سورة هود - مكیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
خدازده را چاره نیست
صد سال برآید و بریزد دل من    
هم بوى وصال تو دمد از گل من


اى خداى كریم مهربان، اى نامدار رهى دار نگهبان، عالم تویى باسرار بندگان، مطلع خودى بر دلهاى دوستان،
بار خداى همه بار خدایان، خداوند همه خداوندان، پیش از هر زمان و پیش از هر نشان، در ملك بى در بایست، ملكى در ذات بى هامانست، خداوندى پاك از دریافت چون، منزّه از گمان و پندار و ایدون، بیننده هر تاریك، داننده هر باریك، نزدیك‏تر از هر نزدیك، نزدیك است ببر، تا دوست از شادى شود مست، دور است بقدر تا دشمن نداند كه هست، از دوست بجنایت نبرد كه بردبار است و وفادار، از دشمن بخدمت فرهیب نگیرد كه جبّار است و كردگار، نه عدل وى را چرا پیدا، نه فضل وى را منتهى پدید، نه عدل وى را درمان، نه فضل وى را كران، عدل پیش فضل خاموش، و فضل را حلقه وصال در گوش، نبینى كه عدل نهانست و فضل پیدا، تا دشمن مغرور است و دوست شیدا،

خداوندا آرام دل غریبانى، یادگار جان عارفانى، زندگانى جان و آیین زبانى، بخود از خود ترجمانى، بحقّ‏ تو بر تو كه ما را بوصال خود رسانى.

الر
الف خلق را با نعمت منعم مألوف میگرداند، آن گه ایشان را و امنعم میخواند، كه بنعمت چه نازید، راز ولى ‏نعمت خواهید، با نعمت آرام چه گیرید، دلارام مهین جویید، مهره مهر فانى تا كى زنید، دست در چنگ وصل لم یزل زنید.

پیر طریقت گفت:
الهى!
گاه مى‏گویى كه فرود آى، و گاه مى‏گویى كه گریز،
گاه فرمایى كه بیا، و گاه گویى كه پرهیز،
خدایا نشان قربت است این؟ یا محض رستاخیز؟
هرگز بشارت ندیدم تهدید آمیز،
اى مهربان بردبار، اى لطیف و نیك یار، آمدم و درگاه خواهى بناز دار، و خواهى خوار.

و اللام
لام ایشان را ملامت میكند كه هان تا بنگارستان و بوستان مشغول نشوید، كه آن گه از دوستان واپس مانید، و به ایشان در نرسید.

در خبر است كه سیر و اسبق المفردون. و اللَّه عزّ و جلّ یقول: وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ

«را»
اشارت است برهاشدن جوانمردان، از خویشتن بسان والهان در میدان هیمان، تا خود كجا فرا راه آیند، و ازین دریاى مغرق كجا واكران افتند، و شب انتظارشان كى بسر آید، و صبح دولت از افق سعادت كى پدید آید.

پیر طریقت گفت:
حقیقت این كار همه نیاز است، حسرتى بى‏كران، و دردى مادر زادست، در آن هم ناز است و هم گداز است، هم رستخیز نهان، و هم زندگانى جاودان است بى‏قرارى دل واجدان است، بلاى جان مقربان است، حیرت علم محققان است، احتراق عشق عارفان، و هیمان قصد دوستان و سرگردانى جوانمردان است سرگردانى ایشان درین راه چنان است، كه كسى در چاهى بى قعر افتد، هر چند كه‏ در آن چاه میشود آن چاه بى قعرتر كه هرگز او را پاى بر زمین نیاید، همچنین روندگان درین راه همیشه روان ‏اند، افتان و خیزان، كه هرگز ایشان را وقفتى نه، و درین اندوه سلوتى نه، و این دریا را قعرى نه، و این حدیث را غایتى نه.

درین ره گرم رو مى‏باش تا از روى نادانى
نگر نندیشیا هرگز كه این ره را كران بینى‏


وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ
استغفار توبه است و توبه استغفار و برهم داشتن هر دو لفظ اشارت است كه از گناهان بیرون آیى چنان كه مار از پوست، آن گه اعتقاد كن كه نجات تو نه بتوبه است كه بكرم و فضل اوست جلّ جلاله،
اول استغفار كن تا از گناه پاك شوى، پس توبه كن ازین اعتقاد تا درست شوى،
اول برخیز برگزارد طاعت و خدمت بفرمان شریعت، پس ازین برخاستن خود برخیز باشارت حقیقت.

