عشق فرمان سروش و خسارتهای دائمی م

 www.mzare.ir

ماجرای سروش و ماشین

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:درست مانند همه افرادی که در سنین نوجوانی و جوانی هستند و علاقه خاصی به رانندگی و سرعت و بقول قدیمی ها " عشق فرمان " دارند ؛ سروش – تنها پسرم نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیست . با هزار لطائف الحیلی ماشین شخصی ما را تقریبا به آهن قراضه ای تبدیل کرده است . شاید بیش از 20 بار در طول این دو سال بنوعی تصادف کرده است که البته بلطف خدا آنقدر شدید نبوده که خسارتهای عمده ببار بیاورد و یا احیانا تصادف منجر به جرح شده باشه . ولی بسیار کم شنو و بنوعی دارای عدم پذیرش در قبول بد رانندگی خود میباشد . دهها بار نسبت به نوع رانندگی بد بوی تذکر دادم و دادند اما او علیرغم اینهمه خیرخواهی کمتر متوجه قضیه میشود. 
انتظار من این بود که لااقل مراعات جیب خانواده را کرده و مهمتر اینکه با پذیرش نصایح مشفقانه خدای ناکرده باعث خسارت های بد نشود.

همه میدانند که در خسارتها و تصادفات ایران از آخر در دنیا اول هست و ببرکت دولت احمدی نژاد مردم و جوانهای آنها هر روز و هر ثانیه چند نفری در جاده ها تکه پاره میشوند و اصلا این آقا و یا آقایان دیگر بفکر حل مشکل جدی مردم نیستند . از طرف دیگر نوع تعلیم و بخصوص دادن گواهینامه که قربونش بریم همه اش با رابطه بازی است و کی باشه که نداند اصلا به صدور گواهینامه های پلیس ایران کمترین اعتمادی را نمیتوان داشت . 
مساله دیگر جاده های نامناسب و غیر فنی ساخت مهندسین عوضی – یعنی کسانی که اشتباهی اسمشان مهندس شد – در ایران میباشد . ادعاهای این گروه از تحصیلکرده های واقعا بی تخصص در بخش مهندسی راه و ساختمان دیگر گوش فلک را کر کرده است و خود ما در اداره ای که قبلا بودیم و بعدها جدا شده و به اداره راه پیوسته است همیشه از فیس و افاده این از دماغ فیل افتاده ها در رنج عذاب بوده ایم . اما الله وکیلی کمترین تخصصی را در کار فنی نداشتند و بتمسخر جوکی رسم شده بود که میگفتند " این مهندسین جاده میزدند و یکهو به دریا برمیخوردند و بعد تعجب میکردند و جاده را می پیچوندند و 180 درجه چرخش و بعد یکهو میخوردند به کوه و ... " خوب گرچه این مساله جک بوده ولی حکایت از عمق مساله بی دانشی مهندسین ما بخصوص مهندسینی که تربیت شده دانشکاه آزاد بوده اند بوده است ! البته قصد توهین به همه آنها را ندارم اما خدا میداند که آنقدر تحصیلکرده های مجرب و با سواد کم هستند که نمیتوان نگفت ! با این جاده های ساخت این آقایون خدا رحم کند . آن گواهینامه های صادره از پلیس نیروی انتظامی + جاده های فنی ؟!! ساخت مهندسین اینجوری دیگه مردم نباید هم تکه پاره نشوند ! 
تازه از اینها که بگذریم نوع و کیفیت خودروهای ساخت داخل بخصوص خودرویی بنام پراید که فقط و فقط و بلااستثناء حداکثر با 30 کیلومتر سرعت و صرفا باید برای داخل شهر باشد متاسفانه با حجم انبوه و بی کیفیت و بدون کمترین امکانات امنیتی پر شده اند در جاده ها !
مجموعه عوامل دست بدست هم داده اند تا مردم کشی را در مملکت و جاده های مملکت به بالاترین سطح در دنیا برسانند . 
خدا میداند که خانواده ها از نگرانیهای این چنینی دچار انواع و اقسام مریضی های روانی شده اند . اصلا از وقتی که مثلا فرزندت را با خانواده اش راهی مسافرت – مثلا عروس و داماد را برای زیارت امام رضا(ع) در اولین روزهای زندگی مشترک میفرستی – اگر تا برگشتن از دق و ناراحتی و نگرانی سکته نکنی شانس آوردی . بهمین دلیل هم مرگهای ناگهانی ناشی از سکته بسیار در کشور زیاد شده است و هیچ مقامی در کشور از بالا تا این پایینی ها اصلا در این چندین دهه صحبتی و فکری نکرده اند و اصلا ملت حرفی از دهن مبارک و مقدس آنها حساسیتی در این خصوص نشنیده اند ! جان مردم چقدر برای آقایان ارزش دارد؟!!! مردم چند می ارزند؟!! 
کاش انرژی هسته ای دولت نهم و دهم تاثیری در رفع استرسهای مردمی و بخصوص تاثیراتی مستقیم در بهبود خودرو سازی و جاده سازی و ... هم داشت که آنوقت ما نه تنها شعار میدادیم که حق مسلم ماست بلکه میگفتیم که حق غیر قابل گذشت همه مردم ایران میباشد و ما تا پای جان پای قضیه ایستاده ایم ! 

