احوالات روحی اپوزسیون های ایرانیwww.mzare.ir
بنام خدا
احوالات روحی اپوزسیون های ایرانی
﷼ چرا هدف اپوزسیون تلویزیونی در ایران نمیگیرد؟!
یکی میگفت چرا این آقایان و خانمها اینقدر عصبانی و خشن هستند و کرارا زبان به توهین و فحش و ناسزا باز میکنند و بطور آشکاری نیش دار و تمسخر آمیز سخن میگویند . در صورتی که معمولا در بین اهل ادب و فرهنگ و در بین اکثر تحصیلکردگان هنگام سخن گفتن حتی سخنان انتقادی و مخالفت ورزانه نیز زبانی نرم و با نزاکت دارند؟
راستش بنظر من پرخاشگریها و یا خشونت گفتاری آین آقایان و خانمها را از یک جهت بایستی طبیعی دانست. چرا که اکثر روانشاسان و متخصصین علوم رفتاری باین نکته اذعان دارند که وقتی شخص در رسیدن باهداف خود دچار ناکامی میشود این ناکامی محرک اصلی پرخاشگری و رفتارهای خشن در او خواهد شد. (1)
حال چنانچه پاداشهایی را هم اگر تصور کنیم که برای این نحوه از رفتارها و گفتارها منظور بدارند و مثلا دولتی مانند آمریکا برای چنین نقش آفرینی از سوی آنها به آنها پاداشهای مادی و معنوی هم بدهد ؛ دیگر این وضعیت استمرار یافته و تقویت شده و در نهایت آن فرد دیگر در زندگی و اهداف زندگی خویش هیچ نقشی را بجز آنچه در حال انجام آن است در نظر نمیگیرد ! یعنی این افراد برای چنین گفتارهایی اگر پاداشهایی در قالب پاداشهای مادی و غیر مادی ( مادی مانند پول بصورت مزد و حقوق و غیر مادی بصورت مطرح شدن و نمایش درآمدن در تلویزیون و اسم و رسم دار شدن ولو با مخالف خوانی هم باشد ) در اینصورت چنین نقشهایی در آن تقویت میشود!
بر این مساله باید نقش عوامل متعدد دیگری را که بعنوان تشدید کننده میتوان از آنها نام برد را هم افزود. بطور مشخص در مورد چند عامل بطور قطع میتوان گفت که در بروز چنین وضعیتی موثرند مانند اختلالات روانپزشکی مختلف ؛ که یکی از آنها تحت تاثیر الکل ،دیگری بدلیل ناکامیهای شدید ، دیگری تحریک مستقیم یا غیر مستقیم توسط این و آن ؛ مثل احساس اینکه بدلیل رانده شدگی از کشور ، مورد اهانت واقع شده اند و امثالهم که نمونه ها زیادند!
پرسش مهم در این خصوص این میتواند باشد که چنین گفتارهایی چه اثر یا اثراتی را بر بیننده خواهد گذاشت؟ وقتی مخاطبین مشاهده میکنند و میشنوند که این چهره ها با چنین گفتمانهایی درباره مخالفین خود مشغول بحث و گفتگو هستند ، چه تصویر و تصوری از آنها و نیز مخالفین هدف آنها در ذهن و ضمیر خود رسم میکنند؟ البته منصفانه باید گفت که پاسخ چندان روشنی به نوع و میزان تاثیر این کاراکترها در مخاطبین در دست نداریم بخصوص که مخاطبین آنها متنوع و از اقشار مختلفی و با وجهه نظرهای گوناگونی هم هستند ؛ اما پژوهشهای متعدد در باره رفتارهای مشابه نشان داده است که از جهت افقی تاثیر بیشتر ولی بلحاظ محتوایی ( عمودی ) تاثیری بسیار شکننده و زودگذر و چه بسا تاثیرات معکوسی را خواهد داشت و باصطلاح کاراکتر فعال در نزد مخاطبین هدف ( بینندگان یا شنوندگان ) ، نقض غرض میکند! و بهمین دلیل هست که ادیان آسمانی مامورین و رسولان خود را بطور آشکار و صریحی از سب و لعن و دشنام بطور کل نهی کرده چرا که اثر کلام آنها از بین رفته و هیچ نفوذی را در عمق جان و فطرت و ذهن و ضمیر مردم نخواهند داشت!
واقع قضیه این است که هنر اکثر ژورنالیستهای مخالف ایرانی تنها این است که با موافقین ثابت خویش همدردی و همنوایی کرده و باصطلاح دل آنها را تنها خنک میکنند ولی بر خیل مخاطبین خویش طرفداری نمی افزایند.
