بسمه تعالی

پول ، شبه پول ، نقدینگی 

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ما در تعریف پول ، آنرا بعنوان واسطه اصلی هرگونه مبادلات مطرح کردیم یا در واقع پول وسیله عمومی پرداخت هاست اما باید در نظر داشته باشیم که بخش اعظمی از انواع مبادلات درونی ما بین کشورها از طرق دیگر علی الخصوص از طریق چکهای صادر شده صورت می بندد . چکهای صادره بر اساس حسابداری جاری یعنی همان سپرده های دیداری مردم در نزد بانکها منظور ماست .

بدین سبب اگر ملاک اصلی در تعریف پول را همان نقش واسطه گری آن در مبادلات یا وسیله انواع پرداخت ها  ، بدانیم ، باید گفت که این سپرده ها ( سپرده های دیداری ، مردم نزد بانکها ) را نیز پول محسوب می کنیم . وقتی ما از سپرده های مورد بحث صحبت می کنیم منظور ما این است که این سپرده ها صرفا از طریق چک امکان نقل و انتقال پیدا می کنند . در تفهیم بیشتر مفهوم این سپرده ها ، اضافه می کنیم که منظور اصلی از سپرده های دیداری مردم در نزد بانکها فی الواقع همان تعهدی است که بانکها در برابر مشتریان برای پرداخت وجه نقد از طریق چک دارند ، نه آنکه پول مردم در نزد بانکها بصورت ذخیره در آمده باشد . چرا که پول موجود در شعبات بانکی بخش از بدهی بانکها به مشتریان می باشد .

اما چرا بخشی از مردم در درک مفهوم پول ، بیشتر همان اسکناس یا مسکوک معمولا نقره ای را به تصور دارند ؟! و یا اصولا چرا دافعه پذیرش اسکناس و مسکوک نزد مردم بیشتر از دیگر انواع پول مانند چک می باشد ؟! در واقع باید گفت که ماهیتا ، اقشار قابل ملاحظه ای از مردم ، اسکناس و مسکوک ( بخصوص مسکوک ) را پول واقعی می دانند ! به همین دلیل در بعضی از مبادلات این امکان وجود دارد که بخشی از مردم از پذیرش چک امتناع کرده وآن را نپذیرند . دلایل عدیده ای وجود دارد که در بعضی از کشورها و آن هم در بخشی از طبقات مردمی چنین درکی از نقش پول یا وسیله مبادله وجود دارد که به طور عمده می توان به مواردی اشاره کرد . یکی از آن دلایل برمی گردد به عدم سر و کار داشتن مردم با بانکها یا کمتر سر و کار داشتن آنها با بانکها به خصوص در حوزه های جغرافیا یی روستایی . از جمله دلیل دیگر چنین وضعیتی ، یعنی نپذیرفتن یا کمتر پذیرفتن چک ، به موضوع بی اعتمادی مردم نسبت به صادر کننده چک مربوط می شود ، همچنین هنوز هم به کار بردن اسکناس در معاملات کوچک و متوسط سهولت بیشتری را دارد .

قصد ما در این بخش متوجه بر شمردن و تحلیل این دلایل نیست . اما به طور عمده و اجمال ، ضمن بیان موارد صدرالذکر باید به عواملی مانند ؛ عدم اعتماد بانکها ، رجحان اسکناس در معاملات غیر قانونی و قاچاق و حتی نا آشنایی و یا کم آشنایی مردم با مفهوم چک یا حتی مفهوم بانک در چنین وضعیتی اشاره کرد .

