النوبة الثالثة
إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ ذلِكَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ

طلم موجب خشم خداست

یحیى معاذ گفت: روزها پنج است، یكى روز مفقود دیگر روز مشهود سیوم روز مورود چهارم روز موعود پنجم روز ممدود،

امّا روز مفقود روز دینیه است كه بر تو گذشت وفایت شد و با تو جذر حسرت و تلهّف‏ در فوات آن نماند، دریافت آن را درمان نه، و با پس آوردن آن ممكن نه، و اگر گویى امروز تدارك كنم امروز را خود حقّى است كه جز حقّ خویش را در آن جایگیر نه، با تو جز ازین نماند كه گویى «یا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ» و ربّ العزّة آن كند كه خود خواهد، اگر بیامرزد فضل آن دارد، و فضل از وى سزا است، و اگر عقوبت كند بعدل كند، و عدل وى راست.

امّا روز مشهود این روز است كه تو در آنى، اگر خود را دریابى و عمل كنى، و سفر آخرت را زادى برگیرى، و مقام رستاخیز را عدّتى بسازى، وقت آن یافته‏ اى بغنیمت‏ دار، و ببیدارى و هشیارى كار خود بساز پیش از آنكه روز بسر آید، و وقت در گذرد و كوش تا امروز از دى ترا به بود كه مصطفى (ص): گفته مغبون كسى است كه دى و امروز او را یكسان است‏ «من استوى یوماه فهو مغبون».

و روز مورود روز فرداست، نگر تا اندیشه آن نبرى، و دل در آن نبندى، و وقت خویش بامّید فردا ضایع نكنى كه فرداى ناآمده در دست تو نیست، و باشد كه خود در شمار عمر تو نیست، میگوید كه:

گفتى بكنم كار تو بنوا فردا
آن كو كه ترا ضمان كند تا فردا


و روز موعود روز مرگ است آخر روزگار و هنگام بار، عمر بآخر رسیده، و جان بچنبر گردن مانده، و در غرقاب حیرت افتاده، و آب حسرت گرد دیده در آمده، و آن روى ارغوانى زعفرانى گشته.

سر زلف عروسان را چو برگ نسترن یابى
 رخ گلرنگ شاهان را چو شاخ زعفران یابى‏


هشیار كسى بود كه آن روز را پیوسته برابر چشم خویش دارد و یك ساعت از یاد كردن آن نیاساید،

و روز ممدود روز رستاخیز است كه خلق اولین و آخرین حشر كنند، و ایشان را دو گروه گردانند، گروهى نیكبختان، و گروهى بدبختان، چنان كه رب العزّة گفت: « فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ »

ابو سعید خراز را گفتند چه معنى دارد آنچه مصطفى (ص) گفت:شیّبتنى سورة هود؟
گفت: درین سورت دو كار عظیم بیان كرده، و سطوت عزت الهیّت بخلق نموده، یكى بطش قهارى و سیاست جبروت عزت، كه بر قومى رانده، و از خانهاشان بر انداخته و دمار از همه برآورده، هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً دیگر بیان حكم ازل كه در سعادت و شقاوت خلق رفته، گروهى را بداغ خود گرفته، و با عیب شان خریده، و بى وسیلت طاعت نامشان در جریده سعدا كرده، و گروهى را بى جرم از درگاه خود برانده، و مهر شقاوت بر دلهاشان نهاده، و در وهده نبایست افكنده، آن سعید پیش از عمل رسته، و كارش بر آمده، و این شقى بتیر قطعیت خسته، و بمیخ ردّ وابسته، چه توان كرد اللَّه چنین خواسته، و حكم عدل حكم این رانده، نه مشك خود بوى خریده، نه عسل بخود شیرینى یافته، كاریست در ازل بوده و رفته، نه فزوده و نه كاسته، اینست كه اللَّه گفت جل جلاله: فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ خراز گفت رسول خدا (ص) از سیاست آن خبر و سطوت این حكم گفت: «شیّبتنى هود».

پیر طریقت را پرسیدند از انفاس نیكبختان و بدبختان، و فرق میان ایشان،
گفت: نفس بدبخت دود چراغیست كشته، در خانه ‏اى تنگ بى ‏در، و نفس نیكبخت چشمه ‏ایست روشن و روان در بوستانى آراسته با بر.

