ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:وقتى به حضرت علىّ علیه السّلام خبر رسید كه ارتش معاویه بر شهر مرزى أنبار تاخته، و فرماندار وى در امام علی (ع)آنجا به نام حسّان بن حسّان را به شهادت رسانده، و آنچه در شهر بوده به یغما برده است، وى خشمگین از كوفه بیرون آمد، و آنچنان آشفته بود كه بخود توجّه نداشت بگونه ‏اى كه لباسش بزمین كشیده می‏شد، و مردم نیز در پى آن بزرگوار روان شدند ، و شتابان می‏رفت تا به محلّ « نخیله » (كه میدان بسیج و سان لشكر كوفه بود) رسید، در آنجا بر مكان مرتفعى از زمین، ایستاد، و این سخنرانى پر سوز و گداز را ایراد نمود: ابتدا در كمال فروتنى به ستایش پروردگار و درود بر پیغمبر خدا صلى اللَّه علیه و آله لب گشود :

و آنگاه فرمود: همانا جهاد (نبرد با مخالفین دین)، درى از درهاى بهشت می‏باشد (كه خداوند آن را بر روى دوستان مخصوص خود گشوده، و جهاد پوشش پرهیزكارى، و زره رخنه ناپذیر خدا، و سپر محكم قادر متعال است‏). كسى كه از روى كوته ‏فكرى آن را ترك نماید و مایل به آن نباشد، خداوند لباس خوارى و فرومایگى بر او بپوشاند، و وی را در گرداب بلا فرونشاند، و خوار گردانیده شود به حقارت و بی اعتبارى.

من در شب و روز، در آشكار و نهان، بارها نغمه فداكارى را در گوشهاى سنگین شما نواختم، و شما را به نبرد بی ‏امان با آنان فرا خواندم تا قبل از آنكه به شما یورش برند بر آنان بتازید، هم اكنون بار دیگر آن را تكرار می‏نمایم شاید با این دم گرم من، خون نیم مرده و سرد و لخته شده در شریانهایتان بجریان افتد، سوگند به آنكه جانم در اراده اوست قلمرو سرزمین هیچ قومى میدان تاخت و تاز دشمن قرار نگرفت مگر آنكه دچار خوارى و شكست شدند.

وه! كه چه سست عنصر بودید، و در پاسخ دعوت من به بهانه ‏هاى شرم ‏آور، بار وظیفه خود را بر دوش یك دیگر نهادید، و به امید هم نشستید، و هر كدام انتظار پیشگام شدن دیگرى را كشیدید، و با رها ساختن یك دیگر در سختی‏ها، از بند مسئولیّت گریختید، و سرانجام روزگار به دام  ذلّتتان كشید، و دشمن از هر سو بر شما تاخت و اموالتان را به یغما برد.

این مرد غامد { سفیان بن عوف از قبیله بنى غامد در یمن فرمانده لشكر معاویه } است كه با سپاهیان تحت فرماندهى خود به شهر أنبار (شهرى در كنار شرقى فرات مقابل هیت كه در جانب غربى فرات می‏باشد) یورش برده، و فرماندار آنجا (حسّان بن حسّان) را با مردان زیاد و زنانى از اهالى آنجا كشته است،
و قسم به آفریدگارى كه جانم به اراده و اختیار اوست گزارش تكان دهنده ‏اى به من رسیده :
كه یكى از سپاهیان ایشان بر دو تن از زنان كه یكى مسلمان، و دیگر زن غیر مسلمانى كه پناهنده به مسلمین بوده حمله ‏ور شده زیورهاى زنانه و دستبند و النگو، و گردنبند، و گوشواره‏ هاى آنان را با كمال قساوت و بیشرمى از پا و دست و گردن و گوششان بیرون آورده و به تاراج برده (و آن دو زن براى نجات خود هر چه سوز دل را با قطرات اشك آمیختند كسى به فریادشان نرسیده) و آنگاه متجاوزین با غنائم فراوان، در حالى كه كوچكترین زخمى بر نداشته و قطره خونى از بدنشان نچكیده به پایگاههاى خود باز گشته‏اند.

آه كه اگر مرد مسلمانى از شنیدن این ماجراى دلسوز و غم انگیز از فرط خجلت در دم بمیرد، و سر
به خاك تیره فرو برد، به نظر من نه تنها بر او سرزنشى نیست، بلكه چنین مرگى را سزاوار است و بسى شگفت ‏انگیز و جاى دریغ است كه این گروه بر كردار ناشایست خود، آن گونه پشت به پشت هم داده ‏اند و كوشایند، و شما در كار حقّ خود چنین پراكنده ‏اید و سست عنصرید!

وقتى خواستم كه در زمستان با آنها بجنگید، با لحنى كه نماینده سستى شما بود، گفتید: اینك ‏بوران و سرما است ، هنگامى كه در تابستان گفتم به نبرد با ایشان برخیزید ، پاسخ دادید :
  گرماى تابستان بیداد میكند ، بما مهلت بده تا فشار گرما كاسته شود.

