امروز :     صفحه اصلي     درباره من     ارسال خبر/مقاله     ارتباط با ما     نقشه سايت

 

 صفحه اصلي  مقالات  آرشيو  ارتباط با ما    ارسال خبر/مقاله  لينکها  نقشه سايت

مقاله منتخب سايت

 

مقاله منتخب سایت . زندگی بی تناسب با فهم

 

آمار بازديد از سايت

 
تعداد بازديدها :   283998

 

طب سنتي و سلامت

 

www.mzare.ir   مقالات طب و سلامتی در سایت ساری . شناخت گیاهان دارویی و راه درمان انواع دردها با داروهای گیاهی و ....

www.mzare.irwww.mzare.ir www.mzare.ir 

 

دسته بندي موضوعي

 
مقالات
اخبار
علمي
كتابخانه
مازندران
سياسي
از آنجور حرفها
فن آوري اطلاعات
نوشته هاي فرزندان
زنان
ورزش
آلبوم
تبليغات
فروشگاه
متفرقه
 انديشه و معارف
                نکته ها (خطورات)
 

قرآن كريم و نهج البلاغه

 

معارف قرآن کریم در سایت ساری

www.mzare.ir      معارف قرآن کریم در سایت ساری ... همه گونه مطلب و مقاله در حوزه قرآن مجید در سایت ساری را اینجا ببینید و مطالعه فرمایید

معارف نهج البلاغه و امام علی ( ع )

www.mzare.ir      همه چی درباره امام علی (ع) در سایت ساری و معارف مختلف در حوزه نهج البلاغه

.

 

موضوعات در سايت ساري

 

           همه چی درباره ساری

                    www.mzare.ir    همه چیز درباره شهرستان ساری در سایت ساری  

 www.mzare.ir    موضوعات مختلف را در سایت ساری با کلیک بر لینکهای زیر ببینید

         تاریخ در سایت ساری :

       ادامه مقالات تاریخی .....

  www.mzare.ir    موضوعات مختلف را در سایت ساری با کلیک بر لینکهای زیر ببینید

     معارف دینی در سایت ساری :

        ادامه معارف دینی .....

  www.mzare.ir    موضوعات مختلف را در سایت ساری با کلیک بر لینکهای زیر ببینید

      کشاورزی در سایت ساری:

  www.mzare.ir    موضوعات مختلف را در سایت ساری با کلیک بر لینکهای زیر ببینید

      اندیشه و فرهنگ در سایت:

  www.mzare.ir    موضوعات مختلف را در سایت ساری با کلیک بر لینکهای زیر ببینید

    کتابخانه الکترونیکی در سایت :

  www.mzare.ir    موضوعات مختلف را در سایت ساری با کلیک بر لینکهای زیر ببینید

    نوشته ها و مقالات محمود زارع

            مقالات و نوشته های مدیر سایت . محمود زارع . www.mzare.ir

                        .

 

كداميك موفقتر هست؟

 

علی اصغر یوسف نژادمیر رمضان شجاعی

شما در دو عامل ( انجام وظایف نمایندگی) و ( برقراری ارتباط صادقانه با مردم ) کدامیک از دو نماینده ساری را موفق تر میدانید؟لطفا با کلیک بر گزینه زیر در این نظرسنجی شرکت فرمایید:

www.mzare.ir رای دهید«  نظر دهید » رای دهید www.mzare.ir

 « برای مشاهده نتیجه آراء و نظرات مطرح شده اینجا را کلیک کنید »

 

 

نظرسنجي كشاورزي

 

« برای دیدن نتیجه آراء و اعلام نظرات اینجارا کلیک کنید »

کدام عامل را در ضعف کشاورزی استان دخیل میدانید؟ لطفا با کلیک بر گزینه نظر دهید در این نظرسنجی شرکت فرمایید.www.mzare.ir

ما چند عامل را برای ضعف کشاورزی در مازندران در یک نظرسنجی برشمردیم و از شما میخواهیم که با کلیک بر اینجا یا کلیک بر لینک زیر نظر خود را اعلام فرمایید .