از جانب دیگر ، باید به این نکته نیز اشاره کرد که عملا در بخش قابل ملاحظه ای از معاملات به خصوص معاملاتی که بایستی مبادلات کلانی را در بر داشته باشد و بالتبع به پول بسیار زیادی هم برای انجام معامله نیاز می باشد ، عملا استفاده از اسکناس یا مسکوک غیر ممکن می باشد . در این شرایط قطعا سپرده های دیداری رجحان می یابد . بر این موضوع بایستی اضافه کرد که بخش اعظم یا فی الواقع تمام معاملات دولتی در شرایط فعلی از طریق پول سپرده ( نه پول اسکناس یا مسکوک ) انجام می یابد . لذا بنابراین ملاحظات دو طرفه به طور قطع و یقین نمی توان از ترجیح یکی بر دیگری یعنی ترجیح اسکناس به سپرده های دیداری یا بالعکس انگشت صحه گذاشت که به واقع متناسب با مورد و شرایط خاص معامله گاهی اسکناس و گاهی سپرده دیداری ارجحیت می یابد .

حال با توجه به تعریفی که به طور توضیحی از پول در فوق ارائه دادیم ، در این مرحله از بحث می توان گفت که حجم پول هر کشور شامل یا عبارت است از مجموع اسکناس یا مسکوک به علاوه سپرده های دیداری مردم نزد بانکهای آن کشور .

فی المثل حجم پول در کشور ایران در سال 1364 که از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در گزارش اقتصادی و ترازنامه سال  64 منتشر شده است در صفحه 102 آن آمده است که :

 

میلیارد ریال            3/2176  < -------------------- اسکناس و مسکوک در دست اشخاص   -1

میلیارد ریال            3/2747 <  ------------ ‍سپرده های دیداری بخش خصوصی نزد بانکها   -2

میلیارد ریال            6/4923 <  --------------------------------- حجم پول   < ---(2+1)

 

همانطور که در جدول بالا مشاهده می شود دو موضوع اصلی تشکیل دهنده پیکره حجم پول در کشور همان اسکناس و مسکوک + سپرده های دیداری می باشد .

البته باید به این نکته توجه داشته باشید که لزوما میزان کل اسکناس و مسکوک در دست اشخاص ( که در جدول بالا مبنای محاسبه حجم پول کشور می باشد . ) با کل اسکناس و مسکوک منتشر شده در کشور برابر نمی باشد و بلکه متفاوت هم می باشد . چرا ؟ !

چون به طور دائم اسکناس انتشار یافته تماما در گردش نیست ، یعنی در دست اشخاص نمی باشد ، بلکه به صورت وجوه نقدی نزد بانکها و به خصوص بانک مرکزی متراکم است .

اگر به منابع و ماخذ مربوطه مراجعه کنید خواهید دید که مجموع اسکناس و مسکوک انتشار یافته در گشور در همان سال (1364) بیش از مجموع اسکناس و مسکوک در دست اشخاص بوده است .

این معادل 5/2327 میلیارد ریال گزارش شده است .

این مابه التفاوت 2/151 میلیارد ریالی ، همانطوریکه گفته شد مربوط به وجوه نقدی است که در نزد بانکها ذخیره شده است .

MS = CP+D     

در خاتمه این مبحث ، چکیده این موضوع را به صورت یک رابطه یا فرمول که در مبنای غالب محاسبات پولی و مانی کشور قرار خواهد گرفت ، عرضه می کنیم :       

 

در این فرمول شاخصها را به صورت زیر تعریف می کنیم که در آن :

     MS  : حجم یا عرضه پول در یک کشور

     CP  : اسکناس و مسکوک در دست مردم

     D   : سپرده های دیداری بخش خصوص نزد بانکهاست

خاصیت نقدینگی پول :

در تعریف پول آنرا وسیله عمومی پرداخت مطرح کرده که بوسیله آن می توانیم هر نوع کالا یا خدمات مورد نیاز و یا مرور علاقه خویش را خریداری نمائیم . با این وسیله می توان انواع معاملات را انجام داد ، مالیات و بدهی خویش را با آن پرداخت می کنیم و از طریق آن می توان انواع و اقسام مبادلات و معاملات دیگر را انجام داد مانند خرید سهام و اوراق بهادار و امثالهم و چنین خاصیتی در واقع از ماهیت این وسیله (پول) بر می خیرد و از جمله خواص مهم این وسیله عمومی جدای از خرید کالا و خدمات ، سرعت بسیار آن در تبدیل به انواع چیزهای دیگر می باشد ، در مباحث اقتصادی از چنین خاصیتی ، خاصیت نقدینگی نام برده می شود.