شما كه با چنین بهانه ‏هایى ، عاجزانه از گرما و سرما گریزانید ، به خدا سوگند! از لبه تیز شرر بار شمشیر برهنه دشمن بیشتر خواهید گریخت (با چنین روحیه ‏اى ، آنگاه كه آتش جنگ پیكرتان را بسوزاند چگونه خواهید توانست سینه گناه آلود آنها را از هم بدرید و دست جنایتكارشان را از دامن خود كوتاه سازید)
(سپس با لحن پرخاشگرانه‏ اى فرمود:)
اى مردنمایانى كه اثرى از مردانگى در شما (فكر و روحتان) نیست!
با شما هستم! شمائى كه اندیشه ‏هاى مشوّشتان به كوتاهى اندیشه و آرمان كودكى می‏ماند كه نیازمند به دایه است و همچون پرده ‏نشینان و عروسان تازه به حجله رفته كه براى هر چیز منتظر كمك هستند!
به خدا قسم با سرپیچى و نافرمانیهایتان، فكر و نقشه ‏ام را تباه ساختید، و دل خونینم را با رفتار ناهنجارتان از جوش و خشم مالامال كردید، تا كار به جایى رسید كه مقام سربازى ‏ام را لكه ‏دار كردید، و مردم مرا مسئول خودسریهاى شما دانسته و كاردانى مرا زیر سؤال بردند تا آنجا كه قریش گفتند:
پسر ابو طالب دلاور است ولى درست با تاكتیك‏هاى جنگى آشنائى ندارد و خام است، (با تعجّب فرمود) خدا خیرشان دهد ( تا بتوانند گفتار خود را سنجیده ادا كنند )، آیا در میدان كارزار چه كسى فنون نظامى را بهتر از من می‏داند، و یا استوارتر و چیره ‏دست ‏تر از من است؟!

 به خدا سوگند هنوز به سن بیست سالگى نرسیده بودم كه در میدان جنگ قد بر أفراشتم، و گامهاى پولادینم زمین سخت آنجا را لرزاند، و اكنون سنم از شصت گذشته (چگونه می‏شود با چهل سال سربازى، كه در همه جنگها تدابیرم موفّقیّت آمیز و افتخار آفرین بوده، اكنون در مسائل جنگ ناپخته باشم) و لكن هیچ راهى و تدبیرى باقى نمانده است.

كسى كه فرمانش را نمی‏برند چه می‏تواند بكند؟!- سه بار این جمله را تكرار فرمود- در این هنگام مردى بهمراه برادرش بپا خاست و عرضه داشت: اى امیر المؤمنین، من و این برادرم چنانیم كه خداوند از قول حضرت موسى بازگو نموده: رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِی وَ أَخِی (پروردگارا هر آینه من مالك نیستم مگر نفس خود و برادرم را- مائده 5: 25).

به خدا قسم هر چه فرمان دهى اجرا خواهیم كرد، گر چه مجبور باشیم از میان شعله ‏هاى سوزان آتش چوب درخت «غضا» و بر روى خارهاى جانگزاى «قتاد» (درخت پرتیغى است) بگذریم،
حضرت برایشان دعاى خیر كرد؛ و آنگاه فرمود:
و بكجا خواهید رسید از آنچه من خواسته ‏ام و سپس از منبر پایین آمد.  
معانی الاخبار جلد2 صفحه 235
20 / مرداد / 1391





به تلگرام ما بپیوندید



ساری,گاه نوشته های محمود زارع بعضی مطالب مرتبط را بخوانید :
... مناظره با ابوحنیفه



ساری,گاه نوشته های محمود زارع مطالب دیگر وبلاگ :

تفسیر به رأی چیست؟
حجت الاسلام زائری و ترجیح جالب !
در دشمنی هم مردانگی کن و عدالت
انواع و اقسام تفسیر به رای
حقیقت در چیست ؟!
تفسیر دین و معرفت برون یا درون دینی
رزق و روزی مقدّر است
شرافتمند کیست ؟!
تحذیر از صدر مجلس
واعظان بی عمل
مولا علی (ع) مستغرق در حق
کسانیکه دست بسته نماز میخوانند
سال كبیسه و حقوق کارمندان !
تفاوت ایران و اسراییل در یک نگاه !
محصول یکساعت تفکّر
اولین چیزها و چیزهای اول
عواقب جبران ناپذیر بستن درِِِخانۀ عترت
کمک به فقراء و بوسیدن دست امدادگر
کاخ عبرت قصر کوفه
صهیونیسم در نظر امام موسی صدر
معیار دینی بودن یك مطلب
عنبر, غذای هضم نشده نهنگ عنبر
طول عمر حیوانات
نسبت سن اسب با دندانش
جشن دوره ای ملخ ها یا هجوم وحشتناک
وزغ ها و تنفس بدون ریه
مقدمات علم مساحت
جذبه عشق
مقیاس اوزان و مسافات مختلف
آینده جهان از نظر اسلام
تفسیری از آیه تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ از نگاه امام موسی صدر
مقایسه دنیا و بول
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر
قدر قدر ( نگاهی به سوره مبارکه قدر )
شب قدر در نظر امام موسی صدر
ماجرای تولد حضرت خضر و ذوالقرنین
ملخ, جانوری شبیه ده حیوان
از خزانه خاطر تا خزانه بیت المال
مناظره صالح امامیّه با مولوی عامّه
کشکول تامّل! (14) عقل و راز جاودانگی
درک معیار تعبیر و تاویل خواب
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
کشکول تامّل! (13) هدایت انبیاء
رویا و حل معمّا
امکان یا عدم امکان تفسیر ثابت از متون مقدس
جایگاه عقل در اندیشه شیخ مفید
کشکول تامّل! (12) گذشت رند
نیایش فیلسوف
کشکول تامّل! (11) تجلّی برهان راز
کشکول تامّل! (10) میزبان راه دستگاه فکری




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.