نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
«ارْجِعُوا إِلى‏ أَبِیكُمْ»
از رحمت خدا نومید مباشید

این سخن برادر مهین مى‏گوید آن گه كه نومید شده بودند و با یكدیگر مى‏گفتند كه تا پیش پدر رویم و قصّه چنانك رفت بگوئیم، وى گفت من بارى نمى‏آیم كه مرا روى آن نیست كه دیگر باره داغى بر دل پدر نهم و این خبر تلخ پیش وى برم، شما باز گردید و بگوئید، «یا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ».

و در شواذ خوانده ‏اند «ان ابنك سُرّق» و این را دو وجه است:
یكى آنك پسر ترا دزد خواندند و دیگر پسر ترا بدزدى بگرفتند،

«وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا»
و ما این كه مى‏گوییم و گواهى مى‏دهیم از آن مى‏گوییم كه بظاهر دیدیم كه آن صواع از رحل بنیامین بیرون آوردند و حقیقت آن و كیفیّت آن نزدیك خداى تعالى است، ما ندانیم كه چون بوده است.

ابن زید گفت یعقوب ایشان را گفت:
چه دانست كه دزد را برده گرفتن عقوبتست اگر نه شما گفته ‏اید؟
ایشان گفتند ما شهدنا انّ السارق یسترق، الّا بما علمنا من كتبنا، «وَ ما كُنَّا لِلْغَیْبِ حافِظِینَ»...

«الَّتِی أَقْبَلْنا فِیها»
این كاروان جماعتى بودند از كنعان از همسایگان یعقوب كه با ایشان هم راه بودند و آن حال دیده بودند، مى‏گوید از ایشان پرس كه ایشان بصدق ما گواهى دهند بآنچ گفتیم كه: «إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ» شمعون فرمود ایشان را كه این سخن با پدر بگوئید، از آنك دانست كه پدر ایشان را متّهم دارد بهر چه گویند بسبب آن حال كه بر یوسف رفته بود از جهت ایشان...

«وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ»
یعقوب چون خبر بنیامین بوى رسید صبرش برسید و طاقت برمید و اندوه یوسف بر وى تازه گشت، با دلى پر درد و جانى پر حسرت و چشم گریان از ایشان برگشت و در بیت الاحزان شد و گفت: « یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ» ...

مفسران گویند همسایه‏ اى پیش یعقوب شد، گفت اى یعقوب ترا بس شكسته و كوفته و ضعیف همى بینم و سن تو هنوز بدان نرسید كه چنین ضعیف باشى،
گفت: اندوه یوسف و غم فراق وى مرا پیر كرد و شكسته،...

«یا بَنِیَّ اذْهَبُوا»
مفسران گفتند پسران یعقوب احوال ملك با بنیامین با پدر بگفتند كه او را اوّل چون طلب كرد، و پس بخلوت با وى چون نشست، و با وى طعام چون خورد، و چه گفت، و انگه قصّه دزدیدن صواع و آن ماجرا همه با یعقوب بگفتند،
یعقوب آن گه گفت: «یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخِیهِ» ...

پسران بفرمان پدر عزم راه كردند و ساز سفر بساختند، خروارى چند بار ازین متاع اعراب فراهم كردند ازین كسودان و حبّ الصنوبر و مقل و صوف و موى‏ گوسفند و روغن گاو و كشك و امثال این
و نیز گفته ‏اند كه در آن كفشهاى كهنه بود و غرارها و رسنها و جوالها داشته
این بارها برداشتند و روى به مصر نهادند، و این سوم بارست كه برادران یوسف به مصر شدند.

