مستوجب دو آتش ؛ روایتی تاریخی از یکی از ناصبی های ملعون    ساری گاهنوشتهای محمود زارع
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:سید جزایری در مجلد ثانی زهرالربیع مینویسد : شنیدم از کسی که باو وثوق و اطمینان دارم که چون سلطان سلیمان که از سلاطین آل عثمان و احداث کننده نهر حسینیه است که از شط فرات جدا میشود و در کربلای معلًی می آید , این سلطان بزیارت مولی الموحدین فاروق اعظم و صدیق اکبر و امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام مشرف میشد .

در نجف نزدیکی مشهد شریف علوی ,  از اسب پیاده شد و قصد نمود که محض احترام و تجلیل آنحضرت تا قبًه منوًره را پیاده رود. 
قاضی عسکر که مفتی جماعت هم بود , در این سفر با سلطان همراه بود ؛ چون از اراده سلطان باخبر گشت با حالت غضب بحضور سلطان آمده و گفت: " تو سلطان زنده هستی و علی بن ابیطالب(ع) مرده است ! پس تو چگونه از جهت درک زیارت او پیاده رفتن را عزم کرده ای ؟! " مقصود از این سخن این قاضی (نجس) همان عناد و عداوت او بحضرت شاه ولایت سلام الله علیه بود .

پس در این خصوص سلطان با قاضی در این باب مکالماتی چند نمودند تا آنکه
قاضی نجس و نحس گفت : اگر سلطان در گفته من که در پیاده رفتنش باشد تا قبٌه منوره که صلاح نیست و موجب کسر شآن و جلال ایشان است تردیدی دارد , بقرآن شریف تفآل جوید تا حقیقت امر مکشوف گردد!
سلطان گفته او را قبول نمود و قرآن مجید را در دست گرفته تفآلا آنرا باز نمود , این آیه در اول صفحه ظاهر بود :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.