رای دهید « رای دهید »نظر دهید

 

 
[ صفحه اول | بيشترين آرا | محبوب ترين ]

كشكول شيخ بهائى

www.mzare.ir

بنام خدا

كشكول شيخ بهائى

دفتر اول

سخنان مؤلف كتاب

به نام پروردگار بخشنده مهربان

سپاس پروردگار يگانه يارى رسان را، و درود بر سرورمان محمّد(ص ) و دودمانش !

هنگامى كه گردآورى كتاب (توبره ) را به پايان رساندم كتابى كه نيكوترين و شيرين ترين مطلب از هر دست در آن گرد آمده است - و آن ، كتابى است كه در آغاز روزگار جوانى آن را تلقين و تنظيم كرده ام ، با ترتيبى كه از يارى باطن مايه گرفته است . و در آن مطالبى گنجانده ام ، كه هركسى بدان راغب است و ديدگان از آن لذت مى برند. و شامل است بر گوهرهايى از تفسير و تاءويل هاى بين و چشمه هاى اخبار و آثار نيكو و حكمت هاى تازه ، كه دل ها به نور آنها روشن مى شوند. و كلماتى جامع چون ماههاى تابان در آن روشن كرده ام ، و از بوى هاى خوش آن ، مشام جانها را معطّر ساخته ام . وارداتى در آن گنجانده ام ، كه استخوانهاى پوسيده را زندگى مى بخشد و ابيات نيكويى كه از روانى ، همچون شرابى خوشگوار در قدح ها جاى گرفته اند. و حكايات دلنشينى كه جانهاى خسته را آرامش مى بخشند. درهاى پراكنده نفيسى كه شايسته آنند، كه : با نور، و بر چهره حور نگاشته شوند.

در لابلاى سخنان گوناگون ، بحث هايى را در يافته ام و ستيزهاى گوناگونى را كه خاطر من به هنگام اشتغال به تحصيل بدانها متوجه بوده است ، در آن آورده ام . با ترتيبى شگفت انگيز و پيراستگى زيبايى كه پيش از آن ، سابقه نداشته است . پس از اين ، به مطالب كمياب و ديگرى دست يافتم ، كه طبيعت هاى سالم بدانها توجه دارند و گوشها به شنيدن آن ، علاقه بسيار از خود نشان مى دهند. سخنان نيكويى كه خاطر غمگين را شاد مى كنند و همچون گوهرها، شايسته نگهدارى اند و لطيفه هايى كه روشن تر از باده صافى اند و پر فروغ تر از روزگار جوانى . اشعارى كه گواراتر از آب زلالند و لطيف تر از سحر حلال . پندهايى كه چون بر سنگ خوانده شوند آن را از هم بپاشند و اگر بر ستارگان عرضه گردند؛ آنها را بپراكنند نكته هايى نيكوتر گل هاى سرخ گونه ها ورقت انگيزتر از شكايت عاشقان .

پس ، از خدا توفيق خواستم ، تا آن مطالب را در كتابى همانند كتاب پيشين بگنجانم و مصداق اين مثل همگانى باشم كه (كم ترك الاوّل للاخر) (چه بسا اولينى كه به پاس دومى ، رها شد.) و هنگامى كه مجالى براى ترتيب آن نيافتم ، و روزگار نيز چنين فرصتى به من نداد، آن را همانند سبدى قرار دادم ، كه در آن ، ارزان بها و گران قيمت در كنار هم قرار گيرند، يا همچون گردنبدى كه دانه هاى آن ، از هم بپاشد. و آن را (كشكول ) ناميدم ، تا با نام آن كتاب ديگرم برابرى كنم . و از آن كتاب ، در اين يكى ، چيزى نياوردم و برخى از صفحات آن را سپيد گذاشتم تا به هنگام خود، از رويدادها پر سازم تا كشكول پر نباشد، زيرا، بينوايى كه كشكول ، آلت گدايى اوست ، چون كشكولش پر شود، از خواستن روى بر تابد.

