شبیخون به پاکی ها: نگاههای آلوده به زنانwww.mzare.ir
بنام خدا
شبیخون به پاکی ها
قسمت اول
نگاههای آلوده به زنان
www.mzare.ir
توضیح :
چند گاهی است که روند تحریک جامعه زنان مسلمان بخصوص در جامعه ایران از سوی بسیاری بعنوان یک پروژه با چند هدف آغاز شده است ! فعلا قصد بحث مستوفایی را پیرامون این « بسیاری » ندارم اما با پیگیری دقیق متوجه خواهیم شد که که عده ای نه از روی دلسوزی برای زن و آزادی آن بلکه بدلیل ضعف خود در برخورد رویاروی و مهمتر ضعیف و کم خرد دانستن اقشاری از زنان جامعه ما در آنها طمع بسته و پروژه ها یی را در اینخصوص دنبال میکنند که من البته اعتقاد دارم که این غرض ورزان قطعا طرفی نخواهند بست و در واقع هزینه های بیهوده ای را متحمل میشوند و بنوبه خود باعث تحریک غیرت گروههایی از جامعه بشدت حساس ایران به مسئله زنان در برخورد با این مجریان بعضا بی مزد و مواجب دشمنان ( بعضی ها هم با جیره و مواجب ) چنین پروژه هایی خواهند شد.
بوضوح معلوم میباشد که آنها در پی شکستهای پی در پی در اجرای پروژه های متعدد خویش در شکست باورها و اعتقادات مردم میهن مان این بار بصورت ویژه ای بر اساس یک تز بسیار قدیمی ( انگشت گذاشتن روی نقطه ضعف حریف ) در واقع و بغلط اقشاری از زنان را ضعیف ، تحریک پذیر ، احساساتی ، و کم بنیه و بی ریشه .... تشخیص داده اند و آنها را هدف قرار داده اند و البته در اینطرف قضیه واقعا اگر زنانی باشند که خواسته یا ناخواسته خود را مفعول در فعل دشمنانه آنها قرار دهند و و اقعا تحریک شوند که باید گفت : .... آنها لااقل در همین تعداد محدود و معدود واقعا درست فکر کرده اند و آنها را بی جهت فاقد شعوری عمیق و شخصیتی بی پایه هدف قرار نداده بودند !
یکی از پروژه های اجرایی این جریانات سوء استفاده از جهل وعوامی زنانی چند - ولو زنانی هم باسواد اما جاهل به متن و محتوا و ماهیت موضوع - نسبت به موضوعات معرفتی و شناختی متون دینی نسبت به مسائل زنان میباشد ! ما در زیر با برشمردن بخشهایی از یک نوشته از همین مزدوران مورد نظر قصد آن داریم که در این مرحله فتح بابی را نموده تا انشاء الله مخاطبین محترم با حساسیت و اعلام نظرات خویش باعث شکافتن عمیقتر موضوع در جامعه شده و بنوبه خود موجب بیداری و هشیاری گردد ! متاسفانه بدلیل بی هویتی واقعی نویسنده اثر مورد بررسی ، نویسنده مشخصات خود را در معرفی این اثر آلوده ، ننوشته که این خود میتواند دلیلی بر بی ارزشی و فقدان ارزشمندی تحقیقی این اثر هم باشد اما با بررسی مساله از طریقی متوجه شدم که این اثر تراوشات ذهن علیل یکی از این دو نفر میباشد ( رضا فاضلی فحاش - ستوده مرتبط با بعضی ها ) دلیل اینکه اسم این دو نفر را مطرح کردم را نیز در ادامه خواهم گفت !
اما بر گردیم به بررسی اصل مساله ؛
در جایی از مقاله نویسنده مینویسد که :
« زن در اسلام
در مورد دید اسلام دربازه زن و ارزش و مقام زن در اسلام و در جامعه اسلامی گفتگوهای بسیاری شده ولی بهترین روش برای درک این مساله جستجو کردن در منبع اصلی قوانین اسلامی یعنی قرآن است تا بدین وسیله بتوان ریشه تمام این افکار و معیارهای کوته فکرانه و بدوی را امروز در جامعه ما همینطور دیگر جامعه های اسلامی وجود دارد را پیدا کرد.
