حقیقت کدام است ؟www.mzare.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام حقیقت
حقیقت کدام است ؟
در همی زدم ؛
گفت : نیستم !
دانستم هست !
گفت : نیست !
میگویم « کی » نیست ؟
میگوید که « او » نیست !
گویم : پس « او » یی هست ،
و از « او » یی نشان داری که میگویی نیست !
تمام یقین محمود ثانی در همین مقدار است ! (محمود ثالث)
بجای توضیح :
علیرغم آنکه محمود اول را متعهد به عدم تدوین وتکثیر این مطالب نموده بود ولی محمود دوم این کار را کرد و اینک محصول آن نشستهای شبانه و بسیار خصوصی اما متاسفانه فقط توانستیم یادداشتهایی چند آنهم در زاویه ای و بدور از چشم او نوشتیم و لذا ناقض تدوین شده است و لذا برای حفظ اصل بیاناتش مجبوریم این نقص خود در نسخه برداری را معترف شویم . بعض از مطالب را عینا در غفلتهایش در ضبط و پیاده کردیم و... و اینک آن اثر :
راز رازگویی ؟
در یک جامعه دینی که فقیهان قدرت دارند ؛ همه چی را نمیتوان گفت . حتی افراد حق دارند که بگویند که ما میترسیم که فکر کنیم .
دو اتفاق افتاد ؛ در جامعه فقیه زده کسانی حرفی داشتند و بحقایقی رسیده بودند راهی جز این نداشتند که یا آنها را بصورت رمزگونه بگویند و لذا شطحیات و ... مینامیم شان و یا حداقل تنها بمحارم میگفتند . لذا رمزگونه گفتن و رمزگونه نوشتن بواسطه همین جوی که جزم اندیشی فقیهانه در اجتماع وجود داشت اتفاق افتاد .
رمز یک معنیش این است که ؛ همانکه گفته بود : انا الله
وقتی جن زده میشوی این دیگه تو حرف نمیزنی بلکه این جن است که بجای تو حرف میزنی گویی تو تنها بوق و یا بلندگویی بر لب جن حلول کرده در وجود تو تبدیل شده ای . پس سبحانی ما اعظم شانی بایزید بسطامی هم از قرار بود چون گوینده خودش نبود خدا بود . داستان موسی که آندرخت آتشین را دید و درخت باو گفت من خدا هستم کفشهایت را دربیاور و ... مگر خدا درخت بود نه . بلکه خدا خدا بود این شده بود بلندگوی بر لب خدا یا بقول مولوی نی بر لب آن نی زن که خداست .
شیخ محمود هم میگوید :
روا باشد اناالحق از درختی ......... چرا نبود روا از نیک بختی ؟
[ راي به اين مقاله ] |