آیا به نيروي انساني در سازمان ج ک م بی توجهی میشود ؟!www.mzare.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یامرکم ان توودالامانات الی اهلها
آیا به نيروي انساني در سازمان ج ک م بی توجهی میشود ؟!

منابع انساني از جمله حساسترین و درعین حال مهمترين منابع هر سازمان و اداره و بنگاه بوده كه کارایی و بهره وری و کلا توفیق سازمان در اهداف صرفا با توجه به آن و سرمايهگذاري روي آنها، میسر میباشد. اهميت این منبع در سازمانهاي بزرگتر و با وظايف متعدد ومتنوع همانند جهاد کشاورزی، بيشتر از سازمانهاي دیگر با وظايف جزييتر میباشد.
Û وظیفه سنگین مدیریت منابع انسانی سازمان
بدون آنکه تمسک به نوشتار شعاری بپردازیم و باز بخاطر اینکه اطمینان به نتیجه تحقیقات دیگران متاسفانه ( ...که نمیدانیم چرا ؟!... ) از مقبولیت بیشتری برخوردار میباشد ( ظاهرا در ایران مرغ همسایه غازه و در مازندران دم در علف بیوره !! ) مجبور شده تا بسیار جستجو کرده و وقت بگذارم و به تحقیقاتی که از سوی مجامع دانشگاهی و علمی و تحقیقی درباره موضوع شده است برسم تا بدان استناد کرده بلکه یک سند مصداقی و موید نظر خویش را برای انشاء الله قبولاندن به مخاطبین محترم عرضه نمایم . در این راستا به تحقیقی برخوردم که خلاصه آن چنین بوده است :
« ... فرضيه يك كار تحقيقاتي روي يك سازمان با بهرهوري بسيار كم كاركنان اين بوده است كه وجود نور كم در محل كار افراد در يك سازمان، سبب بهرهوري كم آنها شده است. با زياد شدن تعداد پنجرهها، بهرهوري افزايش يافت. پس از مدتي پنجرههاي باز شده را يكي يكي بستند، ولي اين بار هيچ كاهشي در بهرهوري بوجود نيامد. براي همين، نتيجه نهايي كار تحقيقاتي اين بود كه توجه به مشكلات افراد و توجه مديران سازمان براي حل آن، عامل اصلي افزايش بهرهوري بوده و نه افزايش نور از طريق باز كردن پنجرههاي بيشتر....!!! بنابراين، توجه به عوامل انگيزشي كاركنان در ارتقاي بهرهوري عامل اساسي است و اين باعث رضايتمندي و در نتيجه، بهرهوري بيشتركاركنان ميشود. »
با این بررسی علمی ساده جای هیچ شک و شبهه ای برای احدی نمیماند که اصلی ترین وظیفه مدیر یا معاون یا مسئول منابع انسانی هر سازمانی نه تنها اقناع پرسنل و نه تنها تلاش در جهت رضایتمندی کارکنان بلکه تلاش برنامه ریزی شده و پیگیر برای افزایش روند رضایتمندی منابع انسانی میباشد!
Û مدیر منابع انسانی ؛ مدیر مدیران
اگر فرض در ارتقای بمناصب مدیریتی در سازمان بر لیاقت و بالندگی فکری عوامل باشد نتیجه میگیریم که مدیران سازمان بایستی فکورترین ،لایق ترین ؛ عالمترین پرسنل باشند . اگر برای مدیران عادی چنین شاخص هایی شرط هست ؛ برای مدیر منابع انسانی سازمان میبایست چه سطحی از شایستگیها را مطرح و منظور داشت ؟! این جانب واژه ای بهتر از مدیر مدیران بتناسب ، فعلا پیدا نکرده ام !
Û رابطه مستقیم تر توانایی مدیریت منابع انسانی با تحقق اهداف ؟
اگر سازمان موفق هست ، مدیریت بر منابع انسانی قطعا موفق بوده !
اگر خدای ناکرده سازمان موفق نیست ، مدیریت بر منابع انسانی موفق نبوده است !
هر حکمی که در توفیق یا عدم توفیق دارید و یا هر پاسخی که بذهنتان در باره حقیقت مطروحه فوق رسیده ، یک سؤال را نمیتوان فرو گذارد و آن اینکه : در هر حالت چکار باید کرد ؟! گزینه های پاسخ در اینجا چه میباشد ؟!
در بادی امر برای پاسخ دقیقتر به این سوال حیاتی برای سازمان و اعضای سازمانی ، باید به برنامه های تدوین شده ( نه کلامهای احیانا خوداظهاری شفاهی در مقام پاسخ در صورت مواجهه با این پرسش ) ، و خط و مشی های اجرایی برای اجرای این برنامه و زمان بندی اجرای آن نیز رسیدگی کرد.
اثبات شئی نفی ما اعداء نمیکند ، بقیه بخشها هم دخیلند اما بدلائل طرح شده و بگواهی ریز و درشت از عقلاء و آگاهان ، مهمترین و حساسترین بخش همان قسمت مدیریت بر منابع انسانی است !
