توضیح: مطلبی بود که پدر در تاریخ 20 خرداد سال 84 نوشته بودند و در وبلاگی در بلاگفا منتشر کرده بودیم اما بدلیل بداخلاقی های محمود زارعمدیر بلاگفا آقای شیرازی و حذف یکطرفه امکانات وبلاگ و خلاصه بدلیل عدم رعایت حقوق کاربران مجبور شدیم آن وبلاگ را ببندیم و به میهن بلاگ کوچ کنیم . این مقاله قبلا در همین تاریخ در وبلاگ مذکور درج شده بود اما بدلیل اینکه این روزها هم در آستانه انتخابات هستیم بی مناسبت ندیدم که آنرا بدون هیچ تغییری عینا در این وبلاگ قرار دهیم . با وجود گذشت نزدیک به یک دهه هنوز مطلب تازگی دارد. ضمنا خود این مقاله میتواند پاسخی به آن عده از دوستانی که کرارا پدر را متهم میکنند که نسبت بمسائل سیاسی حساسیت ندارند میباشد ! این عده منتقدین سیاست بازی را با تدبیر سیاسی اشتباه میگیرند. خود پدر در ایامی که جوانتر بودند هم سیاسی بودند ولی می بینید علیرغم حرارتی که در متن نوشته هایش هست توهینی بکسی دیده نمیشود ( ف . زارع )

...نشریات مختلف منجمله سایتهای خبری اینروزها خبر از انواع و اقسام تخلفات و بعدها (حتما ) تقلبات انتخاباتی مطلب و گزارش مستند و غیرمستند نوشته و ارائه میدهند. مثل بعضی از نمونه هائی كه ما در آخر این مقال بدان اشاره خواهیم كرد.        

         البته قصد ما در این نوشتار منبعث از انگیزه های سیاسی و جناحی نمیباشد بلكه بدلیل عمق فجایع و خسرانی را كه تمامی اصول و ارزشهای مقدس دینی و الهی در سراسر تاریخ از سوی چنین طایفه هائی دیده است و خواهد دید ، چنین ادبیاتی را ضروری آنان دانسته و لذا در برداشت خویش نبایستی كه بدنبال نشانه هائی از گروههای رسمی و نام و نشان دار داخل مملكت رفته و این مطالب را علیه آنها بپندارید! ...اما در واقع اشخاص و گروهها بایستی تلاش كنند تا از مصادیق این مفهوم واقع نشوند كه در آنصورت صاحب این خامه را گناهی نیست و ...ما تنها به مفاهیمی اشاره كرده ، آقایان باید مصداقش نشوند!!

     از این مقدمه بگذریم و ... داشتیم میگفتیم كه انواع حقه و نیرنگهای انتخاباتی نه تنها در جهان و آنسوی آبها ، بلكه در این سوی آبها هم سابقه و سرایت داشته و دارد. و تنها خواستیم بطور اختصار با ذكر یك نمونه تقریبا تاریخی از داخل ، به این نتیجه مهم اشاره كنیم كه ؛ تمامی بذرهای كاشته شده در گذشته ، پس از طی مراحل رشد و تكون ظاهرا پنهان از دید ما ، در زمان محتوم خویش كه بعضی هایش هم میتواند در زمان حال باشد ( و بالطبع بعض دگر هم در آتیه ) محصول خویش را لامحاله خواهد داد مگر آنكه در پروسه توبه های تاریخی یك ملت ، اتفاق خوش یمنی همچو توبه صورت بندد.



     و قطعا این اتفاق ( هر چند مبارك ) توبه ، هزینه میخواهد كه مردم ایران در یكی از جدی ترین بازگشتهای خویش، در زمستان سال 1357 با پرداخت هزینه های سنگینی این چرخش میمون و در عین حال ثقیل از بابت تحمل هزینه را انجام داده اند.

     جانها و مالها و وبویژه آبروهائی كه در این پروسه داده شده است ، آنقدر گرانسنگ و عظیم، خواهد بود كه حتی جان یكی از شهداء برابری كند با جان تمامی مردم عالم ... چرا كه مستند بر آیت صدق كلام الهی است كه میفرماید: ( نقل به مضمون )..... احیاء نفسی ، میتواند احیاء  انفس و قتل نفسی هم میتواند قتل انفس باشد..... و هست!! افهم !!!

