ضرب المثل ها از مرحوم احمد زارعبا ضرب المثل ها ؛ بیاد مرحوم پدر « احمد آقای زارع »
بنام خداوند رحمن و رحیم
با ضرب المثل ها ؛
بیاد مرحوم پدر « احمد آقای زارع »
محمود زارع
مازندران . ساری . سوربن
www.mzare.ir
مرحوم پدر ؛ احمد آقای زارع استخرپشتی ؛ بلااستثناء برای هر مطلبی که چه بطور جدی و یا چه بصورت شوخی بیان می فرمودند ، یک ضرب المثلی را هم به آن پیوند میزدند که از این جهت ضمن آنکه واقعا یک بدیهه گوی و حاضر جواب زبردستی بودند ، در رسایی کلام و بیان عمق معنی و مفهوم بیانات خویش بسیار راعی بودند . از ایام کودکی بیاد دارم که همیشه تکه کلامهای بابا برای ما ورد زبان شده بود . آب که سربالا بره غورباقه ابوعطا میخونه ؛ مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه ؛این مورد اخیر را بخصوص بمن میگفت بسیار پیش می آمد که در انجام کاری مانند تراشیدن علف برای گاوهای طویله خسته میشدم و بابا بشوخی این ضرب المثل را بمن میگفت و داس را از دستم میگرفت و خود درو میکرد. تعدادی از ضرب المثلهایی را که آنمرحوم بکار میبردند از زمانی که در دبیرستان بودم و علاقمند به جمع آوری کلکسیونی تکه کلامها بخصوص سخنان بزرگان تحت عنوان افکار جاویدان بودم . از سمت چپ دفترچه ای شروع به یادداشت کردن تکه کلامها و ضرب المثلهای بابا نمودم. خود مرحوم ابوی هم کسب این اطلاعات و این روحیه را مدیون فردی بنام مرحوم غلام شیار میدانست که تقریبا مردی حکیم در سطح خود و منطقه ای که می زیست بود . در زیر به تعدادی از این ضرب المثلها و حتی تکه کلامهای مرحوم پدر آقای احمد زارع استخرپشتی اشاره میکنم تا بیاد آنمرحوم و یادبودی از ایشان و نثار فاتحه ای بروح و روان پاکش باشد ! تلاش میکنم تا در چند شماره این ضرب المثلها را جمع بندی و در این پایگاه قرار دهم .
البته مرحوم پدر اغلب این ضرب المثلها را بزبان محلی بیان می فرمودند که بناچار برای فهم عمومی مجبورم آنرا بفارسی برگردانم . در صورت ضرورت توضیحاتی را بزبان محلی نیز خواهم آورد . یک نکته دیگر آنکه این ضرب المثلها اختراع هیچکسی نمیباشد و در واقع بتمام مردم تعلق دارد اما مهم بکارگیری آن در هنگام ادای سخن میباشد . خود بکار بردن ضرب المثل آنهم ضرب المثل مناسب و بجا و بموقع و بالبداهه یک هنر است و یک نوع تبحری خاص میخواهد که کار هر کسی نیست الا اندکی از هنرمندان از مردم !
بعضی از این ضرب المثل ها ( سعی میکنم در هر مرحله 100 تا 100 تا بنویسم )
توجه : آنهاییکه با رنگ آبی نوشته شده اند را معمولا بیشتر بکار میبردند . یعنی فراوانی این ضرب المثلها در مقایسه با بقیه در بیان ایشان بسیار بوده است !
- ماما که چند تا بشه ؛ سر بچه کج در میاد !
- هفت درویش در گلیمی بخسبند و دوپادشاه در اقلیمی نگنجند!
- مکوب در خانه کسی را که خدا میکوبد در خانه ترا !
- مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه !
- تولهٔ سگِ دله ؛ ببرکش نمیشه !
- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است !
- آهسته گوی که دیوار موش داره و موش هم گوش داره !
- بزک نمیر بهار میاد ،کمبزه با خیار میاد !
- از اسب ( شاید ) افتادم ولی از نسل نیفتادم .
- انگار آب از آب تکان نخورده !
- آب از سرچشمه گل آلود است !
- آب از سرش گذشته ، حالا چه یک من چه صد من !
- آب پاکی روی دستم ریخت !
- از آب گل آلود ماهی میگیره !
- آب زیر پوستش افتاده !
- آب که سربالا بره غورباقه ابوعطا میخونه !
- آب نیست وگرنه شنا گر قابلیه !
- از وی آبی گرم نمیشه !
- آتش که افتاد ،خشک و تر نمیکنه !
- با کسی که یاعلی گفتی ، دیگه یا عمر نگو !
- آدم خوش معامله شریک مال مردم است !
- گدا و اینهمه اداء ؟!!
- سرنا را از سر گشادش میزنه !
- آرزو بر جوانان عیب نیست !
- آهسته برو آهسته بیا که گربه شاخت نزنه !
- آش نخورده و دهن سوخته !
- آفتابه خرج لحیمه !
- آفتابه لگن هفت دست ،شام و نهار هیچی !
- کار آفتابه و لولئین یکییه اما نرخشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !
- اومد که زیرابروشو بگیره زد چشماشو کور کرد !
- آنانکه غنی ترند محتاجترند !
- آنرا که حساب پاکه از محاسبه چه باکه !
- آنقدر اینجا بایست تا علف زیر پایت سبز بشه !
- مار خورده و افعی شده !
کارفرمای دو نفره در یک کار مشترک ، مخرب است ! که مثالهایی مشابه هم در اینخصوص وجود دارد ! مانند : آشپز که دو تا بشه آش یا شور میشود یا بی نمک . یا خانه که دو کدبانو داشته باشه ، خاک اون تا زانوست ! و امثالهم ...
... این مثال را بارها مرحوم پدر هم برای تذکر بما از جنبه های تربیتی و هم بخصوص در زمانی که مشاهده میکردند که کسی به تقاص ظلمی را که در حق دیگری کرده بود به حادثه ای دچار شده بود میفرمودند . زیرا ایشان در کارهای اجتماعی بسیار اهل مشارکت بودند و تا آنجا که چندین سال عضو شورای اسلامی روستا هم بودند !
|