اكنون ديدگانت را در باغ هاى آن ، به گردش در آور! و ذوق خود را از نهرهاى آن سيراب كن ! و طبع خويش در باغ هاى آن ، به چرا درآور! و نورهاى حكمت و دانش را از مشرق آن ، بر گير! و دندان طمع خويش را برهم بفشار! تا مبادا در انديشه طمع ورزى بر آيى . اين كتاب ، و آن كتاب ديگر را مونس تنهايى و انيس بى همدمى و مايه آرامش خويش ساز! تا اين دو، هم صحبتان خلوت و رفيقان سفر و نديمان حضر تو باشد، زيرا كه اين دو، هم سايگان نيك و داستان سرايان عالى تبار و استادان فروتن و معلمان متواضعند، و بلكه اين دو كتاب ، دو باغند، كه گل هايش شكفته شده است و زنهاى صاحب جمالند، كه گونه هايشان دو گل سرخ به بار آورده است ، و آواز خوان هاى پرغرورى هستند كه چهره خود را پوشانده اند. پس ، آنان را از آن كه نمى خواهد، دور كن ! و اين دو را جز به آن كه طالب است عرضه مدار!

كسى كه دانشى را در اختيار نادانان بگذارد، آن دانش را تباه كرده است و آن كه شايستگان را از دانش باز دارد، به آنها ستم كرده است .

تفسير آياتى از قرآن كريم

بيان مفسران ، در (اياك نعبد و اياك نستعين )

در اين كه آيه شريفه (اياك نعبد و اياك نستعين ) متكلم به (نون جمع ) است و نمازگزار، در مقام فروتنى و شكستگى ، چند وجه آورده اند، و نيكوترين آنها، اينست كه : (امام رازى ) در (تفسير كبير) آورده است . و خلاصه آن ، چنين است كه : در شريعت مطهر (اسلام ) كسى كه چند جنس گوناگون را در يك معامله بفروشد، و برخى از آنها معيوب باشد، مشترى مى تواند، يا همه آنها را بخرد، و يا همه آنها را پس بدهد. اما اختيار ندارد كه معيوب ها را پس بدهد و بى عيبها را بردارد و در اين مورد، چون نمازگزارى بيند كه عبادت او معيوب و ناقض است ، آن را به تنهايى به پيشگاه پروردگار عرضه نمى كند، بلكه آن را به انضمام عبادت همه عبادت كنندگان : از انبيا و اوليا و نيكان ضمن يك معامله عرضه مى دارد. بدان اميد، كه عبادت او در اين ضمن پذيرفته شود. زيرا كه تمامى آن عبادات ها رد نمى شود. زيرا، هرگاه ، برخى پذيرفته شوند، برخى پذيرفته نشوند. پذيرفتن سالم و نپذيرفتن معيوب ، تبعيض در يك صفقه (عقد ربيع ) است و اين ، موردى است كه پروردگار، بندگان خويش را از آن ، باز داشته است . پس ، چگونه شايسته كرم پروردگارى اوست ؟ او راهى جز پذيرش همه در پيش نيست و مراد حاصل است .

 

سخن عارفان و پارسايان

يكى از اصحاب حال ، روزى به يارانش مى گفت : اگر به ورود به بهشت و گزاردن دو ركعت نماز مخير مى شدم ، گزاردن دو ركعت نماز را بر مى گزيدم او را گفتند: چگونه ؟ گفت : زيرا كه در بهشت به حظ خود مشغول خواهم شد و در گزاردن دو ركعت نماز، به حق پرورگار خويش .

حكاياتى از عارفان و بزرگان علم و دين

در احياء آمده است كه : عارفى شبلى را به خواب ديد و او را پرسيد كه : خداوند با تو چه كرد؟ گفت : با من ستيزه كرد؛ تا نوميد شدم . پس چون نوميديم را ديد، مرا در رحمت خود فرو برد.

حكايات متفرقه ، كوتاه و خواندنى

كسى ، صاحب كمالى را در خواب ديد، و از حالش پرسيد. و او خواند: به حساب ما رسيدند. پس آنگاه ، منت گذاردند و ما را آزاد ساختند. آرى ، شيوه شهر ياران با بندگان خود چنين است ، كه با آنان مدارا كنند.