شقیق بلخى گفت: علامت سعادت پنج چیز است: لین القلب، و كثرة البكاء و الزهد فى الدنیا، و قصر الامل، و كثرة الحیاء،
دلى نرم در عبادت حق خمیده بدست آوردن، و از بیم عقوبت بسیار گریستن، و در دنیا زاهد بودن، و امل كوتاه كردن، و بر حیا و شرم زیستن.

گفتا: و نشان شقاوت بر عكس این پنج چیز است: قساوة القلب، و جمود العین، و الرغبة فى الدّنیا، و طول الامل، و قلّة الحیاء.

فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ
در كلّ عالم و در فرزند آدم كرا سزد كه چنین خطاب عظیم با وى كنند، كه: فَاسْتَقِمْ؟
و خود در كدام حوصله گنجد مگر حوصله محمد عربى كه بالطاف كرم آراسته، و بانوار شهود افروخته، و بتأیید رسالت مؤید گردانیده، و آن گه ربطه عصمت و تثبیت بر دل وى بسته، كه لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ و آن گه بر بساط انبساط نشسته، و در خلوت أَوْ أَدْنى‏ از حق شنیده، و آیات كبرى دیده، و اگر نه این قوّت و كرامت و الطاف عنایت بودى، طاقت كشش بار عزت فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ نداشتى، نبینى كه چون این خطاب از درگاه نبوت بامت پیوست و دانست كه ایشان هرگز بكمال استقامت نرسند، از نتاوست ایشان با آن خبر داد و عذر ایشان بنهاد، ...

و معنى استقامت هموار بودن است بى ‏تلون، هر كه از مقام تلوین بهیئت تمكین رسد مقام استقامت او را درست گردد، و این استقامت هم در فعل باید هم در خلق.
در فعل آنست كه ظاهر بر موافقت دارى و باطن در مخالصت.
و در خلق آنست كه اگر جفا شنوى، عذر دهى، و اگر اذى نمایند، شكر كنى.

... اوقات و ساعات شبانروز كه نام زد كرده‏ اند از بهر اوراد و اذكار و نظر اعتبار كرده ‏اند، تا بنده روزگار و اوقات خویش لا بل ساعات و انفاس خویش مستغرق دارد و هر وقتى را وردى ساخته دارد و بداند كه واردات الهى در اوراد بندگى بسته، هر كه را ورد طاعات بیشتر، او را واردات مكاشفات قوى ‏تر و تمامتر،

پس بنده باید كه اوقات خویش بخشیده دارد بر دو قسم،
قسمى تذكر زبان و عبادت اركان، و
قسمى تفكر دل و مراقبت جان،
تا این كرامت ثناء حقّ بوى رسد كه میگوید عز جلاله: الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.

إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ...

وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَیْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ
خداوندان معانى و ارباب معارف بمنقاش خواطر ازین آیت حكمتها استخراج كرده‏ اند تا مقصود از آن كه قصه‏ هاى انبیا و امم با مصطفى عربى گفتند چه بود قومى گفتند مقصود آن بود تا شرف امّت وى و فضل ایشان بر امم سالفه پیدا شود كه عزّت قرآن خبر چنین داده كه كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ
مناقب دیگران، و آیین روزگار ایشان، و وصف شرایع ایشان، با این امّت گفتند، تا این امّت شرف و فضل خود بر ایشان بدیدند، و آن گران بارى ایشان در احكام تكلیف بدانستند، و تخفیف خود اندرین معنى بشناختند، و بر وقف این رب العزّة جلّ جلاله گفته: یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ما جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ أَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً...

بدان اى جوانمرد كه شاه راهى بیاراستند، و صد و بیست و اند هزار پیغامبر را سر برین ره دادند، هر یكى را بكسوتى دیگر بپوشیدند، و هر یكى را بخلعتى دیگر بیاراستند همه كه بودند مقدّمه لشكر سید اوّلین و آخرین مصطفى عربى (ص) بودند با همه حدیث وى كردند، و سیرت و سنّت وى گفتند و نام وى بردند، چون سید (ص) قدم در دایره وجود نهاد، كارها همه ختم كردند، در تعبیه انبیا در بستند، قصه آن عزیزان همه با وى گفتند، و او را خبر دادند، كه: وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَیْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ
اى مهتر ساكن باش، و دل بر جاى دار، كه ما با پیغامبران حدیث تو كردیم، و قصه تو گفتیم، و در نواخت و اكرام تو افزودیم، تا ایشان بدانند كه چون تو نه ‏اند، و تو بدانى كه ایشان بمنزلت تو نرسیدند.

