النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‏ رَبِّهِمْ ...
هدایت بشرط مزد نیست

از روى اشارت بر ذوق جوانمردان طریقت میگوید:
فردا ساكنان حظیره قدس و ملوك مقعد صدق و اشراف درجات علیّین ایشان خواهند بود كه امروز حلقه فرمان ما در گوش بندگى دارند، در سراى اخبات آرام گرفته، در شاهراه رضا بحكم بندگى گوش بفرمان داشته، و از راه معارضه برخاسته.

گفته ‏اند: حقیقت بندگى دو خصلت است:
آن كنى كه او پسندد، و
آن پسندى كه او كند،

اى مسكین، نمرود طاغى در كافرى یك بار تیر انكار در روى ایمان زد، تو در مسلمانى بروزى چندین بار تیر انكار و اعتراض بر روى احكام تقدیر زنى، صفت بندگیت كجا درست آید، رضا و تسلیم چون بود؟

بندگى آنست كه در كوى حقیقت كمر وفا بر میان بندى، و دست در بند شریعت دهى، كه تا دست در بند مى ‏بود هرگز بگشادن كمر نرسد
تو بنده‏ اى و راه آزادان میروى، تو بنده‏ اى و مراد خداوندان میجویى، بنده هرگز چون خداوند نبود، آزادى و بندگى هر دو بهم نیایند.

راحت مشرّقة و رحت مغرّبا
و متى التقاء مشرّق و مغرّب‏

 اینست كه ربّ العالمین میگوید: مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ كَالْأَعْمى‏ وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِیرِ وَ السَّمِیعِ هَلْ یَسْتَوِیانِ مَثَلًا
نابیناى بحقیقت اوست كه نه دیده عبرت دارد، تا از روى استدلال بآیات آفاق نظر كند، نه دل فكرت دارد تا در آیات انفس تأمّل كند، نه بصیرت حقیقت دارد تا بنور فراست مكاشفات اسرار غیبى بیند،

و بیناى بحقیقت اوست كه بعلم الیقین شواهد افعال نگرد. كه أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ باز بعین الیقین حقائق صفات بیند كه أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ باز بحق الیقین جلال ذات بیند. كه أَ لَمْ تَرَ إِلى‏ رَبِّكَ
علم الیقین بشرط برهانست، عین الیقین بحكم بیانست، حق الیقین بنعت عیانست،
علم الیقین مؤمنان راست، عین الیقین پیغامبران راست، حق الیقین مصطفى راست (ص)،
از آن است كه عالمیان با خبراند و او باعیان. همه عالم صدف‏ اند و او جوهر، همه عالم طفیل ‏اند و او مقصود.

گرنه سبب تو بودى اى درّ خوشاب
آدم نزدى دمى درین كوى خراب‏


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ ...
آورده‏ اند كه نوح (ع) روزى بسگى‏ برگذشت بر زبان وى برفت كه: ما اقبحه، چه زشت است این سگ و چه ناخوش این صورت سگ.
ربّ العزّة آن از وى در نگذاشت، تازیانه عتاب آمد، كه اى نوح مى عیب كنى بر آفریده ما؟
اخلق انت احسن من هذا؟
نوح از سیاست این عتاب بگریست، روزگار دراز بر خود نوحه كرد، تا نام وى نوح نهادند، وحى آمد كه: یا نوح كم تنوح؟
اى مسكین!
نوح با درازى عمر یك بار كلمه ‏اى گفت نه پسند خالق، بنگر كه چه زارى كرد و چند گریست؟
پس ترا با این زلّات نهمار، و معصیت بى ‏شمار، خود چه باید كرد، و حالت گویى چون بود و سرانجام بچه رسد.
نوح پدر عالمیان بود، و مایه جهانیان بود، و پیر پیغامبران بود، و نواخته خداى جهان بود، با این همه كان حسرت و مایه درد و معدن اندهان بود.