بطور کلی در جامعه هایی که مذهب بافت زیربنایی انها را تشکیل میدهد ارزش ها و معیارها ی آن مذهب هم بطور ناخودآکاه و بمرور زمان در فرهنگ آن جامعه و همچنین در بینش ها و عملکردهای افراد آن جامعه تاثیر خواهند گذاشت و بعد از اندزمانی یک امر طبیعی تلقی خواهند شد . چرا زن در یک جامعه اسلامی از حق و حقوق کافی و برابر برخوردار نیست ؟ برایر بمعنی اینکه همان حق و حقوقی که یک مرد مسلمان از آن بدون هیچ تاملی برخوردار است . »
در ارتباط با این بخش از ادعاهای نویسنده باید گفت ؛ خوب اگر تاثیر معیارها و ارزشهای مذهبی در تمامی جوامعی که بافت زیربنایی آنها را مذهب تشکیل میدهد قطعی بدانیم که صحیح هم همینطور است اما چه استدلال بیجایی است که ما فقط جوامع اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار داده و مگر اسلام تنها مذهب مورد قبول بیش از شش میلیارد و اندی آدم در کره زمین است ؟
آیا بر فرض ادعای نویسنده این امر تاثیرپذیری جامعه از فرهنگ دینی را در همه حال و تحت هر شرائطی قطعی بدانیم درباره دیگر جوامع مذهبی مانند جوامع یهودی و مسیحی و ... چه میگویند ؟
مثلا در آمریکا و سرزمین های اشغالی که باستناد آمار و بررسیهای بین المللی مردم بسیار مذهبی و فرهنگ عامه تحت تاثیر مذهب رایج میباشد ؛ چرا این ادعا را بکار نمیبرد؟
اگر منظورشان از برابری زن و مرد در شکل ظاهری مشابه هم هست و یا آنطور که ما میدانیم که آنها غالبا عریانی ظاهری زن را نشانه ی تمدن و آزادی میدانند ، خوب در این صورت در بسیاری از جوامع مذهبی که از این جهت زن و مرد برابرند و حتی زنان تا توانستند کوتاه تر کرده اند ؟!! اگر هم مصادیق دیگر آزادیهای ظاهری است که باز روال بر همین منوال هست !
مهم این است که اینان مشکل و گویا ماموریت دارند تنها به مذهب و دین خاصی بتازند! مهم نیست اسلام پاک در طول این 14 قرن از تاخت و تازها فراوان دیده اما همیشه بصورت تصاعدی رشد روزافزونی نموده است و اتفاقا نسبت حمله باسلام و توهین بمقدسات با گرایش عمومی به اسلام نسبتی است که هر چقدر معاندین به دین و ارزشهای دینی بیشتر تاخته اند ، اقبال و گرایش عمومی و بخصوص توجه بدین اسلام بیشتر هم شده است !
در اظهارنظر نقل شده در فوق اگر به ساخت جمله و نیز ارتباط جملات آخری به جملات بدوی دقت بفرمایید خواهید دید که وی بطور ناشیانه و بچگانه ای با یک پرش غیرمنطقی از یک امر روانشناختی که حرفی در آن نیست و بنظر من کسی هم نظر خلافی درباره آن نداده است بلافاصله می پرد و ضمن توهین ( بجای استدلال ) با استعمال واژه هایی مانند ؛ کوته فکرانه و بدوی ؛ بدون هیچ بررسی تحقیقی همینجور شعاری با پیشفرض بررسی نشده زبان به اهانت باز میکند! قاعده علمی بر آن است که بدوا به اثبات فرضیه های مطروحه پرداخته و سپس به بیان نتایج یا خلاصه نتیجه بررسی پرداخت !
نویسنده در جمله اولی طوری از مذهب صحبت میکند که همه میفهمند پس این خاصیت عام است اما بلافاصله با مقید کردن مذهب به اسلام و باز مخصص کردن جامعه ما در کنار دیگر جوامع (فقط) اسلامی ؛ در واقع نیت خویش آشکار میکند و هم اینکه از همان ابتداءمتوجه میشویم که این نوشته صرفا ادبیاتی جز فحش های چارواداری و چاله میدانی و توهین آمیز را شامل نمیشود !
بلافاصله با طرح پرسش تکراری عدم برابری زن و مرد آنهم در اسلام ؛ البته نه بقصد استفهام بل یک استفهام انکاری را برخ میکشد و گویا ایشان بجای تحقیق دارند یک بیانیه سیاسی پس از یک راهپیمایی حزبی چپی را قرائت می نمایند !
معنی برابری :
نویسنده توهین نامه پس از برشمردن داغ چند پرسش با آیا آیا کردن ، باز منکر برابری زن و مرد در اسلام میشود ولی در قالب سوال انکاری مانند اغلب مطالبش که جنبه سوالی دارد ! یعنی ایشان این سوالات را نه بقصد یافتن پاسخ یا بیان تحقیقی پاسخ بلکه برای انکار متن و محتوای پرسش بکار میبرد ! وی در ادامه وقتی آیا آیا کردن خود را خاتمه میدهد ،میگوید :
من میخواهم بگویم که اتفاقا نکته در همینجاست که یک تفاهمی بین ما و اغلب آنهایی که در چالش فکری این مساله هستند بوجود نیامده است و در واقع یک درک مشترکی در مفهوم این برابری نداریم .
اگر شما با بیان این شعارها میخواهید وانمود نمایید که حرمت زن و مادر را بهتر در پاسداشت و پاسبانی هستید که باید گفت اصلا مساله برعکس میباشد بلکه شما با طرح غالبا فمنیستی مساله برابری زن و مرد ، قصد تحریک و تهییج احساسات بعضی از اقشار را دارید که خوب حساب کارتان با خودتان ما هم حرف خودمان را میزنیم اما اگر واقعا قصد بررسی و بازنگری درباره این مساله را دارید که بهتر نیست که ما بیاییم نقطه عزیمت بحث خود را در دریافت یک مفهوم مشترک ولو قراردادی از کلمه برابری قرار دهیم ؟!! چون در غیر اینصورت مباحث از حالت عقلایی خارج و درست مانند نوشته شما حالت شعاری و بیانیه حزبی میگیرد!
