علی (ع) و ایرانیان www.mzare.ir
علی (ع) و ایرانیان
نگارش محسن حيدرنيا.
برگرفته از: ماهنامه موعود، شماره 89
در این مقاله از رشتة تعلقات و آشناییهای ایرانیان با علی همچون، مدارا در اخذ خراج از ایرانیان ـ چه در زمان پیامبر كه به یمن گسیل شد و گروهی از ایرانیان در آنجا مقیم بودند و چه در زمان خلافت خویش ـ خونخواهی آن حضرت از هرمزان ایرانی، اجرای عدالت در تقسیم بیتالمال میان عرب و عجم و از جمله ایرانیان در زمان خلافت، حمایت ایرانیان از علی در جنگ جمل سخن رفته است.
اشاره
در این مقاله از رشتة تعلقات و آشناییهای ایرانیان با علی همچون، مدارا در اخذ خراج از ایرانیان ـ چه در زمان پیامبر كه به یمن گسیل شد و گروهی از ایرانیان در آنجا مقیم بودند و چه در زمان خلافت خویش ـ خونخواهی آن حضرت از هرمزان ایرانی، اجرای عدالت در تقسیم بیتالمال میان عرب و عجم و از جمله ایرانیان در زمان خلافت، حمایت ایرانیان از علی در جنگ جمل سخن رفته است.
بیتردید موضوع آشنایی ایرانیان با حضرت علی برای هر شیعهای از اهمیت و جاذبة بسیاری برخوردار است. حوادث تاریخ ایران و اسلام در دهههای دوم، سوم و چهارم از سدة نخست هجری، بسترهای مناسبی را برای آشنایی ایرانیان با آن بزرگ مرد تاریخ بشر فراهم ساخت.
دیدار الأبناء با علی علیهالسلام
به سال دهم هجری، پیامبر گرامی اسلام علی را به یمن گسیل داشت تا امور آن منطقه را سامان بخشد و خراج ایشان را جمع آورد. در آن زمان، در یمن طبقهای وجود داشت كه اعراب به آنها «الابناء» و گاه «بنی الاحرار» میگفتند. آنان در جامعة یمن از جایگاه خاصی برخوردار بودند و همواره به آزادگی و شرافت اتصاف داشتند. اینان ایرانی نژادهایی بودند كه اجدادشان از جانب خسرو انوشیروان برای یاری مردم یمن و حمیریان تحت ستم حبشیان، به آن دیار اعزام شده بودند و آنان پس از در هم شكستن حبشیهای مهاجم، در همانجا سكنا گزیدند. سالها بعد بر اثر آمیزش آنان با ساكنان بومی عرب، همین نسل، یعنی «بنی الاحرار» به معنای «فرزندان ایرانیان» یا «پسران آزادگان» به وجود آمدند[1].
حضور علی در یمن در سال دهم هجری، این امكان را در اختیار الابناء ایرانی نژاد قرار داد تا از نزدیك با سیرة انساندوستانه، كریمانه و بزرگوارانهاش آشنا شده، از همانجا دوستی و محبت او را در دلهای خویش جای دهند. الابناء پس از آشنایی با علی اسلام آورده، فیروز را از جانب خود به مدینه فرستادند و مراتب ایمان و وفاداری خود را به پیامبر عرضه داشتند [2].
فتوحات اسلامی پس از رحلت پیامبر
پس از رحلت رسول گرامی اسلام، دو اتفاق بزرگ رخ داد كه تأثیرات شگرفی در سرنوشت آیندة اسلام و مسلمین داشت:
یكی ماجرای سقیفه و دیگر، پدیدة فتوحات. بزرگترین اشتباه و انحرافی كه در سقیفه [صفر سال 11 ق.] انجام گرفت، تغافل، تجاهل و به فراموشی سپردن واقعة غدیر بود. غدیر به اهلیت و صلاحیت علی برای جانشینی رسول خدا اشعار داشت. اما حوادث سقیفه به گونهای دیگر رقم خورد و با انتخاب ابوبكر به خلافت، به واقع زاویة انحرافی آغاز شد، كه در سال 61 ق. با كشتار فرزندان رسول خدا، به نقطة اوج خود رسید. اما حادثة مهم دیگر كه در مبحث ما میگنجد، آغاز فتوحات در دوران خلافت ابوبكر بود. هدف فتوحات، گسترش اسلام و از میان بردن سدها و موانع سیاسی موجود جهان آن روزگار بود كه نمیگذاشتند پیام اسلام به امتهای دیگر برسد. اندیشه و طرح فتوحات، اساساً سه خاستگاه مهم داشت:
نخست؛ جوهر اسلام كه دینی بود متمم و مكمل ادیان دیگر و طبعاً آیینی جهانی؛ كه همة ابنای بشر را مورد خطاب خود قرار میداد.