در اینجا شاید به ذهن شما متبادر شود که این خاصیت تنها از طریق پول به دست نمی آید و یا در واقع این تنها پول نیست که دارای چنین خاصیتی است . بلکه سایر کالا ها نیز دارای چنین خواصی هم هستند . در اینجا باید گفت گرچه این منطق تا حدودی درست است ، اما تنها در مقیاس و موارد خاصی ، این وضعیت یا خاصیت برای غیر پول وجود دارد و نه در همه موارد در حالیکه برای پول به تمام این وضعیت در هر حال موجود است . چنانکه می دانیم هیچ یک از کالا ها در شرایط امروزی جامعه و حتی اسناد مالی موجود نیز نمی تواند وسیله عمومی انواع پرداخت ها در جامعه باشند و نقش واسطه گری عام و تام را در مبادلات بعهده بگیرند . می توان با ذکر یک مثال ساده ای به ساده کردن درک کمک کرد : فی المثل ما می توانیم با فروش یک قطعه زمین به قیمت مثلما ده میلیون تومان ارزشی برابر با ده ملیون تومان پول نقد را ایجاد کرد که با هر دو می توان مقدار مساوی از سایر کالاها را صاحب شد ، اما بدیهی است که ما با پول نقد به سهولت و سرعت می توانیم مستقیما برابر ده میلیون تومان از سایر کالا را به دست آوریم ولی درباره زمین مورد بحث چنانکه می دانید در بادی امر بایستی آن را اول به پول تبدیل کرده و قطعا این تبدیل مستلزم هم صرف وقت و هم احتمالا خسارت سرمایه ای ، می باشد . متناسب با اوضاع و احوال بازار هم ضرر  سرمایه ای و هم امکان عدم فروش زمین بواسطه نبود خریدار یا خریداران منصف از بدیهی ترین شرایط چنین تبدیلاتی می باشد . بنابراین پول با کالاهای دیگر در کمال خاصیت نقدینگی بسیار متفاوت می باشد . در اینجا بحث اصلی ما بر می گردد به موضوع درجه نقدینگی هر یک از موارد . به طور طبیعی درجه نقدینگی کالا ( و یا در مثال مورد نظر من یعنی زمین ، ) بسی پایین تر از درجه نقدینگی پول که در حد اعلاء می باشد ، است .

لذا بحث عمده ما همان میزان یا درجه نقدینگی انواع می باشد ، شما اگر به جای پول ، چیز دیگری را در نظر بگیرید یا به جای زمین فی المثل یک سند خزانه کوتاه مدت را نظر بگیرید . حال گرچه این سند خزانه پول کامل نیست اما معلوم است که ضمن نداشتن نقدینگی کامل در مقایسه با پول ، اما در مقایسه با زمین ، بسیار به پول نزدیک تر است ، یعنی خیلی سریعتر از زمین می توان اینطور نتیجه که تمام دارایی ها ة به درجات متفاوتی ( کم یا زیاد ) دارای خاصیت نقدینگی می باشند. از این جهت ما می توانیم تمام دارایی را از لحاظ درجه نقدینگی به طبقات متفاوتی تقسیم بندی یا دسته بندی نمائیم .