من بفراست دریافتم که مجموعه عواملی باعث سکته باران در کشور شده است . منباب نمونه چند مورد را برمیشمارم : عدم درک روشن از آتیه فرزندان – خود فرزندان هم بدلیل نداشتن دورنمایی روشن از آینده خود – استرسهای ناشی از تصادفات جاده ای در بین مردم – نبود شادی در بین مردم بدلیل مزاجهای مختلف آقایان مقدس در شهرها و استانها که چیزی را که خود نمی پسندند اجازه اجرا هم نمی دهند – بتمسخر گرفتن رنگ شاد و گرایش به رنگهای تیره و با ابهت جلوه دادن رنگهای سیاه در مملکت – روند رشد افراطی اعتیاد و انواع و اقسام جدیدش که تمامی خانواده ها تقریبا نگران این مساله برای فرزندان خود میباشند – پارنی بازی در ادارات و بخصوص بانکها بنحوی که اگر کسی را نشناسی و ... کاری از تو بسهولت پیش نمیره – بدهکماری 99 درصد مردم بدولت و بانکها و استرس ناشی از وام و اقساط و ... – افت شدید درس و آموزش در کشور بنحوی که بدترین کارآیی را آموزش و پرورش در تمامی طول تاریخ ایران در این هشت ده سال گذشته داشته است . از وقتی که معلمین بخیابانه ریختند و شعار دادن دکه ثروت از علم بهتر و برتر هست دیگر فاتحه آموزش در مملکت خوانده شد! – بی توجهی دولت به مدیرکل های ادارات در سطوح استانها و شهرستانها و بی ضابطه بودن عزل و نصب ها بنحوی که مثلا یک رئیس سازمان در جهاد مازندران بنام حضرت آقای تورنگ می آید و تمامی غیر آملی ها را قلع و قمع میکند و این درحالیست که کسی نمیگوید چرا؟!! در همین راستا تمامی کارمندان عقده ای شده اند و مطمئنم که در دیگر ادارات وضع بهتری نداریم . کارمند عقده ای هم پدر عقده ای و شوهر عقده ای خواهد شد و این جریان بصورت در هم تنیده ای روی همه مسائل اثر میگذارد و کی هست که به این ارتباطات در خراب کاریها توجهی بکند؟! – و دهها مساله عمده دیگر که حاکی از ناکارآمدی دولت و دولت مردانیست که اصلا نمیخواهند باور بکنند که کارشان درست نیست و برای رضای خدا کنار بکشند و تا شاید دیگرانی بیایند و وضع مردم بهتر بشه ... و دیدیم که برای تصاحب قدرت حتی مملکت را به لبه پرتگاه کشانده اند و تمامی شمشیر را از رو بروی هم بسته اند و کسی هم حاضر نیست کوتاه بیاید ! – خلاصه وضع مناسب نیست و باید فکری کرد و ما نگران این اوضاع هستیم و تقریبا میتوانیم بگوییم که هیچ گروه را قبول نداریم و نسبت به صداقت تمامی کسانی که دارند جنگ قدرت میکنند نه تنها شک داریم بلکه یقین داریم که کمترین صداقتی را هم ندارند و باور داریم که حتی اگر بقیمت قربانی شدن نظام هم که شده آقایان در پی کسب قدرت می جنگند و برای همدیگر پرونده درست میکنند ! 

چی دارم میگم ؟ داشتم در خصوص ماجرای عشق فرمان حرف میزدم که سخن به بیراهه و به بیراهه رفتگان مملکت کشید ! بله البته چندان بی ربط هم نبوده زیرا عشق قدرت و دولت هم را میتوان بنوعی به عشق فرمان تعبیر کرد چون آنها هم میخواهند فرمان ماشین مملکت را بدست بگیرند و نمیدانند که برای راندن درست و بخصوص سالم باید جاده هایی سالم درست کنند و باید رانندگانی قابل داشته باشند و باید ... هزاران باید و نباید در راه فرمان داری مملکت هست ! ما متاسفانه روزانه شاهد تصادفات ریز و درشت ماشین مملکت هستیم که ... ! 

       

مخلص کلام اینکه ماشین و خودروی خوب و زیبای سمند – خودروی ملی – ما را سروش بدفرمان به این روز انداخته است که مشاهده میفرمایید ! فعلا تا جرم خود را بخصوص در رابطه با امنیت ملی و اخلال و ... زیادتر نکردم دم فرو بندم که دارم بیراهه میروم و بد جور میرانم !
                                    محمود
                                                www.mzare.ir        

نوشته شده در ۳ آذر ۱۳۸۸ 

http://zare1.persiangig.com/weblog/neviseh_1259019636.html

                                                       




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.