... گفتند با ما باین نقد مساهلت كن و گر چه نارواست و نه نقد طعام است، تو با ما در آن مسامحت كن و بفرماى تا همان بتمامى بما دهند، «وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا»
مفسران را درین دو قول است:
یكى آنست كه این صدقه زكاة اموالست كه هیچ پیغامبر را بهیچ وقت حلال نبوده،
قول دوم آنست كه این صدقات و زكوات بر پیغامبران پیش از مصطفى (ص) حلال بوده

«قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ»
ابن اسحاق گفت: موجب این سخن آن بود كه برادران عجز و بیچارگى نمودند، گفتند: «مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ» و درویشى خود اظهار كردند و صدقه خواستند، یوسف بگریست و رقتى عظیم در دل وى آمد بر عجز و ذلّ ایشان و بر بى كامى و بى نوایى ایشان صبر كردن بیش از آن طاقت نداشت، برخاست و در خانه شد و بسیار بگریست و زارى كرد، آن گه بیرون آمد گفت آن صواع كه بنیامین دزدیده بود بیارید، بیاوردند و قضیب بر آن زد طنینى از آن بیامد،
گفت دانید كه این صواع چه خبر مى‏دهد؟ مى‏گوید شما این غلام یعنى بنیامین كه از پیش پدر بیاوردید پدر را فراق وى سخت بود و شما را وصیّت كرد كه او را گوش دارید و ضایع مكنید، چنانك آن برادر هم مادر وى را ضایع كردید ازین پیش.
بنیامین گفت صدق و اللَّه صاعك، آن گه روى با برادران كرد گفت: «هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ وَ أَخِیهِ؟» گفت میدانید كه با یوسف چه كردید؟
نخست قصد قتل وى كردید، پس او را بخوارى در چاه افكندید، پس او را به بندگى بمالك ذعر فروختید،

و گفته ‏اند مالك ذعر آن وقت از ایشان خطّى ستده بود بحجّت تا بیع با قالت و استقالت تبه نكنند و آن خطّ بدست یوسف بود، آن ساعت بیرون آورد و بایشان نمود، یوسف از یك روى ایشان را تعبیر مى‏كرد و از یك روى عذر مى‏ساخت كه: «إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ» آن گه نادانان بودید آن كردید، یعنى جوانان بودید و ندانستید، و قیل جاهلون بالوحى قبل النّبوة.

ایشان در آن خجالت و تشویر گفتند: «أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ یُوسُفُ»
و معنى آنست كه یوسف چون ایشان را توبیخ كرده بود و ایشان را عذر ساخته برقع فرو گشاد و تاج از سر فرو نهاد و بر گوشه سر وى خالى بود كه یعقوب را همان خال بود و اسحاق را و ساره را همان بود، ایشان آن خال وى بدیدند و نیز یوسف تبسم كرد و از آن تبسّم ثنایاى وى همچون در منظوم پیدا شد، برادران را یقین شد كه یوسف است گفتند «إِنَّكَ لَأَنْتَ یُوسُفُ» تویى بحقیقت یوسف، یوسف گفت: «أَنَا یُوسُفُ وَ هذا أَخِی»

«قالَ لا تَثْرِیبَ عَلَیْكُمُ الْیَوْمَ»
یوسف ایشان را بر مقام خجل و تشویر دید دانست كه ایشان را آن خجل در آن مقام عقوبتى صعب است، و قد قیل فى المثل: كفى للمقصر حیاء یوم اللّقاء، نخواست كه ایشان را عقوبت بیفزاید، بلكه ایشان را دعا گفت و مغفرت خواست، گفت «یَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ»


متن و ترجمه آیات در النوبة الاولى
«ارْجِعُوا إِلى‏ أَبِیكُمْ» باز گردید با پدر خویش، «فَقُولُوا یا أَبانا» بگوئید اى پدر ما، «إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ» پسر تو دزدى كرد، «وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا» و ما گواهى نمیدهیم مگر بآنچ میدانیم، «وَ ما كُنَّا لِلْغَیْبِ حافِظِینَ » (81) و ما غیب را نگهبان نبودیم.

«وَ سْئَلِ الْقَرْیَةَ الَّتِی كُنَّا فِیها» و از آن شهر پرس كه ما در آن بودیم، «وَ الْعِیرَ الَّتِی أَقْبَلْنا فِیها» و ازین كاروان پرس كه ما در آن آمدیم، «وَ إِنَّا لَصادِقُونَ » (82) و ما راست مى‏گوییم.