دوم؛ سیرة عملی پیامبر در جهت معرفی اسلام به خارج از مرزهای شبهجزیرة عربستان كه نمونة بارز آن دعوت خسرو ایران، قیصر روم و مقوقس مصر به پذیرش این آیین بود.
سوم؛ ارضای حسّ جاهطلبی و زیاده خواهی برخی از امیران و خلیفگان، و برطرف كردن مشكلات اقتصادی كه از سرزمین خشك عربستان ناشی شده بود.
اینها عواملی بودند كه ذهن، اندیشه و همت عرب را كه تا پیش از اسلام به مناقشات خونین قبیلهای در حوزههای محدود، معطوف بود، به تسخیر سرزمینهای دور و نزدیك متوجه ساخت[3].
فتح ایران و پیدایش طبقة موالی
با شروع فتوحات در زمان خلافت ابوبكر، كرانههای جغرافیای اسلام، به سمت شرق و شمال و غرب گسترش یافت. در مدتی اندك ایران، شام و مصر فتح شدند. فتح ایران تقریباً در خلال دهة 12 تا 22 ق. تكمیل شد.
نخستین پیروزی قاطع در برابر ایرانیان در اوایل خلافت عمر در سال 16 ق. در قادسیه صورت پذیرفت.4 علی نیز، از آغاز طراحی این عملیات بزرگ در مدینه، در جریان قرار گرفته بود. به گفتة طبری و بر اساس خطبة 145 نهجالبلاغه، آن حضرت پیشنهادهای سودمندی را نیز در این باره به خلیفة دوم عرضه كرد. با فتح ایران بسیاری از خاندانهای ایرانی در جوار اعراب و یا حتی در درون بافت و ساختار جامعة اعراب، تحت عنوان «موالی» جای گرفتند. اینان از آن پس به عنوان طبقهای نوظهور در جامعة اسلامی جایگاه خاصی را به خود اختصاص دادند. رابطة موالی با اعراب فاتح، الزاماً رابطه ارباب و رعیت و خواجه و برده نبود؛ بلكه در بیشتر موارد خاندانهای ایرانی با خاندانهای عرب پیمان ولاء و دوستی (موالی موالاة) داشتند تا آنكه این امر مكانیسم روابط اجتماعی خود را در قالبی استوار و مناسب انتظام بخشید [5].
با وجود این، خاندانهای ایرانی از روح تعرّب و عصبیت عربی، كه هنوز از جامعة اسلامی رخت بر نبسته بود، رنج میبردند. این روحیه كه حتی دستگاه خلافت نیز از آن بیبهره نبود، گاه عرصه را بر موالی ایرانی تنگ و دشوار میساخت. شاید بتوان ترور خلیفة دوم توسط ابولؤلؤ (فیروز ایرانی) [6] را به سال 23 ق. واكنش در برابر این فشارها تلقی كرد.
علی خونخواه هرمزان ایرانی
در پی درگذشت خلیفة دوم، عبیدالله پسر او، نه تنها ابولؤلؤ و همسر و دخترش را به قتل رساند، بلكه هرمز را نیز با وجود هیچ مستمسك قابل قبول شرعی و عرفی كشت. عثمان خلیفة سوم وظیفه داشت عبیدالله را به سبب قتل بیدلیل یك ایرانی مسلمان، قصاص كند؛ زیرا از بیگناهی او آگاه بود. لیكن خلیفه جرأت نداشت تا در این مورد، به وظیفة اسلامی خود عمل كند. علی خیلفة سوم، عثمان را در این مورد سخت نكوهش كرد و به عبیدالله بن عمر چنین فرمود:
ای فاسق اگر روزی بر تو دست یابم، تو را به خونخواهی هرمزان خواهم كشت.
عبیدالله تا پایان عمر از علی برحذر بود. او در جنگهای جمل و صفین در مقابل آن حضرت قرار گرفت و سرانجام در یكی از نبردهای جنگ صفین كشته شد.
دفاع علی از حمراء
اعراب، ایرانیان ساكن كوفه و بصره را به نامهای چندی از جمله «موالی»، «بنی عم»، «زط»، «سیابجه»، «اسواران» و «حمرا» میخواندند. آنان را موالی میگفتند، از آن رو كه با قبائل عرب پیوند «ولا» داشتند و بنی عم مینامیدند، از آن جهت كه با طوایف عرب چنان موالاة و هم پیمانی داشتند كه گویی پسرعموهای ایشانند. زط، همان شكل تعریب شده جت است كه در اصل قومی از هندوان بودند كه كار ایشان نگهبانی در راهها و مسالك و بعدها به اسواران ایرانی نیز كه شغل نگهبانی داشتند، اطلاق گردید. سیابجه جمع «سیجی» معرّب سپاهی است كه مانند زط غالباً به طبقة كارآزمودة نظامی ایرانیان، اطلاق میشود.