     در اخبار نقل شده كه نمونه هائی از آن در بالا ذكر شد ؛ تنها بخشی از هزینه های اولیه یك كاندیدا ی محترم ریاست جمهوری اسلامی ایران ،( كه ادعاهای آنچنانی بعضی از آقایان اینروزها گوش مردم را میخراشد) ، « لطفا درست توجه شود كه بخش اولیه و از یك قلم هزینه تبلیغاتی »  همین یك كاندید محترم اصولگرائی میتوانست حداقل یك شب شكم یك ملت بزرگ 70.000.000 نفری ایران را سیر كند. براحتی با تسبیح دستتان هم میتوانید حساب و كتاب كنید!

     حالا شما دیگر اقلام هزینه ای را هم باید در بررسی درست صورت هزینه های آنها محاسبه كنید تا كه شاید تصور صحیحتری از صرف منابع از طرف این جویندگان نام  و قدرت ، كه انشاء الله این دو تیغ بران را برای خدمت به محرومین و گرسنگان و پاه برهنگان میخواهند بكمر ببندند؛ پیدا نمائید. دیگر جای گفتن ندارد كه هزینه های صدا و سیما – بیت المال -  هزینه های بكارگیری نیروهای انسانی بسیار زیاد ، هزینه های ستاد و ساختمان و خودرو و نهار و شام و پوستر و سفر و رتق و فتق دیگر امورات كه اگر بخواهیم برشماریم سیاهه ای میشود بوزن چندین پوند! را هم بر مجموع اضافه كنید . شاید این آقایان مجموعا این پولها ( هزینه های مجموع در تمامی اقلام برای همه كاندیداها ) را روی هم میگذاشتند برای هر ایرانی بالای 18 سال مبلغ 500.000 ریال بسهولت تامین میشد كه آن كاندیدای محترم در وعده خویش مطرح كرده بود !

     تمام اینها منهای هزینه هائیست كه جنبه معنوی داشته و در واقع خرج این هزینه ها بسیار گرانتر و سنگینتر است برای نظام و مردم كه البته آرزو میكنیم كه به آستانه فرمول حتمی  ولا تنازعوا  فتفشلوا و ... نرسد!!!

     آری ارزش دارد كه مردم بدانند و آگاه باشند و با معرفت امر مهم انتخاب را عامل باشند . ولی ... و اما.... شما را به همان چیزهائی كه اعتقاد راستین و عملی دارید ؛ اینقدر مردم را احمق تصور نكنید ، چون این تصور جدای از اینكه برای مردم بسیار خطر دارد ‌‌[  كه حاكمی با اختیارات بسیار گسترده در قانون بعنوان شخص دوم مملكت چنین باوری را عملا داشته باشد ؛( ولو اینكه خودش نداند، چون این امر منطقا ممكن است كه كسی بچیزی عملا عامل باشد ولی ذهنا نداند كه بدان باور عملی دارد !!!!! )؛   ] برای خود شان هم بسیار ضرر دارد . زیرا  مردم  - روح جمعی مردم –  بسیار آگاه هست و بر اساس اصل حكمت و مشیت الهی در خلق و ایجاد ، بویژه خلق اشرف مخلوقات ، در مسیر رشد معرفتی خدا خواسته پیش میروند و خداوند حكیم را در خلقت بشر، العیاذ بالله، شكست خورده ( عملا ! ) تصور ننمائید! قیمت آگاهی مردم را ( به خیال خویش) با چه هزینه ای پرداخت میكنید؟!

     شما آیا در برآورد هزینه ها در همین ابتدای آمادگی برای ریاست ، بعنوان اولین پیش كارنامه ! آیا  آنمقدار از شعور اقتصادی؛ شرط تناسب هزینه با فایده ، را بررسی و در برنامه خویش ملحوظ داشته اید، یا نه؟! بینی و بین الله حوصله و توان این را هم نداشته اید؟!. نمیخواهد بمردم گزارش دهید – مردم خود می فهمند – بخودتان راست بگوئید!!

     با شما كه اگر این برآورد را نكرده اید هستم ،  آیا آنقدر ناشناس هستید كه نیاز به حجم وسیعی از هزینه های تبلیغی داشته باشید؟! مگر از رجال نبودید و مگر یكی از مفاهیم اصلی رجل بودن در این مملكت فعلا آن نیست كه آنقدر پست و مقام و مدرك در سطح بالا در سابقه شما باشد كه بتوانید مشمول این حكم غامض ! سیاسی و حقوقی ، شوید؟! مگر رئیس جمهور و وزیر و وكیل و معاون رئیس و رئیس دستگاههای عظیم و مهمه ای در این مملكت و دهها عنوان و پست انتخابی و انتصابی و رابطه ای و .... را نداشته اید كه مردم شما را آگاه نباشند و شما اینهمه به هزینه های گزاف، نیازمند و محتاج باشید؟! داستان چیست؟! مگر از مریخ آمده اید كه ناشناسایتان باشند؟!  این تذهبون؟!

