ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: این جذبه ناری گاهی مانند گوهری علوی و ماده سفلی پدید آید چون پیوند جان و تن و گاه میان حیوان و جماد چون پروانه و شمع گاه میان طیور و نبات چون بلبل و گل و برخی میان دو پیکر جماد چون مغناطیس و آهن ربا میان معدن و نبات چون کاه و کهربا .
عشق بر جان عاشق و معشوق
بوالعجب جذبه ایست روحانی
کس بر این سرً جز این نشد واقف
کاو یکی است آتشی پنهانی
جوانی عاشق پدر را گفت ؛ درسی از عاشقی سخت تر نیست ! پدر گفت بگرسنگی و عیال مبتلا نشدی که عشقت فراموش شود .

با پدر گفت عاشقی روزی
که ندیدی کرشمه ی خوبان
گفت بابا که توام ندیدستی
سفره بی نان و ناله طفلان
جوان عاشق گفت:
گرچه سخت است درد عشق ولی
او بهر علتی دوا باشد
مرض پر خطر بود لیکن
جمله امراض را شفا باشد
و اما حالا که صحبت از عشق و محبت و این جور حرفها بمیان آمد بهتره این ماجرا که به عشق گنجشکی هم معروف هست اشاره ای بکنیم که نوشته اند در زمان حضرت سلیمان دو تا گنجشک یه گوشه ای نشسته بودند. گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت می کرد. می گفت تو محبوبه منی. تو همسر منی. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتی؟ چرا محلم نمیذاری؟ فکر کردی من کم قدرت دارم تو این عالم عیال؟ من اگه بخوام می تونم با نوک منقارم تخت و تاج سلیمان رو بردارم بندازم تو دریا. باد که مسخر سلیمان بود پیام رو به گوش سلیمان رسوند. حضرت تبسمی کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بیارید پیش من. آوردند.سلیمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بینم. گفت من چنین قدرتی ندارم. سلیمان گفت پس الان به همسرت گفتی؟ گفت خوب شوهر گاهی جلو همسرش کلاس میاد یه خالی ای می بنده. عاشق که ملامت نمیشه. من عاشقم. یه چی گفتم ولی یا نبی الله واقعا دوسش دارم. این به ما محل نمیذاره. حضرت به گنجشک ماده گفت اینکه به تو اظهار محبت میکنه چرا محلش نمیدی؟ گفت یا نبی الله چون دروغ میگه هم منو دوست داره هم یه گنجشک دیگه رو. مگه تو یک دل چند تا محبت جا میگیره؟ این کلام در دل جناب سلیمان چنان اثری گذاشت که تا چهل روز گریه می کرد و فقط یک دعا می کرد. می گفت:
الهی دل سلیمان رو از محبت غیر خودت خالی کن.


مطالبی دیگر:







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.