طرح تقابلی نابجا و مشکلی نابجاتر :
در جایی وی مینویسد :
« به عقیده من مشکلات زنان در جامعه کنونی ایران ناشی از ایرانی بودن جامعه ما نیست بلکه ناشی از اسلامی بودن آن است . باشد که با نگاهی کوتاه در کتاب رسالت اسلام قرآن بیشتر با معیارهای اسلامی آشنا شویم . »
ما اصلا اعتقاد به چنین تفکیکی نداریم که مشکلات زنان از ایرانیت آنهاست نه اسلامیت و یا بالعکس آنطور که نویسنده خود را معتقد بدان معرفی میکند!
این از تقابل نابجایی که عرض کردم طرح شد. اما در بیان مشکل نابجا تر مساله این است که آیا واقعا مشکلات زنان جامعه ما بیشتر از دیگر جوامع است که تنها شما آمده اید به ایران و آنهم اسلام چسبیده اید ؟!
بهتر نبوده که این مشکلات را یک یک برمیشمردید تا یک یک هم به بررسی آنها می نشستیم ؟! اصلا کدام قشر از زنان ما در اکثریت این قشر ، مشکلات خویش را همان مشکلاتی میدانند که شما در حال بیان آن هستید ؟!
تازه بر فرض وجود مشسکل آیا این فقط زنانند که مشکل دارند ؟ مگر مشکل مردان حل شده است ؟
بنظر من هر دو قشر دارای مشکلاتی هستند که بیش از آنکه به جنسیت آنان برگردد به مسائل عمومی مشترک بین زن و مرد برمیگردد !
شما با طرح این تقابل خودساخته میخواهید تظاهر به ایرانیت کرده و لذا البته اگر هم این وجه درست باشد یعنی اینکه بر فرض پذیرش مشکل زنان از ناحیه یکی از این دو محور ( ایرانیت یا اسلامیت ) مگر چه استدلالی را برای عدم وجود مشکل برای زنان در لابلای بعضی از خرده فرهنگهای قومی و قبیله ای ارائه داده اید که بیکسره بدون بررسی میگویید که من معتقدم که مشکل زنان ما از اسلامیت است نه از ایرانیت ؟!
ما البته اعتقاد داریم که زنان بعنوان یک جنس خاص در اجتماع دارای مشکلاتی هستند ( همانطور که مردان نیز بعنوان جنسی دیگر دارای مشکلاتی هستند ) که جنبه یونیورسال و جهانی یا عمومی هم داشته و در واقع معضلات بیرون دینی و حتی بیرون قبیله ای است .
یک دسته از مشکلات هم برمیگردد به مسائل فرهنگی داخلی ( چه فرهنگ با ریشه باورهای اعتقادی و فرهنگ با ریشه های ملی ) و نیز دسته ای دیگر از مشکلات که طبعا مشترک بین زن و مرد است و زن از آن حیث که مانند مرد انسان است ، دارد نه از آنجهت که زن هست !
جای بحث و بررسی این جنبه ها باز است که انشاء الله در مقالی دیگر دراین باره مطالبی را که طی چند سال به بررسی صرف نموده را در مقاله ای مجزا ارائه خواهم داد ( مقاله در حال تکمیل میباشد) !
جولان در عرصه سیمرغ ... ؟!
الف - نویسنده با بیان آیه ای و ترجمه تحت الفظی آن مثل رویه معمول خود از مقدمه ای درباره مثلا X نتیجه ای عجیب درباره Y گرفته است . بهتر است بدوا عین جملاتش را نقل کنیم تا به ادامه بررسی اجمالی خویش بنشینیم :
« سوره بقره (2) آیه 221 : با زنان مشرک ازدواج مکنید مگر که ایمان آورند و همان کنیزکی با ایمان بهتر از زن آزاد مشرک است هرچند از حسن و جمال او بشگفت آیید و زن به مشرکان ندهید مگر آنانکه ایمان آرند همانا بنده مومن بهتر از آزاد مشرک است .........
اینجا میتوان فرق مومن آزاد و مومن کنیز را بوضوح دید . اگر بخواهیم به زبان ساده این آیه را ترجمه کنیم اینطور خواهد بود که حتی اگر با یک کنیز هم ازدواج کنید بهتر است از اینکه با یک مشرک ازدواج کنید . اینجا مسئله ازدواج کردن یا ازدواج نکردن با مشرکان در میان نیست بلکه مساله بی ارزش بودن کنیزان است . این به همان معنی است که در آیه بعدی می بینید که اگر زن آزاد پیدا نکردید مسئله ای نیست که با کنیزان خود ازدواج کنید . مثلا خواسته کنیزان را مورد لطف قرار دهد . آیا نباید ارزش انسانها در پیش آفریدگار یکسان و برابر باشد آیا ارزش آنها برحسب گرویدن آنها به اسلام و یا اینکه یا برده بودن آنها است ؟ »
[ راي به اين مقاله ] |