دریک چنین تقسیم بندی ایی بطور طبیعی و قطع یقین در درجه اول و بالای اولویت ، پول قرار می گیرد زیرا از نقدینگی کامل بر خوردار است . فی الواقع پول مبنای محاسبه درجات نقدینگی دیگر موارد قرار می گیرد و یک معیار مبناء و شاخص اصلی است . بعد از پول از لحاظ درجه نقدینگی باید از سپرده های بخش خصوصی نام برد که در درجه دوم و بلا فاصله پس از پول در این تقسیم بندی قرار می گیرد . منظور سپرده های مدت دار پس اندازها و وامها و تسهیلات عندالمطالبه می باشد . این نوع از دارایی ها با تاخیر بیشتری نسبت به پول و تاخیر جزیی ایی نسبت به سایر موارد قابلیت تبدیل به پول نقد را دارا می باشند . در مرحله بعدی یعنی مرحله سوم می توان از اسناد خزانه چند ماهه در این تقسیم بندی نام برد . در مرحله بعدی (چهارم ) اوراق بهادار مدت دار ( میان مدت و بلند مدت ) قرار می گیرند . در مرحله پنجم از این تقسیم بندی در خصوص درجه نقدینگی دارایی ها ، اموال معمولی مانند وسایل منزل، کالاها و ادوات مصرفی بادوام قرار می گیرند و بلاخره در آخرین طبقه چنین تقسیم بندی ایی ، اموال سرمایه ای قرار دارند .

قصد ما در تبیین و توضیح چنین تقسیم بندی ایی رسیدن به مفهوم شبه پول بوده است . چرا که اگر این قسمت بندی را به صورت جدولی شش مرحله ای ( چنانکه در بالا توضیح داده شد ) ترسیم نمائیم ، به اموال یا دارایی هایی که در بالای این جدول ( منحای پول ) قرار گرفته اند و در واقع سرعت تبدیل آنها به پول بدون زیان قابل توجه زیاد است شبه پول می گوییم .

در اینجا بطور واضح شما درک درستی از مفهوم < شبه پول > پیدا کرده اید که آن را در سطوح بالای این جدول شش مرحله ایی تقسیم بندی شده  ، جستجو خواهید کرد ، یعنی دارایی های مرحله دوم و .... که سپرده های مدت دار ، پس انداز و اوراق قرضه دولتی ، البته کوتاه مدت و ..... از آن جمله اند .

پس ما بعد از بیان مفهوم پول ، بطور روشن به بیان مفهوم < شبه پول > یعنی شبیه به پول پرداخته و شما درک کامل و مشترکی را از این مفهوم پیدا کرده اید .

در پایان این بخش از مبحث باید نکته ایی کوتاه را در خصوص موضوع شبه پول یادآوری نمائیم و آن اینکه ، برخی از اقتصاد دانان و کارشناسان مسائل اقتصادی اعتقاد دارند که در محاسبه حجم یا عرضه پول یک کشور باید ، شبه پول را هم به حساب آوریم . در عین اینکه شبه پول در کشورها وسیله عمومی یا وسیله غالب پرداختها نیستند؛ چنین شبهه ای در موضوع شبه پول در میان بعضی از کارشناسان مسائل اقتصادی وجود دارد.

اما ما میدانیم که برای تبدیل اقلام شبه پول به پول نقد به تناسب نوع دارایی و نوع قلم آنها متضمن نوعی تاخیر ولو کوتاه مدت و حتی متضمن نوعی هزینه در جریان این تبدیل میباشد. از سوی دیگر واقعا در آن جدولی که ما در شش طبقه آنرا تقسیم بندی کرده ایم ، تشخیص اینکه تا چه مرحله ای از آن متضمن در برداشتن شبه پول و مفهوم مییباشد ، مواجه با دشواری های خاص خود خواهیم شد. علاوه بر اینها موضوع سرعت تبدیل این دارایی ها به پول متناسب با شرائط مختلف بازار در زمانهای مختلف ، متفاوت از هم میباشند و دلائل و موارد مشابه ما را بر آن میدارد که در محاسبه حجم پول یک کشور ، شبه پول را از جریان این محاسبه خارج بدانیم و آنرا جزء عرضه پول یک کشور بحساب نیاوریم. ولی بهرحال بدلیل بالا بودن نقدینگی بعضی از اقلام ، لامحاله بایستی آنها را جزئی از نقدینگی جامعه بحساب آورد.