آن، یكى راه عابدان است و این یكى طریق عارفان،
آن یكى حق خدمت از روى شریعت، این یكى نشان صحبت در منهج حقیقت.
حاصل خدمت آنست كه گفت: یُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً
ثمره صحبت آنست كه گفت: وَ یُؤْتِ كُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ.

قوله: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها
خداست كه آفریدگار است، و روزى گمار است، مى ‏آفریند بقدرت فراخ، روزى میدهد از خزینه فراخ، نه از صنع در قدرت او وهن آید، نه از بذل در خزینه وى نقص آید.

سزاى بنده آنست كه چون عزّ و علا حوالت روزى بر خود كرد، هرگز بر روزى غم نخورد، و بر ضمان اللَّه تكیه كند...

اگر كسى را حوالت كنند بر مردى ملی‏ء كه مال دارد و توان آن دارد كه كار گزارد، حوالت پذیرد، و بران ضمان وى اعتماد كند. پس چه گویى در آفریدگار بندگان و دارنده همگان، كه حوالت روزى بندگان بر خود كرد و بفضل خود ایشان را بجاى آن كرد چون روا باشد كه دل در دیگرى بندند، یا از دیگران جویند...

وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها ...
رابعه عدویه را مى‏آید كه از قافله منقطع شد در بادیه ‏اى حیران و سرگردان در آن بیابان زیر مغیلانى فرو آمده، سر بر زانوى حسرت نهاده، همى گوید:
الهى،
غریبم و بیمار و درویش، غمگین و تنها و دل‏ریش،
از غیب آوازى شنید كه: تستوحشین و انا معك؟
چه اندوه برى، و چون تنهایى؟ نه من با توام حاضر دل و مونس جان توام؟
غریب كى باشى؟ و من وطن توأم
درویش چون باشى؟ و من وكیل توأم،
زبان حال آن ضعیفه از سر ناز و دلال خبر میدهد.
گر شوند این خلق عالم سر بسر خصمان من
من روا دارم نگارا چون تو باشى آن من‏
گل

متن آیات کریمه در النوبة الاولى
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان‏
الر كِتابٌ این حروف نامه‏ ایست أُحْكِمَتْ آیاتُهُ درست و راست و بى ‏غلط گفته و فرستاده سخنهاى او و معنیها درو ثُمَّ فُصِّلَتْ پس آن گه گشاده و روشن و پیدا باز نموده مِنْ لَدُنْ حَكِیمٍ خَبِیرٍ (1) از نزدیك داناى راست ‏دان آگاهى نهان ‏دان.

أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ آن را كه نپرستید مگر اللَّه  إِنَّنِی لَكُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ وَ بَشِیرٌ (2) كه من رساننده ‏ام شما را ازو آگاهى دهنده و بیم نمایم شاد كننده و رامش رسانم.

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ و آن را كه آمرزش خواهید از خداوند خویش ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ و باز گردید باو یُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً تا شما را برخوردارى دهد بر خوردارى نیكو إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى تا آن هنگام كه نام زد كرده در رسد وَ یُؤْتِ كُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ و هر خداوند فضل را و افزونى را در كردار و خدمت فضل او و ثواب آن افزونى او باو دهد وَ إِنْ تَوَلَّوْا و اگر برگردید فَإِنِّی أَخافُ عَلَیْكُمْ من مى‏ترسم بر شما عَذابَ یَوْمٍ كَبِیرٍ (3) از عذاب بزرگ در روزى بزرگ.

إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ با خداى است بازگشت شما وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ (4) و او بر همه چیز تواناست.

أَلا آگاه باشید و إِنَّهُمْ یَثْنُونَ صُدُورَهُمْ فراهم میگیرند نهانى خویش بر نهانهایى لِیَسْتَخْفُوا مِنْهُ تا آن را پنهان دارند از اللَّه أَلا آگاه باشید حِینَ یَسْتَغْشُونَ ثِیابَهُمْ آن گه كه جامها در سر میكشند یَعْلَمُ ما یُسِرُّونَ وَ ما یُعْلِنُونَ میداند اللَّه هر چه نهان میدارند و آشكارا مى ‏نمایند إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (5) كه اللَّه داناست بهرچه در دلها است.

وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ و نیست هیچ جمنده‏ اى در زمین إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها مگر بر خدا است روزى آن وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها و میداند جاى آرام آن و جاى سپنجگانى آن كُلٌّ فِی كِتابٍ مُبِینٍ (6) همه در لوح است در نسختى پیدا روشن.

