النوبة الثالثة
«ارْجِعُوا إِلى‏ أَبِیكُمْ» الآیة...
درد روی درد

چون یعقوب در فراق یوسف بى سر و سامان شد و درمانده درد بى درمان شد، خواست كه از یاد آن عزیز جرح خویش را مرهم سازد و با پیوندى از آن یوسف عاشقى بازد، بنیامین را كه با او از یك مشرب آب خورده بود و در یك كنار پرورده یادگار یوسف ساخت و غمگسار خویش كرد، و عاشق را پیوسته دل به كسى گراید كه او را با معشوق پیوندى بود یا بوجهى مشاكلتى دارد، نبینى مجنون بنى عامر كه بصحرا بیرون شد و آهویى را صید كرد و چشم و گردن وى بلیلى ماننده كرد، دست بگردن وى فرو مى ‏آورد و چشم وى مى‏ بوسید و مى‏ گفت: فعیناك عیناها و جیدك جیدها.

چون یعقوب دل در بنیامین بست و پاره ‏اى در وى آرام آمد، دیگر باره در حقّ وى دهره زهر از نیام دهر بر كشیدند، از پدر جدا كردند، تا نام دزدى بر وى افكندند، بر بلاء وى بلا افزودند و بر جراحت نمك ریختند و سوخته را باز بسوختند، چنانك آتش خرقه سوخته خواهد تا بیفزود، درد فراق دلسوخته‏ اى خواهد تا با وى در سازد:

هر درد كه زین دلم قدم بر گیرد
دردى دیگر بجاش در بر گیرد
زان با هر درد صحبت از سر گیرد
كآتش چون رسد بسوخته در گیرد


یعقوب تا بنیامین را مى‏دید او را تسلّى حاصل مى‏شد كه: من منع من النظر تسلّى بالاتر، پس چون از بنیامین درماند، سوزش بغایت رسید، و از درد دل بنالید، بزبان حسرت گفت: یا اسفى على یوسف،
وحى آمد از جبّار كائنات كه: یا یعقوب تتأسّف علیه كلّ التأسّف و لا تتأسّف على ما یفوتك منّا باشتغالك بتأسّفك علیه»
اى یعقوب تا كى ازین تأسف و تحسر بر فراق یوسف و تا كى بود این غم خوردن و نفس سرد كشیدن، خود هیچ غم نخورى، بدان كه از ما باز مانده ‏اى تا بوى مشغولى:

با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست
یا رضاى دوست باید یا هواى خویشتن‏


اى یعقوب نگر تا پس ازین نام یوسف بر زبان نرانى و گرنه نامت از جریده انبیاء بیرون كنم.

پیر طریقت گفت:
یاد یعقوب، یوسف را تخم غمانست،
یاد یوسف، یعقوب را تخم ریحانست،
چون یعقوب را بیاد یوسف چندان عتابست!
پس هر چه جز یاد اللَّه همه تاوانست،
مى‏گویند یاد دوست چون جانست،
بهتر بنگر كه یاد دوست خود جانست.

یعقوب چون سیاست عتاب حق دید پس از آن نام یوسف نبرد تا هم از درگاه عزّت از روى ترحّم و تلطف بجبرئیل فرمان آمد كه اى جبرئیل در پیش یعقوب شو و یوسف را با یاد او ده، جبرئیل آمد و نام یوسف برد یعقوب آهى كرد، وحى آمد از حق جلّ جلاله كه: یا یعقوب قد علمت ما تحت انینك فوعزّتى لو كان میّتا لنشرته لك لحسن وفائك.

قوله « وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِیمٌ»
قال الاستاد ابو على الدّقاق: انّ یعقوب بكى لاجل مخلوق فذهب بصره و داود كان اكثر بكاء من یعقوب فلم یذهب بصره اذ كان بكاؤه لاجل ربّه عزّ و جلّ،

گریستن كه از بهر حق باشد جلّ جلاله دو قسم است:
گریستن بچشم، و گریستن بدل
گریستن بچشم گریستن تائباتست كه از بیم اللَّه بر دیدار معصیت خویش گریند، و
گریستن بدل گریستن عارفانست كه از اجلال حق بر دیدار عظمت گریند،
گریستن تائبان از حسرت و نیازست، گریستن عارفان از راز و نازست.

پیر طریقت گفت:
الهى در سر گرستنى دارم دراز، ندانم كه از حسرت گریم یا از ناز،
گریستن از حسرت نصیب یتیم است، و گریستن شمع بهره ناز، از ناز گریستن چون بود؟
این قصّه ایست دراز.