با این وصف ما بمفهوم مرتبط دیگری در این خصوص میرسیم که همان مفهوم نقدینگی یک جامعه میباشد. پس نقدینگی جامعه عبارت است از : مجموع دارایی های نقدی مردم باضافه ی شبه پول یا دارایی های نقدشونده مردم.

 

شبه پول یا دارایی های نقد شونده مردم + دارایی های نقدی مردم = نقدینگی جامعه

 

در خصوص نقش و اثر خاصیت نقدینگی پول باید باین نکته تصریح شود که علیرغم اینکه پول بخودی خود برای دارنده آن سود یا درآمدی را ایجاد نمیکند ولی مردم تمایل دارند که آنرا علیرغم چنین وضعیتی در اختیار داشته باشند و وقتی که شما در مقام مقایسه باین نکته توجه میکنید که اگر مردم بجای پول نقد اقلام دیگری مانند زمین یا ساختمان و .... را در اختیار داشته باشند ، این امکان برای آنها ایجاد خواهد شد که صاحب آنرا با جریانی از درآمد پولی مواجه نماید و از آنطرف پول و نگهداری آن بخودی خود چنین جریان یا خاصیتی را برای دارنده آن ایجاد نمیکند ، باز چرا مردم میخواهند بخشی از دارایی های خود را بصورت پول نقد داشته باشند بروشنی متوجه خواهید شد که تنها دلیل این امر به خاصیت نقدینگی پول برمیگردد و همین خاصیت پول است که باعث میشود عده ای آنرا نگهداری نمایند.

با این وصف در یک نگاه کلان تر به جامعه اقتصادی میتوان آثار اقتصادی چنین گرایشی را که ناشی از همین خاصیت پول میباشد ، به بررسی نشست. علائق و سلائق مردم براساس پیش بینی های آنان ، ترکیباتی مختلف از انواع دارایی ها ( پول نقد ، کالا و... ) را موجد میشود که در حیات اقتصادی آنها نقش عمده ای را دارد. مثلا تمایل مردم یک جامعه به نگهداری پول نقد بخودی خود نشاندهنده وجود وضعیت خاصی در اقتصاد آن جامعه است . چنین وضعیتی قطعا موجبات اختلال در جریان های کلان اقتصادی آن جامعه میشود. این اختلال بر فرض وجود چنین تمایلی باعث بروز رکود در حیات اقتصادی آن جامعه میشود که جای بحث آن در این بخش از این مقال نبوده که قطعا در جای خویش ، چنانچه عمری باقی باشد و توفیقی حاصل ، بدان خواهیم پرداخت.

                                                             ﷼﷼﷼﷼﷼

ارزش پول یعنی چه و چگونه میتوان آن را اندازه گیری کرد؟

شما فکر میکنید وقتی صحبت از ارزش پول میشود بایستی به چه وجهی از خاصیت این وسیله مبادله عمومی توجه شود؟ بدیهی است که بطور طبیعی اغلب شما در این باره متوجه قدرت خرید پول میشوید. قدرت خرید پول در واقع مفهومی است که ما متناسب با واحد پول در اختیار خویش ؛ میزان کالاها و خدماتی را که بدست می آوریم ؛ ناظر میدانیم.

در اینجا بحث کاهش یا افزایش ارزش پول هم مصداق عینی پیدا میکند؛ بدین نحو که زمانی که ما بتوانیم با یک واحد مشخصی از پول ، مقدار کالا یا خدمات بیشتری را در مقایسه با همان واحد از پول در زمان یا مکان دیگری بدست آوریم؛ در اینجا می گوئیم که ارزش پول افزایش یافته است و بطور طبیعی در جریان معکوس این حالت گفته میشود که ارزش پول کاهش یافته است یعنی ما با همان واحد از پول مقدار کمتری از کالا یا خدمات را بدست آوریم.