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ او آنست كه بیافرید هفت آسمان و هفت زمین فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ در شش روز وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ و عرش او بر آب بود لِیَبْلُوَكُمْ تا بیازماید شما را أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا كه كیست از شما نیكو كارتر وَ لَئِنْ قُلْتَ و اگر گویى إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ كه شما انگیختنى ‏اید از خاك از پس مرگ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا خواهند گفت كافران إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ (7) كه نیست این سخن مگر جادویى آشكار

وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ و اگر واپس داریم از ایشان عذاب إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ تا هنگامى شمرده لَیَقُولُنَّ خواهند گفت ما یَحْبِسُهُ چه چیز آن عذاب را باز مى‏برد أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ آگاه باشد آن روز كه بایشان آید لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ از ایشان بازداشتنى نیست وَ حاقَ بِهِمْ و فرا سرایشان نشیند ما كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (8) آنچه بر آن مى ‏خندیدند و افسوس میكردند بر آن.

وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ و اگر مردم را بچشانیم مِنَّا رَحْمَةً از خود مهربانى ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ آن گه بازستانیم ازو إِنَّهُ لَیَؤُسٌ كَفُورٌ (9) مردم براستى نومید است ناسپاس.

وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ و اگر چشانیم او را نیك روزى و تن آسانى بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ پس گزند و بد روزگارى كه رسیده بود باو لَیَقُولَنَّ براستى كه او گوید ذَهَبَ السَّیِّئاتُ عَنِّی آن بد روزى و بد حالى و آن بیمارى و درویشى همه رفت از من إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ (10) براستى كه او شاد است خویشتن دوست لاف زن نازنده.

إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا مگر ایشان كه شكیبااند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و در تنگ روز نیكوكار أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِیرٌ (11) ایشانند كه ایشان را است آمرزش و مزد بزرگوار.
گل

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
این سوره بعدد كوفیان صد و بیست و سه آیت است و هزار و هفتصد و بیست و پنج كلمه و هفت هزار و پانصد و سیزده حرف جمله بمكة فرو آمد از آسمان بقول ابن عباس مگر یك آیت أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ كه این یك آیت مدنى است.

و درین سوره سه آیت منسوخ است
یكى إِنَّما أَنْتَ نَذِیرٌ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ وَكِیلٌ نسختها آیة السیف
دوم مَنْ كانَ یُرِیدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها الآیة، نسخها قوله تعالى مَنْ كانَ یُرِیدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِیدُ
سوم قوله تعالى: اعْمَلُوا عَلى‏ مَكانَتِكُمْ إِنَّا عامِلُونَ وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ نسختها آیة السیف.

قوله: الر روایت كنند از ابن عباس الر و حم و نون الرحمن متفرقة.
قال الضحاك: معناه انا للَّه ارى. و قال الحسن هو اسم من اسماء اللَّه عز و جل. و گفته‏اند: الر كِتابٌ اى هذه الحروف الثمانیة و العشرون مجموعة كتاب، میگوید: این حروف تهجى كه عدد آن بیست و هشت است كتاب خداوند است، نامه وى، سخن وى، برین معنى الر ابتداست و ما بعد خبر ابتدا، آن گه صفت نامه كرد أُحْكِمَتْ آیاتُهُ ...

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ...
استغفار فرا پیش داشت كه مقصود و مطلوب بنده مغفرت است و توبه وسیلت است و سبب...

وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ أَلا إِنَّهُمْ یَثْنُونَ صُدُورَهُمْ
كلبى گفت: این آیت در شأن اخنس بن شریق آمد، مردى منافق بود، ازین خوش سخنى، شیرین منظرى، مصطفى (ص) را دیدى بروى وى تازه و خندان، با وى دوست‏وار سخن گفتى، و بدل او را دشمن داشتى، و كافروار زندگانى كردى...

عبد اللَّه شداد گفت: مردى منافق برسول خدا برگذشت آن منافق پشت برگردانید، و سر در پیش افكند، و روى خویش بپوشید، تا رسول خدا او را نبیند این آیت بشأن وى فرو آمد...