اما تنها و تنها آن افرادی که بجای فحش و ناسزا و برخوردهای نیش دار مدارانه و رندانه به تحلیل غالبا مودبانه و بیطرفانه قضایا و البته و صد البته با ارائه اسناد و مدارک بطور مستدل به مخالفت می پردازند مورد اقبال بیشتری واقع میشوند. شاید بتوان با تسامح نمونه دم دستی این موضوع ، و در این خصوص به یک شخص در بین اپوزسیون خارج نشین و البته تلویزیونی اشاره کرد که خود بالابودن محبوبیت او در بین مخالفین سیستم دولتی ایران دلیلی بر این مدعاست! علیرضا نوری زاده هر چند که شاید 90 درصد سخنانش کذب هم باشد ولی چون تلاش وافری در مستند نمودن گفته های خود دارد و نیز در اعلام موضع و گفتگوی خویش معمولا کمتر کنایه آمیز و نیش دار و توهین آمیز سخن می گوید و بخصوص آداب و رفتارها و باورها و اعتقادات مردم ایران را بویژه باورهای دینی مردم را – هر چند که شاید خودش هم بدان چندان اعتقادی نداشته باشد – بتمسخر نمیگیرد بطرز آشکاری در مقایسه با دیگر هم سلکان خویش از رویکرد بالاتری برخوردار است و اصلا در مقایسه با افرادی مثل مثلا جمشید چالنگی ( که حتی مخالفین دولت هم در اینجا او را فردی سبک و رند و نیش زننده و مسخره چی میدانند ) و یا الهه بقراط ( که بسیار سبک و کینه توزانه و بخصوص بطور بسیار خودباخته ای در مقابل فرهنگ غربی نقش آفرینی میکند ) و ... قابل مقایسه نیستند و اصلا قابل مقایسه نیستند!
..........................................
﷼ خانم فاطمه زارع در پایان یک مقاله ای چند سوال را که در واقع از دغده های فکری هر ایرانی با انصافی که مخاطب اپوزسیون شبکه دار هستند ، میتواند باشد ، تحت عنوان نکاتی تامل برانگیز ، طرح نموده است که بد نیست به آنها در اینجا نیز بمناسبت ارتباط موضوع اشاره نماییم :
نکاتی تامل برانگیز :
برای آنکه روی این مسائل فکر کنید و لازم نیست بکسی توضیح دهید بلکه فقط به خودتان یک پاسخ صحیح بدهید و تاکید میکنم لااقل بخودتان یک پاسخ درست و حسابی و قانع کننده در درون خود بدهید . نمیخواهد که آنرا با صدای بلند هم مثل من گفته یا نوشته ، فقط برای خودتان روی این سئوالات هم کمی فکر کنید . انتظار ندارم که همه مثل من فکر کرده و به همان نتایجی که من رسیده ام برسید . مهم آن است که شما همینجوری از روی احساسات تصمیم گیری نخواهید کرد
آیا شما هم بذهنتان و به ضمیر پاکتان این مسائل جوانه نمی زند؟!
آیا اصولا این سئوالات را قابل تامل و توجه نمیدانید ؟!!
آیا میتوان و یا باید جلوی ذهن و فکر خود را در خصوص این سئوالات بگیریم ؟!
والله من نه مامور حکومت ایرانم و نه حتی مترصد تبلیغ آنهم و می بینید که در هیچ کلمه ای از سیاست این دولت حرفی نزده ام . خود من نیز بسیار ایرادات اصولی تر و اساسی تر نسبت به سیاستهای دولت ( هم دولتمردان ایران و هم دولتمردان آمریکا ) دارم اما نمیخواهم با هتاکی و فحش و توهین و با غرض ورزی و کینه توزی و از روی احساسات ؛ اولا برداشت و ثانیا بخصوص این برداشتها را بروز و ظهور دهم و خدا و وجدانهای بیدار را گواه میگیرم که تنها نمیخواهم مثل یک گوسفند بدون بررسی ؛ هر راهی را که برایم ترسیم میکنند ، بروم ! نمیخواهم یک گوسفند باشم . نمیخواهم همانند بز اخفش هر آنچه را که بمن میگویند پذیرفته و تایید کنم . نمیخواهم اشتباه کنم و نمیخواهم در فکر و عقل خود را ببندم و قفل بزنم و بدهم بدست این و آن بخصوص آنکه این و آن یک بیگانه هم باشد ! بیگانه بیگانه است ولو اینکه راست هم بگوید ! نمیگویم لزوما بیگانه بد است ، اما در واقعیت آنکه بیگانه است که فرقی ایجاد نمیکند ! این بیگانه بتمامه در فکر خود و مردم خود است و اصل برایش منافع مردم خودشان است و نه مردم آنور دنیا !
شما لحظه ای جرات بخرج دهید ( و حتی این فرض برفرض محال را ) لااقل در خیال و فکر خود تصور کنید که مثلا اگر روزی دولتمردان آمریکا با دولتمردان ایران با هم کنار بیایند و روی مسائل اساسی و بعدش هم روی جزئیات توافق و تفاهم کنند ؛ آیا چه وضعیتی را تصور میکنید ؟ آیا شما کجا هستید ؟ آیا باز هم آنها دموکراسی و آزادی ( منجمله آزادی زن را میخواهند ) را داد میزنند و تلاش میکنند عملا ؟! اگر بلی چرا در تمامی آن کشورهاییکه بشدت دیکتاتوری اند و مردم آنها حتی در طول تاریخ خود حتی تصور یکبار انتخاب کردن را نیز ندارند ( مانند تمامی کشورهای عربی و شاه و سلطانک های مستبد آنها ) با آنها رابطه دوستی دارند وحتی میلیاردها دلار کمک های اقتصادی و نظامی میکنند و پشتیبانی سیاسی هم همه جانبه ، از آنها دارند و برای مردم آنها و آزادی زنان آنها نه تنها کاری نمیکنند بلکه از دولتهایشان نیز حمایتهای گفته شده نیز دارند. حال آیا واقعا هنوز هم آنها را بایستی در ادعاهایشان صادق بدانیم؟! شما بخودتان بگویید نه بمن !
﷼ چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل بسوی دیده شد.
﷼ آیا نظر یک آدم سیاسی مخالف حکومت که بقصد مبارزه سیاسی فعالیت میکند معمولا دارای معیارهای عقلی و علمی و پژوهشی لازم است ؟! و نبایستی حداقل آنکه مخاطبین با احتیاط زیادی به آنها حتی گوش فرا دهند!
﷼ آیا نظرات یک شخص اخراج شده از کشور ( فارغ از اینکه این اخراج بحق بود یا خیر ) در باره آنکشور بدلائل متعددی قابل اتکای علمی است ؟! و لااقل نمیتواند مبنای تصمیم گیری و اقناع عقلی و وجدانی باشد.
﷼ نظرات یک شخص فراری ( تحت تعقیب رسمی یا از روی فشار غیر رسمی ) درباره اوضاع مبداء مراجعت از لحاظ گواهی بصحت ، غیر قابل پذیرش میتواند باشد ؟!
﷼ نظرات اشخاصیکه زیر پرچم بیگانه ( آنهم بیگانه ای که رسما دشمنی خویش را اعلام میکند ) هستند و قیمومیت بیگانه را پذیرفتند ؛ آیا قابل پذیرش و قابل اعتناء هست ؟! حتی فارغ از آنکه در سیاست کشور بیگانه بر حق باشد یا نباشد؟!
﷼ مهمتر از نظرات ایشان ، همدردی و بخصوص خیرخواهی اینها ( با عنایت به این اوصاف ) نسبت به مردم ایران ، بشدت محل تردید و بلکه غیر قابل باور نمیتواند باشد !
﷼ آیا نباید لااقل به رگه هایی از طوطئه و نقشه از سوی دولت آمریکا بخصوص سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی و ماموران براندازی دولت آمریکا ، در برنامه ها و نیز نظرات شما ( یا لااقل تعدادی از شماها ) حتی فکر کنیم و بتصور خود نیز راه دهیم ؟!!
﷼ آیا واقعا سرویسهای جاسوسی دولت آمریکا را اینقدر احمق بدانیم که از پتانسیلهای شما ها نمیخواهند استفاده کنند؟! یا که وضع آنقدر خراب است که شما حتی بدون دریافت هیچ پاداشی همینجوری بی مزد و منت ، در راستای منافع آنها در حال نقش آفرینی هستید؟!
محمود زارع
www.mzare.ir
......................................
پی نوشتها :
(1). جان دالرد /در نظریه مشهور خود بنام ناکامی – پرخاشگری .
(2).
توجه : استفاده از مطالب این پایگاه تنها با ذکر نام سایت و درج لینک آن مجاز است !
www.mzare.ir
[ راي به اين مقاله ] |