در این بخش از مبحث شما باید به یک نکته دیگری نیز نوجه نمایید و آن اینکه ، ارزش پول با ارزش یک کالا متفاوت است . این تفاوت هم در این است که یک کالا ذاتا و بعلت احتیاج ما مورد تقاضا و دارای ارزش می باشد ولی پول تنها زمانی میتواند مفید قلمداد شود که امکان در اختیار گرفتن سایر کالاها و خدمات را بما بدهد. لذا ارزش پول دقیقا باین نکته بستگی تام دارد که فی المثل ما با یک واحد متداول پولی در یک جامعه چه میزان و مقدار کالا یا خدمات را میتوانیم در اختیار بگیریم. ولی مقدار کالاها یا خدمات را که ما میتوانیم با واحد پولی متداول بدست آوریم دقیقا به قیمت آن کالا یا خدمت بستگی دارد. لذا در اقتصاد برای اندازه گیری میزان تغییرات ارزش پول میتوانیم به اندازه گیری تغییرات قیمت ها ( کالا یا خدمات ) اقدام نماییم. پس بطور طبیعی زمانی که قیمتها افزایش می یابد ارزش پول کاهش می یابد و بالعکس وقتی که قیمتها کاهش میباید؛ ارزش پول افزایش می یابد. در بادی امر در این مرحله از بحث کثیری از مخاطبین این موضوع بلحاظ ذهنی دچار یک اشتباه عمومی در برقراری رابطه علت و معلولی بین این دو مفهوم میشوند. فی الواقع بایستی از برقرای چنین رابطه علی و معلولی فی مابین ارزش پولی و قیمتها اجتناب کرد. به بیان واضح تر اگر در ذهن خویش تصور کنید که چون پول بی ارزش شده است پس قیمتها افزایش یافته و یا بالعکس علت بی ارزشی پول را افزایش تنها قیمتها بدانیم ، قطعا تصوری اشتباه را در ذهن پرورانده ایم. چرا که وقتی ما میگوییم قیمتها افزایش یافته است در واقع داریم میگوییم که پول بهمان میزان بی ارزش شده است و این مطلب مساوی و مساوق با هم هستند. یعنی افزایش قیمتها در کنه ذات خویش در ادبیات اقتصادی یعنی کاهش ارزش پول!

موضوع دیگر در ارتباط با بحث اخیر ما باز میشود و آن اینکه وقتی ما از تغییرات قیمت کالاها صحبت میکنیم که مقصود همان تغییر در ارزش پول می باشد؛ باید باین مسئله نیز توجه داشته باشیم که مقصود ما چه نوع یا چه دسته ای از کالاها یا خدمات است که قیمت آنها دچار تغییرات شده است؟! زیرا هر نوع کالا یا هر دسته از کالاها و خدمات در تغییرات ارزش پول بطور مستقیم ، چندان اثر نداشته و در واقع این تغیرات در قیمت کالاها همیشه موجب تغییر در ارزش پول نمیشود. قصد داریم که شما باین موضوع متوجه کنیم که تنها تغییرات در قیمت آندسته از کالاهاییکه برای مردم دارای اهمیت بیشتری است میتواند موجب تغییر در ارزش پول شود.

روشن است که در یک کشور کالاهای متعددی تولید میشود که از یک نظر بدو دسته 1- کالاهای مصرفی و 2- کالاهای سرمایه ای ، آنها را میتوان تقسیم کرد. با این وصف تغییر در قیمت یک تعداد معدودی از کالاها بخصوص کالاهای بی اهمیت تر برای مردم ، باعث تغییر در ارزش پول نمیشود. بهمین دلیل در اقتصاد به مفهومی بنام " شاخص " بر میخوریم که ... ( ادامه دارد ... )

محمود زارع


محمود زارع

www.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.