وَ لَئِنْ قُلْتَ
این «ان» را درین موضع هیچ حكم شرط نیست و بمعنى كلّما است. میگوید: هر گاه كه گویى اى محمد اهل مكه را إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ احیاء بَعْدِ الْمَوْتِ شما پس مرگ قیامت را انگیختنى‏ اید و هر چند كه بر ایشان خوانى بدرستى و راستى این وحى و تنزیل من و سخنان من، ایشان جواب دهند كه آنچه محمد میگوید باطل است و دروغ، و محمد خود ساحر است، دروغ را سحر گویند، از بهر آنكه سحر آن باشد كه چیزى نمایى كه آن نبود ...

وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ ...
وَ لَوْ لا أَجَلٌ مُسَمًّى لَجاءَهُمُ الْعَذابُ و این تعجیل و استهزاء بآن میكردند كه آن را دروغ میشمردند...
 و گفته‏اند: إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اى قلیلة. مدت عذاب دنیا اندك شمرد از بهر آن كه مدت دنیا و بقاى دنیا باضافت با عقبى اندك است و همچنین عذاب دنیا در مقابل عذاب جاودانه كه در عقبى خواهد بود اندكى است،

اما لفظ امت در قرآن بر هشت وجه آید:
یكى از آن بمعنى عصبة است و جماعت، چنان كه در سورة البقرة گفت: وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ اى عصبة مسلمة لك، تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ اى عصبة. و در آل عمران گفت: أُمَّةٌ قائِمَةٌ اى عصبة قائمة. و در سورة المائدة گفت: أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ اى عصبة. و در سورة الاعراف گفت: وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ اى عصبة.

وجه دوم امّت است بمعنى ملت، كقوله: إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ اى على ملة وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً اى ملتكم ملة الاسلام وحدها، جایى دیگر گفت: وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً یعنى ملة الاسلام.

وجه سوم امّت بمعنى مدت است. كقوله: وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ اى الى مدة و كقوله: و اذكر بعد امّة. اى بعد مدّة.

وجه چهارم بمعنى امام است كقوله: إِنَّ إِبْراهِیمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً یعنى كان اماما یقتدى به فى الخیر.

وجه پنجم امت است بمعنى جهانیان گذشته و جهانداران از كافران و غیر ایشان. كقوله: وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِیها نَذِیرٌ یعنى الامم الخالیة.

وجه ششم امت محمد اند (ص) مسلمانان بر خصوص. كقوله: كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ و قوله: كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً

وجه هفتم كافران امت محمداند بر خصوص. و ذلك قوله: كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِی أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ یعنى الكفّار خاصة.

وجه هشتم امّت است بمعنى خلق. كقوله فى سورة الانعام: وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ یعنى الا خلق مثلكم.

وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً انسان اینجا ولید مغیرة است ...
معنى آیت آنست كه اگر مردم را بعد از بلا و شدت و بى كامى و درویشى، نعمت و عافیت دهیم و آسانى و راحت چشانیم و او را در آن نعمت بطر بگیرد آن رنج و بى كامى و بى‏نوایى همه فراموش كند شكر منعم بگزارد و حق نعمت نگزارد و باز بردن بلا و مكروه نه از حق بیند، در آن نعمت مى‏نازد و شادى میكند و میگوید: «ذَهَبَ السَّیِّئاتُ عَنِّی» فارقنى الضر و الفقر، از نقمت و غضب حق ایمن نشیند و از مكر وى نترسد فَلا یَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ
رب العالمین گفت: إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ اوست آن لاف زن نازنده بطر گرفته.
فرح و سرور هر دو در قرآن بیاید. اما فرح بذم آید ناپسندیده و نكوهیده چنان كه گفت: لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ و
سرور بمدح آید ستوده و پسندیده چنان كه گفت: وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً و الفخور المتكبّر المتطاول. و قیل: فرح فخور. اى اشر بطر، یفاخر المؤمنین بما وسّع اللَّه علیه.

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 04 (325)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 06 (327)
تفسیر سوره یونس 07 (328)
تفسیر سوره یونس 08 (329)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره یونس 09 (330)
تفسیر سوره یونس 08 (329)
تفسیر سوره یونس 07 (328)
تفسیر سوره یونس 06 (327)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 04 (325)
حدیث ظلم از کلام امام جواد (ع)
خواص آب برنج
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره توبه 13 (321)
تفسیر سوره توبه 12 (320)
تفسیر سوره توبه 11 (319)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 09 (317)
تفسیر سوره توبه 08 (316)
تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
شناخت علی بن موسی الرضا (ع)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.