حمراء، به معنی سرخ رویان یا سپیدرویان نامی بود كه به اعتبار رنگ روشن پوست ایرانیان به آنان میدادند.
در نظام مالی كه عمر و سپس عثمان اعمال میكردند، معمولاً حقوق و عطایای موالی ایرانی پایینتر از اعراب بود. از این رو وقتی كه ایرانیان در دوران خلافت علی از حقوق و عطایایی برخوردار شدند، جمعی از سران و اشراف كوفه از جمله اشعثبن قیس كندی، در برابر آن حضرت زبان به اعتراض گشودند كه از چه روی ما را مغلوب این سرخرویان ساختهای؟ [8]
عدالت علی سخت مورد توجه ایرانیان قرار گرفت؛ زیرا پیش از این، شاهد بودند كه چگونه خلیفگان و خاصه عاملان و كارگزاران ایشان در بصره و كوفه، پای از جادة عدل و داد بیرون نهاده، حقوق آنان را تضییع مینمایند. موالی كه از حدود سالهای شانزده ق. به بعد، رفته رفته در بصره و كوفه سكنا گزیدند، از نزدیك با اعمال ننگین امیران فاسق و ظالمی چون سعید بن عاص، مغیرة بن شعبه، ولید بن عقبه و عبدالله بن عامر آشنا بودند و هر گاه از ظلم و جور ایشان به خلیفة دوم و سوم شكایت میكردند، راه به جایی نمیبردند. اما در همان حال به چشم خود شاهد بودند كه علی با آنكه هنوز به خلافت نرسیده بود، با جرأت و جسارت تمام، فرزندش حسن را به اجرای حدّ شرعی در مورد ولید بن عقبة شرابخوار فرمان میدهد و عبیدالله بن عمر را به قصاص خون به ناحق ریختة هرمزان تهدید میكند و در میان موج مخالفت اشراف و بزرگان سركش قریش كه خود را تافتة جدا بافته میدانستند، حقوق موالی ایرانی را استیفا مینماید.
این مشاهدات كافی بود تا قلب هر انسانی را به شوق و جذبه و كشش وادارد. ایرانیان در وجود علی روح بزرگی را یافتند كه فراتر از علایق نژادی و زبانی و قومی، به موضوع انسانیت و عدالت میاندیشید. از همین رو در جریان جنگهای جمل و صفین از آن حضرت دفاع كرده، در ركابش به جنگ با ناكثین و قاسطین پرداختند.
جنگ جمل و حمایت ایرانیان از علی
چنان كه گفته شد، در دهة سوم و چهارم هجری، (سالهای 20 تا 40) بسیاری از ایرانیان در بصره و كوفه سكنا گزیده بودند. آنان تعدادی مهاجر و عدهای دیگر، از ساكنان اصیل و قدیمی همین منطقه بودند. بصره و كوفه تا پیش از فتوحات، بخش غربی ایران محسوب میشد. از جملة این ساكنان قدیمی این دو شهر، طوایفی موسوم به زط و سیابجه بودند كه همواره به عنوان بخش مهم از اسواران یعنی نیروهای آزموده و مجرب دوران ساسانیان به حساب میآمدند. این زطها و سیابجه در سال 36 ق. در جریان جنگ جمل در اطراف بصره با سپاهیان اصحاب جمل مقابله كردند و كار را بر عایشه، طلحه و زبیر سخت نمودند. [9]
با تسخیر بصره توسط جملیات، زطها و سیابجه در كوفه به سپاه علی پیوستند و تا پیروزی كامل در برابر ناكثین، در ركاب حضرتش نبرد كردند. آن حضرت كه نظارهگر فداكاریهای بیشائبه و خالصانة ایرانیان حاضر در سپاهش بود، همواره در چهرة آنان مردمانی نجیب و آزاده را مشاهده میكرد كه میتواند از یاری جدّی ایشان در راه بسط عدالت و دفع بیداد و ریشهكن كردن فتنة ریشهدار منافقان و بنیامیه، بهرهمند گردد. از این رو، با ارسال نامههایی به عاملان خود در همدان و آذربایجان، نیروهای ایرانی را برای مقابله با معاویه در جنگ صفین، به یاری خود طلبید. [10]
هدایای ایرانیان به علی
در زمانی كه علی در كوفه بودند، به رسم سابق شماری از ایرانیان [11] نزد آن حضرت آمدند تا هدایایی تقدیم دارند. پیشتر كارگزاران عثمان همچون ولید بن عقبه و سعید بن عاص، افزون بر خراجی كه از ایرانیان مسلمان میگرفتند، ایشان را به اعطای هدایای نوروزگان و مهرگان نیز مكلف ساخته و از این راه میلیونها دینار به چنگ آوردند. از این رو، هدایای نوروزی به صورت سنتی رایج درآمده بود.
وقتی ایرانیان هدایای خود را نزد حضرت آوردند، برای آنكه خاطر آنان مكدر نشود، هدایا را پذیرفتند اما دستور دادند، مقابل قیمت آن هدایا، از میزان خراج آنان كسر گردد. همچنین، هنگامی كه آن حضرت به عزم صفین از شهر انبار میگذشتند، دهقانان (معرب دهبان به معنای بزرگ ده است كه معمولاً از طبقات مرفّه و طراز اوّل جامعه محسوب میشدند)، به همراه دیگر مردم به دنبال علی راه افتاده دوان دوان ایشان را مشایعت میكردند. علی آنان را از این كار منع فرمودند. آنگاه دهقانان پیشكشیهای خود را اهدا كردند. آن حضرت هدایا را تنها بدان شرط قبول نمودند كه قیمت آنها را حساب كرده، به ایشان بپردازند. [12]
در همین زمان ابوزید انصاری را به نحوة اخذ خراج و جزیه از ایرانیان رهنمون ساختند.[13] دستورهای صریح و آشكار آن حضرت در این باره را باید به واقع پایهگذاری نظامی نوین، عادلانه و كارآمد در نظام اخذ مالیات بر افراد (خراج، برای مسلمانان و اهل جزیه و جزیة ویژة غیر مسلمانان) به حساب آورد.
این نظام عادلانه كه از جانب علی اعمال گردید، توجه عمیقتر ایرانیان را به شخصیت عدالتجوی انسانیاش بیش از پیش جلب نمود و طبعاً به دنبال آن عشق و محبتی را كه در اعماق روح و جان ایرانی ریشه داشت، شعلهور كرد. عشقی كه در طول قرون متمادی، هرگز خاموش نگشت و ولای اهل بیت را در این سرزمین به صورت بخشی اساسی و تفكیكناپذیر از فرهنگ ایرانیان، درآورد.
آری اینها نمونههایی بود از نخستین آشناییهای مردم ایران با علی كه بیتردید باید در موضوع گرایش و محبت ایرانیان نسبت به علی و خاندان پاكش و در پس تسری و رواج تشیع در ایران، بدانها توجه كافی و وافی مبذول داشت.
پینوشتها
1. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج 1، ص 200. فیاض، علیاكبر، تاریخ اسلام، انتشارات دانشگاه تهران، 1367ش، ص 27.
2. فیاض، همان، ص 123.
3. دربارة فتوحات ر.ك: فتوح البلدان بلاذری، الفتوح ابن اعثم كوفی، الاخبار الطول دینوری و تاریخ طبری.
4. بلاذری، احمد بن یحیی. فتوح البلدان، ترجمه دكتر محمد توكل، تهران، انتشارات نقره، چاپ نخست، 1367 ش، ص 365.
5. راجع به موالی و انواع ولاء و رفتار هر یك از خلفا با موالی، ر.ك: الموالی و نظام الولاء، دكتر محمود مقدم، ترجمه و تحقیق محسن حیدرنیا، پایاننامة كارشناسی ارشد دانشكدة الهیات دانشگاه تهران، 1372 ش.
6. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ترجمة محمد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، چ 6، 1371 ش، ج 2، ص 51.
7. محمدی ملایری، دكتر محمد، تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، ج 3، دل ایرانشهر، بخش دوم، تهران، انتشارات توس، چ 1، 1379 ش، ص 242.
8. دربارة اسواران، زط، سیابجه، و موالی ر. ك: دكتر ملایری، ج 3،
ص 211 به بعد و ج 2، ص 422 و نیز، لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژهی حمراء و الموالی و نظام الولاء، دكتر مقداد.
9. دكتر محمدی، ج 3، ص 211 و 212، به نقل از تاریخ طبری.
10. ابن اعثم كوفی، محمد بن علی، الفتوح، ترجمة كهن فارسی، محمد بن احمد مستوفی هروری، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، چ 1، 1372، صص 454 ـ 456.
11. دربارة ایرانیان ساكن كوفه و بصره، ر.ك: فتوح البلدان، بلاذری، ترجمة دكتر توكل، صفحات 65، 1366 ش، ص 198 ـ 199.
13. دكتر محمدی، ج 3، ص 274، به نقل از فتوح البلدان بلاذری. پایان
http://www.seapurse.com/papers.php?ID=10
[ راي به اين مقاله ] |