توفیق و شکست کشاورزی نتیجه مستقیم توانمندی فکری و مدیریتی هر مدیر منابع انسانی در هر سازمان و اداره ای میباشد .
اینجانب قصد اعلام شکست یا توفیق در رسیدن به اهداف سازمانی را ندارم و چنانکه می بینید موضوع را بدون اعلام هرگونه حکمی در این خصوص مطرح میکنم و این قلم صرفا جنبه توصیفی ( نه تکلیفی ) داشته و خواهد داشت !
این مساله در رابطه مستقیم با توفیق یا شکست اهداف سازمانی میباشد . یعنی اگر مدیریت منابع انسانی سازمانها در راستای افزایش رضایتمندی کارکنان اقدامات عملی ننمایند ، معنی دیگر آن این میباشد که عملکرد مدیریت منابع انسانی در جهت موافق اهداف سازمانی نیست ( لااقل اگر نگوییم در جهت مخالف که متاسفانه در مواقعی چنین است ) . قرینه بی مقدمه و بحث این نتیجه ، یعنی آنکه ما در برنج که خودکفا نخواهیم شد بلکه از خودکفایی گندم هم محروم خواهیم شد !
یعنی کشاورزی رشد نمیکند ، یعنی کشاورز و کشاورززاده روز بروز فقیرتر میشوند .
یعنی بواسطه فقر شریفترین و سالمترین و زحمتکش ترین قشر اجتماع ما قطعا آنان دچار عوارض عدیده ای خواهند شد . بچه های آنها نمیتوانند بمدارج عالیه برسند چون کشاورزان فقیر میشوند !
( توجه داشته باشید - که اگر دلمان باندازه خردلی می سوزد و بدنبال سرنخ موضوع هستیم ؛- داریم میگوییم که این سر رشته از کجا شروع میشود و چرا فقیر میشوند ؟!).
خدای ناکرده فساد و تباهی آنها را هم فرا میگیرد ( چون وابستگی به قشر اجتماعی خاصی مانع نفوذ قوانین ثابته اجتماعی که نمیشود ) .
یعنی خیلی چیزهای دیگر اتفاق می افتد ! اگر بصیرت داشته باشیم بوضوح خواهیم دید که رشته این ارتباطات چقدر محکم هستند و همه چی بهمه چی مربوطند و هستی در یک نگاه کلی دارای یک نظام باشعور هدفمند و مستحکم میباشند!
سعدی علیه الرحمه فرموده بود که « سخنی دانی که دلی بیازارد / تو خاموش تا دیگری بیارد » خدا میداند که کاش احساس تعهدی نمیکردم وگرنه باصطلاح در این سنوات آخر خدمت سه دهه ای خود ، مریض نیستم که اصراری به احیانا جلب ناراحتی و یا خشم و نفرت احتمالی بعضی از مافوق های محترم داشته باشم . ... ! از طرفی انتظار و انشاءالله باور داریم که برادران ما آنقدر سماحت دارند و آن میزان از تعهد را دارا میباشند که از بیان واقعیات اگر نه استقبال ؛ بلکه تنگ دل نشوند !
خداوند حکیم و عادلرا برخود تعهدی دراین باره هست و در مصحف شریف نیز به آیتی نازل هم فرمود که ؛ فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شر یره ؛ خداوند عادل در ترازوی باندازه ذره ای حساس، بررسی میکند و عامل هر خیر و شری را پاداش و جزا میدهد ! و ما فقط باید هم ازو بخواهیم که توفیق خودمحاسبه گری را قبلا از محاسبه با ما بما عنایت فرماید ! بنظر این بنده ، خود ما مطمئن ترین قاضی نقش و توانمان در توفیق و یا عدم توفیق شخصیت اجتماعی مان در سازمان میباشیم اگر به نفس قیاس و قضاوت نکنیم ! و قطع و یقین حیثیت ما در خود استیضاحی بسی بالاتر حفظ خواهد شد تا آنکه دیر یا زود مجلس و محفل یا مقامی ما را باستیضاح بگیرند! اما صد حیف که ما ؛
هماره توسنی میکنیم و نمیدانیم همی / کز کشیدن سختتر گردد کمند !
Û آیا مشت نمونه خروار است ؟!
ایران در بین نوزده (19) کشور یک مجموعه خاص در شاخص بهره وری نیروی انسانی ، از آخر دوم میباشد. یعنی مقام هیجدهم از نوزده !
بهانه وضعیت عمومی کشور توجیهی برای تبرئه یک سیستم خاص یا دستگاه و مسئول منابع انسانی دستگاه نمیباشد زیرا در همین کشور حتی در استان سازمانهایی داریم که در بسیاری از شاخصها وضعیت بسیار متفاوتی با وضع عمومی کشور دارند !
[ راي به اين مقاله ] |