النوبة الثالثة ( دریچه ای از تابش آیات 41-50 بر دل ) :
تسلیم حقیقت نشدن حسرت ( ای کاش) می آورد!
قوله تعالى: « وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی اللَّهِ » الآیة...
هر كه از اوطان غفلت هجرت كند جلال احدیت او را بمشاهد وصلت رساند، هر كه از صحبت مخلوق هجرت كند الطاف كرم او را بصحبت خود راه دهد، هر كه از خود هجرت كند و مساكنت با خود نپسندد دل وى محطّ رحل عشق حقیقت گردد، امروز در خلوت سلوت: انا جلیس من ذكرنى بنازد و فردا بر بساط انبساط: فالفقراء الصّبّر هم جلساء اللَّه عزّ و جل یوم القیامة آرام گیرد، و این هجرت را بدایتى و نهایتى است:
بدایت آنست كه نهاد وى همه عین فرمان بردارى گردد نه بر عادت و نه بر طمع مثوبت بلكه مستغرق در عین مشاهدت.

چنانك حكایت كنند از سلطان عارف محمود كه در مجلس انس جز با ایاز ننشستى، ندما و خواص دردندنه آمدند، سلطان از آن غیرت با خبر بود فرمود تا همه ندیمان و خواص را در یك مجلس حاضر كردند، پس قدحى از یاقوت سرخ كه قیمت آن خراج یك ولایت محمود بود با سندانى از آهن پیش محمود آوردند، وزیر را بفرمود كه این قدح یاقوت برین سندان زن تا پاره گردد، وزیر گفت زینهار اى سلطان هر چند كه فرمان سلطان بالاتر بود اما زهره ندارم این دلیرى كردن، همچنین ندیمان و خاصان را فرمود همه كلاه از سر فرو نهادند و لرزه بر نهاد ایشان پدید آمد و زهره نداشتند كه آن را بشكنند، پس به ایاز اشارت كرد گفت اى غلام اىن قدح برین سندان زن تا پاره گردد، ایاز قدح بر سندان زد تا ریزه گشت، پس محمود گفت از متابعت فرمان سلطان تا خلوت چهار هزار منزلست كسى كه هنوز از فرمان محمود چنین پرهیز كند او را چه زهره آن‏ باشد كه حدیث خلوت كند و صحبت جوید.

امّا نهایت هجرت سه چیزست:

حرمت در خلوت، و خجل بودن از خدمت، و خود را در عین تقصیر دیدن با كثرت طاعت،

قوله: « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » اشارتست كه علم شریعت آموختنى است بى واسطه و استاد درست نیست هر كه پندارد كه در علم شریعت واسطه بكار نیست او را در دین بهره ‏اى نیست
و بر جمله بدانك علم سه قسم است:
علم شریعت، علم طریقت، علم حقیقت.

شریعت آموختنى است، طریقت معاملتى است، حقیقت یافتنى است.

علم شریعت را گفت: « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ »
علم طریقت را گفت: « وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ »
علم حقیقت را گفت: « وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »

حوالت شریعت باستاد كرد، حوالت پیر طریقت با پیر كرد، حوالت حقیقت با خود كرد.
چون این سه علم حاصل شد نورى تابد در دل كه بآن نور ذات نبوّت بشناسد، چون این شناخت بدادند او را از درگاه نبوّت این تشریف و تخصیص یابد كه: العلماء ورثة الانبیاء، « وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ» ...

پیر طریقت گفت: كار نه كرد بنده دارد، كار خواست اللَّه دارد، بنده بجهد خویش نجات خویش كى تواند.


النوبة الاولى ( متن و ترجمه آیات 41 – 50 ) :
قوله تعالى: « وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی اللَّهِ » ایشان كه از خان و مان ببریدند از بهر خداى، « مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا » پس آنك بر ایشان بیدادها كردند، « لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً » ایشان را جاى سازیم درین جهان جاى سخت نیكو، « وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ » و مزد آخرت و پاداش آن جهان مه، « لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ (41)» اگر دانندى.

« الَّذِینَ صَبَرُوا » ایشان كه شكیبایى كردند، « وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ (42)» و توكّل بر اللَّه دارند و كار باو سپارند.

« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ » و نفرستادیم پیش از تو، « إِلَّا رِجالًا »مگر مردانى، « نُوحِی إِلَیْهِمْ » بایشان پیغام مى‏آمد، « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ » اهل تورات و انجیل را بپرسید، « إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (43)» اگر نمیدانید.

« بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ » بپیغامهاى روشن و نامه‏ها، « وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ » و فرو فرستادیم بتو ذكر، « لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ » تا باز نمایى مردمان را و بیان كنى، « ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ » معانى آنچ فرو فرستاده آمد بایشان، « وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ (44)» و تا در اندیشند.

« أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَكَرُوا السَّیِّئاتِ » ایمن مى‏باشند ایشان كه بدیها مى‏ورزند، « أَنْ یَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ » كه اللَّه فرو برد ایشان را در زمین، « أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَیْثُ لا یَشْعُرُونَ (45)» یا بایشان آید عذاب از جایى كه نمى‏دانند.

« أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ » یا ایشان را فرا گیرد در آمد شدن ایشان، « فَما هُمْ بِمُعْجِزِینَ (46)» كه نتوانند كه ازو بیش شوند.

« أَوْ یَأْخُذَهُمْ عَلى‏ تَخَوُّفٍ » یا فرا گیرد ایشان را بر روز بترى، « فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ (47)» پس خداوند شما خداوندى بخشاینده است سخت مهربان.

« أَ وَ لَمْ یَرَوْا » نمى‏نگرند، « إِلى‏ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ » بهر چیز كه خداى آفرید كه آن را شخص است، « یَتَفَیَّؤُا ظِلالُهُ » كه چون میگردد سایه هاى آن، « عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَّمائِلِ » از راست و از چپ، « سُجَّداً لِلَّهِ » سجود كننده اللَّه را « وَ هُمْ داخِرُونَ (48)» و آن وى را گردن نهاده و خویشتن افكنده خوار.

« وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ » و خداى را سجود مى‏كنند، « ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ » هر چه در آسمانها چیز است و در زمینها، « مِنْ دابَّةٍ » از هر چمنده‏اى و رونده‏اى، « وَ الْمَلائِكَةُ » و فریشتگان همه، « وَ هُمْ لا یَسْتَكْبِرُونَ (49)» و ایشان از پرستش او سر نمى‏كشند.

« یَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ » مى‏ترسند از خداوند خویش كه زبر ایشانست، « وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ (50)» و مى‏كنند آنچ ایشان را فرمایند.


النوبة الثانیة ( بخشهایی از شرح آیات ) :
قوله تعالى: « وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی اللَّهِ» ...« مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا» ... این ظلم همان فتنه است كه آنجا گفت: «مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا» جاى دیگر گفت: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» و این فتنه آنست كه كافران قریش مؤمنان را معذّب همى ‏داشتند و رنج مى‏نمودند تا مگر از دین برگردند و آن صهیب است و بلال و خباب و عمّار یاسر و مادر او و اصحاب ایشان: اوّل شهید فى هذه الامّة سمیّة امّ عمّار بن یاسر ...
قتادة گفت: این در ابتداء اسلام بود كه مسلمانان انبوه نبودند و كافران را شوكت بود و صحابه رسول را پیوسته اذى و رنج مى‏نمودند تا قومى از ایشان به حبشه هجرت كردند و بعاقبت جمله صحابه را از خان و مان و وطن خود بیرون كردند و ربّ العالمین ایشان را دارالهجرة مدینه ساخت، فذلك قوله: «لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً» ...

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ» ... «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» این در شأن مشركان قریش فرو آمد كه نبوّت رسول را منكر بودند و مى‏گفتند: «أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا» اللَّه از آن عظیم‏تر است كه رسول وى بشر باشد، فهلا بعث الینا ملكا؟
چرا نه فریشته ‏اى فرستاد بما تا ما بگرویم، ربّ العالمین این آیت بجواب ایشان فرستاد گفت: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» اى اهل العلم بالتوریة و الانجیل‏ و الكتب المتقدّمة مى‏گوید بپرسید از اصحاب تورات و انجیل و زبور و ایشان كه كتب پیشین خوانده‏ اند و دانسته، اگر موافق این ملّت ‏اند یا مخالف تا دانید كه نه از بهر این ملّت گواهى میدهند تا شما را گویند كه پیغامبران با آدمیان همیشه بشر بوده‏اند. و قیل «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» من آمن من اهل الكتاب.
...

«یَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ» ...
خوف در قرآن بچهار معنى است:
یكى بمعنى قتل و هزیمت چنانك در سوره النّساء گفت: «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ» یعنى القتل و الهزیمة.
وجه دوم خوفست بمعنى قتال چنانك در سوره الاحزاب گفت: «فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ» یعنى القتال رأیتهم ینظرون الیك و كقوله: «فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ» بمعنى اذا ذهب القتال.
وجه سوم خوفست بمعنى علم چنانك در سوره البقرة گفت: «فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ» یعنى فمن علم، جاى دیگر گفت: «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یُقِیما حُدُودَ اللَّهِ وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها. وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا. وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِینَ یَخافُونَ» این همه بمعنى علم است.
وجه چهارم حقیقت ترس است از عذاب خداى تعالى یا از چیزى چنانك در قرآن جایها گفت: «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ. أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا.
...



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف


           **********
سوره رعد
تفسیر سوره رعد 01 (358)


           **********
سوره ابراهیم
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)



           **********
سوره الحجر
تفسیر سوره حجر 01 (375)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.