مصطفى (ص) گفت:
فردا در قیامت چشمها همه گریان بود از هول رستاخیز و فزع اكبر، مگر چهار چشم:
یكى چشم غازى ‏اى كه در راه خداى زخمى بر وى آید و تباه شود،
دیگر چشمى كه از محارم فرو گیرند تا بناشایست ننگرد،
سوّم چشمى كه از قیام شب پیوسته بى خواب بود،
چهارم چشمى كه از بیم خداى بگرید،

« وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ »
نگفت عمى یعقوب تا جفایى نبود، كه عمى بحقیقت نابینایى دلست، چنانك گفت: «فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ»،
و یعقوب را بینایى و روشنایى دل بر كمال بود، اما چشمش از مشاهده غیر یوسف در حجاب بود كه در حكم عشق چشم عاشق در غیبت معشوق در حجاب باید از غیر او كه دیگرى را دیدن بجاى دوست در مذهب دوستى عین شرك است، و فى معناه انشدوا:
لمّا تیقّنت انّى لست ابصركم
غمّضت عینى فلم انظر الى احد

ما را ز براى یار بد دیده بكار
اكنون چكنم بدیده بى دیدن یار


« قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّی وَ حُزْنِی إِلَى اللَّهِ »
شكا الى اللَّه و لم یشك من اللَّه، فمن شكا الى اللَّه وصل من شكا من اللَّه انفصل.
یعقوب گفت درد خود هم بدو بردارم، و از و بكس ننالم، كه من مى‏دانم كه وى جلّ جلاله دردها را شافى است و مهمّها را كافى، و وعده ‏ها را وافى،

آن گه زبان تضرّع بگشاد گفت:
الهى بهر صفت كه هستم بر خواست تو موقوفم،
بهر نام كه خوانند مرا ببندگى تو معروفم:

تا جان دارم غم ترا غمخوارم
بى جان غم عشق تو بكس نسپارم


« یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا»
روید اى پسران من یوسف را بجوئید، و خبر و نشان وى بپرسید، و از روح خدا نومید مباشید، محنت بغایت رسید، بوى فرج مى‏آید، كارد باستخوان رسید، وقتست اگر مى‏بخشاید.

اى قافله چون روى بسوى سفر آرید
ما را بشما آرزویى هست برآرید
زان یوسف كنعانى در مصر نشسته
یك بار بیعقوب غریوان خبر آرید


یعقوب آن سخن ایشان را از بهر آن گفت، كه از مهر دل خود نظاره مهر دل ایشان كرد، ندانست كه مهر یوسفى را سینه یعقوبى باید، از بهر آنك جمال یوسفى را هم دیده یعقوبى شاید.

مرد بى حاصل نیابد یار با تحصیل را
سوز ابراهیم باید درد اسماعیل را


ثمّ احالهم على فضل اللَّه فقال: «لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ». قال الجنید: تحقّق رجاء الراجین عند تواتر المحن و ترادف المصائب لانّ اللَّه تعالى، یقول: لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، و النّبی (ص) یقول: «افضل العبادة انتظار الفرج».

«فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزِیزُ» الآیات...
برادران یوسف كه به كنعان باز گشتند بنوبت دوم و بنیامین را به مصر بگذاشته بعلت دزدى، آن قصّه با یعقوب بگفتند،
یعقوب گفت: این چه داغ است كه دیگر باره بر جگر این پیر سوخته غمگین نهادید، گاه عذر گرگ آرید، و گاه عذر دزدى!
از خاندان نبوّت دزدى نیاید كه نقطه نبوّت جز در محلّ عصمت نیوفتد، شما را باز باید رفت كه ازین حدیث بویى همى آید،
ایشان گفتند اى پدر ما را بر آن درگاه آب روى نیست، مگر تو نامه ‏اى نویسى كه نامه ترا ناچار حرمت دارند، پدر قلم برداشت و كاغذ و این نامه نبشت:

« بسم اللَّه الرحمن الرحیم من یعقوب اسرائیل اللَّه بن اسحاق ذبیح اللَّه بن ابراهیم خلیل اللَّه الى عزیز مصر، المظهر للعدل، الموفى للكیل، اما بعد: فانا اهل بیت موكل بنا البلاء فاما جدى فشدت یداه و رجلاه و وضع فى المنجنیق فرمى به الى النار فجعلها اللَّه تعالى علیه بردا و سلاما، و اما ابى فشدت یداه و رجلاه و وضع السكین على قفاه لیقتل ففداه اللَّه، و اما انا فكان لى ابن و كان احب اولادى الى فذهب به اخوته الى البریة، ثم اتونى بقمیصه ملطخا بالدم و قالوا قد اكله الذئب فذهبت عیناى ثم كان لى ابن و كان اخاه من امه و كنت اتسلى به فذهبوا به، ثم رجعوا و قالوا انه سرق و انك حبسته لذلك و انا اهل بیت لا نسرق و لا نلد سارقا، فان رددته الى و الا دعوت علیك دعوة تدرك السابع من ولدك»

حاصل نامه آنست كه
ما خاندانى ‏ایم كه دل و جان ما بر اندوه وقف كرده ‏اند، و مى‏شنویم كه تو جوانى زیبایى، از بهر خدا آن قرّة العین ما بما باز فرست، و بر عجز و پیرى من رحمت كن، كه من بى یوسف روزگار با بنیامین میگذاشتم، و گر نفرستى تیرى دردناك ازین جگر سوخته رها كنم كه الم آن به هفتمین فرزند تو برسد.

 یوسف چون این نامه بخواند، برقع فرو گشاد و تاج از سر فرو نهاد، گفت این عتاب ما تا آن گه بود كه شفاعت آن پیر پیغامبر در میان نیامده بود، اكنون كه شفاعت وى آمد من یوسفم و شما برادران منید.

« لا تَثْرِیبَ عَلَیْكُمُ الْیَوْمَ »
گفته ‏اند مثل محاسبت اللَّه با مؤمنان روز قیامت مثل معامله یوسف است با برادران،
یوسف گفت: « هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ» همچنین ربّ العزّه گوید «هل علمتم ما فعلتم عبادى»،
یوسف چون ایشان معترف شدند بگناه خویش از كرم خود روا نداشت جز آن كه گفت: «لا تَثْرِیبَ عَلَیْكُمُ الْیَوْمَ» اگر یوسف را این كرم مى‏رسد، پس اكرم الاكرمین و ارحم الرّاحمین سزاوارتر كه در مقام خجل، بندگان را گوید: « لا خَوْفٌ عَلَیْكُمُ الْیَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ».


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف
تفسیر سوره یوسف 15 (354)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ :
تفسیر سوره یوسف 14 (353)
تفسیر سوره یوسف 13 (352)
تفسیر سوره یوسف 12 (351)
جلوی هجمه های بانکها را بگیرید
تفسیر سوره یوسف 11 (350)
تفسیر سوره یوسف 10 (349)
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
فیض سبقت ,ماجرای حسنین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
امام حسین(ع) و نعمت حاجت‌خواهی
گلچینی از سخنان گهربار حضرت امام حسین علیه السّلام
ظالم , علوی نیست !
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
منظومه ای از استاد گرمارودی درباره امام حسین(ع)
ریشه وهابیت
امام حسین علیه السلام و مناظره در دین
تفسیر سوره یوسف 09 (348)
تفسیر سوره یوسف 08 (347)
تفسیر سوره یوسف 07 (346)
گناه از عالم زشت تر است
تفسیر سوره یوسف 06 (345)
تفسیر سوره یوسف 05 (344)
تفسیر سوره یوسف 04 (343)
تفسیر سوره یوسف 03 (342)
تفسیر سوره یوسف 02 (341)
تفسیر سوره یوسف 01 (340)
حرامخواران (دیرکردهای بانکی مصداق حرامخواری است)
نردبان ملکوت
تفسیر سوره هود 09 (339)
تفسیر سوره هود 08 (338)
تفسیر سوره هود 07 (337)
تفسیر سوره هود 06 (336)
تفسیر سوره هود 05 (335)
تا غدیر با مولا علی (ع)
حشر محبان علی با علـی , حشر غلامان عمر با عمر
مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)
تفسیر سوره هود 04 (334)
تفسیر سوره هود 03 (333)
تفسیر سوره هود 02 (332)
تفسیر سوره هود 01 (331)
تفسیر سوره یونس 09 (330)
تفسیر سوره یونس 08 (329)
تفسیر سوره یونس 07 (328)
تفسیر سوره یونس 06 (327)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 04 (325)
حدیث ظلم از کلام امام جواد (ع)
خواص آب برنج
تفسیر سوره یونس 03 (324)








توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.