      لابد میدانید كه آقایان بسیار بسیار بسیار محترم و ارزشمند مرفه و برخوردار از انواع و اقسام مزایا مادی ( و حالا هم با احترامات معنوی) همینطور مفت و مجانی و بخاطر چشم و ابروی خوشگل شماها فدیه و هدیه نمیدهند و جیب طمع و توقعشان قطعا آنقدر بزرگ و گشاد خواهد بود كه حتی بعضی ها با تمام قدی كه بعد از انتخاب و بزرگتر شدنشان هم در آن جا شوند، چه میخواهید بكنید؟ یا میخواهید به این مرفهین آبرومند در نزد بزرگان (!) ، بعد از مقصود , بیوفائی كنید؟!!  

     مگر ندیدید كه این عزیزان لطیف مرفه ، حتی بوزن و برتری و احترام پولی و مادی خویش قانع نشده و نخواهند شد! و آن وزن غیر پولی و مادی  را هم كه روزگاری با بیان رجحان یك تار موی كوخی ها بر كاخی ها، از سوی امام مظلومش ، دلخوشی آنها را موجب شده و روحهاشان را نوازش میكرد، حداقل در این قلمش ( یعنی داشتن ارزش و احترام معنوی و غیر مالی) ، روزگاری راضی به تحمل خویش در سیستم ، بودند. و امید آنرا داشتند كه فرهنگ ائمه (ع) در تعاملات انسانی و بویژه حكومتی ، در اینجا روزی از سخن به عمل برسد! و فكر هم نمیكردند الآن آقایان روساء و مدیران و وكلاء و استانداران و فرمانداران و حتی منصب داران روحانی هم در استانها و شهرستانها در مواضع و مواقع غیر قابل شماری در حتی تعاملات معمولی مثل حشر و نشر و سلام و علیك و... با این آقایان محترم مرفه و ...راحت ترند و هم گویا هم سنخ تر!

      باید بروید ببینید كه اصلا شما را تحویل میگیرند و شما كه لابد خمس و زكات و سهم امام و سال مالی شخصی و... ندارید كه بمحضر بعضی از این آقایان بروید و پس از انجام مراسم دستبوسی و...، تا ارزش و احترام و شناسا بشوید و مهمتر؛ با پاك كردن مال خویش نزد حضرات ، از جهت انسانی هم پاك و خودی و تازه عملا فردی قابل حشر و نشر تلقی شوید!!! دیدید كه اینها راهم مصادره كردند ! دیگه چه چیزی مانده است؟! محرومین ( یعنی حداقل 90 درصد مردم ) ..... بكجای این .... بیاویزند قبای ژنده خویش را....؟!!!

      اما نه! از همه چیز بطور كامل برخوردار نشده اند .  از این مثلث همیشگی، یك ضلع آن بطور كامل بهم جفت و جور نشده است ؛ قدرت ؛ یعنی قدرت سیاسی ؛ البته با تعریفی ماخوذ از ادبیات خود مرفهین، یعنی توانائی تحمیل هر گونه اراده خویش بر دیگران !!!

     سرمایه گذاری در اینجا یعنی تكمیل و تتمیم اضلاع این مثلث ! نقطه شروع این پروژه كه بطور طبیعی و بر اساس قانون نانوشته فرهنگ سرمایه داری و بعضا نوشته شده آن؛ سرمایه گذاری در ساختارهای قدرت سیاسی است! این پروسه را اشتباه نكنید كه لازم است آنها حتما محاسبه نمایند ؛ نه ، بلكه این جزء ذات فرهنگ سرمایه سالاری است.

     قبلا هم گفته بودم كه هر وضعیتی را كه الآن ما شاهد آن هستیم ، چه بخواهید و چه نخواهید ، خود شماها در راس آنها بوده اید و عامل مستقیم آن هم خودتان هستید و لااقل اینقدر صداقت را بخرج بدهید كه اگر از نقش خویش در چند تا كار خیر این مملكت ، احساس مسرت میكنید ، شروراتش را هم بیخ ریش این و آن نبندید و توپ ندانم كاریها را بدروازه دیگران شوت نكنید.