«قالَ» گفت یعقوب، «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً» بلكه تنهاى شما شما را كارى بر آراست و بكردید، «فَصَبْرٌ جَمِیلٌ» اكنون كار من شكیبایى است نیكو، «عَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَنِی بِهِمْ جَمِیعاً» مگر كه اللَّه تعالى با من آرد ایشان را هر سه، «إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ » (83) كه اللَّه تعالى دانایى است راست دان، راست كار.

«وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ» و برگشت یعقوب از فرزندان خویش، «وَ قالَ یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ» گفت اى دردا و اندوها بر یوسف، «وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ» و چشمهاى وى سپید گشت از گریستن باندوه، «فَهُوَ كَظِیمٌ » (84) و او در آن اندوه خوار و بى طاقت.

«قالُوا تَاللَّهِ» فرزندان گفتند بخداى، «تَفْتَؤُا تَذْكُرُ یُوسُفَ» كه هیچ بنخواهى آسود از یاد كرد یوسف، «حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً» تا نیست شوى در غم وى بگداخته، «أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِینَ » (85) یا تباه شوى از تباه شدگان.

«قالَ» گفت یعقوب، «َّما أَشْكُوا بَثِّی وَ حُزْنِی إِلَى اللَّهِ» من گله با او میگویم و اندوه خود باو بر مى‏دارم، «أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ » (86) و از خدا آن دانم كه شما ندانید.

«یا بَنِیَّ اذْهَبُوا» اى پسران من روید، «فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخِیهِ» و جست و جوى كنید از یوسف و برادر او، «وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ» و از فرج اللَّه تعالى و كار گشادن و آسایش رسانیدن او نومید مباشید، «إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ» كه نومید نبود از راحت فرستادن اللَّه تعالى، «إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ » (87) مگر گروه كافران.

«فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ» چون بر یوسف در شدند، «قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزِیزُ» گفتند اى عزیز، «مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ» رسید بما و كسان ما بیچارگى و تنگ دستى «وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ» و بضاعتى آوردیم سخت اندك، «فَأَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ» فرماى تا پیمان تمام كیل طعام بما گزارند، «وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا» و بر ما صدقه كن، «إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ » (88) كه اللَّه تعالى صدقه ‏دهان را پاداش دهد.

«قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ وَ أَخِیهِ» یوسف گفت مى‏دانید كه چه كرده ‏اید با یوسف و برادر او، «إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ » (89) آن گه كه جوانان بودید و ندانستید.

«قالُوا أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ یُوسُفُ» ایشان گفتند تو یوسفى، «قالَ أَنَا یُوسُفُ وَ هذا أَخِی» گفت من یوسفم و بنیامین برادر من، «قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا» اللَّه تعالى بر ما منّت نهاد و سپاس، «إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ» هر كه بپرهیزد و بشكیبد، «فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ » (90) اللَّه تعالى تباه نكند مزد نیكوكاران.

«قالُوا تَاللَّهِ» برادران گفتند بخداى، «لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَیْنا» كه خداى ترا بر ما بگزید، «وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِینَ »(91) و نیستیم ما مگر گناه كاران.

«قالَ لا تَثْرِیبَ عَلَیْكُمُ الْیَوْمَ» یوسف گفت بر شما سرزنش نیست امروز، «یَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ» بیامرزاد خداى شما را، «وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ » (92) و او مهربان‏تر مهربانان است.


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف
تفسیر سوره یوسف 14 (353)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ :
تفسیر سوره یوسف 13 (352)
تفسیر سوره یوسف 12 (351)
جلوی هجمه های بانکها را بگیرید
تفسیر سوره یوسف 11 (350)
تفسیر سوره یوسف 10 (349)
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
فیض سبقت ,ماجرای حسنین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
امام حسین(ع) و نعمت حاجت‌خواهی
گلچینی از سخنان گهربار حضرت امام حسین علیه السّلام
ظالم , علوی نیست !
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
منظومه ای از استاد گرمارودی درباره امام حسین(ع)
ریشه وهابیت
امام حسین علیه السلام و مناظره در دین
تفسیر سوره یوسف 09 (348)
تفسیر سوره یوسف 08 (347)
تفسیر سوره یوسف 07 (346)
گناه از عالم زشت تر است





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.