از اینجا گفت سیّد ولد آدم و مهتر عالم (ص): « انا سیّد ولد آدم و لا فخر، كنت نبیّا و آدم بین الروح و الجسد، آدم و من دونه تحت لوائى، یوم القیمة. نحن الآخرون السابقون».


متن و ترجمه آیات کریم در النوبة الاولى
إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیَةً درین نشانى است، لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ او را كه از عذاب آن جهانى ترسان است، ذلِكَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ آن روز روزى است كه آن را مردمان فراهم خواهند آورد، وَ ذلِكَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ (103) و آن روز روزى است كه داور و داده و دادخواه حاضر.

وَ ما نُؤَخِّرُهُ با پس نمیداریم آن روز را، إِلَّا لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ (104) مگر هنگامى شمرده را.

یَوْمَ یَأْتِ آن روز آید، لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ سخن نگوید هیچ كس مگر بدستورى اللَّه، فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ (105) از ایشان بود بد بخت و از ایشان بود نیكبخت .

فَأَمَّا الَّذِینَ شَقُوا امّا ایشان كه بد بخت آیند، فَفِی النَّارِ ایشان در آتش ‏اند لَهُمْ فِیها زَفِیرٌ وَ شَهِیقٌ (106) ایشان را در آن ناله‏ اى زار و خروشى سخت‏.

خالِدِینَ فِیها ایشان ‏اند جاویدان در آن، ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ همیشه تا آسمانها و زمینها برپایست، إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ مگر آنچه خداوند تو خواست إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما یُرِیدُ (107) خداوند تو همه آن كند كه خود خواهد.

وَ أَمَّا الَّذِینَ سُعِدُوا و امّا ایشان كه نیكبخت آیند، فَفِی الْجَنَّةِ در بهشت ‏اند ایشان خالِدِینَ فِیها جاویدان در آن، ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ همیشه تا آسمان بود و زمین، إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ مگر آنچه خداوند تو خواست، عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ (108) عطاى اوست و بخشیدنى هرگز نه بریدنى.

فَلا تَكُ فِی مِرْیَةٍ نگر كه در گمان نباشى، مِمَّا یَعْبُدُ هؤُلاءِ از اینچه ایشان مى‏پرستند، ما یَعْبُدُونَ إِلَّا كَما یَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ نمى‏پرستند مگر هم چنان كه پدران ایشان مى‏پرستیدند پیش فا وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِیبَهُمْ و ما بایشان خواهیم سپرد بهره ایشان، غَیْرَ مَنْقُوصٍ (109) بهره ‏اى ناكاسته.

وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْكِتابَ موسى را دین دادیم و نامه تورات، فَاخْتُلِفَ فِیهِ در آن دو گروه گشتند، وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ و اگر نه سخنى پیش شده بودید از خداوند تو لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ میان ایشان كار برگزارد آمدید وَ إِنَّهُمْ لَفِی شَكٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ (110) و مشركان در گمان مى‏باشند از كار گمانى دل شورنده.

وَ إِنَّ كُلًّا و نیست هیچ كس از همه لَمَّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمالَهُمْ مگر بایشان خواهد سپرد كردارهاى ایشان خداوند تو إِنَّهُ بِما یَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (111) كه او بآنچه ایشان میكنند دانا است و از آن آگاه.

فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ مى ‏پاى و یكسان مى ‏باش بر راستى و درستى چنان كه فرمودند ترا، وَ مَنْ تابَ مَعَكَ و هر كس را كه با مسلمانى آمد با تو، وَ لا تَطْغَوْا و نافرمان و اندازه در گذراننده مبید إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (111) كه او بآنچه شما میكنید بینا و داناست.

وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا و با ستم كاران مچسبید و مگرائید فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ كه آتش بشما رسد با ایشان وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ و نه شما را یار بود فرود از اللَّه، ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ (113) و نه آنكه شما را یارى دهند.

وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ بپاى ‏دار نماز برد و گوشه روز، وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ و دو نماز شب فراهم نزدیك شام و خفتن، إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ كه كارهاى نیكو ناپیدا كند و ببرد كارهاى زشت، ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرِینَ (114) این فرمان و این وعد یادگارى است یاد دار آن را.

وَ اصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ (115) و شكیبایى كن كه اللَّه ضایع نكند مزد نیكوكاران.

فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ
چرا نبود از گروهان كه پیش از شما بودند، أُولُوا بَقِیَّةٍ هشیاران و زیركان و دانایان، یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِی الْأَرْضِ كه باز زدند از تباهى كردن در زمین، إِلَّا قَلِیلًا مِمَّنْ أَنْجَیْنا مِنْهُمْ مگر اندكى كه بودند از آنكه ما رهانیدیم وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِیهِ و بیدادگران را بر پى فراخ جهانى و فراخ توانى و توانگرى كردند تا بر پى آن ایستادند، وَ كانُوا مُجْرِمِینَ (116) بدان بودند و در عذاب جرم ایشان را بود.

وَ ما كانَ رَبُّكَ لِیُهْلِكَ الْقُرى‏ بِظُلْمٍ و خداوند تو هرگز آن را نبود و نخواست شهرهایى را كه هلاك كرد كه آن را ببیداد هلاك كند، وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ (117) و اهل آن شهرها نیك فعل و نیكوكار و بصلاح.

وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ
و اگر خداوند تو خواستید لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً مردمان را همه یك دین و یك دل و یك راه كردید وَ لا یَزالُونَ مُخْتَلِفِینَ (118) و همیشه جدا جدا خواهند بود.

إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ مگر ایشان كه اللَّه ایشان را بر راه راست بداشت ببخشایش خویش، وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ و ایشان آن را آفرید، وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ و سپرى گشته برفت سخن خداوند تو، لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ كه حقا كه پر كنم ناچاره دوزخ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ (119) از پرى و آدمى اهل آن همه از ایشان.

وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَیْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ و همه كه بر تو میخوانیم از خبرهاى پیغامبران، ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ آنست كه دل ترا بآن با جاى مى ‏آریم و بر جاى بمیداریم، وَ جاءَكَ فِی هذِهِ الْحَقُّ و درین پیغام كه بتو فرستادیم بتو همه راستى آمد و درستى، وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنِینَ (120) و پندى و یادگارى گرویدگان را.

وَ قُلْ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ و گوى ایشان را كه به نمى‏گروند، اعْمَلُوا عَلى‏ مَكانَتِكُمْ كه بر همان عادت خویش میكنید آنچه میكنید و بر همان خوى خویش مى‏زئید و مى‏باشید إِنَّا عامِلُونَ (121) تا ما در آن خویش مى‏باشیم و مى‏كنیم.

انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ (122) و بودنى را بشما و بما چشم میدارید تا ما میداریم.

وَ لِلَّهِ غَیْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و خدایراست علم همه گذشتها و بودنیها و نهانیها در آسمان و زمین، وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ و با او خواهند گردانید همه كار تا با او گردد، فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَیْهِ او را پرست و كار با او سپار و پشت با او باز كن، وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (132) و خداوند تو ناآگاه نیست از آنچه میكنند.


نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
إِنَّ فِی ذلِكَ ...
وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ
میگوید: ما روز قیامت با پس نمى‏داریم مگر هنگامى شمرده را یعنى كه: سالها و ماهها و روزها و ساعتها از آن روز كه دنیا بیافریدیم تا وقت قیامت همه شمرده ‏ایم و دانسته، و در علم قدیم خود مقرر كرده، و نام زده شده، و از خلق پوشیده داشته، كه چند سال و چند ماه و چند روز و چند ساعت بخواهد گذشت تا پس قیامت بود، چون آن روزگار بسر آید قیامت بود كه یك ساعت در پیش نیفتد و با پس نبود.
...
فَلا تَكُ فِی مِرْیَةٍ
در معنى این آیت سه قول گفته ‏اند:
یكى آنست كه اى محمد نگر بگمان نباشى كه پرستش این بتان كه قریش آن را مى‏پرستند ضلال است و گم‏ راهى.
دیگر معنى بگمان مباش كه ایشان باین عبادت بتان تقلید پدران خویش میكنند و بر پى اسلاف خویش مى‏روند.
قول سوم آنست كه كفار دو فرقت ‏اند، فرقتى نفى صانع میكنند، و بوجود صانع بهیچ حال اقرار نمى‏دهند، و فرقتى بوجود صانع اقرار میدهند اما با وى انباز مى‏گیرند و بتان و طواغیت را مى‏پرستند، میگوید: نگر بگمان نباشى كه اینان همه در كفر یكسان ‏اند و هر دو فرقت گمراهند ما یَعْبُدُونَ إِلَّا كَما یَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ ...
...
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ
میگوید: بپاى دار نماز بر دو گوشه روز یك طرف نماز بامداد و یك طرف نماز دیگر وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ یعنى نماز شام و خفتن...

فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ ...
میگوید: هر قرنى از پیشینان و هر قومى كه در میان ایشان زیركان بودند كه مى ‏باز زدند از فساد آن قوم را عذاب نكردیم و آن اندك قوم بودند چرا آن دیگران قومها كه عذاب كردیم در میان ایشان هم زیركان نبودند كه ایشان را باز زدندى از فساد تا ما ایشان را عذاب نكردیمى...

میگوید: خداوند تو آن را نیست و نخواهد كه اهل شهرى را هلاك كند بشرك و كفر ایشان چون در معاملات با یكدیگر انصاف و عدل نگه دارند و بر یكدیگر ظلم نكنند و امر معروف و نهى منكر بپاى دارند از بهر آنكه مكافات كفر و شرك آتش دوزخ است و مكافات ظلم و تعدى در شرك اهلاك و عذاب دنیا.

وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً
اگر اللَّه خواستى خلق همه مسلمانان بودندى بر دین راست و ملت درست. همانست كه جاى دیگر گفت: وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى‏ اگر اللَّه خواستید همه را راه نمودید و هدایت دادید لكن نخواست و این حكم در ازل نكرد كه ایشان را مختلف آفرید بر ملّتها و دینهاى پراكنده جدا جدا خواهند بود از جهودى و ترسایى و گبركى.
...
وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَیْكَ ...
میگوید: اى محمد قصه‏ هاى پیشینیان، و آئین رفتگان و اخبار پیغامبران، بر تو خواندیم تا بدانى كه آن پیغامبران همه بر بلا و اذاى قوم خویش چون صبر كردند و در آخر نصرت و قوّت ما چه دیدند آن را كردیم و بر تو قصه ‏ها خواندیم تا دل قوى دارى و از اذاى دشمنان و طعن بیگانگان بس ننالى و بر تكذیب ایشان صبر كنى و گوش بنصرت دارى كه ما در ازل حكم كرده‏ ایم كه پیغامبران خود را نصرت دهیم إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ‏

و در بیان این قصه‏ها حجت روشن است، و دلالت تمام بر صحت نبوت و صدق رسالت‏ مصطفى (ص) كه وى پیغامبر امّى بود هرگز بمعلمى نارفته، و مؤدّبى ندیده، و هیچ كتاب ناخوانده و نه هیچ چیز نوشته، و آن گه اخبار پیشینیان و سیر ملوك و اقاصیص امم چنان بیان میكرد و از همه خبر میداد و آنچه در طوق بشر نباشد كه از ذات خود بر سازد اظهار میكرد و بر زبان مى‏راند و فصحاى عرب و زیركان عالم همه از آن عاجز گشته، عاقل چون در نگرد داند كه این صنعت بشر نیست، جز وحى پاك نیست، و جز رسالت خداوند و نامه وى بر زبان جبرئیل نیست، و رسالت و نبوت وى جز صدق و راستى نیست، صفت امّى در حقّ عالمیان نقص بود در حق وى هنر آمد تا لا جرم او را باین صفت جلوه كردند كه: الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ ،...
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»
پایان سوره مبارکه هود
   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)

تفسیر سوره هود 09 (339)



سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.