اینطور كه همه شماها مسئولین میگویید و انتقاد و گله و شكایت میكنید ، ما مردم را توهم برداشته كه نكند مقصر اصلی خودمان هستیم كه ... صد البته چنین نیز هست!!!

     خلاصه گویا باز نوك این خامه خطرناك نیشتری شد بزخمهای كهنه و همیشگی ام و ... از اصل بیان موضوع دور شده ام . اصلا مقدمه نویسی بمن نیامده است ، پس بهتر است اینجا بدون مقدمه به نقل این روایت تاریخی بپردازم كه :        

 ساری گاهنوشتهای محمود زارع

         روزنامه قیام ایران در بهار 1325 خورشیدی ( حدود 60 سال پیش ) مینویسد كه آقای احمد اخوان در سال 1322 متجاوز از یكصد هزار تومان ( یكصد هزار تومان 60 سال پیش به قیمت الآن چند میشود؟!) برای انتخاب شدن از حوزه كاشان خرج كرده است و تمام این ارقام را بنام صدقه و انفاق در دفتر نوشته تا از پرداخت مالیات معاف باشد. بقول خودش با یك تیر نه تنها دو نشان بلكه چند نشان زده است.اگر میخواهید كلاه شرعی را در ذهنتان تصور كنید این یك نمونه آن است یا شبیه بآن می باشد. باز جای توجه هست كه این حاج احمد آقا آنقدر حیاء میكرد كه خلاصه تلاش نماید تا ظاهر شرعی كار خود را در بین مردم مراعات نماید ، و در جامعه شاهی آنزمان نمیدانم چقدر این حساسیت اجتماعی دینی وجود داشته است كه بالاخره راست راست مثل آقا زاده ها همه را بهیچ نگیرند!....

     ... نشان دیگری كه این آقا اخوان زده است آنكه روغن ریخته را هم ضمنا نذر امامزاده كرده است.     امروزه نیز انواع و اقسام حیله ها و حقه بازیها برای فرار از مالیات و سوء استفاده از امكانات مردم تحت عنوان بیت المال ، صورت می پذیرد. بویژه در بخش مالیاتی در شركتها و در بخش سوء استفاده از بیت المال در دستگاههای اجرائی و ادارات و سازمانهای دولتی و...شركتها كه با انواع و اقسام ترفندها از مالیات فرار میكنند و مدیران دستگاهها هم با سوء استفاده از اعتباراتی كه برای خدمات عمرانی یا پرسنلی در اختیارشان هست برای دست و پا كردن نام و نشانی بالاتر در تكاپوی هستند و كسی هم نیست كه جلوی این كار را بگیرد و یا پرسشی از آنان كند.حالا سر مردم و دولت را شاید بتوان كلاه گذاشت ولی با خدا چه معامله ای خواهند كرد!بعضی از مدیران دستگاهها با سوء استفاده از موقعیت خویش تحت عنوان گزارش كارهای انجام شده . طی نشریاتی به تبلیغ خویش می پردازند و مدارك و پستهای آنچنانی را برخ مردم میكشند. بدتر آنكه ادعای تدین و صداقت و عجیبتر عدالت را هم دارند.

     اما این تخلفات در زمانه كنونی با همان زاویه ولی باشكال خاص زمانی خویش همچنان ادامه دارد و ای پدر مدیریت و ریاست بسوزد كه چه آسان ایمان و اعتقاد را میسوزاند. و چه عجایبی را موجب میشود كه حتی تحت نام شعارهای باصطلاح اخلاقی و ارزشی معنی داری چه رواداری های ناروائی را ایجاد میكند و سخن بر سر مدعیان بی عمل و یا بهتر بگویم كه با عمل معكوس و متناقض هست....:

     یك پایگاه اینترنتی داخل مجموعه نظام كه لااقل آنقدر خودی محسوب شده است كه هیچوقت فیلتر نشود نوشته بود:

•     .....كاندیدای نخست، تاكنون بالغ بر هجده میلیارد تومان در فعالیت‌های انتخاباتی خود هزینه كرده است؛ مبلغ مذكور هزینه ساختمان‌هایی است كه از سوی سرمایه‌داران به صورت رایگان در اختیار ستاد این كاندیدا قرار گرفته است ..... گفته می‌شود، كاندیدای نخست كه از میان اصولگرایان است، تاكنون بالغ بر هجده میلیارد تومان در فعالیت‌های انتخاباتی خود هزینه كرده است... معمولا كاندیداهایی كه این كمك‌ها را دریافت می‌كنند، به سرمایه‌داران وعده می‌دهند در صورت پیروزی در انتخابات، با ارجاع فعالیت‌های اقتصادی سودآور آنها را تأمین و اگر هم در انتخابات موفق نشدند، با استفاده از نفوذ خود در حكومت، به نوعی سرمایه‌گذاری انجام‌شده در تبلیغات آنان را جبران كنند......(
http://www.baztab.com/news/25000.php )

گفته می‌شود بیشترین حجم تخلفات تبلیغاتی مربوط به یكی از كاندیداهای اصولگرایان با پنج هزار مورد نصب بیلبورد تبلیغاتی غیرمجاز است.( 
http://www.baztab.com/news/25097.php )

از كثرت وقایع اتفاقیه مربوط به اینگونه موضوعات؛ از ادامه آن بجهت عدم تطویل كلام امتناع میكنیم ، و این دو مورد را هم صرفا بجهت آن ذكر كردیم كه تا نشان داده شود  ، مدعیان اصولگرائی و تقوا و تعهد را هم گاهی پیراهن از جلو پاره میشود و چه با وجه است كه تاكید و تذكیری گردد از اسلاف خلف نغزگویمان كه
  ... توبه فرمایان علیرغم جلوه گری هاشان در محراب و منبر و تریبون و...  – یعنی جلوت -  اما در خلوت ( یك كه نه) هزاران كار دیگر میكنند!
و چه ...  
چاك پیراهن یوسف كه گل تهمت بود       خنده بر سستی تدبیر ذلیخا میكرد ؛
اما اینبار معنی معكوسش مصدق است
و چاك پیراهن آقایان مدعی، باصطلاح از جلو پاره شده است!!! ...
بدی كار زشت از نامدعیان چیزی عجیب نیست ولی نفرت انگیز و خبیثانه خواهد بود كه در لوای ادعای دین و ارزشهای اصولی دین این كارها صورت پذیرد .
بنظر این حقیر سراپا تقصیر، اگر آن ارحم الراحمین از حتی گناهان بزرگتر از كوه بعضی ها بگذرد از خبثی كه اعمال مدعیان بیرون می آید – هر اندازه كه در ظاهر كوچك بنماید – نخواهد گذشت .
و مخاطبین فهیم ما ، خود بسهولت درمی یابند كه اثر سوء اعمال سوء از سوی این مدعیان چه دامنه هائی را دربر خواهد گرفت.
اینان تمامی زحمات و خون دل خوردن ها و بخون تپیدنها و زجر كشیدنها و محروم شدنها و ... انبیاء و اولیاء و اوصیاء (و بلكه همه آنهائی كه همه چیزشانرا در طول تاریخ دین و دینداری و بلكه انسانیت در برابر شیطانیت را فدا كردند) بسخریه گرفته و... دیگه چه میتوان گفت و چها نمیتوان گفت بر این گروه شیاطین انسان نما و.....
•        .................
         البته خدا شاهد است كه قصد ما در این نوشتار منبعث از انگیزه های سیاسی و جناحی نمیباشد بلكه بدلیل عمق فجایع و خسرانی را كه تمامی اصول و ارزشهای مقدس دینی و الهی در سراسر تاریخ از سوی چنین طایفه هائی دیده است و خواهد دید ، چنین ادبیاتی را ضروری آنان دانسته و لذا در برداشت خویش نبایستی كه بدنبال نشانه هائی از گروههای رسمی و نام و نشان دار داخل مملكت رفته و این مطالب را علیه آنها بپندارید!
 ...اما در واقع اشخاص و گروهها بایستی تلاش كنند تا از مصادیق این مفهوم واقع نشوند كه در آنصورت صاحب این خامه را گناهی نیست و ...ماتنها به مفاهیمی اشاره كرده ، آقایان باید مصداقش نشوند!!!!
     پس باید به گذشته دور و نزدیك هم نگاهی كرد تا بتوان به حال نگاه درستتری هم داشت ...

مكروا و مكرالله والله خیرالماكرین
محمود زارع
ساری
ارسال در تاریخ جمعه بیستم خرداد 1384 توسط محمود زارع
 



خطاطی : استاد شیرازی
عکس : بابا محمود زارع سال 91
اقدام : فاطمه زارع ( وبلاگ آبگینه ساری )



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.