عبدالملك بن مروان به هنگام مرگ ، از كاخش ، گازرى را كه لباس هاى شسته شده را به زمين مى زد، نگاه كرد و گفت : اى كاش من لباسشو بودم ! و عهده دار خلافت نشده بودم ! پس سخنش به (ابو حازم ) رسيد و در پاسخ گفت : سپاس پروردگار را كه آنان را در مرتبه اى قرار داد كه چون مرگشان فرا رسيد، آرزوى آن كنند كه در مقامى باشند كه ما، در آنيم و چون مرگ ما فرا رسد، آرزو نكنيم كه در مقام آنان باشيم .

سخن پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار (ع )، پيامبران الهى

معاذ بن جبل گفت : پيامبر را گفتم : مرا به كارى آگاه كن كه به بهشتم برد! و از آتش دوزخ دور دارد. رسول (ص ) گفت : از كار بزرگى سؤ ال كردى . اما بر كسى كه آن را انجام دهد دشوار نيست . خدا را بندگى كن ! و هيچ چيز را انباز او قرار مده ! و نماز به پا دار! و زكاة بده ! و در ماه رمضان روزه بگير و حج خانه خدا را به جاى آر! پس آنگاه گفت : خواهى ترا به درهاى خير هدايت كنم ؟ گفتم : آرى اى فرستاده خداوند! گفت : روزه همچمون سپرى است و صدقه آتش خطاكارى ها را خاموش مى كند. همچنانكه آب ، آتش ‍ را فرو مى نشاند. نماز انسان در دل شب ، شعار نيكوكارانست . سپس اين آيه را برخواند: (تتجافى جنوبهم عن المضاجع ...) سپس گفت : خواهى تو را به اساس هر كار و ستون استوار و نقطه اوج آن آگاه كنم ؟ گفتم : آرى اى فرستاده پروردگار! گفت : پايه آن اسلام است و ستون استوار آن نماز و نقطه اوج آن جهاد در راه خدا است سپس گفت : خواهى تو را به اساس  كلى آن را آگاه كنم گفتم آرى اى فرستاده خدا گفت : اين را در اختيار خود بگير و به زبانش اشاره كرد. گفتم : آيا ما را به آنچه گوييم باز خواست كنند؟ گفت : اى معاذ! مادرت به عزايت بنشيد! جز اينست كه مردمى كه به رو، يا دماغ در آتش افتد، درو شده زبانهاى خود بوده اند.

حكاياتى از عارفان و بزرگان علم و دين

زاهدى گفته است : نماز سى ساله خود را كه در صف نخست نمازگزاران ، به جا آورده بودم ، به ناچار، به قضا برگرداندم . از آن روى ، كه روزى به سببى درنگ كردم و در صف نخست ، جايى نيافتم . پس در صف دوم ايستادم . اما خود را بدين سبب ، از ديگران شرمسار ديدم ، و پيشى گرفتم و به صف نخست آمدم و از آنگاه دانستم كه همه نمازهايم ، آلوده به ريا و آگنده از لذت توجه مردم به من بوده است و اين كه ببينند كه من ، از پيشگامان كارهاى نيك بوده ام .

سخن حكيمان و دانشمندان و مشاهير و...

بزرگى گفته است : (عزلت ) بدون (عين ) علم ، (زلت ) (يعنى لغزش ) است و بدون (زاء) زهد، علت (يعنى بيمارى ) است .

از سخنان بزرگمهر: دشمنان با من دشمنى كردند. اما، دشمنى را دشمن تر از نفس خود نديدم .

و نيز گفته است : با دلاوران و درندگان ستيزيدم و هيچ يك از آنها چون دوست بد بر من چيره نشدند.

و نيز گفته است : از همه گونه غذاهاى لذيد خوردم و با زنان زيبا روى همبستر شدم و هيچيك را لذيذتر از تندرستى نيافتم .

و نيز گفته است : صبر زرد را خوردم و شربت تلخ را آشاميدم . اما هيچيك را تلخ ‌تر از نيازمندى نيافتم .