پیر طریقت گفت:
الهى!
كان حسرت است این دل من، مایه درد و غم است این تن من،

الهى!
نیارم گفت كه این همه چرا بهره من، نه دست رسد مرا بمعدن چاره من،
نهصد و پنجاه سال بر زخم و ضرب و بلا و عناء قوم خویش صبر همى كرد و خداى را شكر همیگفت، نه آن بلا و رنج ازو بكاست، نه وى از سر آن صبر و شكر برخاست،
دانست كه بلا بستر انبیاست، و قرین اولیاست، و هر كه درو صبر كند، دوستى را سزاست:
مصطفى (ص) گفت: «انّ اللَّه تعالى اذا احبّ عبدا ابتلاه، فان صبر اقتناه»
چون اللَّه تعالى بنده‏ اى را دوست دارد، بلاها بدو فرستد، تا پرواى دیگرانش نبود، اگر صبر كند بر بلا، از خاصگیان حضرتش كند.
نوح آن همه بار بلاى قوم خویش همى كشید كه او را گفته بودند هر كه لباس جوانمردى پوشد، ناچار تیر جفاى ناجوانمردان خورد، و در راه ریاضت زخمهاى زهر آلود چشد و ننالد.

در عشق تو از ملامت بى‏ خبران
در جان و جگر خدنگها دارم من‏


پیر طریقت گفت:
چون بنده‏ اى را بدوستى خود بپسندد و شایسته حضرت عنایت گرداند، نخست بار بلا بر وى نهد تا بنده رام شود در زخم بلا، پس آن گه قوت خورد از حقیقت رضا، پس چنان گردد كه خود شود عاشق بلا.
چنان كه بو یزید بسطامى روزى كه بلایى بدو نرسیدى گفتى:
بار خدایا طعام‏ بى ادام چون خورند؟
خلق مى ‏پنداشتند كه او طعام وابلا میخورد، خود ندانستند كه و ارضا میخورد، و خود رضا میجوید كه در منازل دوستى منزلى برتر از منزلت رضا نیست، و ثمره‏اى بزرگوارتر از ثمره رضا نیست.
و ذلك قوله: وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ
گل

متن و ترجمه آیات کریم در النوبة الاولى
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ایشان كه بگرویدند و كردارهاى نیك كردند، وَ أَخْبَتُوا إِلى‏ رَبِّهِمْ و با خداوند خویش آرمیدند و خویشتن را بفروتنى فرا وى دادند، أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ (23) ایشان آن بهشتیان‏ اند كه جاویدى جاویدان در آن‏ اند.

مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ مثل و سان این دو گروه، كَالْأَعْمى‏ وَ الْأَصَمِّ راست چون نابینا است و كر، وَ الْبَصِیرِ وَ السَّمِیعِ و بینا و شنوا هَلْ یَسْتَوِیانِ مَثَلًا در صفت هرگز یكسان باشند؟ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ (24) در نمى ‏یابید.
 
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فرستادیم نوح را بقوم خویش، إِنِّی لَكُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ (25) كه من شما را آگاه كننده‏ اى ام بیم نماى آشكارا.

أَنْ لا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ كه مپرستید مگر اللَّه را، إِنِّی أَخافُ عَلَیْكُمْ عَذابَ یَوْمٍ أَلِیمٍ (26) كه من مى‏ترسم بر شما از عذاب روزى كه عذاب آن دردنماى است.

فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ سران و سر افرازان گفتند آن كافران قوم او، ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا نمى ‏بینیم ترا مگر مردمى، وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ و نمى ‏بینیم ترا كه بتو پى ‏برد إِلَّا الَّذِینَ هُمْ أَراذِلُنا مگر ایشان كه رذاله مااند، بادِیَ الرَّأْیِ پیشین دیدار، وَ ما نَرى‏ لَكُمْ عَلَیْنا مِنْ فَضْلٍ و نمى ‏بینیم شما را بر ما افزونى از مهترى، بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبِینَ (27) نه جز از آن كه شما را دروغ زنان مى ‏پنداریم.

قالَ یا قَوْمِ گفت اى قوم، أَ رَأَیْتُمْ چه بینید إِنْ كُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی اگر من بر بیدارى و راستى و درستى ‏ام از خداوند خویش، وَ آتانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ و داد مرا بخشایشى از نزدیك خویش، فَعُمِّیَتْ عَلَیْكُمْ آن بر شما پوشیده ماند، أَ نُلْزِمُكُمُوها در شما بندیم آن بیّنت را، وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَ (28) و شما آن را ناخواهان و دشوار دار.

وَ یا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ مالًا و اى قوم از شما مالى نمى‏ خواهم بر تبلیغ رسالت، إِنْ أَجرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ نیست مزد من مگر بر اللَّه، وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا و من نه راننده ایشانم كه گرویده ‏اند باللّه، إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ كه ایشان هم دیدار خداوند خویش خواهند بود، وَ لكِنِّی أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ (29) لكن من شما را قومى مى ‏بینم كه ندانید.

وَ یا قَوْمِ مَنْ یَنْصُرُنِی مِنَ اللَّهِ و اى قوم كه یارى دهد از اللَّه إِنْ طَرَدْتُهُمْ اگر من گرویدگان را رانم، أَ فَلا تَذَكَّرُونَ (30) در نمى‏یابید.

وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِی خَزائِنُ اللَّهِ و نمى‏گویم شما را كه نزدیك من خزائن اللَّه است، وَ لا أَعْلَمُ الْغَیْبَ و نمیگویم كه من نیامده و پوشیده دانم، وَ لا أَقُولُ إِنِّی مَلَكٌ و نمیگویم كه من فرشته‏ ام، وَ لا أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی أَعْیُنُكُمْ و نمى‏گویم ایشان را كه بخوارى و سستى و نكوهش فرا مى‏نگرد چشمهاى شما فرا ایشان، لَنْ یُؤْتِیَهُمُ اللَّهُ خَیْراً كه اللَّه ایشان را نیكى نداد، اللَّهُ أَعْلَمُ بِما فِی أَنْفُسِهِمْ اللَّه داناتر است كه در نفسهاى ایشان چیست، إِنِّی إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِینَ (31) آن گه من از ستمكاران باشم.

قالُوا یا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا گفتند: اى نوح با ما باز پیچیدى، فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا و این پیچیدن با ما فراوان و دراز كردى، فَأْتِنا بِما تَعِدُنا بیار یك راه‏ آنچه مى ‏وعده دهى ما را، إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِینَ (32) اگر مى ‏راست گویى.

قالَ إِنَّما یَأْتِیكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شاءَ نوح گفت: آنكه میخواهید آنست كه اللَّه آن را بشما آرد اگر خواهد، وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ (33) و شما را و پیش نشوید و او را در خود عاجز نیارید.

وَ لا یَنْفَعُكُمْ نُصْحِی و سود ندارد نیك خواهى من و پند دادن من، إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ اگر من خواهم كه شما را نیك خواهم و پند دهم، إِنْ كانَ اللَّهُ یُرِیدُ أَنْ یُغْوِیَكُمْ اگر اللَّه خواهد كه شما را تباه و بى‏راه كند، هُوَ رَبُّكُمْ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (34) اوست خداوند شما و با حكم وى میگردید و با مشیّت وى‏.

أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ میگویند كه این مرد قصه نهاد از خویشتن، قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ بگوى اگر من نهادم این را، فَعَلَیَّ إِجْرامِی بد كرد من بر من، وَ أَنَا بَرِی‏ءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ (35) و من هم بیزارم از بد كه شما كنید.

وَ أُوحِیَ إِلى‏ نُوحٍ و پیغام دادند به نوح أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ كه نخواهد گروید از قوم تو، إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ مگر آنكه بگروید تا اكنون، فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا یَفْعَلُونَ (36) رنجه مباش و تیمار مدار بآنچه ایشان میكنند.
گل

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‏ رَبِّهِمْ ...
حقیقت اخبات آرام دل است و سلوت جان و سكون جوارح در طاعت، رسته از تراجع و دور از تردّد و نزدیك بحق، أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ ...

آن گه مثل زد مؤمنان و كافران را: مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ فریق المسلمین و فریق‏ الكافرین،
همانست كه جایى دیگر گفت: فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ میگوید: سان و صفت كافران و مؤمنان همچون دو فریق است یك فریق نابینا و كر، و دیگر فریق بینا و شنوا، كافر در نابینایى و كرىّ دل، راست چون كسى است بچشم نابینا و بگوش كر، و مسلمان در بینایى و شنوایى دل، راست چون كسى است بچشم سر بینا و گوش سر شنوا،
آن گه گفت: هَلْ یَسْتَوِیانِ مَثَلًا
در صفت هرگز كى یكسان باشند و چون هم؟
...
فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ اى الاشراف من قومه «ما نریك» یا نوح إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا سمى الانسان بشرا لظهور بشرته خلافا للبهائم و الطیور و الصدف.
چون نوح ایشان را دعوت كرد بر عبادت اللَّه و ایشان را از عذاب بیم داد، مهتران و سروران ایشان جواب دادند كه: اى نوح ما ترا آدمیى همچون خود دانیم بصورت و پیكر ما و هیچ افزونى نیست ترا بر ما، و این سخن بر انكار صحت نبوت وى گفتند
وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِینَ هُمْ أَراذِلُنا همانست كه جاى دیگر گفت: «أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ»
اراذل جمع جمع است رذل و ارذل و اراذل مثل كلب و اكلب و اكالب.
و گفته ‏اند: جمع ارذل است و هو الناقص القدر، یعنى، فرومایه و بى ‏قدر نه خواجه و رئیس «بادى الرّأى» ...
چون بهمز خوانى معنى آنست كه ترا پس روى نكرد و نپذیرفت مگر این اراذل كه نفایه مااند كه پیشین دیدار كه ترا دیدند بپذیرفتند و بتو پى ‏بردند، و اگر در كار تو اندیشه كرد ندید تا ترا بشناختندید، هرگز ترا نپذیرفتندید، و پس روى نكردندید،
و اگر به «یا» خوانى بى‏ همز، معنى آنست كه پى نبرد بتو مگر ایشان كه نفایه مااند چنان كه پیداست و چنان كه فرا مى‏نگریم، یعنى ظاهر رأى و اول راى نماید و معلوم شود كه ایشان اراذل و سفله‏ اند و در كار ایشان حاجت بتأمل نیست. ...

وَ ما نَرى‏ لَكُمْ عَلَیْنا مِنْ فَضْلٍ
نوح را میگفتند و اتباع وى را كه شما را بر ما فضلى نیست و افزونى، نه در مال و نه در نسب و نه در دین، كه در آنچه مى‏گوئید دروغ زنان ‏اید، نوح در دعوى كه میكند، و اتباع وى در تصدیق.

قالَ یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ كُنْتُ ...
بیّنة اینجا دلایل نبوت است از معجزات و آیات، و رحمت نبوت است كه سبب نجات خلق است و سعادت ایشان در دو جهان، ازین جهت آن را رحمت نام كرد،
...
وَ یا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ إِنْ أَجرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ ...
 این جواب آنست كه گفتند: «هُمْ أَراذِلُنا» اینان كه بتو پى برده ‏اند نزدیك ما سفله و رذال ‏اند نه اشراف و رؤسا، و ما ننگ داریم كه با ایشان باشیم، ایشان را از بر خویش بران تا بتو ایمان آریم.
نوح بجواب ایشان گفت: ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا من ایشان را نرانم كه ایشان گرویدگان‏ اند
«إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ» ایشان ببعث و نشور ایمان دارند، و ایشان خداوند خویش را خواهند دید، و جزاى ایمان و كردار خویش ببینند، و هر كه ایشان را راند و برایشان ظلم كند بجزاى خویش رسد وَ لكِنِّی أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ لكن شما قومى نادانان ‏اید نمیدانید كه اینان به از شمااند كه اینان مؤمنان ‏اند و شما كافران.
...
وَ لا أَقُولُ إِنِّی مَلَكٌ این جواب ایشان است كه گفتند: ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا ما ترا بشرى، آدمیى هم چون خود مى ‏بینیم
نوح گفت: من خود نمى گویم كه من ملكى ‏ام كه من همان آدمى و بشرام كه شما مى‏گویید وَ لا أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی ...
این سخن جواب ایشان است كه گفتند: اتّبعوك فى ظاهر الرّاى و باطنهم على خلاف ذلك،
نوح گفت: بر من آنست كه دعوت كنم بر توحید و ایمان هر كه اتّباع من كند بظاهر او را قبول كنم و بر دلهاى ایشان مطلع نه ‏ام اللَّه داند كه در دلها و ضمیرها چیست اگر در ایشان عیبى است او به داند او داناتر است كه در ایشان چه بود كه بآن راه نمودن را شایستند اگر من ایشان را برانم پس آنكه بظاهر ایمان آوردند، آن گه من از ستمكاران باشم.

قالُوا یا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا ...
 جدل در لغت عرب بر پیچیدن است، جدیل مهار پیچیده است، و در شواذ خوانده‏ اند: یا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا ... اى نوح چندان با ما باز پیچیدى و پیكار كردى تا ما را بجدال ببردى و به پیكار بشكستى، ...

قالَ إِنَّما یَأْتِیكُمْ بِهِ اللَّهُ ...
اینجا سخن تمام شد و در آیت تقدیم و تأخیر است...
میگوید: اگر اللَّه خواسته است كه شما را بى راه كند و حكم شقاوت كه در ازل كرده بر سر شما براند نصیحت من امروز شما را چه سود دارد و نیك خواست من چه بكار آید....
حجّتى محكم است این آیت بر معتزله و قدریه، كه اضافت ضلالت و غوایت با خود میكنند، و ارادت خود فرا پیش ارادت حق میدارند، و این مایه ندانند كه هادى و مضل خدا است، سعادت و شقاوت، هدایت و ضلالت بحكم اوست، و بارادت و مشیّت اوست، لا تجرى فى الملك و الملكوت طرفة عین و لا فلتة خاطر و لا لفتة ناظر الا بقضاء اللَّه و قدره و بارادته و مشیّته فمنه الخیر و الشرّ و النفع و الضرّ و الاسلام و الكفر و الرشد و الغوایة، ...

أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ
این آیت عارض است در میان قصّه نوح و مخاطب باین مصطفى است (ص) و معنى آنست كه ایشان میگویند یعنى كافران قریش كه این محمد قصّه نوح از بر خویش نهاد و خود ساخت قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ اى محمد گوى اگر من نهادم فَعَلَیَّ إِجْرامِی و بال جرم من و جزاى بد كرد من بر من نه بر شما.
...
میگوید: بد كردهاى من بر من. آن گه گفت: وَ أَنَا بَرِی‏ءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ این از بهر آن گفت كه در فَعَلَیَّ إِجْرامِی تبرئت قوم است پس تبرئت خود را گفت: وَ أَنَا بَرِی‏ءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ و من هم بیزارم از آن بد كه شما كنید...

 درین آیت استدامت كفر ایشان بیان كرد و نوح را از ایمان ایشان نومید كرد تا نزول عذاب بایشان او را محقق شد، از اینجا روا داشت كه بریشان دعاى بد كرد گفت: رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِینَ دَیَّاراً، إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 04 (325)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 06 (327)
تفسیر سوره یونس 07 (328)
تفسیر سوره یونس 08 (329)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.