بدو (ص). قال: عطاءهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا
...
وَ لا یَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ
سخن اینجا تمام شد و اختصارى است اینجا عظیم میگوید: اندوهگن مكناد ترا سخن ایشان كه از دشمنان خدا سخنان زشت نابكار منكر فراوان بود اگر ایشان ترا دروغ زن دارند و بیم دهند اندوهگن مشو إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً
عزّت و قوّت و غلبه همه خداى را است آن را عزیز كند و نصرت دهد كه خود خواهد، جایى دیگر گفت: مَنْ كانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً هر كه عزّت میجوید تا از اللَّه جوید كه عزّت همه او راست و آنجا كه گفت: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ
...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 04 (325)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 06 (327)


           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 04 (325)
حدیث ظلم از کلام امام جواد (ع)
خواص آب برنج
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره توبه 13 (321)
تفسیر سوره توبه 12 (320)
تفسیر سوره توبه 11 (319)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 09 (317)
تفسیر سوره توبه 08 (316)
تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
شناخت علی بن موسی الرضا (ع)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.