و نيز گفته است : با همانندان خود كشتى گرفتم و با دلاوران پيكار كردم . اما هيچيك از آنها، چون زن بد زبان ، بر من پيروز نشد.

و نيز گفته است : تيرها و سنگها به سوى من رها شد و هيچيك را سخت تر از سخن بدى كه از دهان بستانكار بيرون آيد، نيافتم .

و نيز گفته است : از مال اندوخته هاى خود صدقه ها دادم و هيچ صدقه اى را سودمندتر از رهبرى يك گمراه به راه راست نيافتم .

و نيز گفته است : از نزديكى به پادشاهان و بخشش هاى آنان شادمان شدم اما، هيچ چيز برايم نيكوتر از رهايى از آنها نبود.

لطيفه ها، سخنان نغز و شيرين

يكى از عيدهاى هنديان : در نقطه اى دور در ديار هند، بر پا داشتن عيدى متداول است ، كه در آغاز هر سال ، همه مردم شهر از پير و جوان و كوچك و بزرگ از شهر بيرون مى آيند به جايى كه در آن ، سنگ بزرگى نسب شده است . سپس ، كسى از سوى پادشاه ، فرياد بر مى دارد، كه : تنها، كسى مى تواند بر اين سنگ بر آيد، كه در عيد پيشين حضور داشته است . و چه بسا كه پير مردى بى توان ، كه نيروى بينايى را از دست داده است و پير زنى زشترو، كه او نيز از فرتوتى ، بر پا استوار نمى ماند، بر آن سنگ بالا مى روند و يا يكى از آن دو. و گاه ، كسى كه عيد پيشين را ديده باشد، زنده نمانده است .

پس ، آن كه بر سنگ بالا مى رود، با همه توان خود، فرياد بر مى دارد، كه : من در عيد پيشين حاضر بودم و در آن روزها كودكى بيش نبودم و پادشاهى ما را فلان كس داشت و وزيرش فلان كس بود و قاضى ما فلان كس بود. سپس ، به توصيف مردم آن روزگار مى پردازد كه چگونه مرگ ، آنان را فرسوده است و در كام بلا نابود شده و اينك ! در زير خاكها خفته اند. سپس ‍ خطيب آنان ، بر پا مى ايستد و به پند دادن مردم مى پردازد و مرگ را بر آنان يادآور مى شود و فريب دنيا را و بازى هاى آن را به دوستداران دنيا مى گويد و در آن روز، بسيار مى گريند و ياد مرگ مى كنند و بر گناهانى كه از آنان سر زده است پشيمانى مى خورد. و از غلفت بر گذران عمر، دريغ مى ورزند، و توبه مى كنند و صدقات مى دهند و به جبران گذشته مى پردازد

و نيز از رسم هاى ايشانست ، كه چون پادشاهى از آنان بميرد، او را كفن مى پوشانند و بر باركش مى نهند، در حاليكه گيسوانش بر زمين كشيده مى شود، و به دنبال آن ، پير زنى است ، كه جاروبى به دست دارد، و خاك را از موهايش مى زدايد و مى گوييد: اى غافلان ! پند گيريد! و اى كم انديشان ! و فريب خوردگان ! دامن كوشش به كمر زنيد! اين ، فلان كس است . پادشاه شما بنگريد! كه پس از آن همه عزت و جلال ، دنيا او را به كجا كشانده است ! و پيوسته اين چنين به دنبال او فرياد مى زند، تا كوچه هاى تنگ شهر را بگذرند و سپس او را در گورش مى نهند و اين شيوه آنانست كه پس از مرگ هر پادشاهى چنين كنند.

نكته هاى پندآموز، امثال و حكم

سخن يكى از بزرگان : چون نفس تو از فرمانبرى تو سر باز زد، در آن چه مى خواهيد، او را فرمانبرى مكن !

 

 

[ راي به اين مقاله ]

متن جایگزینی

MahmoudZare © Copyright 2007 - All rights reserved | Web Designer

توجه : درج مطالب و لينکها لزوما به معني تاييد آن از سوي اين سايت نيست - نقل و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد